|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 3 رؤياي رؤيت يكي از علماي قم، فرموده بودند: در دوران جواني و در زماني كه مرحوم علامه طباطبايي(ره) از استادان ما بودند و اخوي ايشان هم در خدمت عارف بزرگ، آيتالله سيد علي آقاي قاضي(ره)، بودند، نامهاي به علامه دادم تا به برادرشان بدهند تا آن را به خدمت به آقاي قاضي برسانند تا در اين تشريفات عديدهاي كه به خدمت امام عصر(عج) دارند، دست ما را هم بگيرند و به آن حضرت برسانند. اين مسئله را خيلي خالصانه درخواست كردم. نامه رفت و زماني گذشت، ولي پاسخ نيامد. انتظار به درازا كشيد. در اين ميان به شهر خودمان سفر كردم. هنگام ظهر و موقع استراحتم بود. خوابيده بودم. بچهها داشتند بازي ميكردند. در اين گير و دار مثلاً فريادي بلند شد و از خواب پريدم. من خيلي ناراحت شدم و سر بچهها فرياد زدم، سريع متوجه شدم اشتباه كردم. بلند شدم دست آنها را گرفتم و از خانه بيرون بردم و از دل بچهها به هرگونه توانستم در آورم كه ناراحت نباشند. بايد چنان باشيم كه اگر اشتباهي مرتكب شديم، زود عذرخواهي كنيم. در منزل نيز بايد با همسر و فرزندان چنين باشيم تا هم به خود خوبي كرده باشيم و هم فرزندانمان ياد بگيرند كه اگر اشتباهي مرتكب شدند، عذرخواهي كنند. كساني كه با شهامت بگويند: «من اشتباه كردم» يا «من نميتوانم» اندكاند. انگار همه ميتوانند و هيچ كس هم كاري نميكند امام خميني(ره) فرمودند: «من اشتباه كردم»16 سپس اشتباهاتشان را بيان كردند. او با آن عظمتي كه داشت، نترسيد و با شهامت به اشتباهات خود اعتراف كرد. اين عالم بزرگ ميفرمود: مدتي از اين جريان گذشت. توفيق پيدا كردم به خدمت مرحوم علامه طباطبايي رسيدم. گفتم: آقا! آن نامه چه شد؟ فرمودند: بله! پاسخ اين نامه خيلي وقت است براي ما آمده است. من هم نامه را گرفتم و باز كردم. ديدم نوشتهاند: «بسم الله الرّحمن الرّحيم. عزيزم! با اين خلق و خوي كه به بچهها حمله كني و دعوا كني،چگونه ميخواهي آقا را ببيني؟» با خود گفتم چگونه يك اشتباه مرا از ديدار آن حضرت باز داشت. گاه ارتكاب يك گناه سبب نرسيدن به حضرت امام عصر(عج) خواهد شد. افراد بسياري به خدمت آن حضرت مشرف شدند وبسياري از تشرفات را هم براي ما نقل نكردند. هم اكنون نيز بسياري به محضر او ميرسند. اگر ما به وصال او نميرسيم، به سبب گناهانمان است.
