|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
گفتوگو با دكتر سيدمحمد تيجاني سماوي
اشاره: ترويج فكر ناب شيعي در جهان و ارائه معارف ناب معارف اهلبيت(ع) انگيزه، ابزار و برنامهريزي خاص خود را ميطلبد كه به نظر ميرسد عدم انسجام در اين زمينه خسارات جبرانناپذيري را وارد كرده است. كلاننگري در اين مهم ميتواند صدها فرصت و امكان را در يك جهت هماهنگ نمايد و نتيجههاي منطقهاي را به دستاوردهاي جهاني تبديل كند. مجاهدات افرادي چون استاد محترم تونسي آقاي «دكتر تيجاني سماوي» كه توفيقات فراواني را نيز درپي داشته است، اگر سرلوحه فعاليتهايي از اين دست قرار گيرد، چه افقهايي را كه نخواهد گشود. دغدغههاي اين مبارز خستگيناپذير عرصه فرهنگ اهلبيت(ع) در قالب گفتوگويي تقديم ميگردد، باشد كه مورد توجه قرار گيرد.
با توجه به نيازهاي فرهنگي جهان و خلأهاي فرهنگي كه مشاهده ميشود و با لحاظ توانمندي شيعه در اين زمينه، چه راهكارهايي را پيشنهاد ميكنيد؟ حل اين مشكلات، آسان نيست؛ چرا كه انقلاب اسلامي بيش از 25 سال است با برگزاري همايشهاي مختلف بينالمللي درصدد ايجاد اتّحاد بين مسلمانان است اما گويي اين مشكل به طور كامل حلنشدني است! اما لازم است ما شيعيان هم مانند برادران اهل سنت از شبكههاي ماهوارهاي متعدد استفاده كنيم. متأسفانه تعداد اين شبكهها در جهان تشيع بسيار كم است و فقط دربارة وحدت اسلامي صحبت ميكند؛ ما بايد شبكههاي متعددي داشته باشيم كه به انتشار مكتب اهلبيت(ع) در جهان بپردازد. همچنين بايد در اين برنامههاي ماهوارهاي به پرسش و پاسخ در مورد فكر اهلبيت(ع) بپردازيم؛ چون غير از طلاب علوم ديني و مستبصرين هدايتيافتگان به تشيع، ميليونها انسان در جهان هستند كه حتي نام اهلبيت(ع) را نشنيدهاند. بسياري از اهل سنّت هم فكر ميكنند اهلبيت(ع) همان «نساءالنبي» هستند! آنها معناي امامت را نميدانند. پس بايد به اين بينديشيد كه براي ترويج فكر اهلبيت(ع) در عالم برنامههاي تلويزيوني و ماهوارهاي را گسترش دهيد.
آمادگي شيعيان براي پر كردن اين خلأ چقدر است؟ اين بستگي به شما دارد. شما كه در اين كشور سكونت داريد، مسئوليت داريد كه اين فكر را رواج دهيد.
جهان امروز با همه ادعاي پيشرفت و توسعهيافتگي وجريان جهانيسازي، از بيماريهاي مختلف فرهنگي و غيره رنج ميبرد، به نظر شما چگونه ميتوان به درمان اين دردها پرداخت؟ قبل از هر چيز يك طبيب بايد ابزار لازم را داشته باشد؛ ابزار اين كار، شبكه ماهوارهاي است. دوم، اين كه بايد جمهوري اسلامي ايران در تمام كشورهاي اسلامي، مركز فرهنگي داشته باشد كه متأسفانه اين كار از ابتداي انقلاب صورت نگرفته است. سوم، اين كه طلاب خارجي كه در ايران آموزش ميبينند و با اين فرهنگ آشنا ميشوند، بايد با اخذ مدرك معتبر به كشورهاي خود بازگردند و به تبليغ بپردازند و با اين كارها ميتوان به درمان امراض فرهنگي پرداخت.
با فراهم آمدن تمهيداتي كه گفتيد، آيا مشكل رفع خواهد شد؟ خدا ميداند. اما اگر درمان نكند (حداقل) بيمار را هم نخواهد كشت! البته اگراز ابزار و معارف درست استفاده شود، حتماً نتيجه خواهد داد. اگر آنطور كه مردم ميفهمند، با آنها سخن بگوييد، درمان صورت ميگيرد؛ دوا را بايد شيرين كرد و با مهرباني تجويز كرد. علاج در اين است كه طبق روايات، با عملمان دعوت كنيم و زينت اهلبيت(ع) باشيم و اصل معارف را بدون شائبه به مردم برسانيم تا بپذيرند لذا نبايد از زبان خشن و تكفير و لعن در تبليغ استفاده كرد. همانگونه كه حضرت امام خميني(ره) در بازگشت از پاريس گفتند بايد هدف ما وحدت بين مسلمين باشد، پس بايد كلام، قابل هضم، مستدل و با لطف ادا شود.
