spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
اي مردم!... چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵

 خطبه تاریخی بانوی اسلام(س) در  مسجد پیامبر(ص)

اشاره:
بعد از رحلت پيامبر اسلام(ص) طوفان عجيبي سراسر جهان اسلام را فرا گرفت، و كانون اين طوفان مركز خلافت بود، سپس به هر چيز كه به نحوي با آن ارتباط پيدا مي‌كرد منتقل شد. از جمله حكم مصادرة سرزمين فدك كه از سوي پيامبر اسلام(ص) به دخترش فاطمه(س) بر اساس مصالح مهمي واگذار شده بود, از سوی نظام حاكم صادر شد.
فاطمه(س) كه مي‌ديد اين تجاوز آشكار، توأم با ناديده گرفتن بسياري از احكام اسلام در اين رابطه، جامعه اسلامي را گرفتار يك انحراف شديد از تعاليم اسلام و سنت پيامبر(ص) و گرايش به برنامه‌هاي جاهلي مي‌كند، و از سوي ديگر مقدمه‌اي براي خانه نشين كردن امير مؤمنان علي(ع) و محاصره اقتصادي ياران اوست، به دفاع از حق خويش پرداخت و با تمام وجود خواستار بازگشت اين حق مغصوب شد.
بانوي اسلام(س) برخاست و با جمعي از زنان بني‌هاشم به مسجد آمد تا در برابر توده‌هاي مسلمان، و سران مهاجر و انصار گفتني‌ها را بگويد، و اتمام حجت كند، و بهانه‌هاي ادامه اين غصب عجيب را بگيرد، و در ضمن، صفوف وفاداران به اسلام را از مدعیان آشكار سازد.
او بي‌اعتنا به جوسازي خاصي كه در اين زمينه شده بود، و پيامدهاي احتمالي اين افشاگري بزرگ، به برنامه خود ادامه داد، و خطبه بسيار غرائي در مسجد پيامبر(ص) در برابر مهاجرين ايراد نمود كه بسياري از حقايق در آن افشا شد.
این خطبه تندر سهمگيني بود كه پژواك آن همه جا پيچيد، و آثار آن در همه اعصار و قرون باقي ماند. موشكافي‌هاي فاطمه(س) در اين خطبه در زمينه فلسفه و اسرار احكام، و تحليل تاريخ سياسي اسلام، و مقايسه دوران جاهليت عرب با زندگي آنها بعد از ظهور اسلام، درسهاي بزرگي به رهروان راه حق مي‌دهد، و آنها را در مبارزاتشان تعليم و آموزش مي‌بخشد.
اين امر موجب شد تا در ايام مصيبت شهادت آن حضرت اين خطبه را به جملة شيفتگان درك صراط مستقيم و مخاطبان موعود تقديم كنيم اميد آنكه به انديشه و نظرگاه اسوه‌هاي حقيقي خويش نزديك شويم.

ای مردم! من فاطمه دختررسول خدا، محمّد مصطفي(ص) هستم. آنچه راكه مي‌گويم همه مطابق با واقع است. به اين جهت درگفتار من خلافي نيست. هرچه را در اول خواسته‌ام، در آخر هم مي‌خواهم. هيچ گاه برخلاف حق خواسته‌اي نداشته و در اظهار حق زياده‌روي ننموده‌ام.
خداوند درقرآن كريم فرموده است:
 براي شما پيامبري ازجنس خود شما آمده كه بسياربراوگران است كه شما درناراحتي و سختي به سر بريد وبنده ناكسان باشيد او فراوان مي‌كوشد و برحفظ موقعيت شما حريص ونسبت به مؤمنين سخت رئوف ومهربان است.1
مردم ! خوب دقت كنيد اگر او را بشناسيد خواهيد ديد كه او پدر من است ونه پدر زنان شما، و برادر پسرعموي من بوده و نه برادر مردانتان. بنابراين شخصيت من وهمسرم درميان زنان ومردان به مقامي رسيده كه هيچ كس به آن پايه نرسيده وچنين خويشي را با رسول اكرم ندارد. خودم دختر پيامبر و همسرم برادر رسول اكرم است. چه افتخار بزرگي را من دارا هستم!
