|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
اشاره: اين صفحه اختصاص به ارائة مطالبي دارد كه از سوي خوانندگان عزيز موعود ارسال شده است. هرچند حجم بالاي اين مطالب و مختصر بودن مجال ما، امكان درج كامل اين آثار را از ما سلب نموده است، اما ضمن تقدير از دوستان بزرگواري كه مجله را مورد لطف قرار ميدهند، بنا بر وعده اي كه نموديم، بخشهايي از مطالب اين عزبزان را به جملة موعوديان، تقديم مي كنيم. از همين رو توجه شما را به مقالة ارسال شده توسط جناب آقاي حميد احمدي جلفايي جلب ميكنيم.
فرض كنيد شما به مسجد، امامزاده و يا هر مكان مقدس ديگري مشرف شدهايد و در آنجا شخصي را مشاهده ميكنيد كه مدام يك مطلب خاصي را از درگاه خداوند مسئلت ميكند. با تضرع و تواضع خواستهاش را تكرار ميكند و احياناً اشك ميريزد. يا اينكه از يك مشكل خاصي به بارگاه پروردگارش اعلام پناهندگي ميكند. مسلماً شما در خواهيد يافت كه آن خواسته و يا مسئله، از مهمترين خواستهها و يا نگرانيهاي آن شخص، در حال حاضر ميباشد، به خصوص اگر شما ببينيد كه او بر روي آن مسئله بسيار پافشاري ميكند، هنگام ورود، حين نماز و پس از آن درغالب حالات خود، آن خواسته و يا مسئله را بر زبان دارد! اين تمثيل را در ذهن داشته باشيد. اكنون اگر به شما بگويند: وجود نازنين حضرت مهدي(ع) هم دعايي بر زبان دارند كه در بسياري از اوقات خود، آن دعا را از درگاه باري تعالي مسئلت مينمايند و با آه سينه و تضرع و ندبه، هميشه در مورد امت خودش اين دعا را ميكنند؛ آيا جز اين است كه پي خواهيد برد، آن دعا، در نظر حضرت، از اهميت بسيار فوقالعادهاي برخوردار بوده و در حقيقت، از نگرانيهاي اصلي آن حضرت محسوب ميگردد؟! آيا جز اين است كه مسائل مطرح شده در آن دعا، در واقع از جمله معضلاتي به حساب ميآيند كه دل آن حضرت را به غصه درآوردهاند؟! و آيا جز اين است كه ما شيعيان، بايد براي آسايش خاطر مبارك آن حضرت، قبل از هر عمل ديگري، در مسير رفع اين نگرانيها گام برداشته و تلاش نماييم؟! آري، در ميان ادعيهاي كه در خصوص آن حضرت، در منابع روايي ما وارد شدهاند يك دسته دعاهايي هستند كه سفارش شده است ما شيعيان در عصر غيبت آنها را در مورد آن امام رحمت بخوانيم. ولي دستهاي ديگر از دعاها، كه بسيار هم كم هستند، آن دسته از دعاهايي هستند كه نقل شده است، وجود مبارك حضرت بقيةالله(ع) در مورد امت خود آنها را بر زبان دارند. به نظر ميرسد خواستههايي كه در امثال اين قسم از دعاها مطرح هستند، و در برخي از نقلها وارد شده كه حضرت در خواندن برخي از آنها، مداومت به خرج ميدهند و يا با تضرع و غصه آنها را ميخوانند، نشان دهندة مهمترين معضلات و نگرانيهاي امتش در عصر غيبت محسوب ميگردند و يك شيعة واقعي، قبل از هر چيز ديگر، بايد در مسير رفع اين غصهها و نگرانيها، تا حد ممكن تلاش نمايد. يكي از مهمترين خصوصياتي كه خداوند متعال در قرآن كريم براي رسول خاتم خويش معرفي ميكند و همچنين در تاريخ و سيرة زندگي اوصيا و جانشينان بر حق آن حضرت، از وجود نازنين حضرت اميرالمؤمنين(ع) و حضرت فاطمة زهرا(س) گرفته تا آخرين يادگار غايبش مهدي موعود(ع) به وضوح ديده