spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
دنياي حرفه‌اي‌ها چاپ پست الكترونيكي
رفتن به
دنياي حرفه‌اي‌ها
صفحه 2
صفحه 3
8

پس از پيروزي تيم اروگوئه در سال 1928 طي قراردادي كلية محصولات كشاورزي اروگوئه يكجا و دربست خريداري شد. آن هم به كمترين بهاي ممكن.
«هيچ كس به قراردادي كه در آن سال ميان اتحادية شركت‌هاي صادركنندة گوشت مركب از هلند و انگلستان و فرانسه از يك طرف و اروگوئه هر سال 800 هزار رأس گوسفند به شركت‌هاي مزبور مي‌فروخت و تعرفة فروش اين گوسفندها سي درصد ارزان تر از گوسفندهايي بود كه آرژانتين و شيلي مي‌خواستند صادر كنند.»9 اين پايين آوردن قيمت، اقتصاد آرژانتين و شيلي را دچار مخاطرة عظيمي كرد. به حدي كه آرژانتيني‌ها تصميم به حملة نظامي به اروگوئه گرفتند10
استعمار بر آن بود تا اذهان ملت‌هاي تحت ستم را از مسائل بنيادين مذهبي، سياسي و اقتصادي معطوف مباحث خرد و پيش پا افتاده، اما، جنجالي و پر غفلت كند، تا ديگر سراغ از سرنوشت خود، فرهنگ لگدكوب شده‌اش در دست‌هاي استعمار غارتگر نگيرد و نيروي بالقوه‌اش را مصروف مجادلات حقير در ميدان‌هاي فوتبال كند. نيرويي كه مي‌توانست ضامن سلامتي اخلاقي و خودكفايي اقتصادي شود و اين تنها يك روي سكه بود كه در زير گام‌ها لگدكوب مي‌شد. همة آنچه كه مي‌توانست غرب را از رسيدن به آرزويش كه همان «دهكدة جهاني» بود باز دارد و صهيونيسم را در نيل به حكومت يكپارچة جهاني زير پرچم يهود نااميد سازد. از همين رو بود كه ديگر، همة جوانان امريكاي لاتين از فرهنگ و سنت آبا و اجداد خود بي‌خبر شدند. آنها ديگر شاعران، نويسندگان، مصلحان و آزادي خواهان خود را نمي‌شناختند و به عكس تصاوير قهرمانان پوشالي ميدان‌هاي ورزش جديد را زيور اتاق‌هايشان مي‌كردند.
اگر فوتبال در میان ساكنان امريكاي لاتين در خدمت استعمار در آمد، دلالان استعمار و برده‌داران نوين، بوكس را ميان سياه‌پوستان مهاجر و قهرمانان افريقايي جاري ساختند تا در هر گوشه‌اي از جهان اهداف خود را به نحوي دنبال كنند.
«رنه دونان» دربارة سير و سفر مدرن غربي مي‌نويسد:
«ورزش پس از رفتن به امريكا، وارد فرانسه شد، در فرانسه دور كند و خسته‌كننده‌اي زد. از آنجا به بلژيك رفت و سپس به ايتاليا و آخر كار به كشورهاي امريكاي لاتين مسافرت نمود.»11
بسياري همواره بر اين فرض بي‌اساس پاي فشرده‌اند كه ورزش مدرن، فاقد بار فرهنگي است و به صورت طبيعي سير و سفر خود را در عرصة زمين و ميان مردم دنبال مي‌كند. علي‌رغم آنكه بر حسب آنچه كه در بخش‌هاي پيشين ذكر شد، هيچ حرفه و عملي خالي و عاري از بار فرهنگي و بالاخره نظام نظري و اعتقادي ويژه نيست.
ورزش غربي، اگر چه به صورت طبيعي بار فرهنگ امانيستي پس از رنسانس را حمل مي‌نمود، تحول غرب و ظهور آن در هيأت يك نظام امپرياليستي كافي بود تا اين نظام، همة مقدورات را در خدمت پيشبرد اهداف خود به كار برد و بي‌ترديد مناسب‌ترين و كم‌هزينه‌ترين طريق، بسط فرهنگ غرب بود كه مي‌توانست ضامن توسعة اهداف استكبار صهيونيستي شود.