با توجه به شناخت شما از غرب و اروپا، براي رشد و تقويت شيعه در آن سامان چه پيشنهاد عملي داريد؟ اولاً ما توقع نداريم همة جهان، اعم از مسيحيان و بوداييان و غيره شيعه شوند؛ اما در درجة اول به مسلمانان ميانديشيم. تلاش ما بايد آشنا ساختن كساني باشد كه به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر(ص) ايمان دارند و بسياري از حقايق را نميدانند. اين مسلمانان بحمدالله در سرتاسر جهان منتشر هستند؛ پس بايد با نوشتن مقالهها، كتابها و برنامههاي تلويزيوني با اسلوب و روشي مطلوب و رسا، مسلمانان جهان در آمريكا و اروپا و كشورهاي عربي را مورد خطاب قرار دهيم و با آنها ارتباط داشته باشيم. مثلاً همين «لوئيس فراخان» كه رهبر مسلمانان آمريكا است و به ايران هم آمده بود، به دولت آمريكا گفت شما به اسراييليها پول ميدهيد تا بر سر مسلمانان بمب بريزند، اما من كمكهاي مالي را از كشورهاي مسلمان جمع ميكنم تا به فقراي آمريكا بدهم! ما اگر با اين گروه ها ارتباط داشته باشيم و فكر اهلبيت(ع) را به آنها برسانيم، فوجفوج وارد اين مكتب خواهند شد، انشاءالله.
ارزيابي شما از نقش روحانيون در حوزههاي شيعه چيست و به نظر شما چگونه بايد باشد؟ دعوت بايد منطقي و معقول باشد و با قرآن و سنت شريف نبوي (ص) در تعارض نباشد، اما گاهي چيزهايي در حوزهها يافت ميشود كه اينطور نيست، يعني بالاتر از فهم مردم است. گفتن احاديثي كه مردم آنرا نميفهمند، باعث بروز چالش و تنش ميشود. ما بايد روي آية تطهير كار كنيم يا روي حديث. أنا مدينه العلم و عليُّ بابها. من شهر علم هستم و علي در آن (شهر) ميباشد. كه شيعه و سني روي آن اتفاق دارند. پخش احاديثي كه مربوط به خلقت نوري ائمه (ع) و يا جايگاه عرفاني آنها دارد، در بين اهل سنّت تبعات منفي خواهد داشت. ما بايد تلاش كنيم مسلمانان، اهلبيت(ع) را كشتي نجات بدانند و به حديث ثقلين معتقد شوند.
بهترين قالبهاي تبليغي در سطح جهان را چه ميدانيد؟ خود من تماشاي برنامه تلويزيوني را مثلاً در فلان كشور به مطالعة كتاب ترجيح ميدهم. نيم ساعت برنامه تلويزيوني به دهها كتاب ميارزد. در عصر ارتباطات كه با يك خبر، موضعگيريهاي مختلفي در جهان به وجود ميآيد، ما بايد از ابزار ماهوارهاي براي تبليغ استفاده كنيم؛ اما شبكههاي شيعي بسيار كم هستند و حتي شبكه «العالم» هم به درستي به اين وظيفه عمل نميكند. بايد شبكههاي خاص شيعي به وجود بيايد كه اين فرهنگ را ترويج كند و پرسشهاي مردم را پاسخ گويد.
با عنايت به ملاحظات سياسي دولت جمهوري اسلامي ايران، چه انتظاري از علماء و مؤسسات علمي فرهنگي شيعه داريد؟ مراجع، علما و مراكز فرهنگي وظيفة مهمي در اين زمينه دارند. بايد يك صندوق حمايت از شبكههاي ماهوارهاي تأسيس شود تا بدون هيچ حساسيت و نگراني و ملاحظهاي، فكر اهلبيت(ع) را منتشر كند. با شعار نميشود اين كار را كرد. من بارها اين مطلب را به آقايان ولايتي، آصفي، تسخيري و اختري گفتهام، اما تاكنون چيزي نديدهام. همة حرفها و همايشها روي كاغذ صورت ميگيرد اما در عمل كاري صورت نميگيرد.