ميشود، وجود نهايت درجة رحمت و شفقت و خيرخواهي نسبت به امت خود و نسبت به دين الهي ميباشد و به همين خاطر هم، نشان افتخار «رحمة للعالمين» ـ پس از پيامبر گرامي(ص) ـ تنها بر گردن آن حضرات آويخته شده است. آري، چه زحمات و غمها و غصهها و گريهها كه شما در تاريخ زندگي حضرت رسول اكرم(ص)، در راه هدايت امت خود و نجاتشان از طريق ضلالت به هدايت شنيدهايد، به گونهاي كه خداوند متعال، خود به او دلداري داده و اين آية شريفه را نازل نموده كه: ما أنزلنا عليك القرآن لتشقي ٭ إلّا تذكرةً لمن يخشي.1 ما قرآن را براي تو نازل نكرديم و تو را با نبوت برنگزيديم تا خود را به مشقت بيندازي و اين همه براي مردم، غصه و حسرت بخوري، بلكه ما قرآن را تذكرهاي قرار داديم براي آنها كه از خدا بترسند و در دل آنان اميد هدايت باشد. و يا حكايت سينة غصهدار مولاي موحدان علي(ع) را با چاههاي مدينه شنيدهايد. و يا در تواريخ و مقاتل نوشته شده است كه وجود نازنين حضرت سيد الشهدا(ع) در كربلا، چگونه همة مصيبتهاي خود و اهل بيتش را كنار نهاده و به خاطر هدايت امت خود، چندين بار آنها را، با اشك و غصه، به راه هدايت دعوت فرمودند، به گونهاي كه نقل ميكنند در واپسين لحظات عمر خود هم، كه آن ملعون، روي سينة امام بود، امام باز براي بدترين كافران، دل سوزاند و به او گفت: تنها از بريدن سر من پرهيز كن تا شفاعت جدم را براي تو تضمين كنم، ولي هزار رحمت به سنگ خارا، در مقايسه با آن دل سياه و پليد!2 و همچنين هستند ساير امامان معصوم ما(ع) كه چقدر در راه هدايت امت اسلام غصهها و اذيتها متحمل شدهاند. و وجود نازنين حضرت بقيةالله(ع) هم، از اين قاعده مستثنا نيست و همچون پدران بزرگوار خويش(ع) از نهايت درجة شفقت و خيرخواهي برخوردار هستند. آري، او هم، در عصر غيبت، از مشاهدة انحرافها و بدعتها و ضلالتها در ميان امت خويش رنج ميبرد و غصه ميخورد و او هم بسياري از حرفهاي دلش را امروز، به چاههاي عزلت و غريبي خودش ميزند! در برخي از روايات و نقلهاي اسلامي وارد شده است كه اعمال فرد فرد ما شيعيان، در هر عصري بر امام زمان خودمان عرضه ميگردد و هيچ يك از اعمال نيك و بد ما از چشمان غيبي و شهودي ايشان پنهان نميماند. فلذا هرگاه که امام(ع) شاهد اعمال نامناسب امت خود ميگردند تأسف و غصه خورده و دلشان به درد ميآيد و برعكس در مقابل كارهاي نيك امت خود خشنود شده و به وجد ميآيند. وجود نازنين حضرت امام صادق(ع) در ذيل آية شريفه: قل إعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المؤمنون.3 يعني: هر چه ميخواهيد انجام دهيد، خدا و رسول خدا و مؤمنان شاهد اعمال شما هستند. تصريح ميفرمايد كه مراد از مؤمنان در اين آيه، امامان معصوم(ع) هستند. و مشابه اين حديث، در منابع حديثي ما شيعيان فراوان وارد شده است. در توضيح همين حقيقت، امام صادق(ع) در خبري ديگر ميفرمايد كه اعمال بندگان امت، هر صبح به رسول خدا(ص) (و پس از وي به محضر جانشينان او) عرضه ميگردد.4 و يا در خبري ديگر، سماعه ـ يكي از اصحاب آن حضرت ـ ميگويد: از حضرتش شنيدم كه ميگفت: چرا رسول خدا را ناراحت ميكنيم؟ فرمود: آيا نميدانيد كه اعمال شما بر او عرضه ميگردد و وقتي گناهان شما را ميبيند ناراحت ميشود، پس او را ناراحت نكنيد، بلكه با اعمال نيك خود هميشه او را خشنود نماييد.5 يا در خبري آمده است كه شخصي به خاطر گرفتاريهايش، خدمت امام رضا(ع) آمد و عرض كرد: آقا جان، براي من و خانوادهام دعا بفرماييد! حضرت در جواب بدون آنكه آن شخص از گرفتاريهايش سخني به ميان آورد فرمود: شما فكر ميكنيد من مشكلات شما را نميدانم و برايتان دعا نميكنم؛ آيا نميدانيد كه حتماً در هر روز و هر شب، اعمال شما بر من عرضه ميگردد؟!6 و اين مسئله در مورد وجود نازنين امام زمان ما هم، قطعاً به حكم شريفة «كلّهم نورٌ واحد» صادق است. آري، او هم هميشه شاهد اعمال نيك و بد فرد فرد ما شيعيان است. در برخي از اخبار مربوط به آن حضرت، وارد شده كه اعمال ما شيعيان، مخصوصاً در روزهاي دوشنبه و يا جمعه بر آن حضرت عرضه ميگردند و آن حضرت با مشاهدة برخي از اعمال ما غصه ميخورد و يا اشك ميريزد و يا در مقابل برخي از اعمال امت خود، خشنود ميگردد. اما آيا جز اين است كه همة ما دوست داريم بدانيم كه واقعاً آن حضرت از چه چيزهايي ناراحت هستند و يا با مشاهدة اعمال مختلف ما، چه به صورت فردي و چه به اجتماعي، چه عكسالعملي از خود نشان ميدهند؟ به عبارتي ديگر آيا آن حضرت از اعمال ما و رفتارهاي مختلف ما و جامعة ما خشنود هستند؟! آيا راهي براي كشف اين مسئله وجود دارد؟ آيا ما ميتوانيم بفهميم كه مهمترين نگرانيهاي آن حضرت(ع)، در خصوص امت مسلمان و مخصوصاً ما شيعيان علوي و فاطمي(ع) چه چيزهايي ميباشند؟! يكي از مهمترين دعاهاي هميشگي آن حضرت، كه به دعاي حضرت مهدي(ع) هم مشهور گشته، در منابع معتبر زيادي همچون: المصباح، البلد الأمين، جنة الأمان، مفاتيح الجنان و غيره آمده است و به خواندن آن، هميشه و مخصوصاً در روزهاي جمعه سفارش اكيد شده است. در اين دعا، حضرت امام زمان(ع)، ابتدا به همة امت اسلامي، اعم از زن و مرد و پير و جوان و عالم و غيرعالم، چند دعاي عمومي نموده و سپس براي هر كدام از اقشار جامعه اسلامي، يك دعاي مخصوصي ميكنند. او در دعاهاي مخصوصش، نخست، در مورد علما و روحانيون ديني دعا ميكند و به انحراف احتمالي آنها در زمان غيبت، اشاره ميكند تا مبادا مستمعين احكام ديني، فكر كنند كه تنها آنها عيوبي دارند و اين دعا براي عوام صادر شده است. سپس به دانشجويان و طلاب علوم ديني و آنها كه در مسير كسب معارف الهي گام برميدارند دعا ميكند و سپس به مستمعين و عموم مردم و به اصطلاح ما پا منبريها، سپس در خصوص همة پيران و سالمندان جامعه اسلامي، سپس جوانان، سپس زنان، سپس ثروتمندان، سپس فقيران، سپس رزمندگان، سپس اسيران سپس مسئولين و حكومت داران جوامع اسلامي، سپس رعيت، سپس حجاج خانة خدا؛ و در نهايت، زيارت خانة خداوند براي همة شيعيان از خداوند مسئلت ميدارند.7 ما در اين نوشتة مختصر، سعي داريم تا فقرات اين دعاي شريف را با ترجمه و شرح بسيار مختصر به پايان ببريم و اميدواريم كه با عمل به مضمون اين دعا هر كدام از ما شيعيان، از ياران خاص و محبوب آن حضرت قرار گرفته و دل آن حضرت را با اعمال نيك خود، عاري از هرگونه نگراني و غصه، به وجد بياوريم. بسم الله الرحمن