«رنه ماهو» دبيركل يونسكو در سال 1351 طي نطقي اعلام داشت: «افريقا، اندك اندك شكل مي‌گيرد، اما، تا مرحلة پختگي كاملي كه اروپا به آن دست يافته است فاصلة بسيار كمي دارد. دستيابي به اين اهداف آسان نيست. در اين ميان شكل گرفتن ملي براي كشورهاي نوبنياد افريقايي اهميت خاص دارد و بي‌شك ورزش عامل مؤثري است كه اين شكل گرفتن را تسريع مي‌بخشد. از سوي ديگر ورزش مستقيماً با جوانان سر و كار دارد و... در حالي كه ورزش تنها وسيلة قابل اعتمادي است كه به كمك آن مي‌توان جوان را وادار كرد كه در نقش اجتماعي خود ظاهر شود و مسئوليت‌هاي لازم را به عهده گيرد... همه قبول كرده‌ايم كه ورزش عامل سازندة فرهنگ برتر است. اينك هنگام آن رسيده كه تشكيلاتي اين چنين به ما بگويند كه كجا بايد رفت...»12
آنچه كه «رنه ماهو» بر آن تصريح دارد، سه موضوع مهم «فرهنگ برتر، جوانان و ورزش» است. قشر جوان قشري است كه به تبع تمايلات غريزي و توانايي جسماني مستعد شكل‌گيري است و خامي او اجازة نقد جهان پيرامونش را نمي‌دهد. فرهنگي كه از نظر «رنه ماهو» برتر است و بايد گسترده شود تا همة ملت‌ها را در مسير تمناي استعمارگران خلع سلاح نمايد و خوي مذهبي و ملي و سنتي را از سر ايشان بيندازد و ورزش  به تدريج امكان نضج و رشد آن فرهنگ را در ميان جوانان فراهم مي‌آورد.
«براندج» از رؤساي سابق كميتة بين‌المللي المپيك، زيركانه ورزش را منحصر در تفريح دانسته و مي‌گويد:
«ورزش منحصراً يك وسيلة تفريح است. يك وقت‌گذراني به طريق سودبخش است.»13 شايد اگر اين تعريف جعلي عرضه نشده بود و ازآن به عنوان پوششي براي اغراض اصلي بهره نبرده بودند، امروز مردم جهان در گرداب فرهنگ و مدنيت غرب گرفتار نمي‌شدند و شايد اين عبارت چرچيل بيانگر بسياري از رازهاي پوشيده باشد:
«ستون‌هاي كاخ امپراتوري روي استاديوم‌هاي فوتبال ايستاده است.»14

ورزش حرفه‌اي «پروفسيوناليسم»

ورزش حرفه‌اي نتيجة طبيعي سير ورزش مدرن بود. به عبارتي هم مي‌توان گفت آخرين منزل ورزش مدرن بود. به همان سان كه بروز صفات عدالت، شجاعت، عفت، و غيرت، گذر از منزل جوانمردي و ورود در سلك اهل فتوت و بالاخره فرود در مقام ولايت، نتيجة طبيعي سير تربيت بدني سنتي بود. چه، ورزشكار، در اولين كلاس مدرسة جوانمردي، با گذر از ساحت مرگ آگاهي، مي‌آموخت كه بايد با ترك هواجس نفساني ميثاق خويش را با فطرت پاك و ساحت رباني استوار سازد تا بتواند پذيرفتة مكتب فتيان شود. اين سیر تدريجي ورزشكار را تا فناي همة جلوات نفس ملون و ظهور صفات جمال و جلال خداوندي پيش مي‌برد و فطرت را در او به كمال مي‌رساند و مقيم حضرت اما حيّ و حجت بالغه مي‌ساخت. علي‌رغم آنكه غلبة هوي و اصالت يافتن تمناي حيوي و تنومندي جسماني (همان كه در ذات ورزش مدرن بود) نفس سيري‌ناپذير او را وامي‌داشت تا خود را بريده از كلام قدسي و سنت اهل فتوت و ولايت، مشرف بر همة اعمال و سكنات آدمي كند. هيچ يك از دستورالعمل‌هاي فتيان بر شاگرد مدرسة هواجس نفساني كارگر نمي‌افتد و به عكس اين آداب بسان وصله‌اي ناجور همواره ورزشكاران جوامع شرقي و سنت‌گرا را آزرده است. آنان به تبع باقي‌مانده‌هاي سنت پيشينيان، سعي در ايجاد نسبت و تعادل ميان ورزش نوين و اخلاق داشته‌اند، علي‌رغم آنكه سیر تدريجي و گذر ايام، غلبة وجوه مادي و فرهنگي برخاسته از ورزش مدرن را آشكارتر ساخته و از جنبه‌هاي معنوي گذشته كاسته است.

