spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
بررسي تأثير لابي صهيونيستي درانتخابات آمريكا چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵
محسن محمدصالح / ترجمه: قبس زعفراني 

 تقريباً بر سر قدرت لابي يهودي صهيونيستي در ايالات متحده و قدرتش در تأثيرگذاري بر ساخت ثبات و امنيت و اتخاذ تصميمات ميان محققان و پژوهشگران اتفاق نظر وجود دارد، با اينكه تحقيقاتي نيز وجود دارد كه اين زمينه گزافه‌گويي‌هاي بسيار نيز كرده‌اند. به هر روي تخمين زده مي‌شود، يهوديان در آمريكا حدود 5/5 تا 5/8 ميليون نفر باشند. به عبارت ديگر 2درصد از جمعيت ايالات متحده را يهوديان تشكيل مي‌دهند و اكثر آنها در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 به ايالات متحده مهاجرت كرده و از يهوديان اشكنازي اروپايي هستند. يهود خود به گروه‌هاي لاييك، اصلاح طلب، محافظه‌كار و اصولگرا تقسيم مي‌شوند كه در مورد بسياري از مسائل و قضاياي داخلي آمريكا ديدگاه‌هاي متفاوتي با يكديگر دارند. همچنين از ميانگين بالاي حل و جذب در جامعة آمريكا برخوردار مي‌باشند و پديدة ازدواج مختلط با غيريهود در ميان ايشان به سرعت در حال گسترش است؛ به گونه‌اي كه بيش از 50 درصد ازدواج‌هاي يهوديان را ازدواج‌هاي مختلط تشكيل مي‌دهد. به علاوه، ارزش‌هايي چون منفعت و سودجويي و لذت‌طلبي و افزايش تعداد همجنس‌بازان در ميان ايشان به شدت در ميان ايشان ديده مي‌شود، با اين حال مهم‌ترين لابي تأثيرگذار بر سياست آمريكا و در انتخابات رياست جمهوري هستند.
كارشناسان و صاحب‌نظران به خوبي مي‌دانند، وقتي سخن از اسراييل و سياست آمريكا در خاورميانه پيش مي‌آيد، اكثر گروه‌هاي يهودي اختلافات خويش را فراموش مي‌كنند و در قبال ايندو موضوع با يكديگر متحد مي‌شوند.
قدرت يهوديان آمريكا از آنجا نشأت مي‌گيرد كه توانستند، صاحب درجات بالاي تأثيرگذاري شوند كه چندين برابر جمعيت ايشان است. مي‌توان چگونگي تحقق و به‌دست آمدن اين موفقيت را در موارد ذيل خلاصه كرد:

الف) يهود ثروتمندترين اقليت جهان

يهود از جمله ثروتمندترين اقليت‌هاي جهان هستند، با اين حال فقط بر 10 تا 13درصد اقتصاد آمريكا حاكم هستند و نفوذ آنها به‌ويژه در صنايع سبك و مواد مصرفي متمركز است. به همين دليل قدرت آنها در اقتصاد نهفته نيست، بلكه در سياست و تبليغات سرمايه‌گذاري شده است. آنها تأمين كنندة بزرگ‌ترين حملات انتخابات رياست جمهوري آمريكا به شمار مي‌آيند. به گونه‌اي كه 60 درصد هزينه‌هاي اين انتخابات را به‌ويژه در حزب دمكرات تأمين مي‌كنند و اين قدرتي مساوي 30 برابر جمعيت ايشان است و از آنجا كه حملات انتخابات رياست جمهوري آمريكا بسيار سنگين و هزينه بردار است (صدها ميليون دلار) به همين دليل هر كانديدايي كه خواهان بدست آوردن حمايت ايشان باشد، بايد بتواند رضايت آنها را نيز جلب نمايد. اين موضوع بر كانديداهاي مجلس سنا و نمايندگان نيز منطبق است، اگرچه هزينة كمتري را در بردارد.
به عنوان مثال در حزب دمكرات، بيش از 60 درصد از اموالي كه «كارتر» و «كلينتون» براي حملات و تبليغات رياست جمهوريشان صرف نمودند، از آن يهود بود، همچنين از 125 عضو مجلس ملي مالي حزب دمكرات در زمان رياست جمهوري كارتر (81 ـ1977) 70 تن يهودي بودند و بيش از 60 درصد اموالي كه«نيكسون» (از حزب جمهوري‌خواه) خرج تبليغات انتخاباتي خويش نمود تا در سال 1972 برنده انتخابات باشد را يهوديان پرداخت كرده بودند.
تنها طي مراسمي كه بازيگر معروف يهودي «باربارا استراسيند» در نيمة سپتامبر 1996 برگزار نمود، موفق شد، 5/3 ميليون دلار براي تبليغات انتخاباتي كلينتون جمع‌آوري كند. در اين جشن 700 نفر شركت كرده بودند كه به اين ترتيب سهم هريك 500 تا 12 هزار دلار تخمين‌زده مي‌شود.

