|
اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک لبنان و بازیگری بنام حزب الله |
|
|
|
|
|
صفحه 3 از 3 با آغاز حركت امام موسي صدر، تعداد زيادي از جوانان از احزاب ملي و چپ به حركت المحرومين و جنبش امل پيوستند ، امابا از دست دادن 2 رهبر اصلي اين جنبش (امام موسي صدر و شهيد مصطفي چمران ) جنبش امل ، توانايي حفظ وحدت و يكپارچگي نيروهايش را از دست داد. از طرفي چرخش ايدئولوژيك برخي عناصر سياسي امل از مذهب شيعه به سمت حركت سياسي لائيك ، انگيزه جوانان شيعي را براي پيوستن به صفوف مجاهدين تقويت كرد.
جالب آنکه ، همان جوانانی كه در سالهاي اوليه مقاومت اسلامي و نيز در سالهاي بعد به صفوف مجاهدان پيوستند، پس از ظهور انديشه جديد مقاومت اسلامي ، حزب الله را تشكيل دادند.
اين مجموعه هاي شيعي بر حول محوري گردآمده بودند كه داراي اين ويژگي ها بود :
1) حضور رهبران شيعه در هسته اوليه مقاومت اسلامي 2) تلاش براي رفع محروميت از شيعيان لبنان 3) برخورداري از حمايت هاي مرجعيت تشيع و حضرت امام خميني (ره) 4) الگوگرفتن از نيروهاي سپاه پاسداران به عنوان نماد انقلاب اسلامي ايران 5) مبارزه با اشغالگري و كسب استقلال سياسي 6) مخالفت با نظام ناعادلانه طائفه گري در لبنان
مجموعه هاي متفرق اسلامگرا كه بعلبك را پايگاه خود قرار داده بودند بدرستي دريافتند كه در شرايط حاضر تنها راه نجات ، حفظ وحدت و يكپارچگي است. آنها در تاثيرپذيري از ديدگاه هاي سياسي امام خميني (ره) و در اعتقاد به ضرورت مقابله با اسرائيل با يكديگر وحدت نظر داشتند. از اين رو به اين نتيجه رسيدند در شرايطي كه ظرفيت لازم براي مبارزه با دشمن خارجي در ديگر احزاب و سازمان هاي سياسي وجود ندارد، بايد با بهره گيري از تجارب انقلاب اسلامي ايران به فكر ايجاد تشكيلاتي متناسب با وضعيت جاري خود باشند.
بر همين اساس ، كميته اي 9 نفره در پاييز 1982 براي پي ريزي چارچوب سياسي موردنظر شكل گرفت و شروع حركتهاي نظامي حزب الله نيز متقارن با همين ايام بود.
در 11 نوامبر 1982، اولين عمليات شهادت طلبانه عليه مقر فرماندهي ارتش اسرائيل در شهر "احمد قصير" انجام و منجر به هلاكت 76 افسر و سرباز اسرائيلي شد.
پس از اتمام كار كميته 9 نفره ، شوراي لبنان متشكل از 5 نفر از اعضاي كميته قبلي به وجود آمد. اين شورا نيز تا مدتها به دليل ملاحظات امنيتي و تشكيلاتي به صورت غيرعلني به فعاليت خود ادامه مي داد. با اين وجود بتدريج چهره هايي چون سيدعباس موسوي ، شيخ صبحي طفيلي ، شيخ حسن كوراني ، سيدحسن نصرالله ، حسين موسوي (ابوهشام)، محمدرعد و... به عنوان رهروان اسلامگرا در بعلبك و جنوب لبنان معروف شدند.
هنگامي كه تشكيلات و سازماندهي حزب الله و مقاومت (شاخه نظامي آن)، استحكام لازم را پيدا كرد، حزب الله دريافت كه بايد هويت مقاومت اسلامي را اعلام كند زيرا كتمان اين مساله ، گرچه مقاومت را از ضربه پذيري و نابودي زودرس محفوظ مي داشت ، اما از نظر دستاوردهاي سياسي ، حزب را در حاشيه ديگر گروههاي سياسي قرار مي داد. در این راستا ، در 6 ژانويه 1984، مقاومت اسلامي در لبنان با صدور اولين بيانيه نظامي با امضاي مقاومت اسلامي ، اعلام موجوديت كرد. در واقع نياز حزب الله به حضور سياسي باعث شد مقاومت اسلامي به شكل مستقل و رسمي به فعاليت خود ادامه دهد.
