spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
دنياي حرفه‌اي‌ها چاپ پست الكترونيكي
رفتن به
دنياي حرفه‌اي‌ها
صفحه 2
صفحه 3
فيفااسماعيل شفيعي سروستاني
حكومت آرژانتين از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرايي جام جهاني آرژانتين، طي يك مصاحبة مطبوعاتي اعلام كرد:
«جام جهاني به بهترين شكل ممكن برگزار خواهد شد. اين يك تصميم سياسي برگشت‌ناپذير است. هفتصد ميليون دلار خرج مي‌كنيم تا به وسيلة فوتبال تصوير حقيقي كشور خود را به جهانيان عرضه كنيم. يك تصوير متفاوت...» و مجلة «لااوپينيون» در سر مقالة خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهاني فوتبال يك رويداد سياسي است و اهداف سياسي را تعقيب مي‌كند.»
امريكاي لاتين و ورزش مدرن
كشورهاي امريكاي لاتين، علي‌رغم تاريخ و فرهنگشان، امروزه به عنوان درمانده‌ترين و عقب‌مانده‌ترين كشورهاي جهان به شمار مي‌روند. مجموعه‌اي از كشورهاي بزرگ و كوچك كه طي ششصد سال اخير هيچ‌گاه مجال عرض اندام نيافته‌اند. به همان سان كه ماشين‌هاي مكندة منابع زيرزميني و معادن سرشارش هيچ‌گاه خاموش نشده‌ و همواره ثروت‌هاي سرشار آنان را به خزانة دول استعماري سرازير كرده‌اند.
آن‌ گاه كه زور سرنيزه‌هاي سربازان انگليسي و فرانسوي و امريكايي توان فراگير خود را براي رام كردن ساكنان اين سرزمين بزرگ از دست داد، «فوتبال» پاي در ميان نهاد تا به عنوان سلاحي كارآمد از طريق استحمار مردم اين ديار، راه خروج منابع غني امريكاي لاتين و سرازير شدن آن را به صندوق‌هاي گشاد و عريض و طويل دول استعماري هموار سازد.

حضور استعمار در ميان كشورهاي آسيايي و آفريقايي، حضور اربابي مطلق‌العنان بود. همراه با قراردادي يك‌طرفه؛ كه در آن حق بهره‌برداري و بهره‌كشي بي‌قيد و شرط با دست‌نشاندگان و مأموران دول استعماري بود. اگر در سرزمين‌هاي اسلامي، اختلافات مذهبي و قومي مي‌توانست امكان حضور دولت‌هاي انگليس و فرانسه را فراهم آورد و آنان را دايرمدار امور سازد؛ در سرزمين بزرگ چين، ترياك مجاني و رايج مي‌توانست چشم‌ها و گوش‌ها را ببندد تا ساكان اين سرزمين‌ها كاملاً از حضور خصمي خونخوار غافل بمانند؛ در آمريكاي لاتين وضع دگرگون بود. از نيمه دوم قرن نوزده، استعمار و اقتصاد ويژه‌اش بر آمريكاي لاتين سايه افكنده و اين سرزمين را در چنگ خويش گرفتار آورده بود.
فقدان گرايش‌هاي مذهبي، فلسفي و اعتقادي و ناكار ماندن افيون، استعمار را واداشت تا براي حضور بلامنازعه از ورزش مدرن مخصوصاً «فوتبال» استفاده نمايد. «فوتبال، آن هم فوتبال پروفسيونل مي‌توانست چشم و گوش ملت‌هاي بي‌ريشه را ببندد، بدان حد كه آنها فراموش كنند كه هستند و براي چه فعاليت مي‌كنند... مي‌بينيم كه استعمار در مقابل قهوه و كائوچوي اروگوئه در سال 1926 چگونه دام ورزش را در اروگوئه، كوچك ترين كشور امريكاي لاتين گسترد.»1

در آغاز ، فوتبال در اروگوئه مفهوم معين و مشخصي نداشت. تنها در اين سال بود كه يك كمپاني انگليسي به نام «دوك لند كمپاني» كه كارش تجارت قهوه بود و محصولات جنگلي اروگوئه، مخصوصاً چوب‌هاي بسيار گرانبها و صنعتي آن را به انگلستان صادر مي‌كرد، چون ديد كه كارگران اروگوئه طالب افزايش دستمزد بيشتر و كار كمتر هستند، مسئلة افزايش دستمزد را ناديده گرفت و در زمينة كار كمتر به كارگران اروگوئه اطلاع داد كه حاضر است وسايل تفريح آنها را فراهم سازد... كمپاني با وارد كردن مقدار زيادي توپ فوتبال و پخش مجاني آن در ميان خانواده‌هاي كارگران و نيز با اراية طريقة اين بازي ، ريشه‌اي براي فوتبال به وجود آورد... در عرض دو سال يعني از 1920 تا 1922 كار به جايي رسيد كه يكي از واردات عمدة كشور اروگوئه توپ فوتبال و وسايل اين بازي بود... دستگاه‌هاي تبليغاتي به كار افتاد و در آغاز جوايز به پاداش‌هاي نقدي مبدل گرديد.»2