رسول خدا آنچه راكه ازسوي خدا مأموريت داشت به مردم ابلاغ نمود و با كمال شهامت به دنيا اعلام خطر كرد و از راهي كه مشركين و بددلان مي‌رفتند منحرف بود. شمشيرخود را بر فرق و پشت آنها كوبيد و گلوي آنها را فشرد تا به سوي حق متمايل گردند ومردم را از راه انسانيت باز ندارند.
او با زبان و بياني كه سر تا پا موعظه و نصيحت بود بشريت رابه مقام خود آشنا ساخت تا راه خدا را در پيش گيرند و از بت‌پرستي و سيه‌روزي دست بردارند و بت‌ها را با دست خود بشكنند و سرهاي سرداران آنها را بكوبند. در نتيجه جمع آنها پراكنده شد و فراري‌ها باز گشتند و صبح سعادت بر روي آنها اشعه نوراني خود را تابيد وحق جلوه كرد و پرده از روي تاريكي‌ها برداشته شد. آنگاه زعيم دين و زمامدار مسلمين لب به سخن گشود و زبان‌هاي شياطين و دشمنان انسانيت لال شد ومردان پست و دون همت به سزاي اعمال خود رسيده وهلاك گرديدند وتمام گره‌هايي كه كفار ومشركين وبي خردان در اجتماع مسلمين انجام داده بودند وتمامي عقده‌ها گشوده شد وانسان‌ها با صميميت كلمه اخلاص رابه واسطه مردمي روشن و پاك‌دل آموختند. شما در لب پرتگاه سقوط به جهنم، زندگي وحشت زاي دوزخيان را داشتيد. نيم خورده آب ديگران را مي‌نوشيديد وبراي طمعكاران لقمه چربي بوديد كه مردمان عجول و تندرو ازوجود شما خانه خود را گرم مي‌نمودند وشما را زير دست وپاي خود نرم مي‌كردند. از آب‌هاي گنديده در چاله‌هاي كثيف مي‌نوشيديد و در ظرف‌هاي ناپاك پوستي غذا مي‌خورديد و با ذلت وخواري روزگار مي‌گذرانديد.
شما بوديد كه مي‌ترسيديد ديگران شما را غارت كنند. خداي متعال بر شما منت گذاشت وشمارا از همه بدبختي‌ها به واسطه پدر بزرگوارم، محمد(ص) نجات داد وبراي ادامه حيات شما آن چنان رنج وزحمت كشيد كه همه گردنكش‌ها را از شما دوركرد و گرگان عرب و كساني كه اهل كتاب هستند و با كتاب آشنايي ندارند به سزاي خود رسانيد.
در اينجا زهراي اطهر (س) با جمله كوتاهي كه از قرآن كريم اقتباس كرده فرمود :
 هر گاه دشمنان آتش مي‌افروختند خداي بزرگ با دست نيرومند خود آن را خاموش مي‌نمود.2
 و چون با شيطان صفتان براي نابودي شما هم پيمان مي‌شدند و براي خود از مشركان و منافقان مدد مي‌گرفتند، پيامبر عالي‌قدر برادر خود علي(ع) را به كام آنها مي‌انداخت و با يك حمله مردانه آتش زبانه كشيده را خاموش مي‌نمود.
آري، علي(ع) بود كه هيچ گاه از ميدان جنگ بر نمي‌گشت مگر آنكه پنجه به روي دشمنان انداخته وآنان را به سيه روزي و بدبختي مبتلا مي‌ساخت و آتش افروزان را با شمشير آبدار خود نابود كرده آتش جنگ را خاموش مي‌نمود؛ چه علي(ع) آن طور كه بايد در راه رضاي خدا واجراي اوامر او كوشا بود و با كد يمين وعرق جبين و نيروي مدد يافته از غيب جهان وظيفه خود را انجام مي‌داد و با اين عمل نزديك‌ترين فرد به مقام مقدس نبي اكرم گرديد و به منصب سيادت اوليا رسيد.