ب) يهود قدرت انتخاباتي سازمان يافته

يهود از شيوة رأي دادن در انتخابات آمريكا استفاده مي‌كنند تا قدرت و تأثير انتخاباتي خويش را افزايش دهند و از آنجا كه سطوح سواد و تحصيل در ميان آنان بالاست، بنابراين ميزان مشاركت در انتخابات آنها نيز بالاست و به 92 درصد مي‌رسد، در حالي‌كه ميان عامة آمريكايي‌ها 52 درصد است و اين نسبت، ميانگين انتخاباتيشان را دو چندان مي‌كند.
يهود بيش از هر اقليت ديگري در شهرها تمركز يافته‌اند، به گونه‌اي كه اين عامل باعث افزايش قدرت انتخاباتي آنان مي‌شود. به عنوان مثال آنها 16 درصد جمعيت شهر نيويورك و 31 درصد كل جمعيت سفيدپوست آمريكا را تشكيل مي‌دهند.
در سيستم انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا هركس در ايالت خود به پيروزي برسد، حتي اگر اين نسبت پايين باشد، برتمام آراي انتخاباتي ايالت دست مي‌يابد. چون هر ايالت داراي كرسي‌هايي است كه با توجه به جمعيت آن ايالت تعداد آن در مجلس مشخص و تعيين مي‌شود. در اين ميان يهوديان در ايالت‌هايي تمركز يافته‌اند كه پر جمعيت‌تر و مهم‌تر است؛ مثل نيويورك، فلوريدا و كاليفورنيا و كافي است آنها به كانديداي خويش رأي دهند يا تضمين كنندة پيروزي كانديداي خاصي در انتخابات ايالتي باشند تا وي تمام كرسي‌هاي ايالت را از آن خويش نمايد. به همين دليل آراي يهود براي هر كانديدايي حساس و مهم مي‌شود.
در بُعد عملي اكثر يهود (70 درصد) آراي خويش را به صندوق‌هاي حزب دمكرات مي‌ريزند، چون بيش از حزب جمهوري‌خواه به منافع اقليت‌ها اهميت مي‌دهد. با اين حال يهود در هر دو حزب جمهوري‌خواه و دمكرات از طريق عضويت فعال و كمك مالي‌ به آنها و شبكة گستردة ارتباطي كه با دواير نفوذ و فشار دارند، داراي نفوذ و تأثيرند.
در نبرد كانديداها براي تضمين پيروزي كانديداي حزبشان از همان ابتدا عمليات تصفيه و رد شدن از «فيلتر» براي هر كانديدا درون هر حزب صورت مي‌گيرد. به گونه‌اي كه كسي در اولويت قرار مي‌گيرد كه هنگام رد شدن از اين فيلترها به يهوديان آمريكا تعهدات بهتر و بيشتري را دهد و منافع صهيونيست‌هاي اسراييلي را بيش از پيش مورد توجه قرار دهد. در آن زمان ديگر براي يهود چندان اهميت ندارد كه كدام كانديدا در انتخابات پيروز شود يا به رياست جمهوري دست يابد. چون تمام آنها از ابتدا از «فيلتر» رد شده‌اند.

