spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
عشق مقدس، كينه مقدس چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵

اگر «زيارت جامعه» به عنوان «جامع‌ترين و عالمانه‌ترين خطاب شيعه» به ساحت مقدس حضرات معصومين(ع) و مأخذ بي‌نظيري براي دست‌يافتن به درجات عالي از معرفت دربارة ايشان باشد،  زيارت عاشورا «مرام‌نامة شيعه بودن» است.
به حقيقت، ادب مسلماني و «سنت شيعگي» به تمامي در فرازهاي رفيع اين زيارت جلوه‌گر است. به عبارت ديگر، راز دور شدن از «صراط مستقيم»، جاماندگي از كاروان اهل حق و فروغلتيدن در درياي «شبهه و ترديد» را مي‌نمايد و نتيجة محتوم «افراط و تفريط» و «كاهلي و شتاب» در سير و سلوك نادرست در عرصة تاريخ را اعلام مي‌دارد. «راز نهفته» و حقيقت «عشق و كين مقدس»ي كه چون دو بال گشوده، آدمي را از ميان گنداب خودبيني، مرداب فلك‌زدگي و آفات هواجس و رزايل به عالي‌ترين مراتب پاكي و نورانيت برمي‌كشد، صفا مي‌بخشد و خالص مي‌سازد تا در جمع صالحان و صديقان شاهد عالي‌ترين جلوات كمالي حضرت خداوندي و واجد بلندترين مراتب معرفت كمال شود. وه كه رهزنان عقل و دين، فرزندان آدمي را در تلاطم «خشم و شهوت» و تمنيات غريزي چنان گرفتار ساختند كه مجال تجربة مراتب «عشق مقدس» و «كينة مقدس» را نيابد. در حالي‌كه جملة صعودكنندگان از «فرش الشيطان» به ساحت پاك «عرش الرحمان» در زمرة اهل معرفت، محل ظهور و تجلي اين «عشق و كين» شدند و كاهلان و واماندگان باتلاق شبهه و شهوت، بي‌نصيب از اين پركشيدن، چون نردباني مددرسان خصم در غلبه بر شهر امن دوستي و حلقة محرمان «زيارت عاشورا» ظهور اين «عشق و كين مقدس» در هيأت كلمات و عبارات است چنان‌كه، «ياران حسين و كربلائيان» در خود و با خود تماميت اين «عشق و كين» را متجلي ساختند تا دريافته شود:
 زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت
  هر كه شد كشتة او نيك سرانجام افتاد
زيارت عاشورا، زيارت حسين(ع) است كه در ظهري داغ ظهور كرد، «مرام‌نامة شيعه بودن» تا اين آيت ظهور عيني بيابد كه:
      ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله
       أمواتاً بل احياءٌ عند ربّهم يرزقون.1
تا از آن پس، هر كس در دل هواي شيعه بودن كند و زيارت حسين(ع) را مقصد، از گذرگاه آن بگذرد، متذكرش شود، حسيني شود و در جمع مرداني مرد از قبيلة ايمان بماند كه بنياد اين «زيارت مقدس» را بركشيدند در ظهر داغ و تفتيدة عاشورا. عاشورايي شدن با اعلام صادقانة عشق آغاز شد، نه به خود، كه به حسين(ع):
السّلام عليك يا أباعبدالله.
همة «عشق» با خون در هم آميخت:
السّلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره.
همة «عشق و خون» در ناله و حزن و اندوهي جاودان آميخته شد:
يا أباعبدالله! لقد عظمت الرّزيّه!
چه دردناك و جان‌گداز است اي حسين، مصيبتي كه بر تو رفت؛
و همة «عشق و خون و حزن» به «تيري پرتابي»، به لعنتي از ژرفاي جان كه در عمق سينة بارزترين مصاديق ظلم مي‌نشست.
      فلعن الله امّةً أسّست أساس الظّلم و الجورعليكم أهل البيت.
پس لعنت باد بر آنان‌كه اساس ظلم بر شما، پاك‌ترين و برگزيده‌ترين آفريدة خداوند را استوار ساختند.
پس لعنت بر آنان‌كه با خارج ساختن حقّ مسلّم از جايگاه حق خود، بنياد جور و ناروا را بركشيدند.
از اينجا، از چلة كمان عشق و خون و اندوه، تير «تبرّي جستن» به پرواز در آمد تا فارق ميان ظالم و مظلوم، حق و باطل، و خيمه و خرگاه عاشوراييان و يزيديان باشد.
