|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
ترجمه و تنظيم: بهمن بهساز
يك نسل پيش، در بعضي از مناطق آمريكا مانند «منهتن» به نظر ميرسيد كه مردم در مسير دور شدن از خدا هستند. در سال 1966 مجله «تايم» دو جنازه سياه و سرخ كشيده بود و از معناي الوهيت سؤال كرده بود. مسئله به علم مربوط ميشد يعني چيزي كه نميتوان آنرا به روش علمي شناخت. اما امروز در عصر تبليغ 24 ساعته تلويزيون ديگر كسي چنين مقالاتي نمينويسد. تاريخ نشان ميدهد كه متفكران نگران در مجله تايم كه تصور مبهمي از الوهيت را مطرح ميكردند شامل تمام كشور نميشدند. آنچه در سال 1966 مرده بود وجود الوهيت با حسن ظن بدون عقلانيت بود. چيزي كه به جاي آن ميتواند دوباره رشد كند تجربه مستقيم و عالي از مسئله الوهيت است كه بارها از زمان «معبد سليمان» تجلي يافته است. از اين رو مجله «نيوزويك» تصميم گرفت مسئله ايمان را به طور مفصل بررسي كند. براي همين منظور به برخي كليساها و مساجد سر زد و با فعالان مذهبي گفتوگو كرد. همچنين با همكاري سايت «بلفنت» اقدام به يك نظرسنجي كرد كه شامل بيشتر اقشار ديني ميشود. ما به هرجا رفتيم شاهد رشد معنويت بوديم. در مراسم وابستگان به كليساي «پنتكوستال» كه به خاطر فريادها و پايكوبي موجب بيهوشي ميشود. در كليساهاي كاتوليك كه عبادتكنندگان در نيمه شب به تنهايي ساعتها در قرباني مقدس تفكر ميكنند. در مراكز يهودي كه با روشهاي «كابالايي» صوفي خدا را جستوجو ميكنند. همچنين در احياي اديان بتپرستانه كه در ظواهر عالم طبيعت به دنبال خدا ميگردند و نيز در فرقه «ذن» و ديگر شاخههاي بيشمار بودايي كه طرفداران آن از طريق تفكر و دعا به دنبال روشنگري هستند. در تلاش مسلمانان آمريكايي براي رشد اسلام كه بيشتر از همه به دنبال خداوند است. اكنون در آمريكا مسئله گرايش به يك دين خاص مهمترين چيز نيست. بلكه مهمتر از همه گرايش به معنويت و عالم بالا است. طبق نظرسنجي به عمل آمده از هر 10 آمريكايي 8 نفر معتقدند كه بيش از يك دين و اعتقاد ميتواند راه نجات باشد و اين چيزي است كه در مدارس نياموختهاند. همچنين از هر 5 نفر يك نفر دين خود را در مرحلة رشد تغيير داده است. ميان اين آمار 79 درصد خود را معنويتگرا توصيف ميكنند و 64 درصد ميگويند كه متدين هستند همچنين 79 درصد معتقدند كه با اديان ديگر هم ميتوان به نجات و آسايش رسيد و به بهشت رفت. اكنون به سؤالات و جوابهاي داده شده اشاره ميشود. بهترين عبارتي كه شما را توصيف كند چيست؟ 24 درصد معنويتگرا اما غيرمتدين، 9 درصد متدين اما غيرمعنويت گرا، 55 درصد متدين و معنويتگرا، 8 درصد غيرمعنويت گرا و غيرمتدين، 4 درصد نميدانم. معنويت چه مقدار در زندگي روزانه شما اهميت دارد؟ 