دايرة حضور موجودات برزخي بسيار وسيع است و به قول بعضي از حكما، اطراف هر انساني بيحد و حصر ملائكه و قواي نامرئي ملكوت در حال رفت و آمد هستند و گاهي در خواب براي بعضي از اهل مراقبه نقطة شروعي ايجاد ميشود و بابي از فضل الهي مفتوح ميگردد. اما همينجور كه عرض كردم اينها بسيار متعدد و متنوع هستند. غير از اينكه موجودات عالم ملكوت انواع دارند، هر نوعي هم داراي مسئوليتي خاص هستند و اين بحث جاي كار بسيار دارد و اگر انسان در آيات و رواياتي كه در اين زمينه آمده، تدبر داشته باشد بركات زيادي براي او خواهد داشت. ظهور قواي عالم ملكوت از يك نظر و به يك اعتبار همه جا را گرفته است. هر برگي ظهور در توحيد دارد و دفتري است از توحيد الهي.
گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمين شيخجعفر ناصرياشاره:حجتالاسلام و المسلمين شيخ جعفر ناصري از جمله محققان و مبلغان معارف اخلاقي و مهدوي و از جملة شاگردان اخلاقي آيتالله سيد عبدالكريم كشميري(ره) و همچنین پدر گراميشان آيتالله ناصري دولتآبادي می باشند. ايشان در حال حاضر مسئوليت مدرسة علميه صاحبالزمان(ع) اصفهان و نيز مؤسسه فرهنگي دارالهدي (در زمينه مباحث اخلاقي و مهدوي) را به عهده دارند. با توجه به اهميت موضوع ارتباط با عالم غيب، رؤيت و مشاهدة امام غايب(ع) در عصر غيبت كبری، با ايشان به گفتوگويي صميمانه پرداختيم كه آن را به حضور خوانندگان موعود تقديم ميكنيم؛باشد كه راهنماي صادقي براي محك مدعيان اين امر باشد.
با تشکر از قبول زحمت این گفتگو لطفا بفرماییدساکنان عالم غیبی چه موجوداتی را شامل می شوند؟ بايد توجه داشته باشيم كه عالم سير خودش را دارد؛ چه در ملك و چه در ملكوت. و خداي متعال انسان را مأمور به ايمان و عمل صالح كرده براي اينكه به شهود حقايق برسد و ساكنان عوالم غيبي منحصر به ملائكه نيستند. موجودات برزخي موجوداتي هستند كه عالم جداگانهاي دارند، ارواح هم موجودات لطيفي هستند كه عالم جداگانهاي دارند. روح مؤمن در عالم برزخ در قالبي است كه آن قالب به ايام حيات و زندگاني او بسيار شبيه است اما مجرد و لطيف است. ملائكه اجسام لطيفي هستند اما ارواح قالب ديگري دارند. اصلاً بخشي از ملكوت، اعمال مجسم انسانها را صورت ميدهد؛ يعني نماز مؤمن، روزة مؤمن، حج مؤمن به صورت فردي درميآيد كه تا مقام قرب الهي عروج پيدا ميكند1.
