|
بايسته هاى تبليغ فرهنگ مهدوى-2 |
|
|
|
۲۶ خرداد ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 ابراهيم شفيعىسروستانى
اشاره : در نخستين قسمت از اين سلسله مقالات كه با هدف: تبيين مهمترين بايستههاى تبليغ و ترويج فرهنگ مهدوى، ارائه راهكارهايى براى تعميق و گسترش هر چه بيشتر اينگونه فعاليتها و بررسى برخى از آسيبها و آفتهايى كه فعاليتهاى تبليغى و ترويجى در حوزه مباحث مهدوى را تهديد مىكند؛ تدوين شده است، مجموع آنچه را كه يك مبلّغ فرهنگ مهدوى بايد مورد توجه قرار دهد به دو دسته بايستههاى عملى و بايستههاى نظرى تقسيم كرديم و در بررسى بايستههاى عملى گفتيم كسى كه مىخواهد جامعه پيرامون خود را به سوى امام زمان(ع) فرا خواند و آنها را دعوت به توجه، انس و التفات بيشتر نسبت به آن حضرت كند، بايد بيش و پيش از ديگران با امام زمان(ع) رابطه معنوى برقرار كند و در زندگى فردى و اجتماعى ياد و نام آن حضرت را همواره در نظر داشته باشد. در ادامه اين بحث به بررسى بايستههاى نظرى پرداختيم و گفتيم كه يكى از مهمترين اين بايستهها شناخت همه جانبه از فرهنگ مهدويت و انتظار است. در همين زمينه اشاره كرديم كه دو ديدگاه مهم در زمينه شناخت امام زمان(ع) وجود دارد كه از يكى تعبير به »ديدگاه كلامى - تاريخى« و از ديگرى تعبير به »ديدگاه فرهنگى - اجتماعى« مىكنيم. در مورد ويژگيها و شاخصههاى ديدگاه اول در قسمت قبلى به تفصيل سخن گفتيم و اينك به بررسى ويژگيها و شاخصههاى ديدگاه دوم مىپردازيم. ب) ديدگاه فرهنگى - اجتماعى اين ديدگاه ضمن پذيرش همه مبانى و اصولى كه در ديدگاه كلامى - تاريخى در زمينه تولد، غيبت و ظهور آخرين حجت الهى، حضرت مهدى(ع) پذيرفته شده و براساس براهين و شواهد قطعى و ترديدناپذير عقلى و نقلى به اثبات رسيده، در پى اين است كه موضوع مهدويت و انتظار را به عنوان مبنايى براى پىريزى كليه مناسبات فرهنگى، سياسى و اقتصادى مسلمانان در عصر غيبت، طرحى براى رهايى جوامع اسلامى از تارهاى درهم تنبيده فرهنگ و مدنيت مغرب زمين و راهكارى براى گذر همه اهل ايمان از فتنهها و آشوبهاى آخرالزمان مطرح سازد. پيش از پرداختن به مهمترين شاخصههاى ديدگاه فرهنگى - اجتماعى لازم است به عنوان مقدمه نكاتى را يادآور شويم: در معارف شيعى، برخلاف ديگر اديان و مذاهب، منجى موعود تنها به عنوان شخصيتى مربوط به آينده كه در آخرالزمان زمين را از هرگونه بىعدالتى و نابرابرى پيراسته مىسازد، مطرح نيست؛ بلكه او شخصيتى است فرازمانى كه سه زمان گذشته، حال و آينده را به هم پيوند مىدهد. امام مهدى(ع) از يك سو شخصيتى تاريخى و مربوط به گذشته است؛ چرا كه او براساس قرائن و شواهد تاريخى انكارناپذير در زمان و مكان مشخص و از نسل و تبار شناخته شده به دنيا آمده و حوادث و رويدادهاى مختلف تاريخى را رقم زده است. اين امام از ديگر سو، شخصيتى است مربوط به زمان حال؛ زيرا او به موجب نصوص فراوان، حجت خداوند بر بندگان در عصر حاضر و امام زمان شيعيان است و مردم در همين زمان حال نيز وظايف و تكاليف مشخصى در برابر او دارند. و بالاخره اين امام؛ همچون موعود ديگر اديان، شخصيتى مربوط به زمان آينده است؛ چرا كه بنا بر روايات بىشمارى كه از پيامبراكرم(ص) و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) نقل شده، او جهان را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده از عدل و داد آكنده مىسازد و آينده بشر را رنگ و بويى خدايى مىدهد. براين اساس مىتوان گفت: همچنانكه محدود كردن شخصيت امام مهدى(ع) به زمان گذشته و تنها سخن از موضوعاتى مانند تاريخ غيبت صغرى و غيبت كبرى و نواب اربعه گفتن جفايى آشكار به اين شخصيت است، محدود كردن آن به زمان آينده و معرفى كردن امام مهدى(ع) تنها بهعنوان منجى موعود و كسى كه فقط در آينده نامعلوم منشأ تحولاتى در جوامع انسانى خواهد بود، نيز ستمى بزرگ به حجت خدا و امام حىّ و شاهد و ناظر است. بنابراين تنها زمانى مىتوان به شناختى جامع از شخصيت امام مهدى(ع) و انديشه مهدويت و انتظار شيعى دست يافت كه جايگاه و نقش اين شخصيت و انديشه را در سه زمان گذشته، حال و آينده بررسى كنيم و ضمن توجه به ريشههاى تاريخى انديشه مهدويت، رسالتى را كه در عصر حاضر در برابر آن امام بزرگوار(ع) برعهده داريم به فراموشى نسپاريم و در عصر غيبت تمام تلاش خود را براى كسب رضايت آن حضرت و دورى از ناخشنودى ايشان، به كار بنديم. شايد