|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمين مهدي فقيه ايماني
با تشكر از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد لطفاً در ابتدا مختصري از زندگي خود براي ما و خوانندگان موعود بفرماييد. در سال 1308 در شهر اصفهان و در خانواده مرحوم آيتالله ميرزا محمدباقر فقيه ايماني متولد شدم. مرحوم والد با تأليف 70 جلد كتاب عربي و فارسي پيرامون فقه، تفسير، تاريخ اهل بيت و فضائل و مناقب ايشان و بحثهاي عقيدتي و مردمشناسي سهم مهمي از عمر خود را صرف خدمت به خاندان عصمت و طهارت نمود كه تعداد 27 جلد از آنها به زبانهاي عربي و فارسي در قالب شعرهاي عربي و فارسي، مختص به حضرت بقيةالله(عج) است كه تا كنون، هفت جلد از آنها چاپ و منتشر گرديده است. از خصوصيات ايشان بود آن بود كه هر كس براي حل هر مشكلي يا شفاي بيماري و ديگر پيشامدها، راهنمايي ميخواست او را به نوعي توسل به آقا امام زمان و استمداد از آن حضرت راهنمايي ميكردند. تمام منبرهاي ايشان هم در مسجد يا در منزل يا در ايام محرم در منازل مؤمنين در ذكر فضايل و مناقب امام زمان و شرح دوران غيبت صغري و كبراي آن بزرگوار خلاصه ميشد. از آن مرحوم خاطرهاي راجع به تشرف به خدمت آقا امام زمان موجود است كه در كتاب شرح حال مرحوم آيتالله حاج سيد محمدتقي فقيه احمد آبادي به نام مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم ثبت شده و مجال ذكرش نيست. عناوين كتابهايي كه ايشان راجع به حضرت نوشتهاند، از اين قرار است: سوز هجران (شامل اشعار)، شيوههاي ياري قائم آل محمد ، فوز اكبر بولاية حجة الله المنتظر،أنيس المحجّة في كيفية الرجعة، بشاراة الإلهية إلي الدولة القائمية، تحفة القائمية(در سند و شرح زيارت ناحيه مقدسه) ، تحفة السنية في نصرة القائم في البلية -عربي)، تحلّة المعما (ارجوزة شرح: و اما الانتفاع بي في غيبتي)، تذكرة الحجة لتبصرة أهل المحجّة (شرح امكنه و ازمنة متعلق به قائم و آداب و وظايف آن)، تكملة الايمان بمعرفة صاحب الزمان (با تقريظ آيتالله حاج آقا منير الدين بروجردي)، حقة الدرر(شرح وقايع حكومت امام منتظر)، خصايص المهدية (شامل چهل ويژگي آن حضرت از آغاز خلقت تا هنگام ظهور-عربي)، الدرة البيهه في كيفية الانتفاع من غايه الوجود (شرح حديث نبوي: ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و استخراج بيش از سي وجه شباهت آن حضرت به خورشيد)، صراط المستقيم إلي جنّة النعيم(ملحق و متمم مفتاح الرحمة)، طالع مسعود (شرح احاديث وارده دربارة ولادت قائم موعود و آيات جليله ايشان و فضايل شب و روز ولادت آن حضرت)، عينالأنهار(شرح ارجوزههاي مطلع الانوار-عربي)، الغرّة المضيئة(شرح درة البهية-عربي)، فتوحات مهديه (شامل فتوحات كلي و فرجهاي ديني و دنيوي براي شيعه در عصر غيبت)، الفرج الممدّ بوجود قائم آل محمد، فك الرقبة (دربارة وظايف واجب امام نسبت به اهل ايمان)، فوائد المهديه (چگونگي سير و سلوك امام عصر در دوران حكومت حقّة خود-عربي)، فواتح المهدية الي السعادة الابدية(شامل ده فايدة كلي براي امام در امر دين