رئيس كمپاني «دوك لند» در اروگوئه در نامه‌اي به رئيس مستقيم اين كمپاني در لندن نوشت: «آقاي رئيس، دوست محترم، از لطف شما حال ما خوب است. كارها در نهايت سرعت جريان دارد و تغيير فاحشي در بهره‌برداري از چوب‌هاي جنگلي پيدا شده است. خوشوقتم به اطلاع شما و هيأت مديره برسانم كه درآمد امسال، به طور تحقيق سي تا سي و پنج درصد بر سال‌هاي پيش فزوني خواهد داشت. اگر بيماري، مالاريا و گاه گاه تب زرد مزاحم نشود. ما اينك كارگرداني داريم كه با حداقل دستمزد حداكثر كار را تحويل مي‌دهند. از اخبار بسيار جالب اين كه ورزش فوتبال در طي چند سال اخير در اينجا رشد بسيار سريعي كرده، تا به آن اندازه كه امروز هيچ فردي از افراد كشور اروگوئه پيدا نمي‌شود كه راجع به فوتبال علاقه‌اي در خود احساس نكند... در مورد توسعه اين ورزش به نظر من بايد كاري كرد كه ملت اروگوئه آن را به عنوان يك اصل و سنت مقدس تلقي كند و تمام ساعات فراغت خويش را به فكر كردن دربارة آن بپردازد»3

جالب توجه است كه در خلال سال‌هاي 1922 تا 1926 سي و دو ميسيون ورزشي وارد اروگوئه شد و به تحقيق دربارة چگونگي ورزش در اين كشور پرداخت و سپس اعلاميه‌اي صادر شد كه براي تأمين سعادت و سلامت و ترقي و رفاه ملت اروگوئه استاديوم‌هاي ورزشي خواهند ساخت. خبري كه روزنامه‌هاي محلي آن را با آب و تاب نقل كردند. برده‌داري نوين تجويز شده، صورت نو و جديدي از استعمار را در امريكاي لاتين به نمايش مي‌گذاشت. طي مدت كوتاهي تنها در برزيل 12 استاديوم با ظرفيت بالا ساخته شد و با حمايت امريكا مسابقات بزرگ و خريد و فروش ورزشكاران رواج يافت.

امريكا همة همّ خويش را مصروف آن كرد تا فوتبال به عنوان يك «شأن ملي» در امريكاي لاتين شناخته شود و اين امر مي‌توانست تماميت توان، غيرت و تعصب ملي مردم برزيل و اروگوئه را مصروف بازي فوتبال نمايد و از اين رهگذر عموم مردم را از حضور استعمار نو غافل سازد و در اجراي اين سياست‌ها بود كه روزنامه‌هاي پرتيراژ، فوتبال را به عنوان «سنت بزرگ برزيل» قلمداد كرده و امريكاي لاتين را در ميان امواج ورزش حرفه‌اي غرق كردند تا جايي كه امروزه در برزيل فوتباليست‌ها را چون پيامبران بزرگي مي‌دانند كه تجاوز به حريم آنها غيرممكن است.

«رولف كونيل» خبرنگار ورزشي آلمان در گزارشي نوشته بود: «در دنيا هيچ ملتي به اندازة ملت برزيل به فوتبال عشق نمي‌ورزد و اينگونه فوتبال را مافوق همه چيز قرار نمي‌دهد. روزي در برزيل ضمن يك مصاحبه از طرف صحبتم پرسيدم چرا شما برزيلي‌ها اين چنين كوركورانه كشته و مردة فوتبال هستيد؟ مي‌دانيد چه جواب داد؟ او گفت: شما بايد درك كنيد كه ملت برزيل را هيچ عامل مشتركي به يكديگر پيوند نمي‌دهد. ما فاقد زندگي سياسي، زندگي فرهنگي و حتي زندگي مذهبي هستيم.»4

استعمارگران خوب دريافته بودند كه از طريق رواج ورزش پرسر و صدا و مهيج فوتبال مي‌توان نيروهاي بالقوه ملت‌هاي امريكاي لاتين را خنثي نمود و آن نيرو را به مسير ديگري منحرف كرد تا از رو در رو شدن اين نيروي قوي با عوامل داخلي استعماري غارتگر جلوگيري به عمل آيد.

