|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
ابراهيم شفيعي سروستاني
حضرت امام خميني(ره)، سالها پيش از اوجگيري نهضت اسلامي و پيروزي انقلاب اسلامي، در زماني كه به نجف اشرف تبعيد شده بودند، پايهگذار گفتماني جديد در عرصة نظام سياسي و ادارة جامعه در عصر جديد شدند. ايشان نخستين بار در بهمن 1348 (برابر با ذي قعده و ذي حجه 1389) در جلسات درس خارج بيع به طرح اين نظريه پرداختند1 و بعدها به هنگام تحرير كتاب البيع (جمادي الاولي 1396) آن را تبيين و تكميل كردند.2 اساس نظريه ياد شده بر اثبات جامعيت احكام اسلامي و توانايي آن براي ادارة جامعه و پاسخگويي به نيازهاي مختلف انسان و ضرورت تشكيل حكومت اسلامي براي اجراي احكام و قوانين اسلامي بود. حضرت امام(ره) در مقدمه كتاب ولايت فقيه مينويسد: اسلام دين افراد مجاهدي است كه به دنبال حق و عدالتند. دين كساني است كه آزادي و استقلال ميخواهند. مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است. اما اينها اسلام را طور ديگري معرفي كردهاند و ميكنند تصور نادرستي كه از اسلام در اذهان عامه به وجود آمده و شكل ناقصي كه در حوزههاي علميه عرضه ميشود براي اين منظور است كه خاصيت انقلابي و حياتي اسلام را از آن بگيرند و نگذارند مسلمانان در كوشش و جنبش و نهضت باشند؛ دنبال اجراي احكام اسلام باشند؛ حكومتي به وجود بياورند كه سعادتشان را تأمين كند؛ چنان زندگي داشته باشند كه در شأن انسان است. مثلاً تبليغ كردند كه اسلام دين جامعي نيست؛ دين زندگي نيست؛ براي جامعه نظامات و قوانين ندارد؛ طرز حكومت و قوانين حكومتي نياورده است؛ اسلام فقط احكام حيض و نفاس است؛ اخلاقياتي هم دارد، اما راجع به زندگي و اداره جامعه چيزي ندارد. تبليغات سوء آنها متأسفانه مؤثر واقع شده است.3 و در ادامه خطاب به طلاب علوم ديني ميگويند: همانطور كه آنها بر ضد شما اسلام را بد معرفي كردند، شما اسلام را آن طور كه هست معرفي كنيد؛ ولايت را آن چنان كه هست معرفي كنيد. بگوييد ما كه به ولايت معتقديم، و به اين رسول اكرم(ص) تعيين خليفه كرده و خدا او را واداشته تا تعيين خليفه كند و «وليّ امر» مسلمانان را تعيين كند، بايد به ضرورت تشكيل حكومت معتقد باشيم و بايد كوشش كنيم كه دستگاه اجراي احكام و اداره امور برقرار شود. مبارزه در راه تشكيل حكومت اسلامي لازمه اعتقاد به ولايت است.4 نظرية ولايت فقيه كه ابتدا به عنوان يك نظرية علمي و در درسهاي خارج مطرح شد، به فاصله نه سال پس از طرح، مبناي نظري انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي در ايران قرار گرفت و به بنيادي براي قانونگذاري بر اساس موازين اسلامي تبديل شد. با اوجگيري حركت انقلاب اسلامي در ايران و شدت گرفتن مبارزات مردمي عليه حكومت شاهنشاهي موضوع تشكيل «جمهوري اسلامي» و پياده شدن احكام اسلام در صدر خواستهها و مطالعات مردم و رهبران انقلاب قرار گرفت و به محوريترين شعار تظاهرات ميليوني مردم در سرتاسر ايران تبديل گرديد. اوج اين خواستهها را ميتوان در پيامي كه امام خميني(ره) در آستانه ماه محرم 1339، در اول آذر 1357 خطاب به ملت ايران صادر كردند، مشاهده نمود: جوانان عزيز حوزههاي علميه و دانشگاهها و مدارس و دانشسراها و نويسندگان مطبوعات و كارگران و كشاورزان محروم و بازاريان و اصناف مبارز و آگاه و كارمندان محترم و ساير اقشار، از ايلات و عشاير غيور گرفته تا چادرنشينان و زاغه مسكنان محروم، همه و همه همصدا و پشت بر