نقش امام زمان(عج) در زندگي ما بايد بدانيم كه اگر از اين رهگذر، يك بار به محضر آن حضرت برسيم، ديگر او را رها نميكنيم و بسياري از چيزها كه پيش از آن به نظرمان شيرين ميآمد، ديگر شيرين نخواهد بود. ناز آن يار خريدار دارد. يكي از علما كه هنوز هم در قيد حياتاند، ميفرمود: به حج مشرف شده بوديم. مدينه كه بوديم، با پاي پياده از منزل حضرت زهرا(س) به احد ميرفتيم. به امام زمان(عج) گلايه كردم كه ما شما را ميخواهيم، ولي شما به ما محل نميگذاريد. ناگاه ديدم آن حضرت در كنارم سلام كردند، جواب دادم. فرمودند: شيخ حسين! چرا گلايه ميكني؟ بعد هم فرمودند: تو كوچك بودي، بنا بود جايي بروي و فلان اتفاق بيفتد، ولي من نگذاشتم. ميداني چرا طلبه شدي؟ من كسي را جلوي پاي تو قرار دادم و ... همين طور تكتك حوادث و اتفاقات زندگيام را نام بردند. من دوست داشتم از خجالت زمين دهن باز كند و فرو بروم؛ به آن حضرت عرض كردم: من نميدانستم آقا، ببخشيد! من از كجا ميدانستم؟! من چنين چيزي به ذهنم نميآمد. عزيز من! تو از كجا ميداني؟ ممكن است بارها زمينة اينكه من و تو فاسد شويم فراهم شده، ولي آقا نگذاشته است. يك دفعه وقتي نشانمان بدهند، خيلي شرمنده ميشويم و خجالت ميكشيم. مردم به مباركي وجود توست كه روزي ميخورند.17 نعمتهاي پروردگار به ما همه به بركت وجود آن حضرت است و نتيجة آن، اين است كه ما از امت او هستيم. «زمين و آسمان به مباركي وجود تو برپاست.»18هيچ كس به اين مقدار به گردن ما حق ندارد. خوب است از او ياد كنيم و براي سلامتياش صدقه كنار بگذاريم. وقتي كه جمع شد، براي سلامتي آن حضرت يك گوسفند قرباني كنيم و به فقيران بدهيم. از ديگر مواردي كه موجب ديدار آن حضرت است، زيارت حضرت اباعبدالله(ع) در كربلا و در شب جمعه است. مرحوم بافقي(ره) فرموده بود: «چرا علي بن مهزيار بيست سفر به حج رفت تا امام زمان(عج) را ببيند؟ اگر يك شب جمعه يا پانزده شعبان به كربلا ميآمد، آن حضرت را زيارت ميكرد». حيف از تو كه ارباب وفا را نشناسي ما پيش تو باشيم تو ما را نشناسي
پينوشتها: ٭ برگرفته از كتاب حديث دل سپردن، جلسات اخلاقي حجتالاسلام دكتر مرتضي آقا تهراني. 1. محمدبن يعقوب كليني، اصول كافي، ج 8، ص 29. 2. سورة مؤمنون (23)، آية 108. 3. سورة مز (39)، آية 67. 4. سورة انفطار (82)، آية 7. 5. همان 6. سورة اعراف (7)، آية 96. 7. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، بخشي از دعاي عرفه. 8. سورة بقره (2)، آية 152. 9. همان 10. سورة توبه (9)، آية 103. 11. سورة حج (22)، آية 37. 12. بركات حضرت وليعصر، ص 63، حكايت 23. 13. أنّك لا تحتجب عن خلقك إلّا أن تحجبهم الأعمال دونك. شيخ عباس قمي، همان، بخشي از دعاي ابوحمزه ثمالي. 14. محمدبن جرير طبري، دلائل الإمامه، ص 297. 15. محمدبن يعقوب كليني (ره)، همان، ج 3، ص 393. 16. حضرت امام (ره) در جايي چنين فرمودند: «اگر قبلاً اشتباه كرده باشيم، بايد صريحاً بگوييم اشتباه نمودهايم... ما كه معصوم نيستيم. پس از انقلاب من خيال ميكردم وقتي انقلاب پيروز شد، افراد صالحي هستند كه كارها را طبق اسلام عمل كنند... بعد ديدم خير، اكثر آنها افراد ناصالحي بودند و ديدم حرفي كه زدهام درست نبوده است، آمدم صريحاً اعلام كردم من اشتباه كردم.» سيد حسن اسلامي؛ امام، اخلاق، سياست؛ ص 242. به نقل از صحيفه امام، ج 18، ص 241. 17. و بيمنه رزق الوري. شيخ عباس قمي، همان، بخشي از دعاي عديله. 18. و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء، همان.
ماهنامه موعود شماره 64
|