اين قالبهاي عبادي كه صور ممثلة عبادات و اعتقادات هستند عالم جداگانهاي دارند. در اينجا بايد متذكر اين مطلب هم بشويم كه شياطين هم جنس لطيفي از آتش دارند و آنها عمل انسانها را ميبينند و به همين خاطر اخلاص مؤمن هميشه در خطر است. چون خود مؤمن هنوز به شهود نرسيده است، نميداند نمازي را كه ميخواند به چه صورت درآمد و كجاي آن نقص داشت ولي شياطين بلافاصله حاضر ميشوند. وقتي عبد صالحي نماز شبي ميخواند همان موقع اين نماز صورت ملكوتي پيدا ميكند و ممثّل به صورتي ميشود. ملائكه آن را برميدارند و تا مقام قرب الهي بالا ميبرند ولي شيطان بلافاصله خودش را ميرساند ببيند آيا ميتواند عمل مؤمن را مخدوش كند و به اخلاص مؤمن آسيب بزند و عملش را از بين ببرد؟ آيا ميتواند مؤمن را به عجب و ريا مبتلا كند؟ وقتي مؤمن دچار عجب و ريا شد آن صورت ممثل مخدوش ميشود و قدرت ارتقا و طيّ طريق تا مقام قرب را نخواهد داشت. شيطان اين مسئوليت را به عهده خودش و ابنائش گذاشته است. شيطان همانند خون در رگ و ريشة بنيآدم در سريان و جريان است. اصلاً ديدن شيطان كار هر كسي نيست. ديدن شيطان كه از اجسام مجرد به شمار ميآيد، كار اولياي شيطان است. چنانكه فرعون شيطان را ميديد و شيطان سراغ او ميآمد و يا كار انبيا و كساني است كه اهل شهود باشند. آنها هستند كه ميتوانند او را و خرابكاري او را ببينند.2
شياطين خوب ميدانند كه چگونه عمل مؤمن را خراب كنند. بالاخره شيطان مسيري را طي كرده و به فرمايش اميرالمؤمنين سجدههاي شش هزارساله داشته است. شما ببينيد كه در ابتداي خلقت وقتي شيطان وقت و فرصت از خداوند خواست، خداي متعال فرمود تو را تا «روز وقت معلوم» فرصت خواهيم داد درحالي كه او تا قيامت فرصت خواسته بود ولي خداي متعال تا زمان ظهور حضرت بقيهالله ـ روحيلهالفداء ـ به او فرصت داد و او قسم ياد كرد كه « فبعزّتك لأغوينّهم أجمعين إلّا عبادك منهم المخلَصين؛ خدايا من به عزت و جلال تو اينها را گمراه خواهم كرد مگر بندگان مخلَصت را»3 آن زمان كه هنوز بندگان مخلَص به دنيا نيامده بودند. ابتداي خلقت حضرت آدم بود ولي او به كار خودش و كيفيت كارش احاطه داشت. او ميداند هر عمل صالحي وقتي از مؤمن صادر ميشود قابل خدشه است مگر عملي كه از روي اخلاص صادر شود. كه آن عمل در زاويهاي صادر خواهد شد و ارتقا پيدا خواهد كرد كه شيطان نميتواند آن عمل را ببيند لذا از همان اول آن عمل خالص و عمل مخلصين را استثنا كرد. به دليل اينكه آن عمل براي او نامريي خواهد بود و او نميتواند بر آن احاطه داشته باشد. شياطين احاطة زيادي به كار دارند و كيفيت خراب كردن را خوب بلد هستند. آنها جنس و مواد كارشان مواد ديگري است.4
شيطان مواد كار خودش يعني حلم، ايمان، نماز و ... را ميتواند ببيند و به آنها آسيب وارد كند از آن طرف كسي كه اهل شهود شده و چشمان او آن قدر لايق و پاك شده است كه موجودات مجرد ملكوت را ميتواند درك كند، يا به فضل خدا ميتواند اعمال خود را از آفت نگه دارد.
آيا عوالم غيبي و ساكنان آنها قابل دستهبندي هستند يا خير؟ و در صورتي كه قابل دستهبندي هستند، به چه صورت دستهبندي ميشوند؟ به هر حال عوالم غيب و ساكنان آنها داراي مراتب هستند و از نظر قرآن و روايات اين موضوع امري بديهي است. يكي از ساكنان غيب حضرت جبرئيل(ع) است كه به تعبيري ايشان را بايد سلطان ملكوت بخوانيم و طبيعي است كه ايشان زيرمجموعههاي متعددي داشته باشد. رواياتي كه ملائكه را معرفي ميكنند در ضمن اين روايات درجات و مقام آنها را ميتوان فهميد. طبيعي است كه ملائكهاي كه موكل
فرود آوردن قطرههای باران هستند درجه و مقامشان با حضرت جبرئيل(ع) كه هميشه در محضر انبياي عظام و استادش اميرالمؤمنين(ع) بوده است، فرق ميكند.
