|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
روبرت مك نامارا
اشاره: روبرت مك نامارا, وزير سابق ايالات متحدة امريكا در دولت «جان اف كندي» و رئيس سابق «بانك جهاني» ـ اكنون نگران است و ميداند در چه وضعيت خطرناكي قرار گرفتهايم. مشاورههاي او به دولت كندي در زمان «بحران موشكي كوبا» بود كه از فاجعهاي اتمي جلوگيري كرد. امروز او معتقد است كه ايالات متحده ديگر نبايد به سلاحهاي اتمي به عنوان ابزار سياست خارجي متكي باشد؛ زيرا ابزاري غيراخلاقي، غيرقانوني و بينهايت خطرناك است.
مك نامارا ميگويد: اينك زمان آن فرا رسيده ـ يا بهتر بگويم ـ حتي گذشته است كه ايالات متحده از سياست اتكا بر سلاحهاي اتمي به عنوان ابزار سياست خارجي ـ كه سياست اين كشور در زمان جنگ سرد بود ـ دست بردارد. من سياست كنوني ايالات متحده در قبال سلاحهاي اتمي را غيراخلاقي، غيرقانوني و به لحاظ نظامي غيرضروري و بسيار خطرناك ارزيابي ميكنم. در حال حاضر خطر انفجار يا شليك ناخواسته و تصادفي يك كلاهك هستهاي بسيار زياد است، اما شاهد هستيم كه دولت بوش نه تنها قصد كاهش اين خطرات را ندارد بلكه بر سياست نگه داشتن زرادخانة هستهاي ايالات متحده به عنوان نقطة اتكاي نيروي نظامي اين كشور تأكيد دارد. اين سياست در تضاد با اصول بينالمللي ـ كه كشورها را از گسترش سلاحهاي اتمي منع ميكند ـ قرار دارد. سياست اتمي آمريكا از زماني كه من وزير دفاع بودم تا كنون تفاوت چنداني نكرده است و تنها خطرناكتر و به لحاظ ديپلماتيك مخربتر شده است. امروز ايالات متحده تقريباً 4500 كلاهك هستهاي استراتژيك و تهاجمي را به صورت آمادهباش در اختيار دارد. اين تعداد در روسيه به سختي به 3800 عدد ميرسد. تعداد كلاهكهاي هستهاي استراتژيك ارتشهاي بريتانيا، فرانسه و چين بسيار كمتر از اين مقدار است و به حدود 200 تا 400 سلاح ميرسد. دولتهاي هستهاي در زرادخانة هر يك از اين دولتها ميرسد. دولتهاي هستهاي جديد مانند پاكستان و هند هر يك كمتر از 100 سلاح اتمي دارند. كرة شمالي نيز ادعا ميكند كه سلاحهاي اتمي توليد كرده و آژانسهاي اطلاعاتي آمريكا تخمين ميزنند كه «پيونگيانگ» مواد لازم براي توليد 2 تا 8 بمب اتمي را در اختيار دارد. قدرت تخريبي اين سلاحها چقدر است؟ قدرت تخريبي يك كلاهك هستهاي ايالات متحده 20 برابر بمب اتمي است كه در «هيروشيما» انداخته شد. از 8000 كلاهك هستهاي فعال و آمادة شليك آمريكا، 2000 كلاهك در حالت آمادهباش كامل قرار دارد و 15 دقيقه پس از اعلام هشدار، شليك خواهند شد. طرز استفاده از اين كلاهك به چه صورت است؟ دولت ايالات متحده هيچ گاه در زمان وزارت من يا بعد از آن اعلام نكرده است كه «شروع كنندة جنگ اتمي» نخواهند بود. كشور ما هميشه آماده بود تا هر زماني كه احساس خطر كند، آغازكنندة استفاده از سلاح اتمي عليه هر دشمن اتمي و يا غيراتمي باشد و اين تصميم بر عهده يك نفر، يعني رئيس جمهور ايالات متحدة آمريكاست. در طي دهها سال، نيروي اتمي آمريكا كاملاً آماده بوده است كه با اولين حملة اتمي يا غيراتمي از سوي يك مهاجم، ضربات مهلكي را بر اين دشمن وارد آورد. اين سياست آمريكا بوده و تا زماني كه ما يك دشمن متخاصم بالقوه اتمي داريم و به عنوان نيروي بازدارندة اتمي، ادامه خواهد داشت. زماني كه من وزير دفاع بودم، فرماندة نيروي هوايي استراتژيك آمريكا يك خط تلفن شخصي در اختيار داشت و هر