|
مهدي موعود(ع) نيازي جاري در سرشت انساني |
|
|
|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
عزيزالله حيدري
اشاره: اين صفحه، اختصاص به ارائة مطالبي دارد كه از سوي خوانندگان عزيز موعود، ارسال شده است. هرچند، حجم اين مطالب، و مختصر بودن مجال، امكان درج كامل آنرا از ما سلب نموده، اما بنا داريم تا از اين شماره، ضمن تقدير از بزرگواراني كه مجله را مورد لطف قرار ميدهند، بخشهايي از مطالب آنان را به جملة موعوديان، تقديم كنيم. به همين مناسبت، توجه شما را به قسمتهايي از مقالة آقاي عزيزالله حيدري جلب ميكنيم.
تصوير نياز به امام زمان(ع) در تمدن موجود روژه دوپاسكيه تازه مسلمان فرانسوي ميگويد: شناسايي اسلام از آدميزادهاي كه مخاطب اوست دقيق و عميق است و براساس اين شناسايي است كه مقام و موقع وي را در پهنة آفرينش و پيشگاه خداوند عالم تعيين مينمايد. در هيچ تمدني همانند تمدن جديد اين گونه كامل و نظاموار از اين نكته كه «دنيا براي چيست؟» غفلت نشده است. ما از كجا آمدهايم، آمدنمان بهر چه بوده است به كجا ميرويم و چرا بايد رفت... در تمدن جديد انسان، بهسان آدمكي كوك شده به حركت درآمده و بند از بند گسسته است. طرفه آن كه خود انسان ماشين اين آدمك را كوك كرده، اما از مهار كردن جنبش نابسامان و حركت شتابگيرش ناتوان مانده است. در روزگار ما تار و پود مفهوم انسان، از هم گسسته است. مكتب تطورگرايي، از آدمي ميموني والا تبار و پيشرفته ساخته، آنگاه فلسفة پوچي و عبثگرايي گام به ميدان نهاده است. تا باقيماندة همسازي آدمي را از وي بگيرد و اين چنين شده است.1 اما دربارة جهان و شناخت آن نيز وضع نابساماني در انديشة انسان غربي، موجود است. دوپاسكيه در اين باره، نيز ميگويد: جهان در نظر انسان عصر جديد تنها در ساحت واقعيت خارجي خلاصه ميشود و اين ساحت را فضا و زمان تعريف و تحديد ميكنند. در اين نظرگاه جهان آفرينش، انباني از پديدههاست كه فقط تجربه و آزمايش مؤسس براساس ضوابط و معيارهاي كمي ميتوانند موجب دريافت معتبر آنها گردند. بدينترتيب انديشه فلسفي و علمي تدريجاً كلية دخالتهاي مربوط به اصول متعاليه را نفي ميكند و اين امر را ميپذيرد كه عالم را تصادف اداره ميكند. چنين مفهومي از جهان، شيوة رفتار آدميزادة عصر ما را در طبيعت نيز معين ميسازد. بر اين اساس مردم عصر جديد، به طبيعت بهسان امري مينگرند كه ميتوان آنرا به ميل خود در اختيار گرفت و به ياري آن نيازها و جاهطلبيها و هوي و هوسهاي خود را برآورده ساخت.2 چنين است كه بحران اكولوژيك و انساني شكل ميگيرد. به هرحال تمدني كه خود را انسانگرا مينمايد، نظامي است كه آدمي را تحقير ميكند و ميفريبد و سرانجام نابود ميسازد، و چنين است كه نياز به الگوي منجي پررنگتر ميگردد و انسان الحادي نيز به ايمان و الگوي رفتاري (امام) باز ميگردد. علامه طباطبايي(ره) دربارة آيندة جهان اينچنين مينويسد: بشر از روزي كه در بسيط زمين سكني گزيده، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت (به تمام معني) ميباشد و به اميد رسيدن چنين روزي قدم برميدارد، و اگر اين خواسته تحقق خارجي نداشت، هرگز چنين آرزو و اميدي در نهاد وي نقش نميبست. چنانكه اگر غذايي نبود گرسنگي نبود و اگر آبي نبود، تشنگي تحقق نمييافت. از اينرو به حكم ضرورت، آيندة جهان، روزي را در برخواهد داشت كه در آن روز جامعة بشري پر از عدل و داد شده و مردم با صلح و صفا زندگي نمايند، و افراد انساني غرق فضيلت و كمال شوند، و البته استقرار چنين وضعي به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنين جامعهاي منجي جهان بشري و به لسان روايات «مهدي(ع)» خواهد بود. بحث در ظهور حضرت مهدي(ع) از نظر خصوصي علاوه بر آنچه گذشت، احاديث بيشماري دارد كه از طريق عامه و خاصه (6000 حديث) از پيغمبر اكرم(ص) و ائمه(ع) دربارة ظهور مهدي(ع) و اينكه از نسل پيغمبر ميباشد و با ظهور خود جامعة بشري را به كمال واقعي خواهد رسانيد و حيات معنوي خواهد بخشيد، نقل شده است.3
