|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 3 مرتضي آقا تهراني
انواع نعمتهاي الهي تمامي نعمتهاي خداوند را ميتوان ذيل دو ويژگي قرار داد: برخي از نعمتهاي خداوند، مادي و ظاهري و برخي ديگر غير مادي و باطني است. و أسبغ عليهم نعمه ظاهرةً و باطنةً.1 نعمتهاي ظاهر و باطن را براي شما سرازير كرده است. نعمتهاي باطن از نعمتهاي ظاهر ارزشمندتر است. نعمتهاي ظاهر، همين چيزهايي است كه با چشم ميبينيم و متوجه ميشويم، اما نعمتهاي باطني نيز داريم، مثل نعمت «هدايت» كه با چشم ظاهر ديده نميشود. اگر كسي هدايت شد از تمام نعمتهاي ظاهري و مادي به خوبي استفاده ميكند؛ يعني اميال و شهواتش را به خوبي در راه رضاي دوست به كار ميگيرد. برخي گمان ميكنند انسان خوب بودن به مثلاً نداشتن شهوت و غضب است، ولي اينگونه نيست. مؤمن شهوت و غضب دارد اما آن را در راه درست مصرف ميكند.
انواع نعمتهاي ظاهري مالك اصلي سرمايههاي عالم، خداوند است و برخورداري ما از نعمتها به سبب عنايت و لطف اوست. و اگر همه انسانها از نعمت اخروي بهرهمند باشند يا از آن محروم شوند همه از لطف اوست. تنها كسي كه داراي نعمت است و ميتواند آن را به ما ارزاني كند، خداست و تنها كسي كه ميتواند آن را باز پس بگيرد اوست. دردآورترين لحظه، هنگامي است كه خدا ما را مورد توجه خاص قرار ندهد و از ما روي بگرداند. آنگاه به عذابي مبتلا ميشويم كه هيچ كس نميتواند نجاتمان دهد. در قرآن آمده كه وقتي اينگونه افراد خدا را صدا ميزنند، صد سال ميگذرد و ناگاه خطاب ميرسد: إخسئوا فيها و لا تكلّمون.2 [اي سگان] به دوزخ شويد و با من لب از سخن فرو بنديد. اگر انسان به چنين حالتي توجه داشته باشد، احساس ترس و خوف به او دست ميدهد. اين ترس با ديگر ترسها فرق ميكند. ترس و بيم ما در واقع از خداي تعالي است و آن به سبب آن است كه ما مسلمانيم و به يك جا متصل هستيم. اين احساس كه مبادا خدا ما را از خود براند، و اين نمازها، روزهها، و عبادتهاي ناقص و ناچيز، پذيرفته نشود «خوف از خدا» نام دارد. خداوند، همان گونه كه در قرآن آمده است: والسّموات مطويّاتٌ بيمينه.3 گويي تمام آسمانها به دور دست او پيچيده است. كنايه از اينكه قدرت بيپايان او همه چيز را تصرف كرده است و كار به دست ديگري نيست. وجود زيبا و موزون انسان، چشمان زيبا و چهره دلپسند كه هر جزء آن در جاي خودش و به اندازه خود است، از الطاف اوست. در قرآن آمده است: الذّي خلقك فسويّك فعدلك.4 كسي كه تو را آفريد، و آن را موزون و متناسب كرد. اگر انگشت اشارة انسان ده يا بيست سانت بود، چگونه بود؟ اگر اين انگشت به جاي دست، كنار گوش انسان بود، به چه كار ميآمد؟ همچنين در قرآن آمده است: في أيّ صورةٍ ما شاء ركّبك.5 از صورتي خاص تو را تركيب كرد. نعمتهاي ظاهري فراواني به ما اعطا شده است؛ غذا، دوست، پدر و مادر، برادر و خواهر، محبت همسر و فرزندان، علم، استاد، شاگرد، آبرو و وجههاي كه داريم، پول، مسكن و سرمايهاي كه داريم و ... . كسي نيست كه خدا او را از بسياري از نعمتهاي ظاهري محروم كرده باشد. اما بايد توجه داشت كه خداوند دربارة اين نعمتها و چگونگي به خدمت گرفتن آنها در روز قيامت پرسش ميكند.