و دنياي مردم)، مرآة الانام في التحقيق عن علم الامام، مطلع الانوار في ذكر الغائب عن الابصار(شامل 5500 بيت عربي استدلالي و مشتمل بر تعدادي از ارجوزههاي نامبرده متعلق به حضرت مهدي(ع) ، معراج الايمان فيما يتعلق بصاحب الزمان، مفتاح الرحمة(در عهد غيبت امام و حجت)، وسائل المهديه (در فضيلت ياري و نصرت حضرت مهدي) هدية المهدوية، ويژگيهاي حضرت مهدي (ترجمه فارسي خصائص المهديه). جد مادري حقير مرحوم آيتالله حاج آقا منيرالدين بروجردي متوفاي سال 1342 قمري هستند كه در تحريم تنباكو بسيار فعال بودند. من براي گذراندن مراحل ابتدايي از دروس ادبي ـ اخلاقي، فقه، اصول، منطق، فلسفه و تفسير ـ در كلاسهاي درس استادان زيادي حاضر ميشدم در قم در كلاس فقه و اصول مرحوم آيتالله حاج سيد محمدباقر سلطاني و مرحوم آيتالله حاج شيخ مرتضي حايري و مدت كوتاهي در محضر مرحوم آيتالله العظمي آقاي بروجردي حاضر ميشدم. در فلسفه از درس مرحوم آيتالله علامه آقاي طباطبايي صاحب تفسير الميزان استفاده ميكردم. و آنگاه كه پدرم فوت شدند، به اصفهان مراجعت كردم و مراحل عاليه فقه و اصول را با شركت در درس مرحوم آيتالله فقيه و عاليقدر آقاي حاج آقا حسين خادمي طابثراه كه از شاگردان مرحوم آقاي نائيني بودند، ادامه دادم.
چه شد كه به تأليف روي آورديد؟ پس از شركت در درس مرحوم آيتالله خادمي به تدريس سطح عالي فقه و اصول پرداختم و بعد از حدود ده سال در اوايل انقلاب بر اثر حادثه ترور و معلول شدن از ناحية دهان و زبان از تدريس ناتوان و معذور شدم و به كار تأليف و تحقيق بيش از پيش ادامه دادم. ولي نخستين اثر قلمي حقير حدود 46 سال قبل بود كه كتاب المهدوي مرحوم آيتالله صدر را كه از مراجع مقيم قم بودند ترجمه كردم خداوند به بركت آقا امام زمان، روحي له الفدا، مشكلات مرا حل كرد و فتح بابي شد براي تأليف ديگر آثار تأليفي كه به شرح مندرج در فهرست مبسوط تعداد هفت جلد آن مختص حضرت بقيةالله(عج) است.
تا به حال توفيق نگارش چه آثاري را يافتهايد؟ در اين زمينه به ياري خداوند تعداد بيست جلد كتاب ـ و تعدادي مقاله در مجله مكتب اسلام و مقدمهاي بر چاپهاي جديد عبقات الانوار آيتالله مير حامد حسين لكهنوي هندي و مقدمه بر كتابهاي مطبوع مرحوم والد ـ تنظيم نمودهام به شرح مندرج در آخر كتابهاي امام اميرالمؤمنين از ديدگاه خلفا و علي يا علي يا شناخت علي از زبان پيغمبر(ص) و اما آثار تأليفي چاپ نشده عبارتند از: امام اميرالمؤمنين يگانه مظلوم تاريخ، حديث المنزلة عند أهل السنّة، (كه بيش از 400 مدرك از مدارك اختصاصي اهل تسنن در نقل حديث با مشخصات مدارك ارايه شده اضافه بر بحثهاي علمي و تاريخي مربوطه-به زبان عربي)، منزلت حديث منزلت از ديدگاه اهل تسنن (در حدود 130 صفحه خلاصه به فارسي مختصر فهرستوار ميباشد)، رساله دربارة تكلف از نظر قرآن و سنت، كتابي راجع به تخطئه ائمة اطهار(ع) از تصوف و انكار راه و رسم صوفيه معاصر آنها، نقش علماي سني در ضديت با اهل بيت و پيروان آنها، علي م يصّح السجود عند الشيعه، تحقيق كتاب الفرقة الناجية مرحوم بحراني.