اميرالمؤمنين، علي(ع) همه همت خود را در نصيحت مسلمانان وافراد علاقه‌مند قرار داد و در اين راه از هر كوششي دريغ ننمود ولي شما ـ در همين حال ـ با يك دنيا امنيت وآرامش روزگار را با عيش وعشرت مي‌گذرانديد وانتظار مي‌برديد كه براي ما پيشامد‌هاي ناگواري پيش آيد. شما هرگاه احساس ضعف و سستي در لشكر اسلام مي‌نموديد فورأ عقب‌گرد كرده و به گذشته زشت خود بر مي‌گشتيد و از جنگ و جهاد در راه خدا فرار مي‌نموديد. پيامبر اكرم را خدا به بهشت برين منزلگاه هميشگي او كه جايگاه انبيا و اصفياي الهي مي‌باشد، برد. ناگهان تمام عقده‌هاي دروني شما كه از نفاق وحسد سرچشمه گرفته ظاهر شد و آثار دينداري و دوستي با خدا از چهره‌هاي تاريك شما زدوده گرديد و آنچه تبه‌كاران در دل داشتند به زبان آوردند و مردمي كه در گوشه وكنار بدون نام و نشان آرميده بودند در اجتماع شما به نبوغ و فراست جلوه‌گري كردند و باطل‌گرايان نعره سر دادند و در ميدان‌ها آنچه مي‌توانستند فرياد كشيدند.
همين كه شيطان شما را آماده براي هر گونه جنايتي يافت شما را به نهضتي عظيم دعوت نمود و شما هم با كمال سهولت قيام عليه حق نموديد و بر مردان خدا خشم گرفتيد.
او ديد تا چه حدي شما خشمگين هستيد و در مقابل اوامر الهي و گواهي او مي‌ايستيد و سر به مخالفت بر مي‌داريد.
راهي را كه بايد بپيماييد و خداوند براي شما آن راه را از همه جهات آراسته كرده بود نپيموديد و راه ديگري را ادامه داديد و از مكتبي كه بايد استفاده كنيد بهره‌اي نبرديد ومعاهده‌اي كه با پيامبر خدا در غدير خم بسته بوديد زود آن را از ياد برديد و رحلت رسول اكرم كه دردي بسيار بزرگ بود ناديده انگاشتيد.
در صورتي كه ناراحتي و جراحتي كه قلب‌ها را شكسته و انسان‌ها را متأثر ساخته هنوز التيام نيافته، بلكه بدن مقدس پيامبر اكرم (ص) هنوز دفن نشده بود كه با سرعت وشتابزدگي به بزرگ‌ترين خيانت دست زديد.
شما به اين عنوان كه «از فتنه بايد دوري جست» خود را در ورطه هولناك فتنه گرفتار ساختيد و در جهنم سوزاني كه كفار را احاطه نموده جاي گرفتيد.
از انسان دور است كه دروغ را وسيله زندگي قرار دهد. شما را چه مي‌شود كه راستي را كنار مي‌گذاريد، به دروغ سخن مي‌گوييد. چه بسيار مردمي كه به دروغ توسل جستند و هستي خود را از كف دادند. امروز كتاب خدا در دست شماست. همه دستورات قرآن ظاهر وآشكار است و احكام الهي درخشندگي خاصي دارد و پرچم‌هاي اسلام در اهتراز و چيزهايي كه بايد مسلمان از آن چشم بپوشد روشن و آنچه را بايد فرمان برد, جملگي واضح وهويدا است.
