|
۲۶ خرداد ۱۳۸۳ |
نهال روشن سپيده من از تبار تشنه غروبهاى انتظار كه سبز مى تپد دلم به شوق ديدن بهار بيا ميان ذهن اين هميشه هاى شب به دوش نهال روشن سپيده را، تو مهربان، بكار بيا براى آسمانف خسته سكوت پوش نويد بال بالف آبى پرنده اى بيار بيا بخوان دوباره قصه قشنگ آسمان به گوش بالف بسته كبوتران اين ديار تمام لحظه هاى ما، غبار غم گرفته ان د مگر به يمن چشم تو فرو نشيند اين غبار { رضا موزونى - كرمانشاه مردى از تبار گل ياس
در انتهاى شبى دراز در ميان سوسوى آينه ها در سال مرگ برگهاى جوان در پشت ديوارى از سكوت مردى خواهد آمد از جنس بلور مردى كه سكوتش، سبز تنهايى اش، زيبا و چشمهايش قشنگ تر از نگاه نجيب شكوفه هاست مردى كه بهترين ترانه خلقت را سر خواهد داد اللَّه اكبر اللَّه اكبر اللَّه اكبر مردى مى آيد مردى خواهد آمد مردى از تبار گل ياس هوشنگ صادقى - اردبيل شاه كليد اى يأسف من خسته به دنبال اميدت بايد چه كند آنكه نه ديد و نه شنيدت رؤياى من آويخت ز هر باغ و بهارى اما گل نرگس! تو كجايى كه نديدت تا كى بنشينم به اميدت كه بيايى تا كى بنشينم كه بيايى به اميدت! شب در شده و ماه بر آن روزنه قفل پيداست فقط تكه اى از صبح سپيدت پيداست كه مى رقصد و نزديك مى آيد از روزن در روشنى شاه كليدت! رباعى ها از بس كه براى ديدنت بد شده ام در راه رسيدنم به تو سد شده ام رسوا نكنى مرا ميان مردم عمرى ست به عشق تو زبانزد شده ام تا چند نشينى كه سليمان آيد از گوشه شب صبح درخشان آيد او آمده است پيش پايش هستيم اى كاش! به چشم تنگ موران آيد قزوين: سيدمحمد حسين ابوترابى يك هفته بى قرارى در پاى سرو قدت سر مى نهم به زارى باشد كه يك قدم هم بر چشم من گذارى تو آسمانى و من افتاده چون زمينم ره مى برم به سويت دستى اگر برآرى جان شكسته ام را اميد عافيت نيست جز آنكه با نگاهى وى را علاج دارى در سايه بلندت اقبال كوته من آن بخت جاودان را دارد اميدوارى اى تكيه گاه هستى از غربتم برون آر از تنگناى ظلمت تا اوج رستگارى اى آرزوى دلها در صبح دولت تو خوش مى رسد به پايان، يك عمر انتظارى چشمان بى فروغم در انتظار رويت هر جمعه مى شمارد يك هفته بى قرارى ابراهيم سيفى نژاد
موعود شماره 43 |