با گسترش عمليات مقاومت عليه اشغالگران توسط شوراي لبنان ، شعارهايي با عبارت "حزب الله ظهور يافت " ، البته نه به عنوان رسمي يك گروه سياسي ، بلكه به معناي عام آن به كار مي رفت تا اين كه در ماه مي 1984، شوراي لبنان تصميم گرفت نام ثابتي براي تشكيلات خود انتخاب و بيانيه هاي خود را با آن نام صادر كند. لذا نام "حزب الله لبنان" انتخاب و دفتر سياسي حزب ، راه اندازي شد. در اين زمان ، حزب الله سعي در گسترش و همه گيركردن مقاومت داشت و مي خواست شبكه هاي كوچك مقاومت را به خود جذب كند; بنابراين پس از مدتي توانست بعد از بعلبك در بيروت و مناطق جنوبي لبنان ، حضور فعال پيدا كند.
اين امر باعث شد حزب الله بدون واهمه لو رفتن ، حجم عمليات نظامي عليه ارتش اسرائيل در جنوب را افزايش دهد.
سرانجام فشارهاي نظامي حزب الله در طول سالهاي 1983 و 1984، رژيم اسرائيل را واداشت تا در 14 ژانويه 1985، تصميم به عقب نشيني بگيرد. اين عقب نشيني به سمت باريكه كمربند امنيتي از فوريه 1985 آغاز مي شود و اسرائيل ، اولين شكست رسمي خود را تجربه مي كند. همزمان با شروع اين عقب نشيني از شهر صيدا، حزب الله در يك گردهمايي رسمي در 16 فوريه 1985 با صدور نامه اي سرگشاده ، هويت ، استراتژي و برنامه ايدئولوژيك خود را براي اولين بار اعلام مي كند و به فعاليت هاي پنهاني خود خاتمه مي دهد.
نقش بلامنازع حزب الله در رهبري و سازماندهي مقاومت هاي مردمي و پرهيز از بزرگنمايي اختلافات ميان احزاب رقيب در مواجهه با اسرائيل در كنار موفقيت كم نظير اين حزب در عقب راندن رژيم صهيونيستي به كمربند امنيتي ، موجب شد جايگاه حزب الله نه تنها در عرصه هاي داخلي بلكه در عرصه هاي بين المللي ارتقا يابد و كسب مشروعيت بين المللي براي اين حزب ، سير صعودي پيدا كند. اين مساله حتي در ميان صحبتهاي سران رژيم صهيونيستي نيز مشهود بود .صريح ترين اعتراف از آن اسحاق رابين ، در زمان تصدی وزارت دفاع اسرائیل بود كه گفت: "حمله نظامي اسرائيل باعث شد تا غول شيعه از بطري خارجي شود."
نگراني مقامات اسرائيل پس از اين پيروزي ، به خاطر ترس از گسترش روش مبارزاتي حزب الله ميان مسلمانان نوار غزه و كرانه غربي رود اردن ، روند فزاينده اي به خود گرفت. پس از صدور نامه سرگشاده ، فعاليت هاي رسمي و علني حزب الله اوج گرفت و از حالت صرفا امنيتي و كاملا محرمانه خارج شد و حالت نيمه محرمانه پيدا كرد. محبوبيت روزافزون حزب الله پس از علني شدن آن ، سبب شد جوانان مسلمان بيشتري به اين حزب بپيوندند كه اين امر، خود به تقويت حركتهاي اسلامگرا در لبنان كمك مي كرد و از طرفي حساسيت سوريه را نسبتا به آنچه رشد راديكاليزم ديني مي خواند، برانگيخته بود. در عين حال تشكيل حزب الله در بدو امر، برخي گروههاي سنتي سياسي در جنوب لبنان را متوجه خود ساخت و اين مساله حتي تا مرز درگيري هاي نظامي هم پيش رفت كه البته موقتي بود. توافقنامه "دمشق 1" كه با فشار ايران و سوريه در 30 ژانويه 1989 ميان حزب الله و گروههاي سياسي نظامي قديمي تر امضاء شد، تا حدودي از اين درگيري ها كاست ، اما كاملا به آن پايان نداد. اما با اصرار سوريه در اكتبر 1990، توافقنامه "دمشق 2" به امضا رسيد و سرانجام به درگيري ها پايان داد.
