|
القاعده، يا زمينه سازان شورش سفيانى |
|
|
|
۲۶ خرداد ۱۳۸۳ |
محمد شفيعى سروستانى
بمب گذاريهاى اخير در شهر كربلا كه منجر به كشته شدن صدها تن از شيعيان عزادار در جوار حرم حضرت سيدالشهداء(ع) و پذيرش مسئوليت آن توسط گروه القاعده شد، بار ديگر مسئله عناد وهابيون نسبت به شيعيان و نقش مبهم القاعده در رخدادهاى جهان توجه علاقه مندان به اين موضوع را به خود جلب كرده است. در نامه »احمد فضيل نزال الخلايله«، ملقب به ابو مصعب الزرقاوى، از اعضاى برجسته القاعده و طراح عمليات انفجارهاى كربلا، خطاب به رهبران القاعده - كه چندى قبل توسط سيا منتشر شده است - استراتژى حركت القاعده در سالهاى آينده تبيين و در آن صراحتاً به شيعيان اعلام جنگ داده شده است.1 زرقاوى - كه آمريكا براى دستگيرى وى 10 ميليون دلار جايزه تعيين كرده است - كارشناس مواد سمى و منفجره است و توانايى بسيار بالايى در امر سازماندهى و برقرارى روابط داشته، رياست گروههاى زير زمينى و ناشناخته در اروپا، خليج(فارس) و نيز فرماندهى ميدانى مقاومت عراق را برعهده دارد. زرقاوى در نامه اش، حضور نظامى آمريكا را در عراق هديه اى الهى و بهترين فرصت برشمرده و از 250 عمليات بزرگ اين شبكه عليه شيعيان، پليس عراق و نيروهاى خارجى در اين كشور، خبر داده است. او حضور القاعده را در عراق ضرورى و استراتژيك توصيف كرده و مى گويد: جهاد امت در راه خدا در سرزمين رافدين (عراق) واجب است و در جريان هستيد كه اين عرصه همانند ديگر عرصه ها نيست، زيرا در آن نقاط مثبت و منفى وجود دارد كه در عرصه هاى ديگر يافت نمى شود. از بزرگترين نكات مثبت اين ميدان، جهاد در اعماق سرزمين عرب - كه بين آن تا سرزمين حرمين و مسجدالاقصى، فاصله نزديكى است - مى باشد. وى در قسمتى ديگر به اهميت منطقه شام (سوريه) اشاره و لزوم حضور القاعده در منطقه سوريه را بيان مى كند: ما از دين خدا ياد گرفتيم كه معركه واقعى و فاصله بين كفر و اسلام در اين سرزمين وجود دارد؛ يعنى شام و اطراف آن، پس بايد براى تثبيت جاى پا در اين سرزمين، تلاش و سعى فراوانى مبذول داشت، شايد كه پس از آن خداوند تغييرى ايجاد كند. در حقيقت اى بزرگواران! بر ماست تا با ديده اى عميق و نشأت گرفته از شريعت و واقعيت معيشتى خود، به اين مسئله بنگريم. من اين واقعيت را با چشم خود مى بينم و به شما مى گويم. او دليل حضور آمريكاييان در عراق را اعتقاد آنان به تلاش در راه تسريع در برپايى دولت اسراييل كه موجب ظهور مسيح مى شود، مى داند: همان طور كه از شما پنهان نيست، آمريكاييها براى برپايى دولت اسراييل، از نيل تا فرات به عراق آمده اند و دولت صهيونيستى آمريكا معتقد است كه تسريع در برپايى دولت اسراييل، موجب تسريع در خروج مسيح مى شود، پس با همه عزم و افتخار و همه امكانات خود به عراق آمده اند؛ در حالى كه گمان مى كردند، موضوع اشغال عراق ساده خواهد بود، ليكن با واقعيتى كه مغاير با گمان آنها بود، روبرو شده اند. زرقاوى وضعيت عراق را به صورت يك فضاى سياسى كه در اختلافات مذهبى و قومى به سر مى برد، توصيف و اضافه مى كند كه مردم عراق جز از يك دولت مركزى نيرومند و حاكم قوى و مستبد - كه از زياد بن ابيه آغاز و به صدام حسين پايان يافت - پيروى نمى كنند. و روزهاى سختى را، براى آينده اين سرزمين پيش بينى مى كند. زرقاوى در قسمت ارايه استراتژى نامه خود، با تقسيم دشمنان »القاعده« به 4 گروه آمريكايى، كرد، پليس عراق و شيعيان، شيعه را به عنوان بزرگ ترين دشمن »القاعده« معرفى كرده است. او در قسمتى از نامه خود آورده است: »تاكنون 25 سلسله عمليات بر عليه شيعيان و مظاهر آنها و نيز آمريكاييها و نظاميان آنها، پليس، سربازان