به غير از نوشتن به چه كارهاي خير ديگري مشغول بودهايد؟ مدتي مدير عامل مركز خيريه راديولوژي، آزمايشگاه و سرطانشناسي بودم كه شرحش مفصل است و در اين مقال نميگند، و اما دخالت در ديگر كارهاي خير كه خداوند قبول فرمايد نوسازي و تعمير مفصل چهار مسجدي بود كه در هر كدام بعد از فوت مرحوم پدرم مدتي اقامه جماعت ميكردم بدين شرح: مسجد امامزاده اسماعيل در خيابان هاتف، مسجد مقابل مقبره خواجه نظام الملك در نزديكي خيابان ولي عصر(ع)، مسجد الزهراء (س)واقع در سي متري خيابان احمدآباد، مسجد ايلچي نيز كه واقع در بر خيابان احمدآباد جنب مهديه، و در مدرسه جلاليه (جلالالدين حكيم شاه سلطان حسين صفوي) كه در زمان رضا شاه پهلوي مورد استفاده دبستان قرار داده بودند پس با كمك مرحوم آيتالله العظمي آقاي گلپايگاني از آموزش و پرورش تحويل گرفتم و با تعمير و نوسازي و تأسيس كتابخانه در اختيار طلاب موقوف عليهم قرار دادم و تا كنون محل سكونت طلاب است. به اضافه طرح تأسيس دو كتابخانه عمومي و همكاري در تأسيس و بهرهبرداري از هر يك كه نيازمند فرصت كافي است و فعلاً هم حقير دخالتي در آنها ندارم.
در اين زمينه چه بركات و آثاري را مشاهده كردهايد؟ در سال 1403 قمري برابر 1362 شمسي كتاب مهدي منتظر در نهجالبلاغه را تنظيم كرده بودم اما هيچگونه امكان مالي فراهم نبود كه اقدام به چاپ آن بنمايم. روزي يكي از خويشان روحاني به منزل حقير آمد و صحبت از كتاب و آثار تأليفي و از جمله كتاب فوق شد. پس ايشان گفت من مايل هستم اگر موافق باشي آن را چاپ كنم. گفتم مانعي ندارد اما بايد پاكنويس شود گفت نيمه شعبان در پيش است و محلي هم به نام اميرالمؤمنين(ع) داريم از اين دو جهت بايد هر چه زودتر كار چاپ عملي شود. حقير هم وعده كردم هر چه زودتر نسخه پاكنويس را تنظيم كنم تا اقدام به چاپ شود. فردا صبح بعد از نماز صبح مشغول پاكنويس شدم و آنچنان بدين كار اصرار و اهتمام داشتم كه تا نيمه شب به نوشتن ادامه دادم به طوري كه ديگر نه چشمم طاقت داشت براي ادامه پاكنويس و نه حال جسمي و نشاط روحيام. پس خوابيدم و در حال خوابيدن عرض كردم خدايا من چند ماه براي تنظيم اين كتاب و بررسي مطالب آن زحمت كشيدهام ولي اين مهم نيست اما ميخواهم بفهمم من از بعد از اذان صبح و خواندن نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشاء تا حالا كه نيمه شب است بدين كار ادامه دادهام آيا در نظر حضرتت ارزش دارد يا خير؟ و آنگاه به خواب رفتم. پس در عالم خواب متوجه شدم فوت شدهام و چند نفر با من مشغول صحبتاند و جنازه من در حدود ده متر فاصله بر روي زمين است. در اين حال متوجه شدم جنازه را در ده متر پيشتر به داخل قبر بردند، پس يكي از چند نفري كه با آنها گفتوگو ميكرديم و در نظر من خيلي محترم بود اما نشناختم كيست با روي سخن به من فرمود: مايل هستي به داخل قبر بروي؟ من با يك دنيا آرامش خاطر و بدون ترس و وحشت گفتم مانعي ندارد و رفتم به داخل قبر و به پشت خوابيدم آنگاه با قرار دادن چند عدد آجر روي سينهام متوجه شدم از قبر خبري نيست و من لباس و عمامه پوشيده در يك فضاي بسيار باغ پر درخت و سرسبز خرم با نشاط و آرامش خاطر هر چه بيشتر مشغول قدم زدن هستم كه شنيدم از سمت بالاي سرم كسي فرياد زد و گفت: هر كس خدمت به آل محمد كند او را بدينجا ميآورند. با شنيدن اين صدا به وجد و خوشحالي در آمدم و از خواب بيدار شدم و حالم منقلب شد و چون رفتم در اتاف ديگر و چراغ را روشن كردم متوجه شدم يك ساعت و نيم به اذان است. در اين موقع هر چه بيشتر احساس خوشحالي كردم كه طمع به جنبههاي مادي اين كتاب نداشتم و بدون توقع مالي به تنظيم آن اقدام كردم و چنين خواب خوشي را ديدم و نشستم به نوشتن ادامه دادم و از بركت آن و بشارت در حال خواب با انواع گرفتاريها خداوند توفيق تأليف بيش از بيست جلد كتاب به من عنايت فرمود كه اميدوارم در درجه هر چه نازل هم كه باشد مشمول دعاي امام صادق(ع) واقع شوم كه فرمود: خداي رحمت كند كسي را كه آثار ما را زنده و برپا دارد.