ورود به جادة ورزش مدرن، ورود به سراشيبي تندي بود كه امكان بازگشت و به عقب نگريستن را از سالكان راه اخذ كرد و اين جوامع به ناچار، تبعيت از سنت مغرب زمينيان را موجبيت تاريخي و مقتضاي خود فرض كردند. حال  و روز اين ملت‌ها بي‌شباهت به قصة اشترسواري مجنون در مثنوي مولوي نيست. مجنون در طلب ليلاي خود بود و اشتر در طلب مأواي خود و همراهي اين دو امري متضاد و غيرممكن. از همين رو بود كه پروفسيوناليسم از مرزهاي مغرب زمين گذشت و در ميان ساكنان مشرق زمين رخنه كرد. ملت‌هايي كه گمان مي‌كردند مي‌توان چربي را از روغن و تري را از آب اخذ كرد. شايد اگر توجيه عقل مكار به مدد مردم اين سرزمين‌ها نمي‌آمد و سكولاريزم (تقدس زدايي و دنياوي كردن دين) كارگر نمي‌افتاد، هرگز اين تعارض دست از سر آنان برنمي‌داشت. اينان براي يافتن آرامشي نسبي و تحمل عمل خود، سعي در ايجاد رابطه و آشتي ميان دو جريان متعارض كردند و بي‌شك حصول نتيجه منوط به تخفيف يافتن و كمرنگ شدن صورت و سيرت تفكر و فرهنگ معنوي بود. همان كه سكولاريزم عهده‌دار آن گرديد. اين عمل «سكولاريزه كردن» دربارة همة پديده‌هاي غربي وارد شده در سرزمين‌هاي شرقي و از جمله اسلامي صورت گرفته است. از همين رو اين ملت‌ها همواره در برابر فرهنگ و مدنيت غربي در همة سرزمين‌هاي اسلامي دليل آشكار اين واقعه است.

سلطة صاحبان سرمايه بر امر ورزش غرب و بروز تمايلات وحشتناك صاحبان صنايع كه براي عرضه و فروش كالاي خود از هر وسيله‌اي بهره مي‌جستند، نيز به عنوان مكمل جريان اول، ميدان را براي ظهور ورزش حرفه‌اي فراهم كرد.
امروزه صحن تمامي ميدان‌هاي ورزشي، ابزار و ادوات ورزشكاران و حتي جامه و پوشش قهرمانان آكنده از نام و نشان كارخانه‌ها و شركت‌هاي توليدي است و در پشت پردة مسابقات نيز همواره مديران كارتل‌ها و تراست‌ها، ميدانداري اصلي را عهده‌دارند.
در مدرسة ورزش حرفه‌اي، ورزشكاران پيش از آنكه قهرمان شوند، براي آنكه قهرمان شوند، تعليم مي‌بينند. و اين سنت همة گردانندگان تراست‌ها و كارتل‌هاي بزرگ بين‌المللي است. خبر ذيل، دربارة درخواست كمپاني كوكاكولا، گوشه‌اي از نحوة حضور سرمايه‌داران در عرصة ورزش را مي‌نماياند:
«در حالي كه كمپاني تجاري «اي.اس.ال» به عنوان نزديك‌ترين سازمان به كميتة بين‌المللي المپيك (ك.ب.ا) شناخته مي‌شود، كمپاني كوكاكولا مي‌كوشد در سازماندهي بازي‌هاي المپيك 1988 بيشترين نقش را داشته باشد. سخنگوي كوكاكولا هفتة پيش در آتلانتاي آمريكا گفت اين كمپاني به عنوان نخستين سازمان تجاري كه با ك.ب.ا قرارداد بسته، انتظار دارد، بخش مهمي ازمسائل مالي المپيك سئول را زير نظر خود بگيرد. قابل ذكر است كه كوكاكولا در زمينه اين المپيك هم سرمايه‌‌گذاري هنگفتي كرده است. اين سخنگو اضافه كرد كه بسياري از مجتمع‌هاي ورزشي جهان، امروزه از حمايت وسيع اين كمپاني برخوردارند  و با توجه به اينكه كوكاكولا از سال 1928 (سال برپايي المپيك آمستردام) حامي بازي‌هاي المپيك بوده، اين كمپاني حق مسلم خود مي‌داند كه در تدوين برنامه‌هاي مالي المپيك سئول بيشترين سهم را داشته باشد. درخواست‌هاي كوكاكولا در حالي مطرح گرديد كه به نظر مي‌آيد ك.ب.ا براي گرداندن امور مالي‌اش، تمام و كمال خودش را متكي به كمپاني اي.اس.ال نموده است. قراردادي كه ك.ب.ا اخيراً با اين كمپاني مقرر كرد به كمپاني اجازه مي‌دهد تدوين امور مالي المپيك سئول را هم عهده‌دار گردد، و بالاتر از كوكاكولا به رتق و فتق برنامه‌هاي جنبي بازي‌ها بپردازد.»15