و نيروهاى ائتلاف انجام گرفته است و ان شاءاللَّه در آينده بيشتر خواهد شد«.2 او شيعيان را به عنوان دشمنان در كمين نشسته و دشمنى كه لباس دوست بر تن كرده توصيف و اضافه مى كند كه آنان ارث اختلاف درونى را به ميراث برده اند و خطرى آشكار و حقيقى هستند و قتل آنان از خوارج واجب تر است. از طرفى وى، توده هاى اهل سنت را به ساده لوحان و غافلانى تشبيه كرده است كه بر سر سفره لئيمان نشسته اند و با تشبيه علماى اهل سنت به مواد مخدر، پوشش كاذب علما را مانع حركت مردم به سوى جهاد و نبرد مى داند. از نگاه زرقاوى، تنها گروه شايسته در ميان اهل سنت، كسانى هستند كه به درگيرى مسلحانه و همراهى با »القاعده« روى آورده اند. زرقاوى استراتژى جديد القاعده را مورد حمله قرار دادن شيعيان و ايجاد جنگ مذهبى به منظور همراه ساختن اهل سنت با القاعده، بيان مى كند: به نظر ما شيعيان كليد تغييرند. منظور من اين است كه هدف قرار دادن و ضربه زدن به اين افراد در عمق دينى، سياسى و نظامى آنها، موجب تحريك آنان خواهد شد و اگر ما موفق به كشاندن آنها به ميدان جنگ فرقه گرايى شويم، آنگاه مى توانيم اهل تسنن غافل را در هنگام احساس خطر موجود و مرگ حتمى، به دست اين افراد بيدار كنيم. اين امر علاوه بر ايجاد اميد نسبت به بيدار كردن افراد به خواب رفته، به معنى كوتاه كردن ناخن و كندن دندانهاى اين افراد پيش از آغاز جنگ حتمى است. همچنين اميد مى رود اين امر، مردم را عليه آمريكاييها - كه عامل نابودى و مصيبت اند - تحريك كند و شما بايد به اين مردم، نسبت به اقدام در نوشيدن عسل و دستيابى به امكاناتى كه تا كنون از آن محروم بودند، هشدار دهيد، زيرا با اين روش، سلامت را ترجيح مى دهند و به رويارويى با دشمن پشت مى كنند. خبرنگار الشرق الاوسط درباره زرقاوى، گزارشى تهيه كرده، شخصيت او را اينگونه توصيف مى كند: »در مجموع مى توان گفت، او مردى است كه تاريخ، او را از قرن اول هجرى با همان اخلاق، قيافه و آرزوهايش به قرن 21، پرتاب كرده است.«3 اين مطلب نشان دهنده خط مشى فكرى رهبران القاعده و زنگ خطرى است براى شيعيان، زيرا در حالى كه طى دو دهه اخير گروههاى مختلف شيعيان هر يك به نوعى آلوده به سكولاريزم شده اند، دشمنانى چون القاعده، با تكيه بر تعصبات دينى و كينه هاى گذشته، نقشه از ميان بردن شيعيان را طراحى مى كنند. امروز گروه القاعده به عنوان يك گروه بنيادگرا، كه از يك سو (حداقل در ظاهر) عناد شديدى نسبت به سياستهاى آمريكا و هم پيمانانش نشان مى دهد و در حال سازماندهى عمليات گوناگون بر ضد منافع آنان است، - نظير بمب گذارى 11 مارس در مادريد، كه يكى از تكان دهنده ترين وقايع تروريستى اروپا به حساب مى آيد و القاعده با ارسال نامه اى به روزنامه القدس العربى چاپ لندن مسؤوليت اين انفجارها را برعهده گرفت و از ديگر سو وامدار اعتقادات وهابيت است و به عنوان دشمنان اصلى شيعيان به حساب مى آيد و نقش مهمى را در بحرانهاى جهانى آتى، ايفا خواهد كرد. با توجه به قرائن و شواهد موجود بزرگان و تطبيق حوادث جارى جهان با احاديث، ترديدى نيست كه ما در آخرين برهه از آخرالزمان به سر مى بريم. لحظه و ساعتى نيست كه از گوشه و كنار جهان، شاهد اخبار و وقايع تازه اى كه هر يك به حقيقت پيوستن يكى از پيشگوييهاى آخرالزمان، را نويد مى دهد، نباشيم. از جمله علايم حتمى ظهور حضرت مهدى(ع) شورش شخصى به نام عثمان سفيانى است كه از ناحيه شام قيام مى كند. امام صادق(ع) مى فرمايند: سفيانى از (نشانه هاى) حتمى است و در ماه رجب شورش مى كند. وقتى بر مناطق پنج گانه سيطره يافت دقيقاً نه ماه كه حتى يك روز هم بيشتر نمى شود حكومت خواهد كرد.4 آن مناطق