اما با تمام اين شرايط وآگاهي ها، شما قرآن را پشت سر انداختيد. آيا راستي چيزي در قرآن بود كه شما آن را نمي‌پسنديد؟ وبه آن رغبت نشان نمي‌داديد؟ و يا بهتر از قرآن كتابي يافته‌ايد كه در بين شما مي‌تواند حكومت كند ؟
چه بسیار بد انتخابي ستمگران براي خود نمودند.3
آگاه باشيد !
هر كس جز اسلام ديني را بپذيرد هر گز ازاو پذيرفته نخواهد شد وروز قيامت از ستمكاران خسارت ديده به حساب مي‌آيد.4
اي مردم گمشده از راه باز مانده! به دنبال غصب خلافت و تشكيل حكومت با سرعتي كه مهلتي در آن متصور نيست تا شتري را كه سوار شده‌ايد آرام بگيرد و با آرامش سوار خود را به منزل برساند، به برافروختن آتش ديگري دست يازيديد و انحراف جديدي را مرتكب گشتيد و به دنبال شيطان گمراه كننده‌اي كه هر روز شما را به سويي مي‌خواند به راه افتاديد.
شما در اين فكر بوديد كه چراغ پر نور هدايت الهي را با اين كردار زشت خود خاموش سازيد و سنت‌ها و روش‌هاي پيامبر را از ياد ببريد.
شما منافقيني هستيد كه آنچه در دل داريد غير آن را بر زبان جاري مي‌كنيد. شما مانند كسي مي‌مانيد كه در باطن مي‌خواهد شيره حيات بخش را جرعه جرعه بنوشد. شما مانند كسي هستيد كه مي‌خواهد به مردم آب آلوده بنوشاند. شما خود را در ميان درختان انبوه به هم پيچيده وسبزي‌هاي به هم گره خورده پنهان مي‌نماييد واز پيامبر و فرزندان او خود را دور نگه مي‌داريد.
ما خاندان رسالت در مقابل تمام ظلم‌ها و ستم‌هاي شما بردباري مي‌كنيم وهمه بد رفتاري‌ها و كج‌روي‌هاي شما را براي خدا تحمل مي‌كنيم، مانند كسي كه شمشير در رگ‌هاي او فرو رفته ونيزه در اعماق دل او جاي گرفته ما هم به چنين دردهاي پي‌درپي جانسوزي مي‌سوزيم و مي‌سازيم و مدارا مي‌نماييم.
شما مردم از خدا بي‌خبر، نحله و هديه پدرم را از من به زور گرفتيد. شما امروز دست به جنايت جديدي زده و بزرگ‌ترين خيانت را به اسلام روا داشتيد و گمان مي‌كنيد كه من از پدرم ارث نمي‌برم؟
آيا شما احكام جاهليت را اجرا مي‌نماييد و مي‌پسنديد كه كسي بهتر از خداي حكيم بتواند حكم بكند، اگر اين اجتماع خدا را باور داشته باشند!
آيا شما نمي‌دانيد من دختر پيامبرم؟ بلي، شما مي‌دانيد و چه خوب هم آشنا هستيد و مانند خورشيد درخشان كه در آسمان جهان مي‌تابد من هم اختر فروزاني هستم كه در افق نبوت درخشندگي دارم وشمايان آگاه هستيد كه من دختر نبي اكرم اسلام هستم.