    برئت إلي الله و اليكم منهم و من أشياعهم و أتباعهم و أوليائهم.
بيزاري مي‌جويم و تماميت اين بيزاري و نفرت را به خداي عرضه مي‌كنم و به شما، اي حسين!
بيزاري از همة آناني كه همراه و تابع و ياري رسان و دوستدار ظلم و جور بر حسين(ع) و خاندان او شدند. بيزاري مي‌جويم از امروز تا فردا، تا الي الابد و تمامي هستي خود را مصروف حراست و آبياري اين نهال «بيزاري» مي‌كنم. و با بلندترين بانگي كه تا كنون گوشي طاقت شنيدنش را داشته، اعلامش مي‌كنم تا جملگي اين «تبري و بيزاري» را بشنوند. و بدانند نه در خلوت، نه با نجوا، كه با بلندترين بانگ عليه بارزترين مصاديق از ظلم فرياد برداشته‌ام تا رسم شيعه بودن بماند.
لعن الله آل زياد و آل مروان و بني‌اميّه... و جملة آنان كه آشكار و نهان ياري رسانشان شدند.
گستره و ژرفاي «بيزاري جستن» عاشوراييان، چونان دعوي كاهلان و لاف سخنشان عاري از جوانمردي نيست. از بلنداي معرفت و آگاهي و از قلة تنومندي و ايستادگي جملة خلق عالم را مخاطب خويش مي‌سازند تا جاي هيچ ترديدي، شكي، لرزش دستي را براي سهل‌گيري و تسامح نماند. تنها واسپس اين «تبري جستن» است كه «تمناي مقدس» سر بر مي‌آورد.
« تمنايي مقدس» از ميانة «عشق مقدس» و «ين مقدس» تا دانسته شود:
آن‌را كه «بي عشق و كين» پا در طريق عاشوراييان مي‌گذارد، مجالي براي هيچ «تمنا» نيست.
تا دريافته شود كه «تمناي مقدس» از آن «محرمان راز» و «خلوتيان انس» جاي‌گير در خيمة حسين است، و بس.
فأسئل الله الّذي أكرم مقامك و أكرمني بك أن‌ يرزقني طلب ثارك مع إمامٍ منصورٍ من أهل بيت محمّدٍ.
اين «عشق و اين كين مقدس» مرا مجاز مي‌دارد و رخصت مي‌دهد تا از ژرفاي جان تقاضا كنم، و بخواهم از او كه حسين(ع) را به نيكوترين صورت گرامي داشت. بخواهم تا بودن در جمع «طالبان خون حسين» را روزيم كند.
با آن «امام منصور» از اهل بيت محمد ، علي، فاطمه حسن و حسين(ع).
اين تقاضا، حصاري مي‌شود تا محرم اين حرم در امنيتي تمام  بدان تقرب جويد، مستحكم بماند و در مقامي محمود پذيرفتة ساحت مردي شود كه «تماميت عشق» و «تماميت تبري جستن» را در ظهري داغ متجلي ساخت. اين «عشق» را مقدس مي‌شناسم، چه به عالي‌ترين مرتبه محبت در رفيع‌ترين درجات كمال در عرصة هستي مي‌انجامد. اين «كينه» را مقدس مي‌خوانم، چه تمامي اعتبار، دارايي و جان و مال را مبدل به «تيري پرتابي» مي‌سازد تا از كمان جان به سوي بارزترين مصداق ظلم پرتاب شود.
بي اين تولي جستن آشكار و تبري جستن آشكار و مهيا، هيچ تمنايي برآورده نمي‌شود و هيچ محرميتي حاصل نمي‌آيد. از آن روي كه «صراط مستقيم» كه عين و حقيقت رستگاري و نيك بختي است تنها از ميانة اين «عشق و كين» مي‌گذرد. چه زيباست اين كلام حسين(ع) كه در خطبه خويش در مني فرمود:
    ... امر به معروف و نهي از منكر، دعوت به اسلام است همراه با ردّ مظالم ومخالفت با ظالم ... شما در اين راه نه مالي خرج كرديد، و نه جاني را براي خدا كه آن‌را آفريده به مخاطره انداختيد، و نه براي رضاي خدا با عشيره‌اي در افتاديد، آياشما به درگاه خدا بهشت و همنشيني پيامبران و امان ازعذاب  او را آرزو داريد؟2                                                                 
چهارم محرم الحرام
سردبير

پي‌نوشت‌ها:
1.سورة آل‌عمران(3)، آية169 .
2. فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)، ترجمة علي مؤيدي، ص308.

ماهنامه موعود شماره 61 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.