اين درگيري ها كه در واقع ، فرصتي طلايي براي اسرائيل به حساب مي آمد، به قدرت نظامي و ساختار تشكيلاتي امل كه به خاطر چرخش هاي ايدئولوژيك رهبرانش از نظر سياسي تضعيف شده بود ضربات سختي وارد كرد.به اين ترتيب ، تمركز سياسي و نظامي براي مقاومت عليه تجاوزطلبي اسرائيل به گروه حزب الله كه طرفدارانش بسرعت بيشتر مي شدند، منتقل شد.
در این راستا ، در دهه 90 ميلادي ، اسرائيل 2 عمليات بزرگ ديگر را در لبنان با هدف سركوب مقاومت اسلامي و ايجاد كمربند امنيتي ، سازماندهي كرد: - عمليات تسويه حساب - عمليات خوشه هاي خشم.
در عمليات تسويه حساب ، هدف اصلي اسراييلي ها، از بين بردن رابطه شيعيان و طوائف مختلف با حزب الله بود اما نتيجه معكوس به دنبال داشت.اين عمليات نه تنها رابطه شيعيان با حزب الله را از بين نبرد، بلكه يك نوع همبستگي ملي ميان تمام طوائف مذهبي لبنان درخصوص مشروعيت مقاومت ايجاد كرد.
عمليات خوشه هاي خشم نیز به عنوان "آخرين تلاش گسترده اسرائيل براي سركوب حزب الله" شانزده روز به طول انجاميد; در اين تهاجم ، مهمترين فاجعه در روستاي "قانا" به وقوع پيوست. انعكاس خبر اين فاجعه ، محكوميت هاي شديد جهاني را در پي داشت. حزب الله در پاسخ به اين تهاجم ، شهرك هاي يهودي نشين را زير آتش موشكهاي خود قرار داد و شهرك نشينان را وادار به عقب نشيني از مواضع خود كرد. شدت و قدرت اين پاسخ ، اسرائيل را مجبور كرد از حمله به مناطق مسكوني تا حد زيادي پرهيز كند. اين عمليات همچنين قدرت و توان دفاعي حزب الله را بيش از پيش به نمايش گذاشت.
اما اتفاق مهمی در این زمان رخ داد و با به دست آوردن رسميت مقاومت عليه اشغالگري در جريان جنگ 1996، حزب الله توانست با تجديد و تثبيت حضور خود در پارلمان ، از "جنبه سياسي" نيز رسميت پيدا كند. در خلال سال هاي 85 تا اواخر دهه 90 ميلادي ، حزب الله با چالشهاي ديگري مواجه شد اما آنها را با موفقيت از سر گذراند. ترور و ربودن رهبران حزب الله از سوي عناصر اسراييلي يا هواداران آنها، يكي از مهمترين چالشهاي فراروي اين حزب بود. در اين سالها، افرادي نظير سيدعباس موسوي (دومين دبيركل حزب الله ) و شيخ راغب حرب به شهادت رسيدند و برخي ديگر نظير شيخ عبدالكريم عبيد ربوده شدند. خطر ديگري كه حزب الله را تهديد مي كرد، خطر تجزيه و انشعاب اين حزب پس از بركناري شيخ صبحي طفيلي " اولين دبيركل حزب الله " بود. وي بتدريج ، علم مخالفت عليه حزب الله را برافراشت ، اما درايت حزب الله در برخورد با گروههاي انشعابي نشان داد اين گروهها پايگاه محكمي در ميان مردم لبنان ندارند و بزودي انشعابيون مجبور شدند به حقانيت راه حزب الله اعتراف كنند.
