|
نقش يهود در دورانف ظهور-1 |
|
|
|
۲۶ خرداد ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 على كورانى مترجم: مهدى حقى
اگر بهجز آيات نخستينف سوره »بنى اسرائيل«، پيرامون نقش يهوديان در آخر الزمان و عصر ظهور حضرت مهدى(ع)، چيز ديگرى هم در اختيار نداشتيم، همان كافى بود؛ زيرا اين آيات در عين كوتاهى، آيات وحى الهى و بسيار رسا و گويا هستند كه خلاصهاى از تاريخ را بيان كرده و به شكل معجزه آسا و با دقت تمام، آينده را روشن ساخته است. در حالى كه علاوه بر اين آيهها و آيات ديگر، روايات بسيارى وجود دارد كه بعضى مربوط به تفسير آيات، و برخى ديگر پيرامون وضع يهوديان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدى(ع) است، كه پس از تفسير آيات به بيان آنها نيز خواهيم پرداخت. وعده الهى نسبت به نابودى يهوديان خداوند در سوره بنى اسرائيل آيات 4 تا 8 مىفرمايد: وقضينا إلى بنىاسرائيل في الكتاب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين ولتعلنّ علوّاً كبيراً. ما در تورات به بنى اسرائيل حكم قطعى كرديم كه شما در زمين دو بار فساد خواهيد كرد و برترى طلبى و طغيان بزرگى خواهيد نمود. يعنى ما در توراتى كه بر آنان فرستاديم حكم قطعى كرديم كه شما بهزودى از راه راست منحرف شده و دو بار در جامعه فساد و تبهكارى مىكنيد، همچنانكه بهزودى بر ديگران برترىجويى و طغيان بزرگى خواهيد نمود. فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد... . چون وقت مجازات شما بر نخستين فساد و تبهكاريتان رسيد، بندگانى كه منسوب به ما هستند به سويتان مىفرستيم، بندگانى با صلابت و سرسخت كه بر سرتان فرود آيند. فجاسوا خلال الديار وكان وعداً مفعولاً. كه در ميان خانهها به جستوجوى [شما] بپردازند و اين وعدهاى قطعى و انجام شدنى است. اين جمله كنايه از سهولت فتح نخستين فلسطين به دست مسلمانان است، كه سپاه مسلمانان به جستوجوى خانه به خانه بقاياى دشمنان يهودى خود مىپردازند و اين وعدهاى، قطعى است. ثم رددنا لكم الكرّة عليهم وأمددناكم بأموال وبنين وجعلناكم أكثر نفيراً. سپس شما را بر مسلمانانى كه عليه شما برانگيختيم، پيروز گردانيم و به شما ثروتها و فرزندانى عطا كنيم و از ياوران بيشترى برخوردار نماييم تا به كمك شما عليه آنان بستيزند. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم وإن أسأتم فلها... . اگر خوبى كرديد، خوبى به خود نمودهايد و اگر بدى كرديد به خود بدى كردهايد... . و آنگاه وضع شما مدتى بدين گونه ادامه پيدا مىكند و چنانچه توبه نموده و بهواسطه نعمتهايى كه از ثروتها و اولاد به شما بخشيديم، نيك عمل نموديد به سود خودتان بوده و اگر به بدى و طغيان و خود بزرگبينى پرداختيد فرجام بد آن، مربوط به خودتان خواهد بود. فإذا جاء وعد الاخرة ليسؤوا وجوهكم وليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة وليتبّروا ما علواً تتبيراً. و چون وعده [كيفر طغيان] بار دوم فرا رسد، [مخالفانتان] چهرههاى شما را غمبار و سياه گردانند و وارد مسجد [الاقصى] گردند همانگونه كه نخستين بار داخل شدند و بر آنچه دست يافتند به كلى نابود كنند. اما شما در آينده نه تنها عمل نيك انجام نمىدهيد بلكه به اعمال بد دست مىزنند، ما شما را مهلت مىدهيم تا روزى كه وقت مجازات و كيفر شما بر دومين فسادتان