جا كه ميرفت آن را همراه خود ميبرد و 24 ساعت روز، هفت روز هفته و 365 روز سال، اين تلفن با او بود. تلفن فرماندة نيروي هوايي كه مقر وي در شهر «اوهاما» در «ايالت نبرسكا» واقع شده بود، با مركز فرماندهي دفاعي آمريكاي شمالي كه كيلومترها در زير كوهستان چيني در «ايالات كلورادو» قرار دارد، مرتبط بود و از آنجا نيز يك خط ارتباطي بين اين پايگاه و رئيس جمهور آمريكا برقرار بود. رئيس جمهور نيز كدهاي فعالكنندة كلاهكهاي هستهاي را هميشه در اختيار داشت. يك افسر ارتش آمريكا اين كدها را در يك كيفدستي كه آن را « فوتبال» ناميدهاند همه جا براي رئيس جمهور حمل ميكرد. وظيفه فرماندة استراتژيك نيروي هوايي اين بود كه به تماس هاي گرفته شده، قبل از به صدا درآمدن كمتر از 3 زنگ اين تلفن پاسخ دهد. اگر تلفن به صدا در ميآمد و او مطلع ميشد كه يك حملة اتمي توسط موشكهاي بالستيك دشمن در راه است، تنها 2 تا 3 دقيقه فرصت داشت مطمئن شود كه آيا اين هشدار حقيقت دارد يا خير (در طي سالها، ايالات متحده چندين هشدار نادرست دريافت كرده است) و اگر هشدارها درست بود، بايد به اين حملات پاسخ ميداد. سپس تقريباً 10 دقيقه زمان داشت تا رئيس جمهور را پيدا كند و جريان را به اطلاع او برساند تا رئيس جمهور نيز وضعيت را با 2 يا 3 مشاور نزديك خود بررسي كند. اين مشاوران، وزير دفاع و رئيس ستاد مشترك ارتش ايالات متحده هستند. سپس در اين 10 دقيقه، رئيس جمهور فرمان را به وزير دفاع ابلاغ ميداشت و كدها را در اختيار او قرار ميداد تا كلاهكها را به سمت دشمن شليك كند. رئيس جمهور نهايتاً دو انتخاب داشت؛ سعي كند در برابر حملات ايستادگي كند و از خسارات شديد جلوگيري كند و در فرصت مناسب تصميم بگيرد كه چه زمان موشكهاي اتمي را به عنوان اقدام متقابل به سمت دشمن پرتاب كند؛ و يا فوراً فرمان شليك موشكها را صادر كند كه در آن صورت، صدها موشك به سمت اهداف نظامي و مراكز صنعتي دشمن شليك ميشد. به نظر ميآيد رقيب ما در «مسكو» نيز تمهيدات مشابهي را برنامهريزي كرده بود و هنوز نيز وضعيت به همين صورت باشد. وضعيت شرح داده شده آنچنان عجيب به نظر ميرسد كه باور آن مشكل است. هر روز، در حالي كه ما مشغول كارهاي روزانة خود هستيم، رئيس جمهور موظف است، در مدت زمان 20 دقيقه تصميم بگيرد كه آيا بايد يكي از مخربترين سلاحهاي جهان را استفاده كند يا خير. براي اعلام جنگ عليه يك كشور نياز به تصويب كنگره است، ولي برپا كردن يك فاجعة اتمي تنها به تصميم رئيس جمهور و مشاوران او بستگي دارد كه تنها در مدت 20 دقيقه اتخاذ ميشود. 40 سال است كه شرايط به همين نحو است و تنها تغييرات ناچيزي صورت گرفته و هنوز هم رئيس جمهور كيف دستي موسوم به «فوتبال» را همه جا همراه خود ميبرد. من در زمان مسئوليتم توانستم بخشهايي از اين سياست خطرناك را تغيير دهم. من و همكارانم آغازگر گفتوگوهاي تسليحاتي بوديم. تدابير امنيتي ويژهاي را براي جلوگيري از اشتباه و شليك ناخواستة كلاهكهاي هستهاي در نظر گرفتيم و سعي كرديم رئيس جمهور در تصميمگيري خود گزينههاي ديگري غير از شروع كردن و يا نكردن حمله تلافي جويانة اتمي پيش رو داشته باشد. يكي ديگر از اقدامات ما از بين بردن موشكهاي هستهاي آسيبپذير در تركيه بود. هماكنون آرزو ميكنم كه اي كاش اقدامات مؤثر ديگري نيز انجام ميدادم، ولي در آن زمان، ما در جنگ سرد بوديم و اختياراتمان بسيار