 واي برشما! آه بر شما اي مسلمانان، من بايد از ارث پدرم محروم بمانم و در محاكمه‌اي كه انجام  مي‌گيرد مغلوب شوم ؟
اي پسر ابوقحافه! خوب انديشه كن. آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم نتوانم ارث ببرم؟
چه ظلم وستم بزرگي براي من روا داشته‌اي؟ آيا كتاب خدا را با توجه و از روي عمد پشت سر انداخته واحكام آن را ترك كرده‌اي؟ چه قرآن با كمال صراحت اعلام مي‌دارد كه:
 سليمان پيامبر از داود پيامبر ارث برده است.5
 و در داستان يحيي بن زكريا در قرآن آمده است كه:
 خدا يا مرا ولي و فرزندي عنايت فرما كه وارث من وآل يعقوب باشد.6
 باز دختر رسول اكرم(ص) استدلال خود را در كتاب آسماني دنبال كرده ارث خويش را مطالبه مي‌نمايد تا روشن شود كه براي منافقان كتاب خدا ودستور نبي اكرم مطرح نيست. حضرتش در اينجا به اين آيه استشهاد كردند كه :
 ارحام وبستگان در ارث در يك درجه نيستند. بعضي آنها بر بعضي ديگر مقدم مي‌باشند و من كه خدا هستم به شما سفارش مي‌كنم كه ارث پسر را دو برابر ارث دختر قرار دهيد. اگر كسي ثروت وخيري بر جاي گذاشت بايد به پدر و مادر و نزديكان به طور شايسته‌اي وصيت كند. اين حقي است كه براي متقين معين شده.7
 مردم! چه گمان مي‌كنيد؟ و با چه ميزاني قضاوت مي‌نماييد؟ آيا مي‌پنداريد كه من سهم و نصيبي ندارم و از پدرم ارث نمي‌برم وبين من و پدرم خويشاوندي برقرار نيست؟
آيا خداوند شما را به آيه و دستوري اختصاص داده و پدرم را به دليلي خارج نموده است؟ يا مي‌گوييد من و پدرم از دو ملت مي‌باشيم و من مسلمان نيستم تا از پدر مسلمانم ارث ببرم؟ يا اينكه شما عقيده داريد كه داناتر از پدر و پسر عمويم به خصوص و عموم قرآن هستيد؟
... چه خوب داوري است خداي متعال, وچه پيشوايي عالي‌قدري است محمد(ص), و چه خوب قرارگاهي است قيامت. در چنين سرايي و با چنين وضعي كساني كه خطاي خود را همراه دارند خسارت مي‌بينند و ديگر ندامت و پشيماني براي آنها سودي نخواهد داشت.
دختر نبي اكرم(ص) روي خود را به سوي انصار نمود و با كمال شهامت اظهار داشت: اي جوانمردان و پاكدلان اسلام كه مكتب اسلام را پاس مي‌داريد، اين چه سستي و خمودي است كه در دفاع از اسلام و قانون مقدس الهي پيشه خود ساخته و در نهي از منكر و دفاع از حق مسلم دختر پيامبر(ص) سهل‌انگاري نموده و به مجامله و مسامحه مي‌گذاريد و دين خدا را ضعيف و راه تسلط ستمگران راباز مي‌نماييد تا هر روز به نامي قانون الهي را تغيير دهند.
آيا باور نداريد كه پيامبر اكرم (ص) پدر من مي‌باشد و با يك دنيا صميميت به ملت خود سفارش نموده كه:
 فرد را بايد در فرزندان او حفظ نمود.
اي ملت مسلمان! چه زود دستورات اسلام را فراموش نموديد و احكام قرآن را تأويل و توجيه كرديد. و با چه سرعتي نتيجه كار زشت خود را به صورت آشكار نشان داديد. در صورتي كه شما قدرت داشتيد كه به كمك من برخيزيد. در شما نيروي مقاومت و نگهداري از قانون الهي وجود داشت.
اي مردم! در مقابل اين منطق گويا آيا مي‌گوييد: محمد(ص) از دنيا رخت بربست و نوبت او تمام شد و مكتب اسلام تعطيل گشت. چه مرگ او مصيبتي عظيم به وجود آورد و سستي‌ها و ناكامي‌ها براي مردم مسلمان پيدا شد و پيوستگي‌ها و همبستگي‌ها همه از هم پاشيده شد و در اجتماع رخنه‌هاي وسيعي بين افراد و طوائف ايجاد گرديد. جهاني با مرگ حضرتش تاريك شد و مردان خدا و اولياي الهي در مصيبت آن حضرت غمگين و مصيبت‌زده گشتند و خورشيد و ماه به واسطه كسوف و خسوف نتوانستند نورافشاني كنند و عوالم وجود را در حيات ياري نمايند. ستارگان با عظمت فرو ريختند وآرزوها همه پايمال شد. كوه‌ها همه ريزش نمود و حقوق خاندان عصمت و حريم احكام الهي دستخوش اغراض هوسبازان گرديد و احترام به مقام مقدس نبوت با مرگ حضرت ختمي مرتبت از بين رفت.