نعمتهاي باطني بزرگترين نعمت باطني، همان هدايت است. خداي متعال در قبال هيچ نعمتي بر كسي منت ننهاد، اما براي خلقت پيامبر(ص) بر همگان منت نهاد. او اين نعمت را به رايگان نداده است. ميخواهد همگان آن را قدر بدانند. همچنين خداوند به هدايت و ولايت رسول اكرم(ص) بر مسلمانها و غير مسلمانها منت مينهد. نعمت باطني هدايت و «ولايت» را بايد قدر دانست. اگر اميرالمؤمنين(ع) را دوست ميداريم، بايد آن را قدر بدانيم؛ ما نه مثل او ميشويم، و نه شيعة او؛ اما آن حضرت و ديگر امامان را دوست ميداريم و در اين مسير گام مينهيم و در عاشورا و اربعين و ايام شهادت آنان، ابراز همدردي و همدلي ميكنيم. اين نعمتها را تنها خدا به ما اعطا ميكند و فقط به او بايد اميد بست. چرا بايد به همديگر اميد ببنديم؟ مگر ما مثل هم نيستيم؟ چه نعمتي به دست همديگر داريم؟پس بايد به او دل ببنديم و همه چيز را از خودش طلب كنيم؛ چرا كه متعلق خوف و رجا تنها خداوند متعال است و كار او سراسر حكمت و با حساب و كتاب است. فضل و عنايت پروردگار بسيار و خوان نعمتش بر همه گسترده است و عامل بيبهره بودن از نعمت، خود انسان است. اگر كسي نقص و فقداني در زندگياش پيدا شد، بايد علت آن را در اعمال و كردار خود جستوجو كند. برخي گناهان سبب نزول بلا و كاهش نعمت ميشوند. اين ربطي به خداوند ندارد. معالاسف در اين مواقع، برخي از افراد، مسائل و مشكلاتشان را به خدا نسبت ميدهند. در قرآن آمده است: لو أنّ أهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركاتٍ من السّماء و الأرض.6 اگر اهل آن قريهها ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند، ما درهاي بركاتمان را از آسمان و زمين برايشان باز ميكرديم. در قرآن «قريه» براي محلي كه گاه خيلي بزرگ نيز هست و ساكنان آن هدايت نشوند يا ناصالح باشند، به كار ميرود. امّا «مدينه» براي جايي كه آباد است و اهل آن هدايت شده باشند، به كار ميرود، هر چند مساحت آن كم باشد. مثلاً «نيويورك» با اينكه ده ميليون جمعيت دارد در فرهنگ قرآني قريه ناميده ميشود ولي«خاوه» با اينكه جمعيت كمي دارد مدينه ناميده ميشود. حالا اگر انسان احساس كرد درِ لطف او بسته شده كليد آن در دست خود اوست؛ بايد تقوا پيشه كند و از اهل ايمان باشد.
نعمت وجود امام زمان (ع) از نعمت هاي باطني، نعمت وجود مبارك امام (ع) است. خداوند نعمتي به ما داده كه آن را قدر نميدانيم. آن نعمت ارزشمند، وجود امام زمان(عج) است. امام عصر(عج) منحصر به گروه خاصي نيست، متعلق به همه است. واسطة رحمت و فيض الهي است. هر كس هر چه دارد به بركت آن وجود است، اما همه او را نميشناسند و با وي ارتباط ندارند. يكي ديگر از افتخارات و نعمتهاي ما اين است كه در كشور اسلامي و شيعه به دنيا آمدهايم و زندگي ميكنيم. امام حسين(ع) خدا را شكر ميگويد، كه او را در محلي به دنيا آورده كه داراي حكومت اسلامي است.7 اينكه پدر و مادر و خواهر و برادر ما همه مسلماناند، نعمت بزرگ و جبري است؛ يعني ما براي آن كاري نكردهايم. خدا تنها به سبب فضل و لطفش اين نعمت را به ما ارزاني داشته است. ميتوانست اين نعمت را به ما ندهد، همان طور كه به عدهاي عطا نكرده است. برخي گمان ميكنند خدا مجبور است كه اين نعمت را عطا كند ولي اگر مجبور بود، ميبايست به ديگران هم عنايت ميكرد. مگر نه اينكه امروز بسياري از وجود مبارك حضرت صاحبالزمان(عج) اصلاً بيخبرند؛ ولي ما دستكم او را ميشناسيم. پس بايد سپاسگزار خدا باشيم كه از اين همه نعمت مادي و معنوي برخورداريم.
|