براي آينده چه برنامهاي داريد؟ و اما برنامهاي كه تصميم به انجام آن دارم، پس از تأسيس كتابخانه عمومي و نمايشگاه دائمي چهارده معصوم به قلم شيعه، سني و مسيحي به هر زباني تأليف و تنظيم گرديده و در كنار آن نشر اين گونه آثار به منظور حتيالامكان توزيع مجاني آنها در بين اهل تسنن و در بين طبقه طلاب و دانشجويان، كه از هر خدمتي بالاتر گرايش دادن طبقات مختلف است به راه و رسم خاندان رسالت و ائمه اطهار(ع) و مطرح نمودن آنها به هر وسيله ممكن به دليل آن كه امام صادق(ع) فرمودهاند: خير الناس بعدنا من ذاكر بأمرنا و دعا إلي ذكرنا. بهترين مردم بعد از ما، كسي است كه امر ما را يادآور شود و (مردم را) به ياد ما دعوت كند. و نيز فرمودهاند: رحم الله امرءاً أحيا أمرنا و رحم الله من أحبّ أمرنا. رحمت خداوند شامل كسي باد كه امر ما را زنده نمايد و رحمت خدا شامل كسي باد كه امر ما را محبوب دارد. اكنون مثل من كه قابل نبوده و نيستم تا مصداق حديث اول باشيم اما حداقل باشد آنكه مشمول حديث دوم و سوم واقع شوم تصميم به انجام اين كار گرفتهام و به ياري خدا و بركات چهارده معصوم(ع) تا كنون تعداد 2700 جلد كتاب و حدود بيش از 300 جلد كتاب به زبان اردو، انگليسي، فرانسه، روسي، تركي اسلامبولي و آلماني وبقيه هم فارسي و عربي است و تعداد دويست و چند عنوان كتاب كه بالغ بر حدود 360 جلد است درباره شرح و ترجمه نهجالبلاغه و موضوعات مستخرجه از آنست. در حال حاضر نيز به دنبال تهيه محلي هستم كه مناسب و در معرض ديد و رفتوآمد طبقات مختلف باشد تا بهتر مراجعه و بهرهبرداري شود و متأسفانه چنين نمايشگاه و كتابخانهاي در مناطق مورد اطلاع چه در ايران و چه در جاي ديگر تأسيس نشده و من سراغ ندارم.
چه توصيه يا توصيههايي براي آنها كه قصد دارند دربارة حضرت صاحب الامر- صلوات الله عليه- فعاليت كنند داريد؟ اگر روحاني و دانشگاهي هستند چه بهتر كه هر چه بيشتر اصالت و ريشهداري اسلامي وجود مقدس آن حضرت و حتمي بودن قيام جهاني و ظهور و برقراري عدل و گسترش امنيت و خير و بركت وجودي حضرتش را مطرح و مشكلگشاييهاي واقعي او را اشاعه دهند تا مؤمنان بيش از پيش به اصل وجود آن حضرت و شؤون امامتش آشنا و اميدوار شوند و در حال انتظار و آمادگي براي ظهور و پيرويش بسر برند. و اگر غير روحانياند كمك به نشر آثار قلمي و غيرقلمي مربوط به آن حضرت نمايند و تا حد امكان در تشكيل مؤسسههاي ديني و مجالس مشتمل بر ذكر شرح حال آن حضرت و دعا براي فرج آن بزرگوار و جشن ولادت و هر عملي كه بيشتر توده مردم را به ياد آن حضرت و به توسل بدان حضرت تشويق نمايد كوشش كنند و نيز در برچيده شدن بساط بهاييگري و بابيگري در ايران كوشش نمايند.
با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد. ماهنامه موعود شماره 62 |