|
شباهتهاي امام عصر(ع) و پيامبران الهي-4 |
|
|
|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 2 سيد محمدتقي موسوياصفهاني
اشاره: از امام صادق(ع) نقل شده است كه در آن هنگام آقاي ما، قائم(ع) به خانة خدا به پشت خود تكيهزده ميگويد: «اي مردم هركه ميخواهد آدم و شيث را ببيند، بداند كه من آدم و شيث هستم و هركه ميخواهد نوح و فرزندش سام را ببيند، بداند كه من همان نوح و سامم و هر كه مايل است ابراهيم و اسماعيل را ببيند، بداند كه من همان ابراهيم و اسماعيل ميباشم و هركه ميخواهد موسي و يوشع را ببيند، من همان موسي و يوشع هستم و هركس ميخواهد عيسي و شمعون را ببيند، من همان عيسي و شمعون هستم و هركه ميخواهد محمد(ص) و اميرالمؤمنين، علي(ع) را ببيند، بداند من همان محمد و علي هستم و هركه ميخواهد حسن و حسين را ببيند، بداند كه من همان حسن و حسينم، و هركه ميخواهد امامان از ذرية حسين را ببيند، بداند كه من همان ائمة اطهار هستم. دعوتم را بپذيريد و به نزدم جمع شويد كه هرچه گفتهاند و هرچه را نگفتهاند، به شما خبر ميدهم». اين حديث دلالت دارد بر اينكه تمام صفات انبياي عظام و مكارم ائمة اطهار(ع) در وجود امام عصر - أرواحنا فداه- جمع است و از آن حضرت آشكار ميگردد. در قسمتهاي قبل شباهتهاي ميان آن حضرت(ع) و چند پيامبر بزرگ الهي را بررسي كرديم، اينك توجه شما را به ادامة آن جلب ميكنيم.
شباهت به حضرت الياس(ع) الياس (ع) خداوند عمرش را ـ همچون حضرت خضر(ع) ـ طولاني ساخته است، همينطور خداوند تعالي عمر حضرت امام زمان(ع) را نيز طولاني نموده است. حضرت الياس(ع) نيز ـ مانند خضر(ع) ـ هر سال به حج ميرود و در آنجا با هم ملاقات ميكنند. دليل بر اين معني اينكه در تفسير امام حسن عسكري(ع) نقل گرديده است كه پيغمبر اكرم(ص) به زيد بن ارقم فرمودند: خضر و الياس هر سال در مراسم حج همديگر را ملاقات ميكنند.1 حضرت قائم(ع) نيز هرسال به حج ميرود ـ چنانكه در باب شباهتشان به خضر(ع) نيزگذشت. حضرت الياس(ع) از قومش فرار كرد و از نظر آنان غايب شد، هنگامي كه ميخواستند او را بكشند. امام عصر(ع) نيزا ز قوم خود فرار كردند و از ديدة مردم غايب شدند، هنگامي كه ميخواستند آن حضرت را به قتل برسانند. حضرت الياس(ع) هفت سال غايب شد و قائم(ع) نميدانم تا كي غيبتش ادامه خواهد داشت. الياس(ع) در كوه دشواري سكونت كرد و حضرت قائم(ع) نيز مطابق در روايت علي بن مهزيار اهوازي فرمودند: پدرم ابومحمد(ع) به من سفارش كرد كه مجاورت نكنم قومي را كه خداوند بر آنها غضب كرده و لعنتشان نموده و براي آنان در دنيا و آخرت ننگ و خواري است و براي آنها عذاب دردناكي است، و مرا دستور فرمود كه از كوهساران جز دشوار آنها و از بلاد جز جاهاي پست را برنگزينم و خداوند تقيه را آشكار فرمود، و آن را بر من گماشت، پس من در تقيهام تا روزي كه اجازه داده شود خروج نمايم. عرض كردم: اي آقاي من اين امر كي خواهد بود؟ فرمودند: هرگاه بين شما و راه كعبه فاصله و جدايي افتاد و آفتاب و ماه جمع شدند، و كواكب و ستارگان آنها را در ميان گرفتند... .2 خداوند متعال به دعاي حضرت الياس(ع) يونس پيغمبر را در حالي كه كودك بود، بعد از چهارده روز از فوتش زنده كرد ـ چنانكه در حديث آمده ـ 3. همچنين خداوند متعال به بركت امام زمان(ع) و به دعايشان مردگان بسياري را زنده خواهد كرد پس از گذشت سالها از مرگشان؛ از جمله اصحاب كهف، و بيست و پنج نفر از قوم موسي ـ كه به حق قضاوت ميكنند