دستهبندي ساكنان ملكوت كار آساني نيست و يك تحقيق وسيع و رجوع به آيات و روايات ميطلبد. به طور كلي بايد بگوييم كه دستهبندي ساكنان عوالم غيب به حسب مراتب آنهاست و مراتب آنها هم به حسب معرفت آنها و مسئوليت آنها. ملائكهاي كه به شيعيان اهلبيت(ع) خدمت ميكنند و سلام شيعيان را به حضرت اباعبدالله(ع) ميرسانند. ملائكهاي كه نماز را ارتقا ميدهند و به مرتبة قرب الهي ميرسانند. اينها در جاي خودش دستهبندي و درجهبندي شده هستند و مهم آن است كه انسان قوه بصيرتي پيدا كند و بتواند ببيند كه در آيات بسياري به اين معنا اشاره شده و مردم و مؤمنين را به اين ترغيب كردهاند كه داراي بصيرت باشند و يكي از مراتب بصيرت، شهود ساكنان ملكوت است.
براي حضرت ابراهيم(ع) اين شهود در حد بسيار وسيعش پيدا شد. اميرالمؤمنين(ع) نيز ميفرمايد: «لوكشف الغطاء ما ازددت يقيناً؛ اگر پردهها كنار بروند براي من يقيني بيش از آنكه دارم پيدا نخواهد شد.» براي اينكه آن بزرگوار دائم پشت پرده را ميبيند. پرده براي ما پرده است و الّا براي آن بزرگوار كه تا منتهاي
معراج پيامبر اكرم(ص) را ديده و در شب معراج به سبب داشتن بصيرت آن حضرت را همراهي كرده و آزادي روح، روح آن بزرگوار به همراه جسم رسول خدا مشرف به نزديكترين قرب ربوبي شده است، هيچ پرده و غطائي نخواهد بود.
ارتباط و اتصال انسان با موجودات عالم غیب چگونه حاصل می شود؟آیا این ارتباط در اختیار ا نسان هست؟ در مورد نحوة ارتباط و اتصال با اين موجودات بود، بايد گفت كه فقط با ايمان، عمل صالح و رسيدن به شهود ميتوان به اين مقام رسيد.
ما همانطور كه دو چشم ظاهر داريم، دو چشم باطن هم داريم و اين دو چشم باطن بايد باز و روشن شوند براي درك حقائق باطنية برزخية ممثّله. بايد چشم باز شود تا بتواند ارتباط و اتصال برقرار كند. برخي اولياي خدا بودهاند كه به اين شهود رسيدهاند. گاهي در شب قدر براي بعضي از اولياي خدا (پردهها) كنار ميرفته و مشاهده ميكردهاند. گاهي به دلايلي نصيب يكي از اولياي خدا شهود زياد بوده و مشاهده ميكردهاند.5
بعضي از اوليا نقل ميكنند كه در بيابان ميگفتهاند اذان صبح شد و وقتي از آنها ميپرسيدند آقا شما از كجا فهميديد؟ ميفرمودند كه ملائكة شب رفتند و ملائكة روز آمدند. وقتي انسان به شهود رسيد بركات بيحدّ و حصري خواهد داشت.
خلاصه اينكه ارتباط انسان با موجودات غيبي (البته با آن دسته از موجودات كه امكان دارد در قلمرو حس انسان قرار بگيرند) به دوگونه تصور ميشود:
اول، گاهي با موجودات مجرد همچون ملائكه است كه اين اختياري نيست، به اين معنا كه هروقت انسان اراده كند بتواند با آنها رابطه برقرار كند، بلكه علاوه بر فراهم آمدن مقدمات اذن خداوند متعال هم بايد به آن تعلق گيرد. در صورت مشاهده چه بسا به صورت انسان ظاهر ميشوند همچون ظهور ملك روح كه براي حضرت مريم (س) به صورت بشر متمثل شد:
«فتمثّل لها بشراً سويّاً»6.
دوم، برخي هم ممكن است در تسخير انسان قرار گيرند چه بسا احتمال اختياري بودن ارتباط با آنها مطرح باشد، همچون تسخير جن.