«ويليام كالاهان» مدير تبليغاتي ژيلت دربارة سرمايه‌گذاري كمپاني تجاري گفته است: «سرمايه‌گذاري در مسائل تبليغاتي، روي فوتبال بيشترين سود را داشته‌اند.»16
دلالان و آژانس‌هاي خريد و فروش ورزشكاران هستة اصلي اين داستان را تشكيل مي‌دهند: «يك ورزشكار جوان و صاحب استعداد به اميد رسيدن به آينده‌اي درخشان پاي يك قرارداد استثماري را امضا مي‌كند. همه چيز با وعده آغاز مي‌شود، وعدة پول، شهرت، باشگاه، تيم ملي و مسافرت به شرق و غرب. همه چيز به سود آژانس و يا باشگاه است و زحمت‌ها براي ورزشكار. اين استثمار شده‌ها اختياري حتي براي انتخاب باشگاه ندارند و پيوسته در فهرست فروش قرار دارند. اختيار نام و چهرة خود را نيز ندارند. بر اساس قراردادهاي تبليغاتي كه باشگاه منعقد مي‌كند، درصد ناچيزي به او پرداخت مي‌شود. امروز براي اين محصول تبليغ مي‌كند، فردا براي محصول ديگر. اگر كسي از اين بندگان هوس آزادي كند، چنان بلايي بر سرش مي‌آورند كه براي ديگران عبرت شود. طبق آماري كه «مارين وان اووستين» روزنامه‌نگار كانادايي استخراج كرده، از هر 300 ورزشكار به دام افتاده ممكن است 50 نفر بتوانند خود را خلاص كنند. پدر خوانده‌های مافياي ورزش اجازه نمي‌دهند كه تار و پود حكومت آنها را يك ورزشكار پاره كند و از اين 50 نفر حتي به اندازة تعداد انگشتان دست هم قادر نيست عمر ورزشي خود را در يك مسير عادي و طبيعي به پايان برساند.»17

«براندج» از رؤساي كميته بين‌المللي المپيك در سخنراني خود ناگزير به يك اعتراف بزرگ شد. وي با اشاره به مخارج سنگين برگزاري مسابقات بين‌المللي اظهار داشت: «بازي‌هاي المپيك خيلي وسعت پيدا كرده و برگزاري آن در زمان ما آنقدر گران تمام مي‌شود كه اولاً تشكيل آن در قدرت چند كشور معدود است و ثانياً به جهت همين مخارج سنگين به سوي جنبه‌هاي تجاري گراييده است تا از اين راه هزينه‌هاي ياد شده جبران شود.»18

هيچ‌گاه پرسيده نمي‌شود كه كمپاني سيگار «مارلبورو» و «رينولدز» امريكايي چه نسبتي با ورزش دارند و چگونه است كه همواره اين كمپاني‌ها، چتر حمايتي خود را بر سر كلوپ‌ها و كميته‌هاي ورزشي كشيده‌اند؟
«ششمين جشن سالگرد گروه وابسته به سيگار مالبورو در اسفند 57 در كلوب سن تيلر با حضور قهرمانان بولينگ و اغلب اعضاي شركت مالبرو برگزار شد.»19