الرحيم، اللّهم ارزقنا توفيق الطّاعة و بعد المعصية. طاعت و عمل به دستورات الهي و احكام شرعي و عملي و همچنين دوري از گناهان و در يك كلام تقواي الهي، اولين خواستة آن حضرت براي همة امت اسلامي ميباشد. بايد عنصر تقوي و طاعت را در نفوس خود تقويت كنيم و بدانيم كه برترين هنرها از نظر آن حضرت، تقواي الهي محسوب ميگردد. كما اينكه خداوند متعال، در آية كريمه ميفرمايد: «إنّ أكرمكم عند الله أتقاكم»8؛ يعني: همانا گراميترين شما در نزد خداوند متعال، با تقواترين شما ميباشد. آري، مال و ثروت و زور و قدرت و پست و مقام و غيره، همه فاني ميشوند و ممكن است در روز قيامت، وبال گردن انسان هم بشوند و تنها آنچه كه براي انسان به عنوان توشه و آذوقة راه باقي خواهد ماند همين اطاعت از دستورات الهي و رعايت تقوا ميباشد. گويا، امام نازنين ما، امروزه از اين مسئله نگران است و شاهد است كه چگونه روز به روز، اهميت اين امر، در نفوس بشريت تضعيف گشته و زنگار آمال و آرزوها و شهوات دنيوي، قلوب آنها را فرا گرفتهاند. جز پول و پست و مقام و منافع شخصي، چيز ديگري براي آنها اهميتي ندارد و صبح تا شب همچون كلاغان طماع، تنها به فكر قاپيدن و چاپيدن ديگران به نفع جيب خود ميباشند و... . ... و صدق النّيّة. پروردگارا، به همة امت جدم و به همة مسلمانان جهان و شيعيان و منتظران ما، صدق نيت و خلوص و راستباوري عطا كن! امام نگران است از اين كه قلبهاي شيعيانش، روز به روز به سمت حقايق و نيكيها پشت كنند! و زنگار غفلت و شهوات آنها را دربرگيرند. نگران است از اينكه حتي كارهاي خوب هم در جامعه تنها به خاطر جلب توجه مردم و رياكاري و يا كسب قدرت و مقام و اعتبار به جاي آورده شوند. نگران است از اينكه باور و اعتماد مسلمانان، روز به روز نسبت به همديگر ضعيف گشته و بر خلاف آنچه كه در ظاهر به همديگر ميگويند در عمل به خون هم تشنه باشند؛ قلبها از هم دورتر گشته و حس نوع دوستي و احترام به خلقالله از بطن جوامع اسلامي به كلي رخت بربندد. ... و عرفان الحرمة. گويا وجود نازنين امام زمان(ع) نگران است از اين كه به تدريج بحث حرام و حلال الهي در جوامع، به كلي تعطيل گردد. مردم از همة علوم و فنون و هنرهاي مختلف دنيوي بياموزند، ولي حرام و حلال دين را بلد نباشند؛ فرزندان آنها از بدو تولد براي فراگيري انواع فنون و هنرها همچون نقاشي، مجسمهسازي، بازيگري، ورزش، كامپيوتر و غيره پول خرج كنند ولي از آموزشهاي ابتدايي حرام و حلال الهي بيبهره بمانند. ... و أكرمنا بالهدي و الإستقامة. پروردگارا، تنها دانستن حقيقت و احكام الهي، دردي را دوا نميكند، به امت مسلمان من توفيق و استقامت عطا كن تا به دانستههاي خود عمل كنند و آنچه كه خود دارند از بيگانه تمنّا نكنند. به گونهاي نباشد كه هر يك از افراد امت اسلامي، آنگاه كه در تريبون گزارش و يا در ميان مردم باشند علامه جلوه كنند، ولي در عمل چنانكه گويا بويي ازاسلام نبردهاند و در رفتار و كردار و پوششان اثري از شريعت و حقيقت يافت نشود. ... و سدّد ألسنتنا بالصّواب و الحكمة. پروردگارا زبانهاي ما را به صواب و حكمت، مزين بفرما! ... و املأ قلوبنا بالعلم و المعرفة. پروردگارا، علم