|
|
|
صفحه 3 از 3 بد نيست بدانيدكه در گيرودار حملة اسرائيل به اعراب دهها هزار نفر از جوانان عرب به هواي ديدار مسابقات فوتبال راهي اروپا شدند و چشم و گوش خود را بر واقعة فلسطين و فرياد و نالة زنان و كودكان بستند. در سال 1361 مطبوعات نوشتند: «در حالي كه ده هزار نفر كويتي به اسپانيا ميروند تا فوتبال تماشا كنند در كشورهاي عربي براي جنگ با اسرائيل فقط دويست نفر داوطلب شدهاند.»22 شايان ذكر است كه هيچ يك از ملتهاي عقب نگه داشته شده در كميتههاي تصميمگيري سازمانهاي ورزشي جهاني دخالت مستقيم ندارند.
در يكي از كنگرههاي «فيفا» كه معمولاً بعد از هر جام جهاني برگزار ميشود، نمايندة يك كشور آفريقايي به يك مسئله اشاره كرد و گفت كه در كارهاي حساس فيفا نمايندگان قارههاي آسيا و آفريقا حضور و دخالت ندارند و انگشت روي دو كميته مهم امور مالي و مقررات نهاد كه در اين دو كميته اثري از غير اروپايي و غير آمريكايي نيست. جواب اين بود: «89 درصد درآمدهاي فيفا از راه حق مسابقات و غيره را كشورهاي اروپايي و امريكايي ميپردازند و يازده درصد بقيه را ديگر كشورهاي جهان. آنگاه چهل و پنج درصد هزينههاي فيفا در راه گسترش و غيره صرف كشورهاي غيراروپايي و آمريكاي جنوبي ميشود. بدين روي كشورهاي آفريقايي و آسيايي و غيره بدهكار هستند و كسي بدهكار را در كميته تصميمگيري براي سرمايه راه نميدهد.»23
«هاوه لانژ» در زماني كه عهدهدار سمت رئيس كنفدراسيون فوتبال برزيل بود، دربارة رابطه ورزش مورد نظرش و مطبوعات و رسانهها ميگفت: «... اساس اين است كه آنها (مطبوعات) عوامل حيات و تبليغ هستند و رونق آنها، رونق فوتبال است.» وي همچنين گفته است: «من سالها در كار مطبوعات بودهام يك خبرنگار را بايد دستگاه گردانندة فوتبال عاشق فوتبال كند. آن وقت اين عاشق فوتبال عاشقي است كه دلپذيرترين ترانهها را براي فوتبال ميسازد و پرشكوهترين حماسهها را؛ كه اينها سبب ميشود چهرههاي فوتبال بتهاي زندة نسل ما و نسلهاي آينده شوند و...» «امروزه در برزيل هر استاديومي براي مردم ما يك بتكده است و چراغ اين بتكدهها را عليرغم تلاش فراوان باشگاهها و كنفدراسيون فوتبال برزيل، وسايل ارتباطجمعي روشن نگه داشتهاند...» تأكيد هاوه لانژ بر اينكه مطبوعات عوامل حيات فوتبالاند و تشبيه او دربارة استاديومها كه از آنها به عنوان بتكده ياد ميكند، پرده از ارتباط اين دو جريان در هم تنيده برميدارد.
در دهة چهل سازمان فرهنگي يونسكو كه همواره عليرغم وابستگيهايش به محافل ماسوني خود را مدافع سينهچاك تعليم و تربيت و اخلاق در جهان به ويژه در ميان ملتهاي شرقي معرفي مينمايد ، اقدام به برگزاري جلسهاي براي مطبوعات ورزشي اين خبر را به سرتاسر جهان مخابره كردند: «در دهكدة كوچك گوتينگ در شهر مونيخ مجمعي برپا شد كه يكي از مسائل غامض و پيچيدة جهان ورزش را مورد بررسي قرار داد. در اين شهر كه سازمان فرهنگي يونسكو منزل وسيع و زيبايي در اختيار دارد و در حقيقت مركز تحقيقات و سمينارهاي مسائل مربوط به جوانان جهان است مسئلة ورزش مطبوعات مورد بررسي قرار گرفت... اين مجمع كه در گوتينگ تشكيل شده بار ديگر به اتحاديه بينالمللي نشريات ورزشي اين نكته را خاطرنشان ساخت كه بسياري از اين واحدها به جهان نويسندگان ورزشي وابستهاند و همچنين ثابت شد كه بساري از روزنامهنگاران و ورزشينويسان سراسر جهان در امر تحول ورزش مؤثري بازي كردهاند. اين شوراي عالي است كه نظرياتش از هر نظر در يونسكو مورد توجه قرار ميگيرد. رئيس شورا يك شخصيت كاملاً عجيب و ناشناخته براي ورزشكاران و ورزشدوستان است. وي نماينده حزب كارگر انگليس و نامش «فيليپ نوئل بيكر» است. سابقاً در كابينة اتلي ـ كابينة بعد از جنگ انگلستان وزير بوده و در سال 1959 جايزه صلح نوبل گرفته... دبير كل شورا «ويليام جانز» و معاونش «ژان بروترا» است و اين سه شخصيت عجيب ورزش جهاني كساني هستند كه حق دارند دربارة ورزش اظهار نظر كنند و اظهار نظرشان از هر نظر جالب و قابل توجه است و ما كه وظيفة روزنامهنگاري را در جهان ورزش به عهده داريم بايد نسبت به نظريات اين اشخاص كاملاً از هر جهت احترام بگذاريم.»