ذكر اين موارد تنها براي نشان دادن رد پاي جريان‌هاي سياسي و اقتصادي بر ورزش امروز جهان است وبي‌سبب نيست كه پروفسور لويي شارنيه دربارة ورزشكاران عصر جديد مي‌گويد: «ورزشكاران و قهرمانان، مبلغين مذهبي قرن بيستم هستند كه مذهب اقتصاد را ترويج مي‌كنند.»20 وي در كتاب «زنجيرها و پيوستگي‌ها» در بيان نقش تبليغات قرن در بهره‌برداري از قهرمانان مي‌نويسد: «قهرمان به طور كلي ابزاري است براي تبليغ و اين را هيچ كس نمي‌تواند انكار كند... در جايي نوشته‌ام كه غرب «نمونه»هاي برگزيده را فراروي مردم خام‌انديش قرار مي‌دهد. نمونه‌هايي كه تصويرگر اخلاق زمانة خويش‌اند.
آيا هيچ جزوه و يا رساله‌اي را ديده‌ايد كه راه و رسم «ليبراليسم» و يا پيشه كردن اباحيت و دم غنيمت‌داني را آموزش دهد و يا در لابه‌لاي صفحات خود «راه و رسم غافل شدن» و «طريق بندگي هواجس نفساني» را بياموزد؟! هرگز! زيرا، آنچه در ميانة غوغا چهره پوشانده «نمونه و الگويي» است كه راه و رسم اين مسلك و مذهب را مي‌نماياند و از همين روست كه مردم كشورهاي غيرغربي، پيش از آنكه فرصت پرسش از اعتقاد و اخلاق غربيان را پيدا كنند، در همة صورت‌هاي عملي و مناسبات اجتماعي آيين و مقررات آنها را پذيرا گشته‌اند. آيين‌ها و مقرراتي كه غرب از طريق «نمونه‌ها» در ميان ملل مي‌گسترد تا با نشر فرهنگ خود امكان چنگ انداختن بر تماميت اندوخته‌هاي فرهنگي و مادي ملل را به دست آورد.
مطبوعات اروپايي دربارة «جرج بست» فوتباليست انگليسي كه در دهة پنجاه ساليانه بيش از 750 هزار تومان حقوق ثابت دريافت مي‌داشت و قريب به دوازده ميليون و پانصد هزار ريال از طريق فروش آدامس و ادكلن و تبليغات كسب مي‌نمود و در عين حال به عنوان ورزشكاري بي‌انضباط و مشروب‌خوار شناخته مي‌شد، نوشتند:
«وقتي جرج بست گفت سيگار را دوست ندارم، تمام دخترها در انگليس سيگار را ترك كردند. لباس او بهترين مدل لباس جوانان بود.»21

پوشيده نيست كه امروزه قوي‌ترين و مجهزترين مطبوعات و ايستگاه‌هاي راديويي و تلويزيوني در اختيار ثروتمندان يهودي است و هم آنان طي پنجاه سال اخير بزرگ‌ترين نقش را در قهرمان‌پروري و تبليغات ميدان‌هاي ورزشي عهده‌دارند. در واقع آنان در غافل ساختن مردم جهان از آنچه در پس پرده مي‌گذرد، نقش عمده‌اي ايفا مي‌كنند.
عنوان‌هاي پرزرق و برق، تعريف و تمجيدهاي پرطمطراق و جلوه‌هاي نور و صدا در زمرة ابزاري هستند كه خبرنگاران، روزنامه‌نگاران و دستگاه‌هاي تبليغاتي سمعي و بصري جهان از آنها براي به نمايش گذاردن جلوه و جمال جعلي قهرمانان و ورزشكاران حرفه‌اي استفاده مي‌كنند.
كمپاني‌هاي بزرگ امريكايي و اروپايي، براي سرگرم كردن همگان سال‌هاست كه مسابقات بزرگ ورزشي ترتيب مي‌دهند و به اسم بشردوستي دانشجويان كشورهاي جهان سوم را بورسيه مي‌كنند.
هنوز خاطرة مسابقات ابتكراي «يويوي كوكاكولا» از ذهن مردان و زناني كه بيش از چهل و پنج سال از عمرشان سپري شده، محو نگرديده است. خاطرة حضور بيش از 5000 نفر در اين مسابقه كه با حضور مربيان و نمايندگان كوکاكولا در تهران برگزار شد. مطبوعات همان سال‌ها نوشتند: «ماراس» و «ساير» دو تن از نمايندگان كمپاني كوكاكولا طبق برنامة تنظيمي كه از طرف كارخانة كوكاكولا تنظيم شده بود، در مدارس، در باشگاه‌هاي ورزشي و در بين محلات مختلف شروع به تعليم بازي «يويو» به جوانان و كودكان به طريق صحيح آن كه در آمريكا و اروپا رواج كامل دارد، نمودند.
اين حادثه اگر چه به ظاهر ساده و معمولي به نظر مي‌رسد، ليكن دانه‌اي است كه در زمين بكر خاطر نونهالان كاشته مي‌شود تا در آينده‌اي نه چندان دور به ثمر بنشيند. ماجراهاي اين چنين را در سرتاسر دنيا در ميان همة كشورها مي‌توان سراغ گرفت.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2010 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.