57 درصد خيلي مهم است، 27 درصد به نوعي مهم، 7 درصد خيلي مهم نيست، 7 درصد اصلاً مهم نيست، 2 درصد نميدانم. آيا بين عبادتهاي ديني شما در امروز و گذشته تغييري حاصل شده است؟ 38 درصد همانها هستند، 30 درصد بيشتر آنها عوض نشده، 9 درصد بيشتر آنها عوض شده، 11 درصد كاملاً عوض شده، 4 درصد بيدين شدهام، 3 درصد در گذشته به هيچ ديني گرايش نداشتم، 5 درصد نميدانم. چرا كارهاي ديني انجام ميدهيد؟ 39 درصد براي ارتباط شخصي با خدا، 30 درصد تا كمك كند شخص بهتر و داراي زندگي بهتري باشم، 17 درصد تا به آرامش و سعادت برسم، 10 درصد براي ارتباط با محيطي عظيمتر، 8 درصد براي معنا دادن به زندگي و تنظيم آن، 3 درصد تا بخشي از جامعه باشم، 13 درصد به دلايل مختلف. شركت شما در اين فعاليتهاي ديني يا معنوي چه مقدار است؟ 64 درصد هر روز، 29 درصد نه هميشه، 21 درصد در فعاليتهاي غير مرتبط با كليسا يا مسجد يا ...، 20 درصد كتاب مقدس يا قرآن يا ... ميخوانم، 2 درصد به كليسا و مراسم مذهبي ميروم. چه وقت احساس ميكني بيشترين رابطه را با خدا داري؟ 40 درصد در تنهايي، 21 درصد در طبيعت، 21 درصد در عبادتگاه، 6 درصد وقتي با ديگران هستم، 2 درصد وقتي يك متن مقدس (كتاب مقدس، قرآن، ...) ميخوانم، 6 درصد در هيچ حالتي، 4 درصد نميدانم. آيا به اينكه خدا جهان را خلق كرده ايمان داري؟ 80 درصد آن را خدا خلق كرده، 10 درصد آن را خدا خلق نكرده، يك درصد به خدا ايمان ندارم، 9 درصد نميدانم. كدام يك از احتمالات زير مهمترين هدف دعا و نماز است؟ 27 درصد طلب ارشاد از خداوند، 23 درصد شكرگزاري براي خدا، 19 درصد نزديكي به خدا، 13 درصد كمك به ديگران، 9 درصد بهبود زندگي شخصي، 4 درصد احتمالات ديگر، 5 درصد نميدانم. بعد از مرگ چه رخ ميدهد؟ 67 درصد ارواح به بهشت يا جهنم ميروند، 13 درصد بهشت يا جهنم وجود ندارد اما ارواح در سرزميني روحاني زندگي مي كنند، 6 درصد همه چيز پايان مي يابد و روحي وجود ندارد، 5 درصد روح در مخلوق ديگري نمود مي يابد، 9 درصد نميدانم. از ميان جمعيت آمريكا: 5/29 ميليون نفر هيچگونه فعاليت ديني ندارند، 7/7 ميليون نفر فعاليتهاي ديني غير مسيحي دارند و 150 ميليون نفر داراي فعاليتهاي ديني مسيحي هستند. برخي اصطلاحات ديني رايج در آمريكا حتي دانشمندان علم الهيات هم براي فهم اصطلاحات ديني در زحمت هستند. در زير به برخي از اين اصطلاحات اشاره شده است. كاريزماتيك (Charismatics): شروع دهة 60 گذشته، منطقه: كاليفرنيا: نژاد پرستاني هستند كه به كليساهاي اصلي وابستهاند. كرسيلو(Cursudllo): شروع دهة 50 قرن گذشته، منطقه: مايوركاي اسپانيا، يك درس كوتاه سه روزه كه شامل گفتوگوها و دعاها براي مساعدت فرد كاتوليك در تقرب بيشتر به خداوند است براي وابستگان به اين فرقه كافي است. انجيلي (Evangelicalism): 1846 ـ لندن، جنبشي پروتستاني است كه بر اهميت كتاب مقدس بين اتباع خود ت.