به خدا سوگند، اين بزرگ‌ترين مصيبتي است كه بر بشر روي آورده و دنيا هرگز به چنين پيشامد سويي مبتلا نشده و نخواهد شد كه امروز گريبان انسان‌ها را با اين سرعت گرفته است!
... آگاه باشيد, فرزندان اوس و خزرج كه از قبيلة قيله‌ايد، شما در چه شرايطي قرار داريد؟ ارث مرا از بين مي‌برند و در شكم گرسنگان خلافت هضم مي‌شود و حال آنكه شما در تمامي مجالس و محافل و خانه‌ها مرا مي‌بينيد و صداي مرا مي‌شنويد و ناله مرا گوش مي‌دهيد. شما دعوت مرا از هر سو دريافت مي‌نماييد و از همه جهت بر اوضاع آگاهي داريد؛ اما ترتيب اثر نمي‌دهيد.
اي صاحبان قبيله! كه نيروي بسياري از لحاظ عدد و سلاح در اختيار داريد و با داشتن وسايل و تجهيزات  جنگي كامل دعوت من به شما مي‌رسد ولي شما جواب مثبت نمي‌دهيد، ناله‌هاي مرا مي‌شنويد ولي با كمال تأسف به ياريم بر نمي‌خيزيد و اغاثه مرا نمي‌پذيريد.
امري است بس عجيب؛ چرا كه شما مردمي هستيد كه شهرت به نيكي وصلاح و دفاع از حق داريد! شما برگزيده حقيد و بهترين مردمي هستيد كه براي خاندان پيغمبر(ص) انتخاب شده‌ايد! شما با اعراب سرسخت به مبارزه برخاستيد و مشقت و سختي و ناراحتي را تحمل نموديد و در مقابل دنيايي عرض اندام كرديد و با شجاعان و زورمندان پنجه نرم نموديد. ما در تمام اين رويدادها خشمگين نگشتيم در حالي كه شما به وضع آشنا بوديد و چيزي از شما پنهان نبود.
پيوسته ما جريان را براي شما روشن مي‌كرديم و دستورات لازم را مي‌داديم و شما هم امتثال مي‌نموديد تا كار اسلام بالا گرفت و دين خدا در ميان مردم رونقي بسزا پيدا كرد و بهره برداري شروع شد و فرياد مشركين ومردم ضد خدا خاموش گرديد و آتش پرشعله دروغ و خودپرستي فرو نشست و كفر و نفاق رونق خود از كف بداد و ديگر از دعوت بت‌پرستان صدايي به گوش نمي‌رسيد. اينك، اي مردم مدال گرفته چرا خدمات خود را ضايع مي‌كنيد؟ وحيرت زده وسر گردانيد؟ شما آنچه را كه به دنيا اعلام مي‌نموديد امروز پنهان مي‌داريد و از آنچه اقدام كرده ودر آن پيشرفتي حاصل نموديد رها كرده با خستگي به گوشه‌اي خزيده‌ايد و از ايماني كه به خدا آورده‌ايد دست برداشته وبه كفر گراييده‌ايد.
... مسلمانان بايد بدانند اگر از ترس دشمن خدا را ترك كنند به نابودي وبدبختي دچار مي‌شوند و اگر به خدا بپيوندند تمام نيروهاي هستي نمي‌تواند موقعيت وشخصيت آنها را از بين ببرند.