نكتة جالب توجه اينجاست كه اين كنفرانس يونسكو در ارتباط با ورزش تصميم به تأسيس يك مركز ارتباطي ورزشي براي ايجاد روابط بيشتر با محافل رسمي و آموزش فن روزنامهنگاري ورزشي به روزنامهنگاران گرفت و مقرر شد كه اين عده به خرج سازمان يونسكو تعليمات كافي در كار ادارة ورزش ببينند. يونسكو عهدهدار مخارج تعليمات نويسندگان و خبرنگاران شده بود تا شايد اين صاحبان دم مسيحايي بيشتر از پيش در كالبد ورزش مطلوب «هاوه لانژ» و يونسكو روح حيات بدمند. بايد گفت كه اين جريان (غوغاي تبليغات) موجب بوده تا هيچ كس چنان كه بايسته است جرأت ورود به عرصة نقد فرهنگي، سياسي و تاريخي ورزش را پيدا نكند. چه غوغاي تبليغات اين امر را به عنوان تقدير مقدر ملتها و امري ناگزير جلوه داده است. بتي بزرگ و بدعتي آشكار كه بدل به سنتي سيئه شده است. سنتي كه تابعانش هيچ انتقادي را برنميتابند. بيگمان در عصري كه مردم به گرد كعبة بازار به طواف در ميآيند و بازار را مركز همة بودن و نبودن خويش به حساب ميآورند و مطبوعات تنها راه درآمد را در چشمان جوانان خام، رسيدن به افتخار، سربلندي و ثروت از راه ورزش حرفهاي تصوير ميكنند؛ رسانهها و مطبوعات در دامن زدن به اين غوغا، نقش اصلي را به عهده دارند، نگاهي به ريز و درشت مطبوعات نشان ميدهد كه چگونه ورزشينويسان آموزش ديده و همگام با سياستهاي فرهنگي سازمانهاي ريز و درش جهاني آموختههايشان را دقيقاً به مرحلة اجرا در ميآورند: «معجزه در استاديوم محقر شهر كول چستر» يا «مارتين چيورز، بت جديد توتنهام» يا «دنيا بايد سالها انتظار بكشد تا قهرمان ديگري نظير... متولد شود.»
در شمارة 28 مجلة دنياي ورزش سال 49 با عنوان «بازيكن سه ميليون و ششصدهزار توماني» ميخوانيم: «... به طور كلي در حال حاضر ديگر در اين امر ترديدي نيست كه فوتبال از هر امر تجارتي پردرآمدتر و داراي بازار داغ تري از هر نظر ميباشد. اين مسئله خود سالهاست به ثبوت رسيده كه يك نام بزرگ در دنياي فوتبال بر روي هر محصول تجارتي قرار بگيرد، بزرگترين ضامن موفقتيت آن محصول خواهد بود...»
و اين ماجراي تمام نشدني همة كشورهايي است كه با وجود بحرانهاي سياسي و اقتصادي با بحرانهاي فرهنگي نيز روبهرو هسند. سناريوي بلند كارگزاران ورزش جهاني كه عهد بستهاند تا همة چشمها و گوشها را تنها و تنها متوجه بازيهاي داغ كنند. چنانكه برزيل، بدهكارترين كشور آمريكاي لاتين در كنار آرژانتين، اوروگوئه و شيلي با آن دست و پنجه نرم ميكند. و با اين همه متأثر از دستگاههاي ارتباط جمعي ناخواسته بر قبلهگاه تمناي استعمار كهنهكار سر فرود ميآورد.
پينوشتها: 1. كيهان ورزشي، س44، ش560، ص50. 2. همان، ص50. 3. همان، ش561، ص8. 4. فتحي، هوشنگ، فوتبال، خشونت و سياست، صص32 و 33. 5. همان، ص39. 6. كيهان ورزشي، س45، ش567، ص20. 7. همان. 8. كيهان ورزشي، س45، ش546، ص17. 9. همان. 10. همان. 11. كيهان ورزشي، س39، ش276، ص15. 12. كيهان ورزشي، س51، ش971، ص5. 13. كيهان ورزشي، س46، ش661، ص10. 14. همان، س55، ش1175، ص48. 15. دنياي ورزش، خرداد 65،ش 751، ص5. 16. كيهان ورزشي، خرداد 65، ش1642. 17. كيهان، خرداد 65، ش1641. 18. همان، س49، ش812، ص19. 19. همان، س57، ش1243. 20. همان، س42، ش407، ص3. 21. كيهان ورزشي، س47، ش731. 22. دنياي ورزش، ش56، ص4. 23. كيهان ورزشي، س61، ش1447.
ماهنامه موعود شماره65
|