ج) توان يهود در سازماندهي و شكل‌گيري

يهوديان آمريكا از قدرت بسيار بالايي در سازمان دهي و شكل‌گيري گروه‌هاي فشار برخوردار هستند. به طور كلي يهود در سازمان‌ها و هيئت‌هاي فعال و مؤسسات مختلفي سازمان يافته‌اند و با هم جهت خدمت به مسائل بزرگ و مهم همكاري مي‌كنند. به‌ويژه در مسائل مربوط به حمايت از رژيم صهيونيسيتي، اين عمل از طريق بهره‌گيري از وسايل ارتباطي و فشار و قانع‌سازي و نفوذ و جذب كامل ذهنيت آمريكايي صورت مي‌گيرد. يكي از دانشمندان مهم علوم جامعه‌شناسي مي‌گويد: «محال است يهودي باشي و به يك جمعيت يهودي منتسب نبوده و يا در آن عضويت نداشته باشي».
از جمله مهم‌ترين گروه‌هاي فشار يهودي «كميسيون امور عمومي آمريكا ـ اسراييل» (ايپاك AIPAC) است كه در سال 1954 تاسيس شد و حدود 4500 تن از شخصيت‌هاي بزرگ يهودي جامعة آمريكا را در بردارد. غير از آن بيش از 50 هزار نفر عضو دارد كه سالانه و به‌طور منظم مبالغي را به عنوان كمك پرداخت مي‌كنند و تخمين زده مي‌شود، ميانگين اين كمك‌ها براي هر فرد سالانه بين 25 تا 5000 دلار باشد.
اين سازمان هفته‌نامة «نيرايست ريپورتس» (Reports Near East) يا گزارشات خاور دور را منتشر مي‌كند كه داراي ضميمه‌اي با عنوان «حقايق و دروغ‌ها» نيز مي‌باشد و در آن به پيگيري مختصر جنگ اعراب و اسرائيل مي‌پردازد و اكثراً منبع اصلي اطلاعاتي اعضاي كنگرة آمريكا را تشكيل مي‌دهد. كميسيون هزينة ارسال 400 نسخه رايگان هفته‌نامه را به اعضاي كنگره و مسئولان بلندپاية كشوري و فرستادگان كشورها به ايالات متحده،  برعهده مي‌گيرد و داراي ساختار سازماني بسيار فعال و قدرتمندي است. مشاركت مسئولان بلندپاية آمريكايي و دولتمردان و رهبران احزاب در گردهمايي سالانة ايپاك به امري معمول و پيش پا افتاده تبديل شده است، به گونه‌اي كه سعي مي‌كنند، در ديدار با اعضاي اين كميسيون و دريافت حمايت و تأييد از اسراييل و جلب حمايت اين لابي يهودي بر يكديگر پيشي بگيرند.
غير از سازمان‌هاي مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و ساير سازمان‌هاي مردمي، حدود 350 سازمان در آمريكا فعاليت مي‌كند كه با جنبش صهيونيسم در ارتباط بوده يا حامي و پشتيبان آن مي‌باشند. از ميان اين سازمان‌ها حدود 67 سازمان صهيونيستي سياسي وجود دارد كه عملاً و مستقيماً براي منافع رژيم صهيونيستي فعاليت مي‌كنند.

د) حضور اطلاعاتي ـ تبليغاتي و علمي قدرتمند

لابي يهودي ـ صهيونيستي حضور اطلاعاتي و تبليغاتي بسيار قدرتمندي بر بسياري از دستگاه‌هاي اطلاعاتي و تبليغاتي آمريكا دارد. اين حضور يا به صورت تملك يا اداري يا نفوذ بسيار بالا در آنهاست. اين موضوع عملاً در سه شبكة تلويزيوني «اي،بي،سي» (ABC) ، «ان،بي،سي» (NBC) و «سي،بي،سي» (CBC) و مهم‌ترين شبكه‌هاي سينمايي آمريكا مانند: «فوكس»، «پارامونت» و «يونيورسال» قابل ملاحظه است.
بجز آن، در ايالات متحده حدود 750 روزنامه و 670 هفته نامه چاپ مي‌شود كه لابي يهودي صهيونيستي در مهم‌ترين آنها نفوذ و يا تملك آنها را در دست دارد. از جمله اين روزنامه‌ها مي‌توان به «وال استريت ژورنال»، «ديلي نيوز»، «نيويورك تايمز» و «واشنگتن پست» اشاره كرد. افزون بر اينكه در دو هفته‌نامة مهم و معتبر آمريكا و جهان يعني «تايم» و «نيوزويك» نيز نفوذ دارند.
بي‌شك اين دستگاه‌هاي تبليغاتي و اطلاعاتي نفوذ بسياري به‌ويژه در سيستم‌هاي حكومتي ليبرالي و دمكراتيك غرب دارند و از آزادي‌هاي بسيار موجود براي توجيه افكار عمومي و ادامة فشار و رسواسازي و انتشار فضاحت‌هاي كساني كه منافعشان را برآورده نمي‌كنند، استفاده مي‌كنند و داراي تأثيري بسزا و وحشتناك بر دولتمردان و سياست‌مداراني هستند كه هميشه خواهان جلب رضايت آنان مي‌باشند.
غير از اين، يهود حضور علمي و فرهنگي گسترده‌اي دارند كه بسيار بيشتر از جمعيت ايشان است. عامة يهوديان آمريكا داراي تحصيلات دانشگاهي مي‌باشند و در تحقيقي كه پرفسور «روبن اشتاين» انجام داد، مشخص گرديد، از ميان هر 500 رييس و مدير آمريكايي 75 نفر آنها يهودي هستند و بالاترين ميزان اين ميانگين در ميان مديران و رؤساي مراكز و سازمان‌هاي تبليغاتي و اطلاعاتي مشاهده مي‌شود. به گونه‌اي كه حضور يهود در رده‌هاي بالاي اين سازمان‌ها به 8/25 درصد مي‌رسد.
افزون بر اينكه از ميان 172 تن از چهره‌هاي بارز فرهنگي جامعة آمريكا 77 تن يهودي هستند، (45 درصد) اين سنت در ميان انديشمندان علوم اجتماعي بيشتر بوده و به 56 درصد و در ميان دانشمندان علوم انساني به 61 درصد مي‌رسد و تمام اين چهره‌ها حضوري فعال در توجيه فرهنگ و افكار عمومي و شيوه‌هاي تدريس و آموزش دارند.