پشت هم به سوي هدف مقدس اسلام يعني برچيده شدن سلسلة ستمگر پهلوي و هدم نظام منحط شاهنشاهي و برقراري جمهوري اسلامي مبتني بر احكام مترقي اسلام، به پيش كه پيروزي از آن ملت به پا خاسته است.5 همچنين حضرت امام، در مصاحبههايي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي داشتند، در پاسخ اين پرسش كه شما پس از سرنگوني شاه چه نوع حكومتي را جايگزين خواهيد كرد، همواره بر اين نكته تأكيد ميكردند كه: يك حكومت جمهوري اسلامي؛ اما «جمهوري» است براي اينكه به آراي اكثريت مردم متكي است و اما «اسلام»، براي اينكه قانون اساسياش عبارت است از قانون اسلام. اسلام در همة ابعاد، قوانين دارد و به همين جهت احتياج به قوانين ديگري نداريم.6 با پيروزي انقلاب اسلامي، در 22 بهمن 1357، و سقوط نظام سلطنتي، مهمترين مانع در راه تحقق خواستة ملت ايران در زمينة استقرار جمهوري اسلامي و حاكميت قوانين اسلامي از ميان رفت، اما براي تحقق عيني اين خواسته لازم بود كه رهبران انقلاب بر اساس ساز و كارهاي پذيرفته شده در جهان، نظامي حكومتي كه داراي مشروعيت و مقبوليت مردمي باشد، بنيان گذارند. از اين رو حضرت امام در همان اوايل پيروزي انقلاب موضوع برگزاري رفراندوم براي تشكيل نظام جمهوري اسلامي را مطرح كردند. در اين ميان عدهاي از غربزدگان زمزمة تشكيل جمهوري دمكراتيك، يا جمهوري دمكراتيك اسلامي را سر داده و در صدد ايجاد تفرقه در صفوف مستحكم مردم برآمدند، اما اين بار نيز امام خميني با درايت و هوشمندي تمام اين توطئه را خنثي و با قاطعيت تمام اعلام كردند كه خواسته مردم تشكيل جمهوري اسلامي است، «نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم».7 در چه پيامي كه ايشان در تاريخ 9/12/1357 خطاب به ملت ايران صادر كردند چنين آمده بود: ما تا آخرين نفس ايستادهايم. من اين يك سال، دو سال آخر عمر را وقف شما كردهام. از شما ميخواهم، از ملت ميخواهم كه اين نهضت را نگه دارند تا تأسيس حكومت عدل اسلامي. از آن وقت تا حالا ميگفتيد تا مرگ اين كذا نهضت ادامه دارد، حالا بايد بگوييد تا اقامة حكومت اسلامي نهضت ادامه دارد. آن كه ملت ما ميخواهد جمهوري اسلامي است، نه جمهوري فقط، نه جمهوري دمكراتيك، نه جمهوري دمكراتيك اسلامي، جمهوري اسلامي.8 سرانجام همهپرسي جمهوري اسلامي، در روزهاي 10 و 11 فروردين 1358 برگزار شد و 2/98 درصد مردم ايران به تشكيل نظام جمهوري اسلامي رأي «آري» دادند. برپايي اين رفراندوم و اعلام رسمي نظام جمهوري اسلامي در ايران، چنان نقش مهم و سرنوشتسازي در تحقق آرزوهاي ديرين مردم و رهبر انقلاب اسلامي داشت كه حضرت امام در اعلاميهاي، روز 12 فروردين (روز اعلام نتايج همهپرسي جمهوري اسلامي) را «از بزرگترين اعياد مذهبي و ملي» برشمردند: من در اين روز مبارك، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوري اسلامي ايران را اعلام ميكنم [...] صبحگاه 12 فروردين كه روز نخستين حكومت الله است، از بزرگترين اعياد مذهبي و ملي ماست. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند. ايشان در بخشي ديگر از اين اعلاميه، فرمودند: من از دولتها ميخواهم كه بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فكر و اراده، باقيماندة رژيم طاغوتي را كه آثارش در تمام شئون كشور ريشه دارد پاكسازي كنند و فرهنگ و دادگستري و ساير وزارتخانهها و ادارات [را] كه با فرم غربي و غربزدگي برپا شده است به شكل اسلامي متحول كنند و به دنيا عدالت اجتماعي و استقلال فرهنگي و اقتصادي و سياسي را نشان دهند.9 اگر چه با پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، در ظاهر به نظر ميرسيد كه مردم ما به همة اهدافي كه به دنبال آن بودند، رسيدهاند و آرمان آنها به طور كامل محقق شده است، اما حضرت امام با درايت و تيزبيني هميشگي خود مردم و مسئولان كشور را متوجه آرمان نهايي انقلاب اسلامي نموده، فرمودند: مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد و مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظهاي مسئولين را از وظيفهاي كه بر عهده دارند منصرف كند، خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كند.10 از اين رهنمود به خوبي استفاده ميشود كه امام راحل(ره) انقلاب اسلامي را زمينهساز انقلاب جهاني مهدي موعود(عج) دانسته و از همين رو معتقد بودند كه مسئولان نظام جمهوري اسلامي بايد همه تلاش خود را بر ايجاد آمادگي ظهور دولت كريمه امام عصر(ع) قرار داده و متوجه باشند كه پرداختن به برنامههاي توسعه، حتي يك لحظه، آنها را از اين هدف بزرگ كه غفلت از آن «خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد» باز ندارد. اكنون در بيست و هفتمين سالگرد استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران ضمن اداي احترام به روح بلند و ملكوتي بنيانگذار اين نظام، حضرت امام خميني(ره) كه با طرح نظرية ولايت فقيه و ضرورت استقرار حكومت اسلامي در عصر غيبت، زمينهساز عزت و سربلندي ملت ايران گرديد، و همچنين با تجليل از مقام شامخ شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي كه با ايثار و جانفشاني خود نهال جمهوري اسلامي را به برگ و بار نشاندند، همنوا با امام راحل از خداوند ميخواهيم كه: خداوندا! بر ما منت بنه و انقلاب اسلامي ما را مقدمه فرو ريختن كاخهاي ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ملتها را از ثمرات و بركات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار فرما.11
پينوشتها: 1. مباحث اين جلسات، در همان ايام به صور مختلف، گاهي كامل و گاه به صورت يك يا چند درس تكثير و منتشر شد و در پاييز 1349 پس از ويرايش و تأييد حضرت امام براي چاپ آماده گرديد و نخست توسط ياران امام در بيروت به چاپ رسيد و پنهاني به ايران فرستاده شد و همزمان براي استفاده مسلمانان انقلابي به كشورهاي اروپايي، آمريكا، پاكستان و افغانستان ارسال گرديد. اين مباحث، همچنين در سال 1356 در ايران با نام نامهاي از امام موسوي كاشف الغطاء به ضميمه جهاد اكبر چاپ شد. اين كتاب در چاپهاي بعدي با نام ولايت فقيه (حكومت اسلامي) منتشر گرديد. ر.ك: امام خميني، ولايت فقيه: حكومت اسلامي، مقدمه ناشر. 2. ر.ك: الإمام خميني، كتاب البيع، ج2، ص617. 3. همان، ص4ـ5. 4. همان، ص15. 5. مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، صحيفه نور: مجموعه رهنمودهاي امام خميني، ج3، ص226؛ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، صحيفة امام: مجموعه آثار امام خميني، ج5، ص77. 6. صحيفه نور، ج4، ص21 و ر.ك: ص138 و 157 و صحيفه امام، ج5، ص170 و 347 و 398. 7. صحيفه نور، ج5؛ ص122 و صحيفه امام، ج6، ص256. 8. صحيفه نور، ص 129 و هم چنين ر.ك: همان، ص 181 و 186؛ صحيفه امام، ج6، ص276، 353 و 363. 9. صحيفه نور، ج5، ص234ـ235 و صحيفة امام، ج6، ص453ـ454. 10. صحيفه نور، ج21، ص108. 11. همان، ج20، ص118.
ماهنامه موعود شماره 62 |