|
مسيح يهودى و فرجام جهان-4 |
|
|
|
۲۳ تير ۱۳۸۳ |
|
صفحه 4 از 4 بعدها ملاحظه مىكنيم، پنجاههگرايى، مكتبى مسيحى اما مسيحيتى يهودى شده مىشود، كه بهوسيله اسقف »جيمز سوگرت« تأثير بسيار زيادى بر آمريكائيان مىگذارد. (در اين باره در صفحات آينده به تفصيل سخن خواهيم گفت).8 بهنظر مىرسد، عقيده رويت يهوه، به عنوان جنبشى افراطگراتر از جنبش مردمى (شنبه بودن روز هفتم) از آن جدا شده و در ايالات متحده ظهور مىكند. مىتوان گفت، اين عقيده و ياران و پيروان آن به شكلى از پنجاههگراهاى افراطى و تندرو بودند. عقيده رويت يهوه را »چارلز تاز راسل« (1916-1852) در ايالات پنسيلوانيا مطرح كرد. راسل در سال 1886 كتاب خويش عوالم سهگانه يا برنامه فداكارى را منتشر و در آن عنوان كرد، سال 1914، سال پايان جهان است، در اين سال، فرصت ملل (فرجام تاريخ) به پايان مىرسد و خداوند از يهود خشمگين شده و بدين ترتيب بر آنها لازم مىشود، براى تأسيس دولتى يهودى به فلسطين بازگردند؛ چرا كه هيچ راهى براى برپايى حكومت خداوند وجود ندارد، مگر اينكه ملت يهود به وطن خويش بازگردند. بر خلاف آنچه كه راسل پيشگويى كرده بود، جهان در سال 1914 به پايان خود نرسيده است، بلكه در اين سال جنگ جهانى اول آغاز شد. هنگامى كه راسل در سال 1916 چشم از دنيا فرو بست، رهبرى جنبش را يارش »ژوزف رزرفورد« طى سالهاى 1917 تا 1938 بهدست گرفت و نام »رويت يهوه« را بر آن نهاد. اين نام از عبارت »يهوه مىگويد، شما مرا مىبينيد« كه در سفر اشعيا ذكر آن رفته است، گرفته شده بود. پس از فورد، »ناتان هومر« رهبرى جنبش را بهدست گرفت. ياران و پيروان »رويت يهوه« اعتقاد دارند، يهوه (خداى يهود) مشعل حقيقت را بهدست راسل روشن ساخت، چون او و پيروان و يارانش به رسالت راستين يهوه، جهت نشر آن ميان انسانهاى شر و نادرست ايمان آورده بودند. با وجود اينكه كلسياى رويت يهوه، مسيحى به شمار مىآيد، اما آنها لاهوت مسيح و عقيده تثليث و برانگيختگى جسمى مسيح را انكار مىكنند و به جاى آن اعتقاد دارند، يسوع پسر يهوه است و رسالتش پاك نمودن و تطهير بشريت نيست، بلكه بزرگداشت قدرت يهوه و تأكيد بر حاكيمت اوست و مرگ مسيح را مرگى ابدى مىداند. ياران و پيروان »رويت يهوه« اعتقاد دارند، پايان داورى در روز رستاخيز از سال 1914 (سالى كه راسل آن را سال پايان و فرجام جهان به شمار آورده بود)، پس از پايان يافتن موجوديت شش هزار ساله بشريت آغاز شد و جهان همچنان در انتظار ظهور مسيح است. اما او، مسيح پسر مريم نيست، بلكه مسيح موعود آنهاست كه ظهور مىكند تا حكومتش را در اورشليم برپا دارد. اين عقيده بر آنچه كه در سفر دانيال پيرامون عصر و زمانه آمده، استوار است. در سفر دانيال مىخوانيم كه بر ملت و اورشليم پايان يافتن گناهان و معصيت و صدور فرمان از سوى يهوه به مسيح منتظر جهت ساخت درباره اورشليم و نجات ياران و پيروان يهوه مقدر شده است(!!). براساس تفسير پروتستانتى كه »جان نلسون داربى« (1882-1800) ارائه داد، الوهيت و انديشه آمريكايى در قرن نوزدهم، حماسهاى براى نظريه هزاره »مردمى« خلق كرد. داربى عنوان كرد، جهان قبل از هزاره محكوم به تدبيرات مرحلهاى خداوندى است؛ چون خداوند تاريخ بشريت را تا پايان آن هدايت مىكند، او در اين گفتهها بر آنچه كه در سفر دانيال (اصحاح نهم 27-24) پيرامون هفتاد هفته آمده تكيه كرد و از آنچه كه در سفر حزقيال (اصحاح چهارم: 16) ذكر شده بود، استفاده كرد. در اين سفر مىخوانيم كه هر روز مساوى يك سال است. به اين ترتيب و با اين محاسبه هفتاد هفته، 490 سال مىشود، پس از آن فرجام تاريخ فرإ؛ مىرسد. دار
پىنوشتها : .Sp.1972 ,American Historical Quartely :American And The HolylandIn ,Selig Adler .1 2 . ياران و پيروان هر دو آيين مسيحيت و يهوديت به ظهور يك منجى اعتقاد دارند، مسيحيان به ظهور حضرت مسيح(ع) و يهوديان به ظهور »ماشيحاه« معتقد هستند و منظور از ماشيحاييان در اينجا ياران و پيروان »ماشيحاه« همان موعود يهوديان است.(مترجم) 3 . دانيال و حزقيال از پيامبران عهد قديماند و زندگى و سفر خويش را طى دوره اسارت بابلى در قرن ششم قبل از ميلاد گذراندند. هر دو سفر به جا مانده از پيامبران مذكور يهود را به تكفير گناهان و خطاهايشان و بازگشت به اورشليم دعوت مىكند. 4 . در كتاب مقدس گوسفند سمبل قربانى كردن است. در انجيل يوحنا، مسيح، بره خداوند ناميده مىشود؛ »فردا يوحنا به يسوع نگاه كرد كه به سوى او مىآمد، گفت: اين همان بره خداست كه گناه جهانيان را برطرف مىكند« (يوحنا 29:1). .Op.cit ,Harold Bloom .5 6 . پيروان هر يك از آيينهاى اسلام، مسيحيت و يهوديت اعتقاد دارند، روز هفتم هفته همان روزى است كه دين آنها اظهار كرده است، مثلاً ما مسلمانان اعتقاد داريم، اين روز جمعه است، در حالىكه مسيحيان آن روز يكشنبه و يهوديان آن روز شنبه مىدانند (مترجم). .Op.cit ,Harold Bloom .7,8 9 . يديشى: زبان آلمانى آميخته به لغات عبرى(مترجم). ThePenguin ,London ,David S.Katz And Richard H.Popkin,Messianic Revolution .10,11 .Press.1999 .p.198-9 .op.cit ,Henry Feingold .12
موعود شماره 44
|