فرا رسد، آنگاه بندگانى از سوى خراسان را كه به مراتب سختتر از مرحله اول رفتار مىنمايند، بر شما مسط مىكنيم تا آنچه را از آن بيمناك و گريزانيد بر شما تحميل كنند و چهرههايتان را غمبار و افسرده سازند. و فاتحانه وارد مسجد الاقصى گردند، همانطور كه در زمان تعقيب خانه به خانه شما در مرحله اول، وارد گرديده و برترىجويى و فسادگرايى شما را به نابودى كشاندند. عسى ربّكم أن يرحمكم وإن عدتم عدنا وجعلنا جهنّم للكافرين حصيراً. [اگر توبه كنيد] اميد است كه پروردگارتان بر شما ترحم كند و اگر [به فساد] بازگرديد ما نيز [به كيفر شما] باز مىگرديم و جهنم را براى كافران زندانى تنگ قرار داديم. شايد پروردگارتان شما را بعد از دومين كيفر با هدايت خويش مورد رحمت قرار دهند و چنانچه بعد از آن دوباره به انحراف و فساد روى آورديد، ما نيز مجازات شما را آغاز مىكنيم و شما را در تنگناى دنيوى قرار داده و در آخرت دوزخ را زندان و حصار شما خواهيم ساخت. نخستين نتيجهاى كه از اين آيات قرآن گرفته مىشود آن است كه تاريخ يهوديان بعد از حضرت موسى تا پايان زندگانىشان در ايجاد فتنه و فساد در جامعه خلاصه مىشود، تا آنگاه كه مجازاتشان فرا رسد و خداوند افرادى را برانگيزد كه به سهولت بر آنان چيره شوند. سپس خداوند بنا بر حكمت و مصلحت خود، يهوديان را بر آنان پيروز گرداند، و به آنها مال و اولاد فراوان دهد و يارىكنندگان آنها را در دنيا افزايش دهد. اما يهوديان نه تنها از اين اموال و ياران استفاده نمىكنند بلكه براى بار دوم در روى زمين به فساد و فتنه روى مىآورند، البته اين بار علاوه بر فساد، گرفتار خوى تكبر و برترىطلبى شده و خويش را بسيار بهتر و برتر از ساير مردم مىپندارند. و زمانى كه لحظه كيفرشان فرا رسد خداوند بار ديگر آن قوم را بر آنان چيره ساخته، و مجازات شديدترى را در سه مرحله بر آنها فرو مىفرستد. نتيجه دوم اين كه، گروهى كه خداوند بار اول بر ضد يهوديان برمىانگيزد، به آسانى بر آنها چيره مىشوند، آنگاه داخل مسجد الاقصى شده و به تعقيب خانه به خانه يهوديان مىپردازند، و نيروى نظامى آنها را متلاشى مىكنند. آنگاه خداوند براى بار دوم آنها را به سراغ يهوديان مىفرستد و با وجود غلبه يهوديان بر آنها و زيادى ياران و هوادارانشان، ضربات شديدترى را در سه نوبت از مسلمانان دريافت مىكنند، كه در اولين نوبت، چهرههاى پليد آنان را آشكار و آنها را رسوا ساخته و همانند نبرد سابق، فاتحانه وارد مسجد الاقصى مىشوند. و سپس خوى تكبر و برترىجوئى آنان بر ملتها را، درهم مىشكنند. اين نكته را از نظر ادبيات زبان عرب از حرف »لام« در سه جمله »ليسوؤا وجوهكم« و »ليدخلوا المسجد.... و ليتبّروا« مىتوان فهميد. سؤال اساسى كه مفسران مطرح مىكنند اين است كه آيا اين دو نوع فساد كه در يكى از آنها حس خودخواهى وجود دارد، تمام شده و آن دو كيفر وعده داده شده بر آنان به وقوع پيوسته يا هنوز چنين حوادثى واقع نشده است ؟ برخى از مفسران بر اين عقيدهاند كه هر دو پيشبينى عملى شده است، بدين ترتيب كه كيفرف فتنه و فسادف نخستين به دست »بنوخذ نصر« (بخت النصر) و مجازاتف دوم بهدست »تيتوس« رومى عملى شده و بعضى ديگر معتقدند كه هنوز آن دو كيفر رخ نداده است. اما نظريه درست اين است كه: اولين كيفر در برابر نخستين فساد، در صدر اسلام، بهدست مسلمانان انجام گرفت، اما وقتى مسلمانان از اسلام فاصله گرفتند، خداوند يهوديان را بر آنان چيره ساخت، اما يهوديان مجدداً در زمين فساد و طغيان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمانف كيفر دوم فرا رسيده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. براساس همين تفسير، از امامان معصوم(ع) رواياتى رسيده كه در آنها آن قوم كه خداوند در مرحله دوم عليه يهوديان برمىانگيزد، به حضرت مهدى(ع) و ياران او و به اينكه آنان اهل قم و كسانى هستند كه خداوند آنها را قبل از ظهور حضرت برمىانگيزد، تأويل شده است. در تفسير عيّاشى از امام باقر(ع) روايت شده كه حضرت بعد از آنكه آيه شريفه »بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد« را قرائت نمود، فرمود: مراد از اين آيه حضرت قائم(ع) و ياران اويند كه نيرومند و باصلابت هستند. و در تفسير نورالثقلين از امام صادق(ع) نقل شده كه آن حضرت در تفسير همين آيه شريفه فرمود: خداوند قومى را قبل از خروج حضرت قائم، برمىانگيزاند كه دشمنى از دشمنان آل محمد(ص) را رها ننموده، مگر اينكه او را به هلاكت مىرسانند. و در كتاب بحارالانوار از امام صادق(ع) روايت شده كه وقتى آن حضرت اين آيه را قرائت فرمود، عرض كرديم: فدايت گرديم آنها چه كسانى هستند ؟ امام سه بار فرمودند: بهخدا سوگند اهل قم هستند، بهخدا سوگند اهل قم هستند، بهخدا سوگند اهل قم هستند.1 اين سه روايت از نظر مفهوم يكسان بوده و تعارضى بين آنها نيست؛ چرا كه اهل قم يعنى شيعيان حضرت كه از ايران هستند و روايت شده كه آنها با حضرت قيام كرده و يارىاش مىكنند. به نظر مىرسد كه مقاومت يهوديان در مقابل پيروان حضرت در چند نوبت انجام مىگيرد، تا آنكه امام مهدى(ع) ظهور كند و نابودى نهايى يهوديان به رهبرى وى و به دست با كفايت او، ارواحنا فداه، تحقق يابد. از جمله مطالبى كه دلالت دارد دومين كيفرف وعده داده شده يهوديان بهدست مسلمانان انجام خواهد گرفت، اين است كه آن قومى كه خداوند وعده فرموده، دو بار عليه يهوديان برمىانگيزد، يك امت بوده و صفاتى كه براى آنان ياد شده و ويژگيهاىف جنگف آنان با يهوديان جز بر مسلمانان تطبيق نمىكند. پس پادشاهان مصر، بابل، يونان، ايران، روم و ديگران كه در طول تاريخ بر يهوديان تسلط يافتند، هيچكدام با صفت »عباداً لنا« (بندگان ما) كه در قرآن آمده، سازگارى ندارند، وانگهى بعد از كيفر اول حادثهاى هم پيش نيامده كه يهوديان بر هيچيك از آنان چيره گردند، در حالى كه پس از مجازات اول يهوديان در صدر اسلام، بار ديگر يهوديان بر ما غلبه پيدا نمودند، و خداوند آنها را با اموال و فرزندان يارى كرد، و طرفداران آنها را نيز با حمايت ابرقدرتها بيش از ما قرار داد. و هم آنان هستند كه در زمين فساد نموده، و بر ما و ساير ملتها، برترى طلبى مىكنند و اين مجاهدان و كفرستيزان اسلام هستند كه ضربات خود را بر پيكر آنها وارد ساخته و چهره آنان را در غم و اندوه فرو مىبرند. با بررسى تاريخ يهود بعد از حضرت موسى(ع) روشن مىگردد كه فتنهگرى و فسادانگيزى در گذشته و حالف يهود وجود داشته است، اما برترى وعده داده شده آنها تنها در زمان ما بهوجود آمده است و البته كيفرف وعده داده شده خداوند نيز در پى آن خواهد آمد. اين مطلب براى تمام كسانى كه از تاريخ يهود آگاهى دارند، كاملاً واضح و آشكار است.
|