و معرفت برترين جواهري هستند كه بر بندگان خود ارزاني داشتهاي، قلوب شيعيانم را به آنها مزين بفرما! ... و طهّر بطوننا عن الحرام و الشّبهة. كسب روزي حلال از والاترين عبادتها اعلام شده است و لقمة حلال درصفاي قلب و سناي افكار و سرنوشت فرزندان انسان حرف اول را ميزند كه در بسياري از اخبار آخرالزمان از اين مسئله، اعلام نگراني شده است. پروردگارا، بطون امت مرا، هر چه بيشتر از مال حرام و شبههناك پاك و مطهر بفرما! ... واكفف أيدينا عن الظّلم و السّرقة. دو گناه بزرگ ظلم و دزدي، از بزرگترين گناهان كبيره در اسلام به حساب ميآيند. معناي ظلم نسبت به سرقت، عامتر است و شامل آن هم ميشود؛ چرا كه دزدي هم، نوعي ظلم در حق ديگران است، ولي به دليل خباثت بيشتر اين نوع از ظلم، جداگانه تكرار شده است. ظلم در حق ديگران، با انواع روشها امكانپذير است؛ گاهي ظلم به زبان است، مثلاً اينكه انسان به ديگري تهمت بزند، آبرويش را ببرد، غيبت كند، زبان آزاري كند و غيره. گاهي به عمل است كه مصاديق آن بسيار زياد و پرواضح هستند. گاهي هم ممكن است با اشارهاي و يا با تمسخري و يا پوزخندي، انسان به همنوع خود ظلم كند و بالاخره واژة ظلم، از ظلمت مشتق شده است، و ظلمت به معناي سياهي آمده؛ يعني هر كاري كه انسان بكند و باعث شود كه دل همنوع خود را به سياهي و يا غصه و اندوه در آورد، به او ظلم نموده است. پروردگارا، همة شيعيان مرا از بزرگترين گناهان،يعني ظلم به ديگران و مخصوصاً از دزدي و تعرض به اموال ديگران، مصون بدار! .... واغضض أبصارنا عن الفجور و الخيانة. چشم چراني و تعرض به ناموس ديگران، از زشت ترين و بزرگترين گناهان محسوب ميگردد، كه در قرآن كريم هم، مردان و زنان مسلمان، از آن نهي شدهاند.9 امام صادق(ع) در اين باره فرمودند: «نگاه به نامحرم، تيري است از تيرهاي شيطان»10 و اين تير، دل انسان را هدف گرفته و آن را به تدريج از كار مياندازد. پروردگارا، امت مسلمان مرا از اين مرض مهلك و فراگير، هر چه بيشتر مصون بفرما! ... و اسدد أسماعنا عن اللّغو و الغيبة. منظور از لغو در اين عبارت كه با «أسماعنا» همراه شده، يعني گوش دادن به لغويات و صوتهاي آلوده, مطالب ركيك و زشت و خلاف عفت، مناظر مستهجن، و غيره. و مسئلة غيبت، علاوه بر مجازاتهاي سخت دنيوي و اخروي كه برايش ذكر شده، رايج شدن آن در ميان امت اسلامي، روز به روز مهر و محبت آنها را نسبت به همديگر كم نموده و بين آنها فاصله خواهد انداخت. پروردگارا، امت مرا از اين دو خطر بزرگ، حفظ و مصون بدار! ... و تفضّل علي علمائنا بالزّهد و النّصيحة. از اين فقرة دعا به بعد، امام(ع) براي هر يك از اقشار مختلف جوامع اسلامي يك دعاي خاصي ميكند. اولين فقرة دعا در مورد عالمان امت اسلامي است. بزرگترين انحرافاتي كه اين قشر از جامعه را تهديد ميكند عبارت است از: 1. دنيازدگي: اينكه آنها هم همچون عوام، فريب زيور و زينت دنيوي را خورده و فقط به فكر منافع دنيوي خود باشند؛ زندگي آنها با زندگي افراد غفلت زده هيچ تفاوتي نكند و زرق و برق دنيايي آنها را كور نمايد. 