|
۲۳ تير ۱۳۸۳ |
|
صفحه 3 از 3 دوران استيلاى يونانىها اسكندر مقدونى به مصر و منطقه شام و فلسطين لشكركشى كرد و آن مناطق را فتح نمود و هواداران ايرانى و قدرتهاى محلى را كه رو در روى وى ايستاده بودند در هم شكست و وارد قدس گرديد و آنجا را كاملاً تحت فرمان خود درآورد. سپس بهسوى ايران رفت و در جنگى كه در »اربيل« شمال عراق رخ داد، داريوش سوم و لشكر او را نابود كرد و ايران را فتح نمود. بدين وسيله يهوديان از سال 331 ق.م تحت سيطره يونان درآمدند. پس از مرگ اسكندر، بين فرماندهان ارتش، بر سر امپراطورى بزرگ او كشمكش و اختلاف درگرفت. پس از اين اختلاف كه بيست سال به طول انجاميد، بطالسه (منسوب به بطلميوس) در مصر، بر بيشتر بخشهاى آن دولت، استيلا يافتند و سلوكىها (منسوب به سلوكوس) در سوريه بر بخشهايى ديگر از آن مسلط شدند. سرانجام قدس در سال 312 ق.م تحت سيطره بطلميوسيان قرار گرفت. سپس انتيوكوس، سلوكىف سوم، در سال 198 ق.م قدس را از تصرف آنان خارج كرد اما بار ديگر بطالسه بر قدس غلبه كرده و تا فتح روم، يعنى سال 64 ق.م در آنجا ماندند. تورات فعلى شش تن از بطالسه را به نام بطلميوس اول و دوم... تا آخر ياد كرده و مىگويد: بطلميوس اول روز شنبه داخل اورشليم شد و شمارى از يهوديان را دستگير و به مصر روانه كرد.28 همچنين پنج تن از سلوكيها به نامهاى »انتيوكوس« اول و دوم.. تا آخر را ياد نموده و مىگويد: چهارمين آنها به سال 175 تا 163 ق.م، به قدس لشكركشى كرد و تمام اشياء گرانبهاى معبد را به غارت برد و پس از دو سال ضربه بزرگى به قدس وارد كرد و آنچه داشت به يغما برد و خانهها و ديوارهاى آن را ويران كرد و زنان و كودكان را به اسارت درآورد و مجسمه خداى خود زففْس (زئوس) را در معبد نصب كرد و يهوديان را به پرستش آن فرمان داد، كه عده بسيارى پذيرفتند. اين در حالى بود كه در اثر جنبش يهوديانف مكابى، در سال 168 ق.م، برخى از آنان به مخفىگاهها و غارها پناه برده بودند.29 اين جنبش، كه يهوديان به آن افتخار مىكنند، شباهت زيادى به جنگ گروهها و دستههايى دارد كه يهوديان معتقد، عليه يونانيان بت پرست برپا كردند و در دوران مختلف پيروزيهاى محدودى بهدست آوردند، اين جنبش تا سلطه روميان همچنان ادامه يافت. دوره استيلاى روميان بومبى، فرمانرواى روم، ابتدا در سال 64 ق.م با اشغال سوريه، آن را به امپراطورى روم ملحق نمود و در سال دوم، قدس را تصرف كرد و آن را تابع فرمانرواى رومى سوريه قرار داد. در انجيل متى آمده است: در سال 39 ق.م قيصر روم، »اگوست هيروديس ادومى« را فرمانرواى يهوديان قرار داد و بناى معبد سليمان را به شكل وسيع و زيبا بازسازى كرد و در سال 4 ق.م درگذشت.30 چنانكه انجيلها آوردهاند، پسر وى هيروديس دوم، از سال 4 ق.م تا سال 39م. فرمانروايى كرد و حضرت مسيح(ع) در زمان او ديده به جهان گشود و او بود كه يحيى بن زكريا(ع) را به قتل رساند و سر او را بر طبقى زرين، براى سالومه يكى از عناصر بد كاره بنى اسرائيل هديه فرستاد.31 انجيلها و تاريخ نويسان، آشفتگيها و آشوبهايى كه در عهد نرون به سالهاى 54 - 68م. در قدس و فلسطين به وقوع پيوسته و ماجراهايى را كه ميان يهوديان و روميها و ميان خود يهوديها اتفاق افتاده بيان مىكنند. »فَسْبفسيان« قيصر روم، در سال 70م فرزند خود تيطفس را به عنوان