پنجگانه، عبارتند از: دمشق، اردن، حمص، حلب، قنسرين كه مراكز فرمانروايى منطقه، سوريه، اردن و لبنان مى باشند.5 با بررسى احاديثى كه خطمشى فكرى، فرهنگى، سياسى و استراتژيك سفيانى را بيان مى كنند، به نقاط مشتركى ميان طرز فكر و استراتژى سفيانى و سياست و برنامه هاى گروه القاعده برمى خوريم، به بيان ديگر شايد بتوان از القاعده به عنوان زمينه ساز شورش سفيانى نام برد. بر طبق احاديث سفيانى و يارانش ظاهرى به شدت مذهبى دارند و تلاش بسيارى در جهت مذهبى جلوه دادن جنبش خود مى كنند. چنان چه در نسخه خطى ابن حماد ص75 آمده است: سفيانى در اثر عبادت بسيار زرد رنگ به نظر مى رسد.6 سفيانى اگر چه شديداً خود را دشمن غربيان و يهوديت نشان مى دهد اما سرانجام به عنوان خط مقدم دفاعى، به نفع يهوديان و نيروهاى نظامى غربى، با ارتش حضرت مهدى(ع) وارد جنگ مى شود و پس از شكست، باقى مانده نيروهايش به سمت لشكريان غربى مى گريزند.7 كينه توزى از بارزترين صفات سفيانى و يارانش است و از روايات چنين برمى آيد كه نقش سياسى او ايجاد فتنه مذهبى در ميان مسلمانان و تحريك تسنن عليه شيعيان، تحت شعار يارى اهل سنت است. و اين در حالى است كه در پشت پرده هوادار و مزدور زمامداران غرب و يهود است. سفيانى با هدف كشتار شيعيان وارد عراق مى شود. از امام باقر(ع) نقل شده است كه فرمود: گوئيا با سفيانى يا رفيق او هستم كه در كوچه هايتان در كوفه رحل اقامت افكنده و مناديش بانگ مى زند كه هر كه سر شيعه على را بياورد هزار درهم (جايزه) مى گيرد. همسايه به همسايه اش هجوم مى برد و مى گويد اين هم از آنهاست و گردنش را مى زند و هزار درهم مى گيرد. فرمانروايى بر شما در آن زمان تنها از آن زنازادگان است. گويا كه به صاحب روبند (چفيه) مى نگرم كه به سوى شما مى آيد و شما را مى شناسد و شما او را نمى شناسيد يك به يك مردان شما را بدنام مى كند؛ چرا كه او زنازاده اى بيش نيست.8 از امير مؤمنان(ع) روايت شده است كه فرمود: ارتش سفيانى وارد كوفه مى شود و كسى را رها نمى كند مگر آن كه او را مى كشد، آنچنان خوى آدم كشى دارند كه وقتى مردى از آنان به گوهر گرانبها و عظيمى برخورد نمايد به آن توجهى نمى كند. ولى اگر كودك خردسالى را ببيند او را دستگير كرده و به قتل مى رساند. در حال حاضر گروه القاعده با تبليغات وسيع در كشورهاى عربى و تكيه بر شعارهاى ضد غربى و ضد يهودى، جماعت بسيارى از اهل تسنن را به سمت خود جلب كرده و هر روز بر طرفداران اين گروه در ميان كشورهاى عربى افزوده مى شود. در پايان، جاى اين پرسش باقى است كه: در شرايطى كه جامعه شيعيان از هر سو مورد هجوم دشمنان سرسختى چون يهود و دولت صهيونيست آمريكا، (كه به منظور تسريع در تحقق پيشگوييهاى آخرالزمان و با عقيده و آرمان ايجاد دولت اسراييل، از نيل تا فرات و به منظور سرعت بخشى به ظهور مسيح وارد منطقه خاورميانه شده و آشكارا به تهديد نظامى ما مى پردازد). و از سوى ديگر خطر روزافزون بروز جنگ مذهبى توسط دشمنان قسم خورده اى مانند القاعده، قرار دارد. جمهورى اسلامى ايران، به عنوان تنها حكومت شيعى جهان، كه موظف به حمايت از شيعيان است، چه تحليلى از اين وقايع ارائه مى دهد و براى مبارزه با اين دشمنان آشكار چه برنامه و استراتژى سياسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى انديشيده است؟ پى نوشتها: www.baztab.com/index.asp?ID=14404//:http. 1 www.baztab.com/index.asp?ID=14554//:http. 2 www.baztab.com/index.asp?ID=14450//:http. 3 4 . نعمانى، الغيبة، ص202. 5 . على كورانى، عصر ظهور، ص124. 6 . همان، ص120. 7 . همان، ص119. 8 . شيخ طوسى، الغيبة، ص273. موعود شماره 43 |