|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
منتخبي از مقالات كنفرانس اسرائيل
اشاره: گردانندگان پوشيده ومخفي استكبار و امپرياليسم كه جز «يهوديان صهيونيست» نيستند، باتجربة توسعه وبسط فرهنگ وتمدن غربي دراقصي نقاط جهان و مشاهدة ظهور تمايل ساكنان شرق وغرب به تجربه وكسب «مدرنيته» وقبول قراردادها وقوانين مربوط به آن كه ازسوي سازمانهاي -به ظاهر بين اللمللي- اعمال ميشوند، گمان كردند دورة استيلاي تام وحكومت بلامنازعة جهاني اولاد اسرائيل رسيده است اما درست در آن هنگام كه سوداي اين حكومت رادرسرمي پروراندند، «ستاره اي بدرخشيد وماه مجلس شد.» زلزله اي كه تمامي اركان تاريخ پانصد سالة غربي وتمامي عناصر فرهنگي ، اجتماعي وسياسي آن را به لرزه درآورد. اين واقعه درهيچيك از محاسبات آنان وارد نشده بود واز روي غرور آمارو ارقام ،تصور اين تحول بزرگ را هم نمي كردند، تاچه رسد به فراهم آوردن تمهيدي براي كنترل وبازداشتن آن ازسيري فزاينده. تدبير مدبر آسماني و توجه سكاندار هستي - حضرت صاحب الامر(ع) - عرض ادب وانجام تكليف صميمانة ميليونها مرد و زن درشيعه خانة اهل بيت (ع)، چنان واقعهاي راسبب شدكه تاريخ سراغ نداشت. گوييا سنتي همهگير، ثابت ولايتغير ظهور كرد؛ سنتي كه حاصل اجتماع ارادة پروردگار، نظر ائمه دين (ع) همت مردانة وعزم جزم تابعين ومسلمانان پيرو شريعت محمد و ال محمد (ص) بود. بهمن 1357، وقتي و عطيه اي آسماني بودكه مشيت حضرت ربّ الارباب را محقق ساخت تا مقدمهاي باشد براي ديگرگوني عظيم و تحولي كه با ظهور مقدس حضرت ولي عصر(ع) براي هميشه تا ابدالآباد باب فتنه ودسيسه وكينهورزي اولاد اسرائيل وفرزندزادگان شرك وكفر و نفاق عليه عبوديت ودينداري و دينداران بسته مي شود. حسب همين حيراني و آشفتگي بود كه درسال 1984 با هراس وشتاب بنياسرائيل جمعي از خاورشناسان وشيعهشناسان را در«تلآويو» (فلسطين اشغالي) به گردهم آوردند تا شايد راز اين رستاخيز بزرگ (انقلاب اسلامي) وشكست جملة تمهيدات عملة يهود (امريكاوغرب) برملاشود؛ شايدكه راه گسترش آن سد شود. حاصل اين گردهمآيي كتابي بود باعنوان : تشيع، مقومت و انقلاب كه قسمتهايي از آن ترجمه و منتشر شده است. فرازهايي ازاين اثر رابرگزيده ايم تاخوانندگان موعود بيش از پيش واقف گستره وژرفاي واقعهاي شوند كه دريك عبارت دست خدا رادرپشت خود داشت، وبس. آثار وسيعي كه انقلاب اسلامي به وجود آورده است، نشان ميدهد كه چگونه [امام] خميني برانگيزندهترين موضوعات مذهب شيعه را در جهت جنبش خود به كار بسته است؛ سياسي كردن مراسم ساليانه عاشورا، يا همان فاجعه كربلا، يكي از نمونههاي بارز اين اقدام است. در برگزاري سنتي مراسم عاشورا، هدف از سوگواري براي امام حسين آن است كه شفاعت او را به دست آورند. شركتكنندگان در اين مراسم، با غم و اندوه سوگواري ميكنند و خودآزاري [سينهزني و زنجيرزني] به عنوان نشانهاي از عزاداري مرسوم است. عاشوراي سنتي، تظاهراتي است براي نشان دادن دلسوزي نسبت به امام حسين شهيد و نيز طلب رستگاري از طريق سوگواري. اما در دهههاي اخير، مراسم عاشورا سياسي شد و شخصيتهاي اصلي آن، يعني امام حسين شهيد و مخالف جبار او - يزيد- به مظاهر مبارزة هميشگي ميان ظلم و رستگاري مبدل شدند. در هر عصر، يزيدي جديد ظهور ميكند و مبارزه با ظالم، بر هر فرد مؤمني واجب است. ديگر نبايد براي حسين[ع] دلسوزي كرد، بلكه ميبايست به او به عنوان قهرمان مبارزه عليه هرگونه نابرابري و مظهر فداكاري و شهادت در راه حق تأسي جست. در مراسم عاشوراي سال 1978 (1356 شمسي) بسيج تودهها عليه رژيم پهلوي، ابعاد بيسابقهاي يافت. در آن سال، [امام] خميني آنقدر پيش رفت كه مراسم سنتي خودآزاري و عزاداري را به خاطر راهپيماييها متوقف كرد. شور انقلابي از زنده كردن خاطرة فاجعة كربلا مايه ميگرفت.1