بتوان گفت معناى »معرفت امام زمان(ع)«، كه پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) اين همه در روايات بر آن تأكيد كرده و دست نيافتن به آن را برابر با مرگ جاهلى دانستهاند، نيز چيزى غير از اين نيست؛ زيرا معرفت امام زمان(ع) آنگاه مىتواند ما را از مرگ جاهلى برهاند كه بتوانيم با شناسايى امام عصر خود از هدايتهاى او بهرهمند شويم و اوامر و نواهى او را پاس داريم وگرنه صرف اينكه بدانيم چه كسى در عصر حاضر امام ماست بىآنكه اين امام تأثيرى در زندگى و فعل و ترك ما داشته باشد، نمىتواند مايه نجات و رستگارى ما باشد. در اينجا براى روشنتر شدن بحث، به چند روايت كه در آنها حالات، ويژگيها و وظايف منتظران واقعى امام مهدى(ع) در زمان غيبت، بيان شده، اشاره مىكنيم: در نخستين روايت كه از امام سجاد(ع) نقل شده، آن حضرت ضمن پيشبينى دوران غيبت دوازدهمين امام از سلسله جانشينان پيامبر اكرم(ص) كسانى را كه در زمان غيبت، امامت اين امام را پذيرا مىشوند و در انتظار او به سر مىبرند، برترين مردم همه زمانها معرفى مىكنند و دليل اين برترى را اين مىدانند كه براى آنها غيبت و حضور هيچ تفاوتى نداشته و همان وظايفى را كه در زمان حضور بايد انجام دهند در زمان غيبت انجام مىدهند: غيبت دوازدهمين ولى خداوند - صاحب عزت و جلال - از سلسله جانشينان رسول خدا - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - و امامان بعد از او، به درازا مىكشد. اى اباخالد! آن گروه از مردم كه در زمان غيبت او امامتش را پذيرفته و منتظر ظهور اويند برترين مردم همه زمانها هستند؛ زيرا خداوند - كه گرامى و بلندمرتبه است - چنان خفرَد، درك و شناختى به آنها ارزانى داشته كه غيبت [و عدم حضور امام] براى آنها همانند مشاهده [و حضور امام] است. خداوند مردم اين زمان را به مانند كسانى قرار داده كه با شمشير در پيشگاه رسول خدا - كه درود خدا و او بر خاندانش باد - جهاد مىكنند. آنها مخلصان واقعى، شيعيان راستين ما و دعوت كنندگان به سوى دين خدا در پنهان و آشكار هستند.1 در روايت دوم، امام صادق(ع) همه كسانى را كه علاقهمند به داخل شدن در زمره ياران حضرت قائم(ع) هستند دعوت به انتظار كرده و به آنها سفارش مىكنند كه در زمان انتظار، پرهيزكارى و اخلاق نيكو را پيشه خود سازند و در پايان نيز آن حضرت به منتظران نويد مىدهند كه اگر اينگونه عمل كنند، پاداش كسانى را مىيابند كه در زمان ظهور در پيشگاه قائم(ع) هستند: هركس دوست مىدارد از ياران [حضرت] قائم [كه بر او درود باد] باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال پرهيزكارى و اخلاق نيكو را پيشه خود سازد، در حالى كه منتظر است. پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم - كه بر او درود باد - بهپا خيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد بر شما [اين اجر] اى گروه مشمول رحمت [خداوند].2 بالاخره در سومين روايت، كه پيش از اين نيز بدان اشاره شد، امام مهدى(ع) با يادآورى ناگهانى بودن امر ظهور، از همه شيعيان و منتظران خود مىخواهند كه در زمان غيبت هرآنچه را كه موجب خشنودى آن حضرت مىشود پيشه خود سازند و از هر آنچه كه موجب ناخشنودى ايشان مىشود پرهيز كنند؛ زيرا در غير اينصورت در زمان ظهور هيچ عذرى از آنها پذيرفته نمىشود3. با اين نگاه به انتظار است كه ديدگاه فرهنگى - اجتماعى، شكل گرفته و نگاهى متفاوت نسبت به آنچه تا كنون در زمينه فرهنگ مهدويت وجود داشته، مطرح كرده است. در اين قسمت از مقاله اگر بخواهيم به شاخصترين انديشمندانى كه براساس ديدگاه فرهنگى - اجتماعى به تحليل و بررسى انديشه مهدويت و انتظار پرداخته و تلاش كردهاند با طرح اين انديشه راهى براى خروج شيعيان از بنبستهاى عصر غيبت بيايند، اشاره كنيم، به جرأت مىتوانيم بگوييم در طول يازده قرنى كه از آغاز غيبت كبراى امام عصر(ع) مىگذرد، هيچ فقيه، متكلم، فيلسوف و مصلح اجتماعى به اندازه امام خمينى (ره) به اين ديدگاه اهتمام نداشته و در اين زمينه تأثيرگذار نبوده است. امام راحل با طرح انديشه تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت و تلاش خستگىناپذير در راه تحقق اين انديشه، به »انتظار« معنا و مفهوم تازهاى بخشيد و تعريفى نو از رسالت و تكليف شيعيان در برابر حجت خدا ارائه داد. براى روشنتر شدن ديدگاه حضرت امام در اين زمينه، به برخى از مهمترين شاخصههاى اين ديدگاه اشاره مىكنيم:
|