|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
سید مهدی شجاعی
خداوندا! ما مدعيان دروغزن انتظاريم. حرف از چشم انتظاري محبوب ميزنيم، اما به اندازة سادهترين دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نيستيم. الفباي انتظار را به ما بياموز و لذت انتظار را به ما بچشان. خدايا! اگر بناست آن محبوب آسماني را فقط چشمهاي پاك ببيند، پس آلودگان و تَردامنان سر بر شانة كه بگذارند؟ خدايا! به چه كار ميآيد اين چشم اگر به روي آن عزيز غايب از نظر گشوده نشود و به چه كار ميآيد اين دل اگر قرباني ظهور نگردد؟ خدايا! همراهي، همدمي، همنفسي، به ستوه آمديم از اين همه بيكسي! خدايا! در اين وانفساي آخرالزمان كه عموم خلايق بندة نان يا بردة شيطان گشتهاند، جرعهاي آزادگي نصيب ما فرما! خدايا! شيعة آخرالزمان را همين شرمساري بس كه محبوب و مرادش مدام ياد او كند – ولا ناسين لذكركم – و او هيچ از مراد خويش ياد نكند. ما را از اين شرمساري برهان! خدايا! تنها چارة جاهليت آخرالزمان، ظهور حجت خاتم است، در فرجش تعجيل فرما! خدايا! به كه بايد گفت جز خودت كه هجرت محبوب، ريشه طاقتمان را سوزانده و درخت وجودمان را به خشكي نشانده است.
ماهنامه موعود شماره 64 |