و با آن عدالت مينمايند ـ و يوشع بن نون وصي حضرت موسي، و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسي و ابودجانة انصاري، و مالك اشتر، و نيز نقل شده است كه حضرت الياس(ع) هم از ياران حضرت قائم(ع) است.4 حضرت الياس(ع) را خداوند به آسمان بالا برد، چنانكه از ابن عباس روايت شده است. حضرت قائم(ع) را نيز خداوند متعال پس از ولادت،به آسمان برد. گفته ميشود حضرت الياس(ع) به فرياد دردمندان ميرسد و گمشدگان مضطر را در بيابانها و دشتها راهنمايي ميكند، و خضر آنها را در جزاير درياها فريادرسي مينمايد. حضرت قائم(ع) نيز به دردمندان رسيدگي مينمايد و گمشدگان را هدايت ميفرمايند و در خشكي و دريا ـ بلكه در زمين و آسمان ـ به فرياد بيچارگان ميرسند و اين است فضل الهي كه به هركه بخواهد عنايت ميكند. حضرت الياس(ع) به اذن خداي تعالي برايش از آسمان مائده آمده، چنانكه روايت شده كه پيغمبر اكرم(ص) از قلة كوهي صدايي شنيدند كه ميگفت: خدايا مرا از امت رحمت شدة آمرزيده شده قرار ده. پيغمبر(ص) به آنجا رفت، ناگاه ديد پيرمرد فرتوتي هست كه قامتش سيصد ذراع ميباشد، هنگاميكه رسول خدا(ص) را ديد با او معانقه كرد سپس گفت: من هر سال يكبار غذا ميخورم و حالا وقت آن است. كه ناگاه مائدهاي از آسمان فرود آمد، و هر دو از آن خوردند، او حضرت الياس(ع) بود. براي حضرت صاحبالزمان(ع) نيز مائده از آسمان نازل شده است.
شباهت به ذوالقرنين(ع) ذوالقرنين پيغمبر نبود ولي مردم را به سوي خدا دعوت كرد و به تقوي و خداترسي ميخواند. حضرت قائم(ع) نيز پيغمبر نيستند زيرا بعد از پيغمبر ما حضرت محمد مصطفي(ص) ديگر پيغمبري نيست، ولي آن حضرت نيز به سوي خداي تعالي و تقوي و پرهيزگاري دعوت مينمايند. ذوالقرنين بر مردم حجت5 بود. امام عصر(ع) نيز بر همة اهل عالم حجت ميباشند. خداوند ذوالقرنين را به آسمان دنيا بالا برد و از زمين براي او پردهبرداري شد و همه جاي زمين ـ از كوهساران و دشتها و درهها ـ از مشرق تا مغرب همه را مشاهده كرد و خداوند به او از هر چيزي علمي عنايت فرمود كه با آن حق و باطل را بشناسد، سپس به زمين فرستاده شد و به او وحي شد كه در دو ناحية غرب و شرق زمين سير كن.6 خداوند تعالي امام زمان(ع) را به بالاتر از آسمان اول برد، و سپس به زمين بازگرداند. ذوالقرنين از قومش غيبتي طولاني داشت. غيبت امام زمان(ع) نيز طولاني است، و از امام عسكري(ع) نيز نقل شده است كه در پاسخ به اين سؤال كه: چه سنتي از خضر و ذوالقرنين در قائم(ع) جاري است؟ فرمودند: «طول غيبت.» ذوالقرنين، بنا بر آنچه در قرآن كريم آمده به خاور و باختر زمين رسيد. حضرت قائم(ع)، نيز همينطور خواهند بود. روايت شده است كه رسول الله(ص) ميفرمودند: ذوالقرنين بندة صالحي بود كه خداوند او را بر بندگان حجت قرار داده بود،پس قوم خود را به سوي خدا و تقوي فرا خواند، آنها بر شاخ او زدند كه از نظرشان مدتي غايب شد تا اينكه دربارهاش گفتند: هلاك شد يا در كدام بيابان رفت؟ سپس ظاهر شد و به سوي قومش بازگشت، ولي آنها بر شاخ ديگرش زدند، و در ميان شما( امت مسلمان) نيز كسي هست كه بر سنت و روش او است، و به درستي كه خداوند عزّوجل ذوالقرنين را در زمين مكنت داد و براي او از هر چيزي سببي عنايت فرمود تا به شرق و غرب زمين رسيد، خداوند تبارك و تعالي سنت او را در قائم(ع) از فرزندانم نيز جاي خواهد ساخت تا به شرق و غرب زمين دست يابد، تا جايي كه هيچ آبگاه و جايگاهي از آن ـ هموار و ناهموار، كوه و دشت ـ باقي نماند مگر اينكه آن را زير پاهاي او قرار دهد، و خداوند عزوجل گنجينههاي زمين را به وسيلة او پر از عدل و قسط مينمايد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.7 ذوالقرنين ما بين مشرق و مغرب را گرفت و تصرف كرد. امام عصر(ع) نيز مشرق و مغرب زمين را به تصرف خويش درخواهند آورد. ذوالقرنين پيغمبر نبود ولي به او وحي شد. بر حضرت قائم(ع) نيز هرچند پيغمبر نيستند، وحي ميشود. ذوالقرنين بر ابر سوار شد. حضرت قائم(ع) نيز بر ابر مينشينند. حضرت امام باقر(ع) فرمودند: ذوالقرنين ميان دو ابر مخيّر شد، ولي او ابر رام را انتخاب كرد، و ابر سخت براي صاحب شما ذخيره گرديد. راوي ميگويد: عرض كردم: سخت كدام است؟ فرمود: هر آن ابري كه در آن رعد و صاعقه يا برق باشد. صاحب شما بر آن سوار ميشود، باري؛ او سوار ابر ميشود و به سببها ميرسد، سببهاي آسمانهاي هفتگانه و زمينهاي هفتگانه، پنج معمور و دو بخش ويران8. از حضرت امام صادق(ع) نيز مانند همين روايت نقل شده است.
شباهت به حضرت شعيب حضرت شعيب(ع) قوم خود را به سوي خدا دعوت كرد تا اينكه عمرش طولاني و استخوانهايش كوفته شد، سپس از نظرشان غايب گشت ـ تا آنجا كه خدا خواسته بود ـ و دوباره به صورت جواني به آنها بازگشت.9 حضرت قائم(ع) نيز با وجود طول عمر به صورت جواني ظاهر ميشوند كه كمتر از چهل سال دارد. از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: آنكه از چهل سال بيشتر داشته باشد صاحب اين امر نيست.10 حضرت شعيب(ع) از محبت خداوند آنقدر گريست تا ديدگانش از بين رفت، خداي عزوجل چشمانش را بازگرداند، دوباره گريست تا آنكه نابينا شد، باز خداوند ديدگانش را بينا كرد باز هم گريست تا كور شد، بار ديگر خداوند بينايي را به او بازگرداند. 11 حضرت قائم(ع) در زيارت ناحيه [خطاب به جد بزرگوارشان حضرت امام حسين(ع)] چنين بيان داشتهاند: و لأبكينّ عليك بدل الدّموع دما. و به جاي اشك بر تو خون ميگريم. حضرت شعيب(ع) در قوم خود گفت: بقيّة الله خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين.12 آنچه خداوند باقي گذارده برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد. دربارة حضرت قائم(ع) نيز امام باقر(ع) فرمودند: هنگامي كه قائم(ع) خروج كند به كعبه تكيه ميزند، و 313 مرد نزدش حاضر ميشوند، پس اولين سخني كه به زبان ميآورد اين آيه است: «بقيّة الله خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين» سپس ميفرمايد: من بقية الله در زمين و خليفة خدا و حجت او بر شما هستم، پس هيچ مسلماني بر او سلام نميكند، مگر اينكه چنين ميگويد: «السّلام عليك يا بقيّة الله في أرضه» و چون شمارة يارانش به يك عقد كه ده هزار نفر است رسيد، خروج ميكند. پس در زمين هيچ معبودي جز خداوند عزوجل باقي نميماند، بتها و اصنام و غير آنها نابود ميشود و آتش در آنها ميافتد، و اين امر پس از غيبت طولاني خواهد بود تا خداوند معلوم سازد چه كسي در غيبت ايمان ميآورد و اطاعت ميكند.13 تكذيبكنندگان حضرت شعيب(ع) به آتشي كه از ابري كه بر آنها سايه افكنده بود بيرون آمد، سوختند، چنانكه خداوند عزوجل ميفرمايد: فكذّبوه فأخذهم عذابُ يوم الظّلّة إنّه كان عذاب يومٍ عظيمٍ.14 پس او را تكذيب كردند و آنگاه عذاب روز سايبان [ابر صاعقه خيز] آنان را فرو گرفت كه همانا آن عذاب روز بزرگي بود. قائم(ع) نيز تمام بتها و معبودهاي غير خدا در زمان ظهور آن حضرت خواهد سوخت.
|