محدود بود. در آن زمان، ايالات متحده و همپيمانان ما در «ناتو»، با تهديد از جانب پيمان «ورشو» و شوروي روبهرو بودند و بسياري از همپيمانان ما (و برخي دولتمردان ما در واشنگتن) قوياً اعتقاد داشتند كه ايالات متحده بايد بر سياست آغازگر بودن جنگ اتمي ـ به منظور بازدارندگي روسيه ـ تأكيد ورزد. آنچه ما را به تعجب وا ميدارد اين است كه آغازگر بودن جنگ اتمي ـ به منظور بازدارندگي روسيه ـ تأكيد ورزد. آنچه ما را به تعجب وا ميدارد اين است كه امروز كه بيش از يك دهه از پايان جنگ سرد گذشته است، سياست اتمي آمريكا تغييري پيدا نكرده است و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تأثيري در اين سياست نداشته است و براي جلوگيري از برپا شدن يك جنگ اتمي توسط ايالات متحده يا كشورهاي ديگر تدبيري انديشيده نشده است. حداقل كاري كه انجام آن ضروري به نظر ميرسد، اين است كه تلاش كنيم، سلاحهاي اتمي از حالت آمادهباش كامل بيرون بيايند و نتوان تنها با فشردن يك دكمه و در مدت زمان كوتاه آنها را شليك كرد. ژنرال «جرج لي باتلر» فرماندة نيروي هوايي آمريكا نيز بر اتخاذ چنين سياستي تأكيد كرده است. با اجراي اين طرح، خطر شليك تصادفي كلاهكهاي هستهاي به ميزان قابل توجهي كاهش خواهد يافت. چنين اقدامي همچنين به ديگر كشورها نشان خواهد داد كه ايالات متحده سعي دارد اتكاي خود به سلاحهاي هستهاي را كاهش دهد. دولت ما زماني كه در مذاكرات «پيمان عدم گسترش سلاحهاي اتمي» (ان،پي،تي) (NPT) در سال 1968 شركت كرد، متعهد شد نهايتاً تمامي زرادخانههاي هستهاي خود را از بين ببرد. در «ماه مي»، ديپلماتهاي 180 كشور جهان در نيويورك گرد هم آمدند تا «ان،پي،تي» را مورد بازبيني قرار دهند و ميزان پايبندي دولتها را به اين پيمان ارزيابي كنند. ايالات متحده با دلايل قابل قبولي تلاش كرد كرة شمالي را متقاعد كند تا به اين پيمان ملحق شود و همچنين مذاكراتي براي اعمال محدوديت بر برنامههاي اتمي ايران انجام شد. ولي از سوي ديگر، توجه بسياري از كشورها ـ به ويژه كشورهاي جديدي كه توانايي بالقوه توليد سلاحهاي اتمي را دارند ـ به ايالات متحده جلب شده است. نگهداري اين حجم عظيم از سلاحهاي اتمي و تنظيم آن به حالت آمادهباش كامل، نشان ميدهد كه آمريكا به صورت جدي به سوي از بين بردن زرادخانههاي هستهاي خود قدم بر نميدارد و اين پرسش را براي ديگر كشورها مطرح ميكند كه چرا تنها ما بايد سلاحهاي هستهاي خود را نابود كنيم و يا به فكر توليد سلاحهاي هستهاي نباشيم و آمريكا اين اجازه را دارد تا هر مقداري سلاح در اختيار داشته باشد؟
مروري بر آخرالزمان نيروي مخرب سلاحهاي اتمي به خوبي براي همه شناخته شده است، ولي حال كه ايالات متحده به اين سلاحها به عنوان سياست خارجياش اتكا دارد، بد نيست خطر اين كلاهكهاي هستهاي را دوباره يادآوري كنيم. پزشكان جهان در گزارش سال 2000 خود با هدف جلوگيري از جنگ اتمي، اثرات مخرب يك بمب اتمي يك ميليون تني را شرح دادهاند. هماكنون در انبارهاي اسلحة ايالات متحده دهها بمب از اين نوع وجود دارد. درست در محل انفجار بمب اتم كه بيشترين تخريب روي ميدهد، گودالي با عمق 300 و پهناي 1200 پا ايجاد ميشود. در عرض يك ثانيه، در جو زمين گلولهاي از آتش به پهناي نيم مايل به وجود ميآيد. سطح اين گلولة آتشين، حرارت و نيرويي سه برابر حرارت و نور نقطه مشابهي در سطح خورشيد را توليد