فرمانرواى منطقه منصوب كرد و وى به قدس يورش برد، يهوديان در آنجا جمع شدند تا آنكه آذوقهشان تمام شد و ضعيف گرديدند، تيتوس ديوار شهر را خراب كرد و آن را به اشغال خود درآورد و با كشتن هزاران يهودى، خانههاى آنها را ويران و معبد را درهم كوبيده و به آتش كشيد و بهگونهاى آن رإ؛ از بين برد كه مردم حتى جاى آن را نيافتند. او باقىمانده مردم را به روم فرستاد. مسعودى در كتاب خود مىگويد: »شمار كشتهها در اين حمله از يهوديان و مسيحيان به سه هزار هزار (يعنى سه ميليون تن) رسيد«32 كه ظاهراً در اين رقم مبالغه وجود دارد. پس از اين حوادث، روميان با يهوديها شدت عمل بيشترى نشان دادند و اوج آن، زمانى بود كه كنستانتين و قيصرهاى پس از وى، آئين خود را بر اساس اعتقاد به مسيحيت بنا نهاده و يهوديان را مورد آزار و اذيت قرار دادند و از همين رو يهوديان، جنگ كسرى با روميان و شكست روم را در سال 620م. يعنى دوران ظهور پيامبر اسلام(ص)، مژده دادند و يهوديان حجاز خوشحال شده و براى مسلمانان آرزوى پيروزى كردند، پس خداوند آيهاى نازل كرد كه مىفرمايد: الف، لام، ميم، روميان مغلوب گرديدند در نزديكترين سرزمين و آنان پس از مغلوب شدنشان بهزودى غالب مىگردند، در اندك سالى، فرجام كار در گذشته و آينده از آن خداست و آنروز ايمان آورندگان شاد مىگردند به يارى خدا و او هر كسى را كه بخواهد يارى مىكند و اوست غالب و مهربان.33 به گفته مورخان، پس از پيروزى ايرانيان، يهوديان، شمار زيادى از اسراى مسيحى رومى را كه بالغ بر 90 هزار نفر مى
پىنوشتها: 1. كتاب دوم، باب 33: 50 - 53. 2. كتاب دوم، باب 1: 38. 3. داوران، باب 3: 13. 4. داوران، باب 4: 2. 5. داوران، باب 1: 8. 6. داوران، باب 13: 1. 7. سوره بقره(2) آيه246. 8. سفر صموئيل، اصحاح 24: 24 و سفر اخبار اول، اصحاح 2822:21. 9. سوره شورى(42) آيه27. 10. سفر اول (فرمانروايان)، اصحاح 11: 1 - 13. 11. سفر (فرمانروايان)، باب 12: 26 - 33. 12. سفر اخبار فرمانروايان، باب 12: 31 و سفر دوم فرمانروايان، باب 11: 13 - 15 و باب 13: 9. 13. سفر اول اخبار فرمانروايان، باب 14: 21 - 24 و سفر دوم، باب 11: 13 - 17 و باب 12. 14. سفر اخبار فرمانروايان، باب 14: 25 - 26. 15. سفر دوم فرمانروايان، باب 13: 3 - 13. 16. كتاب دوم فرمانروايان، باب 21:. 16 - 17. 17. كتاب دوم فرمانروايان، باب 24: 3 و باب 12 - 17 - 18. 18. كتاب دوم فرمانروايان، باب 14: 11 - 14 و باب 25: 21 - 24. 19. كتاب دوم اخبار فرمانروايان، باب 15: 29. 20. اخبار روزها، باب 5: 29. 21. كتاب دوم فرمانروايان، باب 17: 5 و 6 و 18. 22. كتاب اخبار فرمانروايان، باب 18: 13 - 15. 23. كتاب عزرا، باب 4: 10. 24. كتاب دوم فرمانروايان، باب 24: 17 - 20 و 25 و كتاب دوم اخبار، باب 36: 11 - 21 و كتاب ارميا، باب 39: 1 - 4. 25. كتاب دوم فرمانروايان، باب 24: 17 - 20 و 25 و كتاب دوم اخبار، باب 36: 11 - 21 و كتاب ارميا، باب 39: 1 - 4. 26. كتاب عزرا، باب 6: 3 - 7 و باب 1: 7 - 11. 27. كتاب عزرا، باب 6: 1 - 15. 28. كتاب دانيال، باب 11: 5. 29. كتاب مكابيان، باب 1: 41 - 53. 30. انجيل متى، ص 2. 31. انجيل مفرقس، 6: 16 - 28. 32. التنبيه والإشراف ص 110. 33. سوره روم( ) آيه5-1. 34. تاريخ طبرى: ج 3 ص 105.
موعود شماره 44
|