2. خودبيني و خودخواهي: اين كه يك عالم ديني، اصلاً به مصلحت دين الهي و هدايت امت نينديشد و تنها دين و علم و منبر و تبليغ را وسيلة كسب و روزي و مالاندوزي خود قرار دهد. در بيان احكام ديني تنها آنچه كه به محبوبيت او بيفزايد و يا مردم از آن مطالب خوشنود باشند بگويد و از مشاهدة بدعتها در ميان مردم، اندكي غصه نخورده و اين مسئله به تدريج موجب تحريف دين و گمراهي امتها گردد. پروردگارا، عالمان امت اسلامي را، هر چه بيشتر زهد و سادهزيستي و نصيحت و خيرخواهي عطا بفرما! ... و علي المتعلّمين بالجهد و الرّغبة. دانشجو و دانشپژوه، چه در حوزه باشد و چه در دانشگاه، دو عنصر مهمّي كه او را در هدف والايش بسيار ياري خواهند كرد، عبارتند از: 1.رغبت و شوق و علاقه، 2. سعي و تلاش و كوشش. اگر اين دو عنصر، مخصوصاً براي طلاب و متعلمين علوم ديني و احكام عملي نباشد غبار جهالت به تدريج چهرة آن جامعه را بدتر از اعراب جاهلي خواهد كرد. و همچنين است اگر تلاش و كوشش و استقامتي در كار نباشد. پروردگارا، به دانشجويان و دانشپژوهان امت من، شوق و استقامت در تعليم و توفيق تلاش و كوشش عطا بفرما! ... و علي المستمعين بالإتّباع و الموعظة. گويا حضرت اشاره به اين حقيقت ميكنند كه در عصر غيبت، به تدريج مردماني هم كه اهل مسجد و منبر بوده و به مواعظ ديني گوش ميدهند، عمل به دين، در ميان آنها كمتر مشاهده خواهد شد. تنها شنيدن و دانستن حقايق و بهبه و چهچه زدن دردي را دوا نميكند، همانگونه كه تنها با ديدن انواع غذاها و ميوهها و يا دانستن اسامي آنها شكم انسان هرگز سير نميشود. پس پروردگارا، به مستمعين امت من، پيروي از دانستهها و مواعظ ديني و روحية پندپذيري عطا بفرما! ... و علي مرضي المسلمين بالشّفاء و الرّاحة، و علي موتاهم بالرّأفة و الرّحمة. پروردگارا، به همة بيماران امت من شفا و راحتي و بر اموات آنها رأفت و مهرباني هديه بفرما! ... و علي مشايخنا بالوقار و السّكينة. پيري در انسان، يكي از فرصتهاي طلايي براي ذخيرة توشة قيامت و برزخ است. از نظر تعاليم اسلامي، انسان وقتي پيرتر ميشود خود به خود، بخش زيادي از مشغلهها و تكلفات دنيوي او تعطيل ميگردند و فرصت بهتري براي ذكر و ياد خدا و جبران مافات پيدا ميكند. از لحاظ تجربي هم، ما ميبينيم كه معمولاً انسانهاي پير، از دو عنصر بسيار مهم در رفتار خود برخوردارند كه اين دو عنصر در آنها نيست به جوانان و ميانسالان بيشتر است: اول: وقار و متانت. و دوم: سكينه و آرامش. اما گويا، درگذشت زمان، همانگونه كه ما هم اكنون برخي از نشانههاي آن را مشاهده ميكنيم، اين دو خصلت در پيران هم كمتر پيدا خواهد شد. انسان ميبيند كه برخي پيران چگونه حرص و ولع آنها نسبت به مال و منال دنيوي و شهوات و لغويات بيشتر شده است و يا برخي از آنها از نظر اخلاق و رفتار و منش، از بسياري از جوانان هم، سبكتر و هواييترند. نقل است كه وجود نازنين حضرت صادق(ع) يك وقت از كنار آبي ميگذشت كه عكسش داخل آب افتاد و حضرت ديدند كه تعدادي از موهاي صورتشان سفيد گشته است، زمين نشست و با وجدانش مدتها با آه و حسرت هم صحبت شد؛ ميگفت: سفيدي موهايت هويدا شد و ديگر وقت سفر نزديك است، ولي چه با خود داري؟ و چه اندوختهاي؟!... . پروردگارا، به پيران امت من، متانت و آرامش كافي عطا كن! ... و علي الشّباب بالإنابة و التّوبة. و اما چه مسئلهاي است كه امام زمان(ع) را در مورد جوانان جوامع اسلامي نگران ساخته است؟ آنچه كه وجود نازنين امام زمان(ع) از آن نگران است گستردگي انحراف عقيدتي و اخلاقي در ميان جوانان مسلمان است. مخصوصاً امروزه با پيدايش انواع مسيرهاي انحراف عقيدتي و اخلاقي و تهاجمات فرهنگي، اين خطر عظيم روز به روز جديتر ميشود. آري، در روايات زيادي از شيعه و سنّي، اين نگراني عظيم ياد شده و به مردمان آخرالزمان در مورد آن هشدار دادهاند. پس پروردگارا، به همة جوانان امت من توفيق توبه و بازگشت به سوي خوبيها و اخلاقيات و عمل به دين عطا بفرما! ... و علي النّساء بالحياء والعفّة. حدود 20 آيه در قرآن كريم دربارة موازين حجاب و عفّت يك زن مسلمان وجود دارد و تقريباً 300 روايت هم از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در اين زمينه به ما رسيده است، كتابهاي فراواني هم در اين زمينه منتشر شده است11 كه علاقمندان به مطالعه در اين خصوص را به آن كتابها ارجاع ميدهيم و در اينجا تنها به چارچوبي از مباحث مربوطه اشاره ميكنيم. بخشي از اين آيات و روايات به بيان احكام محرم و نامحرم و همچنين سن بلوغ و سن شرعي زن و مرد براي رعايت موازين حجاب و عفت اختصاص دارند؛ بخش ديگري از آنها به بيان اهميت حجاب و عفت و همچنين فلسفههاي آن از ديدگاه اسلامي ميپردازند؛ و بقية آنها را ميتوان در چند بخش زير تقسيمبندي نمود: 1. حدود حجاب و عفت اسلامي (اينكه چه محدودهاي از بدن و يا موهاي زن واجب است كه در مواجهه با نامحرمان پوشانده شود). 2. كيفيت حجاب و عفت اسلامي (اينكه لباس اجتماعي زن، علاوه بر محدودة پوشش خود، از لحاظ شكل و رنگ و كيفيت چه شرايطي بايد داشته باشد). 3. مقولة عفت، كه خود در چند قسم مختلف بحث شده است: عفت چشم، عفت دهان و گفتار، عفت در زيور و زينت و آرايش، عفت در اختلاط با نامحرمان و رعايت مسئلة حريم، عفت در خلوت با نامحرمان، عفت در لمس و تماس بدني با نامحرمان، و عفت در رفتار و كردار مختلف اجتماعي. و بخشي ديگر از اين آيات و اخبار، به متفرقات ديگري در اين زمينه همچون: بيان احوال و اوضاع حجاب و عفت در آخرالزمان، وظايف پدر و مادر در خصوص حجاب و عفت فرزندان خود، وظايف مسئولين حكومتي در اين خصوص، و... پرداختهاند. فلذا امام زمان(ع) دعا ميكنند: پروردگارا، به زنان امت من، حيا و عفت ارزاني دار! ... و علي الأغنياء بالتّواضع و السّعة، و علي الفقراء بالصّبر و القناعة. از منظر تعاليم ارزشمند اسلامي، فقر و غنا هيچ كدام به تنهايي موجب عزت و يا ذلت انسانها نميباشند. به عبارتي ديگر، نه فقر به تنهايي ضدّ ارزش است و نه ثروت و غنا ارزش. نه فقير به خاطر فقرش مستوجب ملامت است و نه ثروتمند به خاطر داراييش سزاوار تكريم. و به قول حافظ شيرين سخن:
عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم از نظر اسلام، چه فقير و چه ثروتمند اگر هر كدام به وظايف خود عمل كنند و آنگونه كه خداوند ميخواهد رفتار نمايند هر دو عزيزند و بلكه فقير به خاطر فقرش پانصد سال قيامتي زودتر از ثروتمند وارد بهشت خواهد شد، ولي اگر خلاف آنچه بايد، عمل كنند هر دو از امتحان الهي مردودند و بازخواست خواهند شد. از مهمترين وظايف يك انسان ثروتمند مسلمان، كه امام زمان(ع) به آنها اشاره ميكند عبارتند از: 1. تواضع و فروتني و پرهيز تكبر و غرور و دلآزاري مردم. 2. وسعت دادن به ديگران و مخصوصاً فقرا به وسيلة داراييش. و مهمترين خصلتهاي لازم براي فقيران هم دو چيز است: 1. صبر و عفت نفس و پرهيز از ذلت نفس، 2. قناعت. پس پروردگارا، به همة ثروتمندان امت من فروتني و خيررساني و به همة فقيران امتم صبر و قناعت ارزاني دار! ... و علي الغزاة بالنّصر و الغلبة، و علي الاُسراء بالخلاص و الرّاحة. پروردگارا، به همة رزمندگان اسلام در هر جايي كه باشند، نصرت و پيروزي و غلبه بر دشمنان دين، و به همة اسيران اسلامي، رهايي از اسارت و راحتي و امنيت ارزاني دار! ... و علي الاُمراء بالعدل و الشّفقة. عدالت از مهمترين دغدغههاي امام زمان و فلسفههاي ظهور آن حضرت محسوب ميگردد و در حقيقت، در اين قسمت از دعا امام زمان(ع)، از بيعدالتي موجود در جوامع اسلامي و وجود تبعيضهاي مختلف در عرصههاي متفاوت آن رنج ميبرند، فلذا دعا ميكنند: پروردگارا، به همة مسئولين و حكومتداران در جوامع اسلامي، توفيق عدالت خواهي و عدالت گستري و عمل به حدود عدالت اسلامي و همچنين شفقت و مهرباني با رعيت عطا كن! ... و علي الرّعية بالإنصاف و حسن السّيرة. هيچ گاه يك جامعه، هر چند كه از بهترين مسئولين حكومتي برخوردار باشد، ولي رعيت و مردم آن حقوق همديگر را رعايت نكنند وضع مطلوبي نخواهد داشت. ما در زمانهاي مربوط به زندگي خود اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هم ميبينيم كه چگونه با وجود آنكه آن حضرات در خصوص گسترش عدالت در جوامع، نهايت كوشش را نمودند ولي به دليل وجود مردماني دو دل و طماع و بيانصاف، اين حركت همچنان ناتمام مانده است. پروردگارا به همة مردمان جوامع اسلامي، انصاف در رعايت حقوق همديگر و حسن سيره و اخلاق و رفتار، كرامت بفرما! ... و بارك علي الحجاج و الزوّار في الزّاد و النّفقة، و اقض ما أوجبت عليهم من الحجّ و العمرة بفضلك و رحمتك يا أرحم الرّاحمين! پروردگارا، به زاد و توشة حجاج خانة خودت بركت بخشيده و آنچه كه از حج و عمره برايشان فرض نمودهاي به عنايت خودت قبول بفرما، تو را قسم ميدهم به فضل و كرم و رحمت بيپايانت، اي مهربانترين مهربانان! آمين يا ربّ العالمين!
پينوشتها: 1. سورة طه(20)، آيات 2و3. 2. ر.ك: المنتخب، ص451؛ نورالعين، ص50. 3. سورة توبه (9)، آية 105. 4. كليني، الكافي، ج1، ص219، باب عرض الأعمال...، ح1و2. 5. همان، ح3. 6. همان، ح4. 7. البلد الأمين، ج1، ص350، جنة الأمان، ج1، ص281؛ مفاتيح الجنان، ج1، ص121؛ مصباح الكفعمي، ص280. 8. سورة حجرات (49)، آية 13. 9. سورة نور (24)، آية 31. 10. ر.ك: كليني، همان، ج5، ص559؛ حر عاملي، وسائل الشيعة، ج20، ص191. 11. ر.ك: چهل حديث حجاب و عفت به همراه آيات مربوط به حجاب و عفت در قرآن؛ احكام حجاب و عفت درگلستان مرجعيت؛ حجاب برتر (بررسي جايگاه چادر در حجاب اسلامي)؛ و سيماي حجاب و عفت در آيات و روايات.
ماهنامه موعود شماره 63 |