تشيع به روايت [امام] خميني شهادت حسين[ع] تأكيد بر شهادت در عقيدة [امام] خميني نشان ميدهد كه شهادت، نقش مهم و ويژهاي در تشيع ايفا ميكند. تفكر سني به هيچ وجه يا مفهوم شهادت بيگانه نيست اما اين مفهوم در اين تفكر از مقام محوري برخوردار نيست، زيرا اسلام سني از يك شخصيت مذهبي مانند امام حسين[ع] كه در راه عقيدة خود فدا شده باشد، الهام نميگيرد. اما در تشيع اثناعشري، موضوع شهادت حسين[ع] و تا حدي كمتر، شهادت ساير ائمه[ع]، محوري است. حسين[ع] با قرباني كردن جان خود در راه اسلام تكليف نسلهاي بعدي شيعيان را با موضوع مهم رنج و مشقت (تحمل دشواري در راه آرمان خود) مشخص كرد. همه ساله در ماه محرم و در روز عاشورا ـ يعني سالروز مرگ [شهادت] حسين[ع] ـ با برگزاري مراسم پرشور و شرح وقايع جانگداز كربلا، خاطرة شهادت او گرامي داشته ميشود؛ اين موضوع به آئينهاي تشيع مضموني فوقالعاده احساساتي ميبخشد. اما يادآوري اين موضوع به خودي خود، مردان جوان را براي شهادت، يا حتي براي فعاليت، مهيا نميسازد. [امام] خميني ميداند كه مردم فقط هنگامي جان خود را فدا ميكنند كه با احساس نوميدي دريابند كه ديگر چيزي ندارند كه از دست بدهند. «ايالات متحده» نبايد تصور كند كه ميتواند بر مردم ستم روا دارد، زيرا مردم بيكار خواهند نشست. ايالات متحده ديد كه چگونه جوانانش (در بيروت) منفجر شدند. اين حادثه همچنان ادامه دارد. شما هر اندازه سعي كنيد كه مانع اين حوادث شويد، مردم جانشان به لب رسيده است و... دست به خودكشي ميزنند. وقتي كسي جانش به لب نرسيده باشد، براي بيرون راندن شما از خاكش دست به خودكشي نخواهد زد.2
هويت شيعي و اهميت محرم در لاكنو، هند اگر چه محرم براي شيعيان، دقيقاً منعكس كنندة تكرار و كلّيت و جامعيت فاجعه و مظلوميت انساني است اما ميتوانيم نقطهنظر آنان را با وضوح بيشتري درك كنيم. اگر چنين بپنداريم كه آنان از زمان و زمينة وقوع فاجعة كربلا به آينده مينگرند، تو گويي نسبت به قرون بعد از اين فاجعه، بصيرت داشته و نيز موقعيت خود را مورد توجه قرار ميدهند اما نسبت به طرقي كه اين «تراژدي اسوه گونه» به مدد آن، طبيعت وقاعي انسانيت و تاريخ را روشن ميسازد، از آگاهي بسيار زيادي برخوردارند: آسيبپذيري بنيادين فضيلت و كمال انساني، تفرقه و دو دستگي فاجعهآميز در اسلام، فقدان قدرت و اختيار واقعي روحاني و سياسي و بالنتيجه گمراهي قطعي و محتوم تاريخ. امام حسين[ع] در صحراي كربلا نه تنها به عنوان جانشين و وارث منحصر به فرد و روحاني پيامبر[ص] بلكه به عنوان يك پدر، شوهر، برادر، عمو، پدرخوانده، دوست، و رهبري كامل تماماً در معرض جهالت و كينهتوزي بشري قرار داشت. با قطع يك به يك اين خويشاونديها اهميت آنها در در رنج و حرمان او پديدار مي شود و درد و رنج پيروان و خويشاوندانش در او انباشته مي گردد و در نهايت درد و رنج خود او مي شود. بنابر اين، رنج و شهادت او نمايانگر قطع و نقض تمامي پيوندهاي بنيادي انساني، فضيلت و كمال انساني و احتياجات بشري است كه نهادهاي مذهبي و سياسي، بايد در خدمت آنها قرار گيرند و از آنها محافظت كنند؛ اما عموماً چنين نمي كنند. در اين زمينه، شيعيان مكرراً به من اظهار مي داشتند كه فاجعه كربلا، به واسطة جهاني آن، براي همگان قابل درك است، زيرا اين فاجعه هرگز خاتمه نيافته، و هنوز هم در اطراف ما جريان دارد.3
پي نوشتها: 1. مارتين كرامر، مقدمة كتاب تشيع، مقاومت و انقلاب (مجموعه مقالات كنفرانس بينالمللي دانشگاه تل آويو، 1984) 2. زونيس دانيل بروبرگ. 3.كيت جورشوج.
ماهنامه موعود شماره 61 |