تصوير نياز به امام زمان(ع) در متون ديني از آنجا كه اين نياز در مرزهاي فردي و جغرافيايي و نژادي محدود نميشود و در فطرت و سرشت و همان ساختار آدمي ريشه دارد، به تمثيل شگفت و مناسبتري از نياز به آب نميتوان روي آورد و چنين است كه در تفسير آية: قل أرأيتم إن أصبح ماءكم غوراً فمن يأتيكم بماءٍ معينٍ.4 [بگو، اگر آبتان در زمين فرو رود، چه كسي شما را آب روان خواهد داد؟] آب گوارا، به قائم آل محمد(ص) و ولايت علي(ع) تفسير شده است. به همين دليل امام زمان(ع) آرمان همگاني هر دل باورمند است. چنانكه در دعاي ندبه ميخوانيم: بنفسي أنت من نازحٍ مانزح عنّا، بنفسي أنت أمنيّة شائقٍ تيمني ّمن مؤمنٍ و مؤمنةٍ ذكرا فحنّا. جانم به فداي آن دور از وطني كه از ما به دور نيست. جانم به فداي كسي كه آرمان و آرزو و تمناي هر مرد مؤمن و هر زن مؤمن است (آنكه) يادش كنند و در فراقش بنالند. آري، او همان آب گوارا و سرشاريست كه دست با تدبير خالق هستي سرشت آدمي را به نياز او مزيّن نموده و به همين دليل به او ميگوييم: «كي به سرچشمة سيراب كنندهات در آييم و سيراب شويم، كجا از آب فيض گوارايت سود بريم؟ كه تشنگي امتداد يافته و به درازا كشيد.»5
هوشمندي شيعه در انتخاب و اعتقاد به امام موعود(ع) شيعه با انتخاب امام كه نه مافوق انسان بلكه انسان مافوق است،6 و منصور به نصرت الهي است،7 و در عين حال همان رهبري مورد نياز ـ كه از جنس خود بشر است ـ با همان غرائز، عواطف و احساسات، نيازها، علاقهها كه دردها را لمس ميكند و بهترين طريق درمان را با تعليماتش ميدهد،8 بهترين الگو و اسوه را برگزيده است. حكومتي مطلوب و شامل، براساس گسترش تعقل و انضباط باطني انسان. به اين دو روايت بنگريد: وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أخلاقهم (أحلامهم). از بركات موعود(ع) در جامعة عصر ظهور آن است كه دست با بركت و پرمهرش را بر سرهاي بندگان گذاشته، عقول را متمركز ساخته و در نتيجه اخلاق و انضباط باطني به كمال ميرسد.9 و اين نبوغ فكر و رشد روحي به گسترش حاكميتي جامع و مقبول ميانجامد. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: خلفا و جانشينان بعد از من دوازده نفرند كه اول آنان علي و آخرينشان مهدي ميباشد. وي (مهدي) زمين را با نور خدايي روشن نموده و حاكميت او در تمام كرة زمين در شرق و غرب گسترش خواهد يافت.10 اين است، آن آب گوارا براي لبهاي تشنه و بغضهاي در گلو شكسته. در تفسير ماء معين (آب گوارا) تأويلي ديگر نيز آمده است. امام باقر(ع) فرمودند: اين آيه دربارة امامي كه قيام به عدل الهي ميكند نازل شده و ميگويد: اگر امام شما پنهان گردد و نميدانيد كجاست؟ چه كسي براي شما امامي ميفرستد كه اخبار آسمانها و زمين و حلال و حرام خدا را براي شما شرح دهد. سپس فرمود: به خدا سوگند تأويل اين آيه نيامده و سرانجام خواهد آمد.11 آري، در عصر تشتت آراء و عقول كه به نام عقل و عقلا نيت، انسان و انسانيت قرباني ميشود، و از هويت خويش تهي ميگردد، كار آن گرامي، تمركز عقل آدمي و جهتيابي آن به قلة رشد و عصر اخلاق و آرامش روح خواهد بود. زيرا ابزار آن يعني تفكر سترگ اسلام و هيمنة حضور مسلط و قادر آنرا داراست. چنانكه آقاي روژه دو ياسكينه با ژرفبيني و هدايت الهي دريافته است: «اسلام، دين حقيقت است و معناي وضع بشري را به انسان باز ميگرداند. اين وضع فقط در ارتباط با مطلق تبيين ميشود و ناسخ پوچي و بيهودگي نيست. انگارانة دنياي جديد است. اسلام، آدمي را با خويشتن خود و با خلقت آشتي ميدهد و بنابراين مؤثرترين داروي عصر ماست.12 مهدي موعود(ع) احياگر و گسترش دهندة اسلام بر پهنة زمين و بازگردانندة همة بشريت به سوي قرآن و سنت است.13
پينوشتها: 1. دوپاسكيه، روژه، اسلام و بحران عصر ما، ترجمة حسن حبيبي، صص 18ـ17. 2. همان، ص 37. 3. همتي، محسن، امام زمان(ع) و ايرانيان، ص 10. 4. سورة ملك(67)، آية 30. 5. محدث قمي، مفاتيح الجنان، دعاي ندبه. 6. تعبيري از دكتر علي شريعتي در كتاب امت و امامت. 7. محدث قمي، همان، زيارت عاشوراء. 8. جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 13، ص 362. 9. الكيني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 5، ص 25. 10. صافي گلپايگاني، لطفالله، منتخبالأثر، صص 296ـ292؛ نيز ر.ك: ينابيع الموّدة، ص 447. 11. همان. 12. جمعي از نويسندگان، همان، ج 24، به نقل از تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 387. 13. دوپاسكيه، روژه، همان، ص 31.
ماهنامه موعود شماره 58 |