آيا دانشمندان غربي از شيعه و اسلام باخبر هستند؟ حقيقت اين است كه غربيها اسلام را دشمن خود ميدانند و فرهنگ اسلام را با فرهنگ خود درتضاد ميبينند و اين مخالفت را با صراحت بيان ميكنند و با حجاب و ديگر اعمال ديني مخالفت ميكنند؛ حتي با زكات به بهانه كمك به تروريسم، مبارزه ميكنند! متأسفانه در حوزه تبليغ، كار درستي صورت نميگيرد. صدام در زمان جنگ، پول ميداد تا در اروپا مجلهاي منتشر شود كه صدام را از طرفداران صلح و ايران را جنگطلب معرفي كند. هنوز هم بسياري از مسلمانان، حكومت صدام را بهتر از حكومت شيعيان در عراق ميدانند، چون فكر ميكنند ايران و اسراييل دست به دست هم دادهاند تا صدام را بركنار كنند!
در رابطه با كتابهايتان و زبانهاي ترجمه شده و شمارگان آن و نيز آخرين كتابي كه منتشر ساختهايد و اگر كتاب منتشر نشدهاي داريد، توضيح دهيد. من كتابهاي زيادي نوشتهام كه شايد اسم آنها را هم نشنيده باشيد، اما كتاب آنگاه هدايت شدم تاكنون به 24 زبان ترجمه شده و به هزاران شمارگان منتشر شده است. آخرين كتاب منتشر شده من هم أجيبوا داعيالله (ندادهندة الهي مرا پاسخ گوييد) است كه به وضعيت مهاجران مسلمان كشورهاي غربي ميپردازد و وظيفة آنها در جذب ديگران به اسلام را بررسي ميكند. كتابي هم دربارة نهجالبلاغه دارم كه رساله دكتراي من در دانشگاه «سوربن» فرانسه است و به زبان فرانسوي نوشته شد و در كنگرة نهجالبلاغه در ايران ارائه گرديد. اين اثر تاكنون چاپ نشده است.
اكنون چه موضوعاتي را براي تأليف نويسندگان مسلمان پيشنهاد ميكنيد؟ موضوعات كه بسيارند؛ اما لازم است كتاب هايي نوشته شود كه تاريخ شيعه را با روايات صحيحه معرفي نمايد و در خلال آن معارف اهلبيت(ع) را ابلاغ كند. اين كتابها و كتابهايي كه قبلاً در اين زمينه نوشته شده، بايد به زبانهاي مختلف ترجمه شود. همچنين كتابهايي كه «شهيد صدر» نوشتهاند مثل اقتصادنا و فلسفتنا.
آيا تعداد كساني كه به دست شما شيعه شدهاند را ميدانيد؟ نه؛ ولي شايد به ميليونها نفر برسد، مثلاً در «ساحل عاج» كه چند بار به آنجا سفر كردم و موفق شدم نزديك به يك ميليون نفر را شيعه كنم. بهترين خاطرة شما پس از استبصار (گرايش به تشيع) خودتان چيست؟ من به خاطر نوشتن كتاب سيروا فی الأرض و تنظروا (در زمين سير كنيد و بنگريد) زنداني شده بودم. وقتي در زندان بودم، خواب ديدم كه اميرالمؤمنين(ع) فرمودند امروز آزاد ميشوي؛ و آزاد شدم.
شناساندن فرهنگ شيعي در جوامع غربي چه مشكلاتي دارد؟ تنها مشكل، وجود وهابيت است كه مانع تبليغ شيعه ميشوند و نميگذارند به راحتي اين كار صورت گيرد.
آيا توصيه خاصي خطاب به حوزويان ايران داريد؟ علماي شيعه بايد ابتدا در اتحاد شيعيان قدم بردارند و قبل از ايجاد اتحاد بين مسلمانان بايد بين بزرگان شيعه، حسن ظن وجود داشته باشد. اهل خانه بايد متحد باشند تا بتوانند همسايگان را به اتحاد دعوت كنند. در عراق هم همين وضع وجود دارد و هر گروهي به آنجه خود دارد، خوشنود است و به فكر دسته و گروه خود است در حالي كه بايد اتحادشان روزافزون باشد. پينوشت: * برگرفته از: نشریه افق حوزه، بهمن 1384.
ماهنامه موعود شماره 63 |