دست‌نشاندگان غربي همة تلاش خود را مصروف آن داشتند تا با برگزاري مسابقات پرخرج، مرهمي بر زخم‌هاي كهنة ملت‌هاي امريكاي لاتين بگذارند و شأن و شخصيت حقيقي و ويران شدة اين اقوام را در هيأتي ديگر نشان دهند.
حكومت آرژانتين از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرايي جام جهاني آرژانتين، طي يك مصاحبة مطبوعاتي اعلام كرد:
«جام جهاني به بهترين شكل ممكن برگزار خواهد شد. اين يك تصميم سياسي برگشت‌ناپذير است. هفتصد ميليون دلار خرج مي‌كنيم تا به وسيلة فوتبال تصوير حقيقي كشور خود را به جهانيان عرضه كنيم. يك تصوير متفاوت...» و مجلة «لااوپينيون» در سر مقالة خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهاني فوتبال يك رويداد سياسي است و اهداف سياسي را تعقيب مي‌كند.»5

نكتة قابل توجه آن است كه هيأت‌هاي مذهبي امريكايي نيز در شهرهاي امريكاي لاتين مسابقه برگزار كردند و جوانان برزيل را با بليط مجاني براي تماشاي آن دعوت كردند تا از اين طريق جوانان برزيلي را تطميع كنند.
گفتني است كه امريكا از سال‌هاي 1950، ماشين‌هاي كشاورزي را به صورت گسترده به امريكاي لاتين وارد كرد تا با ماشينيزه كردن كشاورزي بتواند قهوه، شكر، كائوچو و محصولات مورد نيازش را به دست آورد. اما چون با مكانيزه كردن كشاورزي با توسعة بيكاري مواجه شد فوتبال را جايگزين آن نمود. اين حركت يادآور اين سخن استعمارگران است كه: «ما آدم‌ها را بر حسب قدرت‌بدني، دقت فني و ارزش تكنيكي قيمت مي‌گذاريم و اگر بيكاري هست، فوتبال را به عنوان كار مي‌توان پيشه كرد. اگر ماشين به دشمني با نيروي انساني پرداخته است، انسان بايد نيروهاي خود را در راه صحيحي به كار اندازد و به فروش برساند.»6 شايد به همين دليل بود كه ورزشكار حرفه‌اي مثل يك گاو شيرده ارزش پيدا نمود. چنانكه رئيس‌جمهور برزيل، با هواپيماي شخصي خود، بازيكنان را به ديگر كشورها مي‌فرستاد.7 اين حركات مقدمه‌اي بر «توسعة پروفسيوناليسم» يا «ورزش حرفه‌اي» از سوي دول سرمايه‌دار و استعماري بود. امري كه در ذات خود لگدكوب شدن همة فضايل انسان و سقوط شأن آدمي را تا حد سرحد يك حيوان تنومند و وحشي نازل ساخت.
علوم پزشكي، تغذيه و سرماية كارخانه‌داران و صاحبان كارتل‌هاي صهيونيستي دست به دست هم دادند تا از قهرمانان، تابلوهاي خوش‌نماي متحرك و مبلغان كالاهاي تجاري بازارپسند بسازند. حال ديگر استعمار نو، ميدان عمل خود را توسعه داده بود و با كنار نهادن اسلحه و زور نيروهاي نظامي بر آن بود تا پنبة ورزش ساكنان مناطق توسعه‌نيافته را سر ببرد. در واقع آنچه كه حادث شده بود، راه‌اندازي دفتر شوراي دلالان بود كه انسان را قيمت‌گذاري مي‌كرد و جام‌جهاني، ترازويي بود كه به وسيلة آن قيمت آدم‌ها معلوم مي‌شد.
«اروگوئه» اولين برگزار كنندة مسابقات جام‌جهاني بود. دستگاه تبليغاتي غرب، همة سرماية خود را مصروف طرح و تبليغ اين بازي‌ها نمود تا سرفصل تاريخ نوين را منطبق با خواست دول استعماري براي اين مردم درمانده آغاز كند.
روزنامه «پوبله گازتا» در «مونته ويدو» مقالة جالبي نوشت. مقاله‌اي كه به قول نويسندة كتاب «امريكاي لاتين ديدار ورزش و استعمار» بيانيه و مانيفيست استعمارگران بود. در آن مقاله آمده بود: «براي ملت ما افتخاري از اين بزرگ تر نيست كه برگزار كننده نخستين جام جهاني باشد. اين مسابقات كه به افتخار پيروزي پي‌درپي ملت اروگوئه در مونته ويدو ترتيب داده شده و صدمين سال استقلال كشور ما با آن جشن گرفته خواهد شد، در حقيقت وجود ملت ما را در دنيا ثابت خواهد كرد. ما چه داشتيم؟ آيا ما داراي يك نيروي دريايي عظيم بوديم كه با تسلط بر آب‌هاي اقيانوس‌ها و يكه‌تاز در درياها نام اروگوئه را به گوش ملل جهان آشنا سازد؟ نه ما هيچ كدام از اينها را نداريم. اما يك فوتبال داريم كه نام ما را در سراسر دنيا بلندآوازه ساخته است. ما پيشنهاد مي‌كنيم در صورت پيروزي تيم اروگوئه در مسابقات جام جهاني ما تاريخ ملت خود را از اين زمان آغاز نماييم. يعني به جاي اينكه بنويسم اروگوئه در سال 1380 استقلال يافت به فرزندان نسل‌هاي آينده دنيا بياموزيم كه اروگوئه در سال 1930 موجوديت خود را به جهان اعلام داشت... ما بايد باور كنيم كه موجوديت ما، استقلال ما و شخصيت همه و همة ما بسته به پيروزي ما در مسابقات جام جهاني 1930 خواهد بود.»

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.