ميكند كه در چند ثانيه، اثري از حيات در زير اين گوي آتشين باقي نميماند و سوختگيهاي شديدي را به مردم تا شعاع سه مايلي وارد ميكند. پس از 12 ثانيه، موج انفجار ـ هواي فشردة ناشي از انفجار ـ در شعاع سه مايلي، كارخانهها و ساختمانها را با خاك يكسان ميكند. آوار ساختمانها كه توسط بادهاي ناشي از انفجار كه 250 مايل در ساعت سرعت دارد حمل ميشود، در تمام منطقه جراحات مرگباري را به مردم وارد ميكند. حداقل 50 درصد مردم منطقه فوراً جدا از مرگهاي ناشي از تشعشعات اتمي و طوفانهاي آتشين پس از انفجار است. و البته، اين وضعيت كاملاً فرضي نيست. بمبهاي اتمي كه تنها يك هفدهم يك بمب يك ميليون تني مخرب بودند در آگوست سال 1947 توسط ايالات متحده عليه ژاپن استفاده شد. يك بمب اتمي در هيروشيما انداخته شد و حدود هشتادهزار نفر فوراً از بين رفتند و حدود دويستهزار نفر نيز بعدها در نتيجة اثرات اين انفجار مردند. پس از آن نيز بمب مشابهي بر فراز شهر «ناكازاكي» انداخته شد. در تاريخ 7 نوامبر سال 1995، شهردار ناكازاكي خاطرات خود را از اين حمله در برابر دادگاه عدالت بينالمللي اين گونه توصيف كرد: ناكازاكي به شهر مرگ تبديل شد و حتي صداي حشرات نيز به گوش نميرسيد. پس از مدتي مردان، زنان و كودكان بيشماري در كنار رودخانه «يوراكامي» كه در نزديك شهر ناكازاكي است جمع شدند تا آب بنوشند؛ در حالي كه پوست بدن و صورت آنها مانند كاغذي لايهلايه شده بود و از صورت و بدنشان آويزان بود. آنها در حالي كه عاجزانه كمك ميخواستند، يكي پس از ديگري در آب يا كنار رودخانه از بين ميرفتند و تودههاي انبوه اجساد همه جا به چشم ميخورد. چندين ماه پس از بمباران اتمي، 74000 نفر از بين رفتند و 75000 نفر نيز دچار صدمات جبرانناپذيري شدند. اين جمعيت، دو سوم كل جمعيت ناكازاكي را تشكيل ميداد كه قرباني اين فاجعه شدند. فاجعهاي كه صحنهاي از «آخرالزمان» ر اپيش چشم مردمان اين شهر به نمايش درآورد. چرا اين مردم غيرنظامي كشته شدند؟ دليل آن بود كه غير نظاميان كه 100 درصد قربانيان هيروشيما و ناكازاكي را تشكيل ميدادند، در نزديكي اهداف نظامي و صنعتي ژاپن ساكن بودند. نابودي آنها با وجود اين كه هدف اين بمباران اتمي نبود، نتيجة اجتنابناپذير انتخاب اين اهداف بود. اين گفته كه سلاحهاي اتمي ما مردم غيرنظامي را هدف قرار نميدهند، بيمعني بوده و هست؛ چرا كه قدرت تخريبي عظيم بمبهاي اتمي علاوه بر اهداف نظامي، جان دهها ميليون غيرنظامي بيگناه را نيز خواهد خواهد گرفت. به طور خلاصه، بمبهاي اتمي بدون تمايز ميان اهداف نظامي و غيرنظامي منفجر ميشوند، ميسوزانند و با سرعتي كه از ادراك ما خارج است، تشعشع و موج انفجار ايجاد ميكنند. امروز ايالات متحدة آمريكا و روسيه، با سلاحهاي اتمي خود كه در حال آمادهباش كامل قرار دارند و تنها با فشار يك دكمه فعال ميشوند، هر دقيقه از زندگي ما در قرن بيستويكم را تهديد ميكنند. در جنگهاي سنتي، اشتباهات جان هزاران انسان را گرفته است، ولي اگر قرار باشد در تصميمگيري براي استفاده از سلاح اتمي مرتكب اشتباه شويم، جبرانناپذير خواهد بود و چنين اشتباهي باعث نابودي ملتها خواهد شد. تنها راه كاهش خطر اين فاجعه، ابتدا خارج نمودن اين سلاحها از حالت آمادهباش كامل و سپس حذف تدريجي تقريباً تمامي اين سلاحهاست. ايالات متحده و روسيه بايد هر دو در جهت حذف سلاحهاي هستهاي تلاش