كيد مي كند. بنيادگرايي (Fundamentalism): 1883 ـ انتاريوي كانادا، نوعي از محافظهكاران انجيلي كه بر عصمت كتاب مقدس و اينكه دقيقاً كلام خدا است، تأكيد دارند. اين افراد داراي اصول اخلاقي شخصي شديدي هستند. هسيديسم (Hasidism): دهه 40 قرن 18 ـ اوكراين، شاخهاي از جنبش يهودي ارتدوكسي است كه بر تقوي و عبادت خدا به طور مستقيم تأكيد دراد. اعضاي اين فرقه لباسهايي شبيه لباسهاي روستاييان روسي در قرن 18 را به تن ميكنند. كابالا (Kabbalah): قرن 12 فرانسه، گونهاي از تصرف يهودي كه بر كشف معاني مخفي تورات از طريق تفكر و بررسي ريشهاي در صوحر كه يك كتاب آرامي است تمركز دارد. بتپرست: قرن 21 اروپا، بيشتر بتپرستان معاصر اعمال قبل از مسيحيت را به شيوههاي جديد وارد كردهاند. طبيعت محور معنويات آنها است و مراسم آنها در پايان هر فصل برگزار ميشود. پنتكوستال: 1901 ـ كانساس از اشكال مسيحيت است كه بر معبوديت روحالقدس تأكيد دارد. صوفي: قرن 7 ـ خاورميانه ـ سنت صوفي اسلامي براي تقرب به خدا از طريق تفكر تلاش مي كند. افراد پايبند به سنتهاي صوفي، تقليدهاي غير اسلامي رايج در غرب را قبيح ميدانند. ويكا: دهه قرن 20 ـ انگلستان، بزرگترين شاخه بتپرستي در آمريكا است. اعضاي اين گروه گاهي جاودگر هم ناميده ميشوند. ذن: حدود سال 520 ـ چين، ريشه در فرقه بودايي دارد و بر تفكر براي درك حقيقت تأكيد دارد. معمولاً وابستگان به اين فرقه بر سئوالهايي تمركز ميكنند كه معنايي ندارد و «كوان» ناميده ميشود. همچنين دانشگاه نيويورك در سال 2001 از 50 هزار آمريكايي با نژادهاي مختلف در مورد مسائل ديني نظرخواهي كرد كه نتايج زير بخشي از آنها است. دينداري يا لاييك بودن بر مبناي نژاد آسيايي: 28 درصد متدين، 34 درصد تا حدي متدين، 9 درصد تا حدي لاييك، 21 درصد لاييك، 8 درصد نميدانند يا جواب ندادهاند. سياه: 49 درصد متدين، 32 درصد تا حدي متدين، 5 درصد تا حدي لاييك، 12 درصد لاييك، 8 درصد نميدانند يا جواب ندادهاند. سفيد: 37 درصد متدين، 40 درصد تا حدي متدين، 7 درصد تا حدي لاييك، 10 درصد لاييك، 6 درصد نميدانند يا جواب ندادهاند. گرايش به اديان بر مبناي نژاد كاتوليك رومي: 64 درصد سفيد، 3 درصد سياه، 3 درصد آسيايي، 29 درصد لاتين، 2 درصد غيره. تعميدي: 64 درصد سفيد، 29 درصد سياه، 5 درصد آسيايي، 3 درصد لاتين، 2 درصد غيره. يهودي: 73 درصد سفيد، 8 درصد سياه، 5 درصد آسيايي، 11 درصد لاتين، يك درصد غيره. بيدين: 92 درصد سفيد، يك ردصد سياه، يك درصد آسيايي، 5 درصد لاتين، يك درصد غيره. بودايي: 32 درصد سفيد، 4 درصد سياه، 61 درصد آسيايي، 2 درصد لاتين، يك درصد غيره.
پينوشت: ٭ شرق، ش 598، 19/7/1384 به نقل از: مجله نيوزويك.
ماهنامه موعود شماره 61 |