|
بايستههاى تبليغ فرهنگ مهدوى-2 |
|
|
|
۲۶ خرداد ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 3
1. ارائه برداشتى متفاوت از مفهوم حجت : ايشان با ارائه مفهومى عميق و بديع از »حجت بودن امام معصوم« اعلام مىدارند كه چون خداوند در روز قيامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش(ع) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سيره، رفتار و گفتار اين بزرگواران از مردم بازخواست مىكند، بر آنان لازم است كه همه تلاش خود را براى تحقق سيرت امامان معصوم(ع) در جامعه به كار بندند و در اين زمينه هيچ عذر و بهانهاى از آنها پذيرفته نمىشود. حضرت امام در كتاب البيع خود به هنگام بررسى ادله ولايت فقيه، ضمن برشمردن توقيع شريف حضرت صاحبالامر(ع) كه در آن آمده است: ... و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فأنهم حجتى عليكم وأنا حجةاللَّه. ... و اما در رويدادهايى كه براى شما پيش مىآيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ چرا كه آنها حجت من بر شماهستند و من حجت خدايم. مىفرمايد: مقصود از حجت خدا بودنف امام معصوم اين نيست كه فقط بيان كننده احكام است؛ زيرا گفته بزرگانى چون زراره و محمد بن مسلم نيز حجت است و هيچكس حق مردود دانستن و عمل نكردن به روايات ايشان را ندارد و اين امر بر همگان آشكار است. بلكه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش، صلواتاللَّه عليهم اجمعين، اين است كه خداوند تعالى به سبب وجود ايشان و سيره و رفتار و گفتار آنان در تمام شؤون زندگىشان، بر بندگان احتجاج مىكند. از جمله شؤون امامان، عدالت آنان در همه زمينههاى حكومت است. به عنوان مثال، وجود اميرالمؤمنين، عليهالسلام، براى تمام فرمانداران و حاكمان ستمپيشه حجت است؛ زيرا خداوند به واسطه سيرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدى از حدود الهى و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپيچى از قوانين اسلامى بسته است. همين گونهاند ساير حجتهاى خداوند، به ويژه حضرت ولى عصر، عليهالسلام، كه عدل را در ميان مردم مىگستراند و زمين را از قسط پر مىكند و بر اساس نظامى عادلانه بر مردم حكم مىراند.4 2. دگرگون ساختن مفهوم انتظار: امام خمينى مفهومى را كه در طول قرون و اعصار از »انتظار« در اذهان بسيارى از شيعيان نقش بسته بود دگرگون ساخت و با تفكرى كه انتظار را برابر با سكون، ركود و تن دادن به وضع موجود معرفى مىكرد به مقابله جدى پرداخت: همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور انشاءاللَّه تهيه شود.5 همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمىشود، بلكه با وضعى كه بسيارى دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلى شرعى - الهى خودمان را بكنيم و باكى از هيچ امرى از امور نداشته باشيم.6 3. تلاش براى تحقق عدالت در عصر غيبت: حضرت امام، تلاش براى تحقق عدالت و جلوگيرى از ظلم در عصر غيبت را يك تكليف الهى دانسته و همه مسلمانان را دعوت مىكردند كه تا سر حد توان خود اين تكليف الهى را به انجام رسانند: ما اگر دستمان مىرسيد، قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداريم. تكليف شرعى ماست منتها ما نمىتوانيم، اين كه هست اين است كه حضرت عالم را پر مىكنند از عدالت، نه شما دست برداريد از اين تكليفتان، نه اين كه شما ديگر تكليف نداريد.7 البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمىتوانيم بكنيم. اگر مىتوانستيم مىكرديم اما چون نمىتوانيم بكنيم ايشان بايد بيابند.8 4. زمينهسازى ظهور منجى موعود: رهبر فقيد انقلاب اسلامى معتقد بود كه بايد با گسترش اسلام راستين در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران، راه را براى ظهور منجى موعود هموار ساخت: ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاى اسلامى مىشكنيم و با صدور انقلابمان، كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهيم و به يارى خدا راه را براى ظهور منجى و مصلح كل و امامت مطلقه حق امام زمان، ارواحنا فداه، هموار مىكنيم.9 5. حركت در جهت تحقق حكومت جهانى اسلام: امام راحل به جدّ بر اين باور بود كه انقلاب اسلامى ايران، نقطه شروع انقلاب جهانى حضرت مهدى(ع) است و از اين رو پيوسته به مسئولان نظام توصيه مىكردند كه هرگز از آرمان عظيم انقلاب اسلامى كه تشكيل حكومت جهانى اسلام است غافل نشوند: مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت، ارواحنا فداه، است - كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد - مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولين را از وظيفهاى كه برعهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.10
در سالهاى اخير گروهى از فرزندان انقلاب اسلامى و وفاداران به آرمانهاى امام خمينى تلاش كردند كه با الهام از انديشههاى اين پير فرزانه ابعاد و زواياى ديگرى از ديدگاه فرهنگى - اجتماعى را تبيين كنند. اين گروه با درك عميق از موقعيت كنونى انقلاب اسلامى در جهان، نيازهاى فرهنگى جامعه اسلامى ايران و شرايط سياسى، فرهنگى و اقتصادى حاكم بر جهان معاصر، تبليغ و ترويج فرهنگ مهدويت و انتظار را سر لوحه فعاليتهاى خود قرار داده و پرداختن به امور زير را در عصر حاضر ضرورى مىدانند: 1. شناسايى و نقد بنيادين وجوه مختلف فرهنگ و تمدن مغرب زمين، به عنوان فرهنگ و مدنيتى كه در تقابل جدى با آرمان »حقيقت مدار«، »معنويتگرا« و »عدالت محور« مهدوى قرار دارد؛ زيرا انسانهاى عصر غيبت تنها زمانى مىتوانند به ريسمان ولايت مهدوى چنگ زنند و به تمام معنا در سلك منتظران موعود قرار گيرند كه باطل زمان خويش را به درستى بشناسند و با تمام وجود از آن بيزارى جويند؛ 2. شناخت و نقد جدى مناسبات فرهنگى، سياسى و اقتصادى حاكم بر جوامع اسلامى؛ مناسباتى كه عمدتاً به تقليد از الگوهاى توسعه غربى و تحت تأثير انديشههاى عصر مدرنيته در اين جوامع شكل گرفته است؛ چرا كه اين جوامع بدون شناخت جدى وضع موجود خود نمىتوانند به راهكارهاى مبتنى بر آموزههاى دينى براى خروج از فتنههاى فراگير عصر غيبت دست يابند؛
|