هـ ) اتحاد مسيحيت صهيونيستي

يهود از وجود 70 درصد از مسيحيان آمريكايي كه بر آيين پروتستان بوده، و به عهد قديم يا تورات ايمان دارند و بسياري از آنها از تأسيس رژيم صهيونيستي مطابق پيشينه‌هاي مذهبي جمايت نموده، و اكثراً با ظهور مسيح و وقوع نبرد آرمگدون و آغاز هزارة خوشبختي مرتبط‌اند، استفاده مي‌كنند و تخمين زده مي‌شود، جمعيت آنها به بيش از ده‌ها ميليون نفر برسد.
قدرت راست مسيحي و «صهيونيسم غيريهودي» در ميدان و عرصة سياست و آمريكا در سال‌هاي اخير به شدت افزايش پيدا كرده است؛ و پيروان آن حمايت از اسراييل را فريضه‌اي مذهبي و اخلاقي براي خويش تلقي مي‌كنند كه بهاي آن هر قدر هم سنگين باشد، بايد پرداخت شود. از جمله چهره‌هاي بارز اين جريان مي‌توان به كشيش «پت رابرتسون» اشاره كرد كه چندين سازمان تبليغاتي تلويزيوني و راديويي را در اختيار دارد و از تمام آنها براي تبليغات صهيونيستي استفاده مي‌كند. وي از جمله مهم‌ترين رهبران گروه‌هاي فشار به سود اسراييل است. غير از آن مي‌توان از كشيش «جري فالول»، «فرانكلين گراهام» و پدرش «بيلي گراهام» نيز ياد كرد. بيلي گراهام كشيش رؤساي جمهور آمريكا از زمان ريچارد نيكسون در دهة شصت تا زمان رياست جمهوري بيل كلينتون بوده است. امّا فرانكلين پسر او، وظيفة پدرش را در قبال رييس جمهور كنوني آمريكا «جورج بوش» ادا مي‌نمايد.
پت رابرتسون سازمان «اتحاد مسيحي» را تأسيس كرد و توانست از طريق اين سازمان موفقيت‌ها و پيروزي‌هاي گسترده‌اي را درون حزب جمهوري‌خواه آمريكا محقق نمايد. او و پيروانش در نيمة دهة 90 در 17 ايالت به پيروزي رسيدند و در 24 ايالت ديگر بر انتخابات ويژة اين حزب تأثير به‌سزايي گذاشتند.
از جهت‌ ديگر، به قدرت رسيدن راست مسيحي با به قدرت رسيدن محافظه‌كاران نوين درون حزب جمهوري‌خواه از اواخر دهة 80 همراه گرديد و هر دو طرف در ساخت و شكل‌دهي مواضع و ديدگاه‌هايشان برپايه‌هاي ايدئولوژيك و ميل به رودررويي و عدم سازش و مدارا و نگاه سياه و سفيد به امور و به شمار آوردن خويش (آمريكا و اسراييل) به عنوان «نيروهاي خير» در جهان اتفاق نظر دارند، كه مي‌بايست به رويارويي با «محور شر» بروند كه قبلاً در اتحاد شوروي سابق نمود پيدا مي‌كرد، در حالي‌كه امروزه در «تروريسم» جهان اسلام قابل ملاحظه است.
رهبران محافظه‌كاران نوين موفق شدند، جايگاه‌هاي مهمي را در ساخت و شكل‌دهي سياست آمريكا به‌دست آورند. افرادي چون «پل ولفوويتز» و «ريچاردپرل» و «جان بولتون» از جمله اين افراد هستند. دولت آمريكا به رهبري بوش نيز آرا و نظرات دو جريان محافظه‌كاران نوين و راست مذهبي را با جان و دل مي‌پذيرد.
بي‌شك با حضور اين دو جريان ديگر لابي يهودي صهيونيستي نياز چنداني به توجيه جهت تحقق اهداف و برنامه‌هايش ندارد، چون مواضع و ديدگاه‌هاي خود را با اين دو جريان هماهنگ مي‌سازد، به ويژه اگر اين مواضع و ديدگاه‌ها در ارتباط با اسراييل و يا سياست آمريكا و خاورميانه باشد.
اين نشان مي‌دهد كه چرا دولت جمهوري‌خواه بوش  بر حمايت از اسراييل تاكيد مي‌كند، با اينكه بوش در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در سال 2000 فقط بر 20 درصد آراي يهوديان آمريكا دست يافته، در حالي‌كه آلگور بر 80 درصد آراي آنان دست پيدا كرده بود.

ماهنامه موعود شماره 58 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.