آري، مي‌بينيم كه براي هميشه در ذلت و بدبختي به سرمي بريد و از راه حق وحكومت اسلامي و رهبري اميرمؤمنان واولاد گراميش دوري مي‌نماييد وبه سستي و به خمودي روزگار مي‌گذرانيد و به لهو ولعب دل مشغوليد.
شمايان آنچه را در اين مدت به دست آورده‌ايد به يكباره از دست داده و فرآورده‌هاي ايماني خود را كه در دل جاي داده بوديد به ناگاه از دل خالي كرده وبه بدبختي و بيچارگي مبتلا گشته‌ايد.
آگاه باشيد! من آنچه را كه بايد بگويم گفتم وخود آگاهم كه دل‌هاي شما تا چه حدي پستي گرفته و چگونه قلوب شما نسبت به ما تغيير كرده است آنگونه كه هرگز به ياري من بر نخواهيد خواست و سخن مرا پاسخ نخواهيد داد زيرا مي‌دانم خواريد و در چنگال زبوني گرفتار. بايد آشناي با خدا از حق دفاع كند تا در كنار رحمت حق جاي گيرد. ولي چه كنم كه اين اندوه فراوان و اين غصه‌هاي كشنده و اين محروميت‌هاي گوناگون دل فاطمه را به درد آورده است از اين رو، اين مطالب را براي اتمام حجت باز گو مي‌كند.
شما بشنويد ولي پشت سر مي‌اندازيد و توجهي مبذول نمي‌داريد و عار وننگ را براي هميشه براي خود و قوم خويش ذخيره مي‌كنيد و غضب پروردگار و ننگ هميشگي را شعار خود مي‌سازيد تا در جهنم سوزان پروردگار كه جان‌ها را مي‌سوزاند وآب مي‌كند گرفتار آييد. بدانيد كه آنچه انجام مي‌دهيد در پيشگاه مقدس پروردگار است و خداوند آن را مي‌بيند.
من دختر پيامبري هستم كه شما را از نافرماني خدا ترسانيده و با كمال صراحت اعلام داشته كه: من آمده‌ام كه شما از عذابي كه در پيش رو داريد بترسانم وبدانيد هيچ كس نمي‌تواند از عكس العمل معصيت و گناه ونافرماني حق نجات پيدا كند. من هم به شما اعلام مي‌نمايم كه شما آنچه مي‌خواهيد انجام دهيد ما هم به وظيفه خود عمل مي‌كنيم. بنابراين، هم من و هم شما در انتظار آينده خود مي‌باشيم.


پی نوشت ها:

* اين خطبه در منابع مختلفي نقل شده است، هم در كتب عامه و هم در كتب خاصه، و از جمله هفت منبع زير قابل توجه است: شيخ طبرسي این خطبه را در احتجاج ذكر كرده است؛ علي بن عيسي اربلي در كتاب معروف كشف الغمه از كتاب صحيفه آن را نقل مي‌كند؛ علامه مجلسي در بحارالانوار اين خطبه را با اسناد متعددي ذكر كرده است؛ اين خطبه در كتاب معاني الاخبار از مرحوم صدوق با سندي كه در ذيل آمده از عبدالله بن حسن از مادرش فاطمه دختر امام حسين (ع) نقل شده است؛ و باز در همان كتاب با سندي ديگر از امام علي بن ابي طالب (ع) نقل شده است؛ مرحوم شيخ طوسي نيز آن را در امالي آورده است؛ ابن ابي الحديد عالم معروف سني معتزلي نيز آن را در كتاب معروف خود شرح نهج البلاغه نقل مي‌كند.
1. سورة توبه (9)، آية 128.
2. سورة مائده (5)، آية 64.
3. سورة آل عمران (3)، آية 151.
4. سورة آل عمران (3)، آية 85.
5. سورة نمل (27)، آية‌ 16.
6. سورة مريم (19)، آية 6.
7. سورة انفال (8)، آية 75.

ماهنامه موعود شماره 64 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2010 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.