همانطوری که اشاره شد ، پس از پيروزي حزب الله در جنگ 1996 و تبديل شدن مقاومت به خواست ملي در ميان كليه طوائف مذهبي لبنان ، موفقيت هاي فزاينده ديگري در سطح داخلي و منطقه اي از آن حزب الله شد كه حاكي از دوران اقتدار كامل اين حزب است. برخورد 2 بالگرد اسرائيلي حامل 73 كماندو در جنوب لبنان كه منجر به كشته شدن تمامي سرنشينان آن شد، افكار عمومي اسرائيل را عليه دولت خود "مبني بر عقب نشيني هر چه سريع تر" برانگيخت و حزب الله با جنگ رواني و رسانه اي خود به اين مساله شدت بيشتري بخشيد. در عمليات انصاريه در سال 1997، جاسوسان اسرائيلي براي اولين بار در تله مين گذاري شده به دام افتادند و اسرائيل از لحاظ اطلاعاتي نيز براي نخستين بار شكست خورد. يكي از فعاليت هاي مهم حزب الله در برخورد با نظاميان اشغالگر، استفاده از رسانه هايي چون "تلويزيون المنار"، "راديو النور" و "هفته نامه العهد" براي بيان ديدگاه ها و مواضع خود بود. حزب الله با استفاده از اين ابزارها، يهوديان شهركهاي اسرائيل را هدف قرار داد و با يك برنامه ريزي حساب شده رواني ، زمينه ساز فرار نيروهاي اسرائيلي را فراهم كرد. علاوه بر آن ، حزب الله در عرصه هاي اجتماعي و سياسي داخلي نظير انتخابات شهر و روستا، پيروزي هاي چشمگيري به دست آورد. خدمت رساني در عرصه هاي اجتماعي ، يكي ديگر از شاخه هاي فعاليت حزب الله بود. از طرف ديگر، روابط حزب الله با دولت از زمان اميل لحود روبه بهبودي گذاشت. در پي نزديكي دولت و حزب الله ، مزدوران آنتوان لحد 3 ژوئن 1999، به فرمان ارتش اسرائيل از جزين در جنوب لبنان به صورت يكجانبه عقب نشيني كردند. روند عقب نشيني تحت فشار حزب الله و افكار داخلي اسرائيل به گونه اي بود كه يكي از محورهاي مبارزات انتخاباتي نخست وزيران اسرائيل در سال 1999 را شامل مي شد. ايهود باراك ، تنها رقيب نتانياهو در مبارزه انتخاباتي وعده داده بود در صورت پيروزي ، ارتش اسرائيل را در خلال يك سال از جنوب لبنان خارج كند. وي پس از پيروزي خود، زمان عقب نشيني را حداكثر تا پيش از هفتم ژوئيه 2000 مشخص كرد. نهایتاً ، در بامداد 24 مي 2000 (مطابق با 4 خرداد 1379) ارتش اسرائيل به يكباره و به صورت كاملا ناگهاني اقدام به تخليه كليه مواضع خود در جنوب لبنان كرد و دولت لبنان بعد از آن ، 25 مي 2000 را روز مقاومت و آزادسازي اعلام نمود. اما ، مهمترين دستاوردها و پيامد اين عقب نشيني عبارت بود از : - شكست ارتش اسطوره اي اسرائيل - پذيرش حزب الله به عنوان سمبل مقاومت در داخل و خارج و به ويژه در سطح كشورهاي عربي و اسلامي و تاثير سريع آن بر انتفاضه مردم فلسطين
از این پس حزب الله با خفظ "استراتژی مقاومت" ، "استراتژیهای سیاسی" را نیز در پیش گرفت و به بازیگری فعال در لبنان و منطقه تبدیل شد و در پی آن با بدست گیری بخشی از کابینه لبنان نقش سیاسی خود را تثبیت کرد .
آنچه مبرهن است ، حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان تحت لوای به اسارت گرفتن دو نظامی این رژیم توسط حزب الله لبنان ، پروسه ای بلند مدت برای جلوگیری از رسمیت سیاسی روزافزون حزب الله است . در این راستا ، اسرائیل مشخصاً با حمله گسترده به تأسیسات و زیرساختهای جنوب لبنان ، سعی دارد حضور و ارتباطات نظامی حزب الله را در این منطقه غیرممکن کند و از طرفی با اعمال فشار بر حزب الله از طریق رویارویی احزاب داخلی لبنان ، درپی کاهش قدرت و تأثیرگذاری حزب الله است .
مهدی علیخانی کارشناس مسائل خاورمیانه www.alikhani.net
|