كنند. علاوه بر به كارگيري تعداد زيادي كلاهك هستهاي استراتژيك براي سالهاي متمادي، دولت بوش در حال تصميمگيري براي اجراي برنامههاي گسترده و پرهزينة توليد پرتابكنندههاي مدرن موشكهاي هستهاي و پيشرفت سلاحهاي اتمي كنوني است و قصد دارد كلاهكهاي هستهاي جديدي طراحي كند. همچنين برخي اعضاي دولت بوش درصدد توليد نوعي سلاح هستهاي هستند كه بتوان آن را عليه مخفيگاههاي زيرزميني به كار برد. هدف اين طرحها، تبديل دفاع موشكي بالستيك به سلاحهاي دفاعي سهگانهاي است كه قدرت كشور را براي مقابله با حملة احتمالي دشمن بهبود ببخشد. همچنين دولت بوش به آزمايشگاههاي سراسر كشور دستور داده است، تحقيقات براي طراحي سلاحهاي اتمي جديد را آغاز كنند و برخي نواحي «صحراي نوادا» را براي انجام آزمايشهاي زيرزميني هستهاي در آينده آمادهسازي كنند. واضح است كه دولت بوش استفاده از سلاحهاي هستهاي را به عنوان بخشي از نيروي نظامي آمريكا براي چندين دهة آينده، در نظر گرفته است. حضور همراه با حسن نيت در مذاكرات جهاني خلع سلاح هستهاي، اجباري قانوني و سياسي براي همة اعضاي معاهدة ان،پي،تي به عضويت آن درآمدند. برنامة هستهاي دولت بوش، از ديدگاه بسياري كشورها ناقض ان،پي،تي است. اين برنامه به كشورهاي فاقد سلاحهاي هستهاي اعلام ميكند: ما كه قويترين ارتش جهان را در اختيار داريم، بايد هميشه سلاح اتمي داشته باشيم، اما شما كه دشمنانتان كاملاً مجهز هستند، حق داشتن سلاح اتمي را نداريد. اگر ايالات متحده موضع اتمي فعلي خود را ادامه دهد، به مرور زمان، قطعاً تكثير سلاحهاي اتمي به ميزان زياد در ديگر نقاط دنيا انجام خواهد شد. ممكن است كشورهايي چون مصر، ژاپن، عربستان، سوريه و تايوان نيز به فكر توليد سلاحها و مواد مورد نياز براي توليد سلاحها به دست تروريستها و دولتهاي خودسر برسد. امروز با دانش ساختن يك بمب اتمي ساده، مانند آنچه بر سر هيروشيما انداختيم، بسيار ساده و آسان شده است. همين تابستان سال گذشته بود كه در جلسهاي در آكادمي ملي علوم «ويليام جيپري» وزير سابق دفاع ايالات متحده گفت: هيچ وقت به اندازة حالا از انفجار بمبهاي اتمي وحشت نداشتهايم. خطر حملة اتمي به ايالات متحدة 50 درصد نسبت به دهة گذشته بيشتر شده است. من نيز با او همعقيده هستم.
لحظة سرنوشتساز امروز ما در لحظهاي حساس در تاريخ بشر قرار داريم. ممكن است اين لحظه بحرانيتر از بحران موشكي كوبا نباشد، اما كماهميتتر از آن نيست. امروز نه دولت بوش، نه كنگره، نه مردم آمريكا و نه مردم ديگر كشورهاي جهان شكي ندارند كه بايد براي حفاظت از كشورشان سلاحهاي هستهاي توليد كنند؛ اما آنها از كاربرد نظامي اين سلاحها و قدرت تخريبي آن آگاهي ندارند؛ با خطر استفادة ناخواسته يا تصادفي اين سلاحها آشنا نيستند و ملاحظات اخلاقي و قانوني استفاده از اين سلاحها را در نظر نميگيرند. سياست فعلي اتمي، قطعاً منجر به تكثير اين سلاحها خواهد شد، و در آن صورت همه به اين تنيجه خواهند رسيد كه تنها راه حل، حركت به سوي حذف كامل سلاحهاي هستهاي است. هنوز بسياري سعي دارند دنبال كنندة سلاحهاي چهل سال پيش باشند، اما اين اشتباهي بزرگ است كه تمامي كشورهاي جهان را در معرض خطرات جبرانناپذيري قرار خواهد داد.
پينوشت: ٭ WWW.Foreign policy.com به نقل از «سياحت غرب» ماهنامة مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، با اندكي تلخيص.
|