|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
ليونل هورست
جنبههاي اخلاقي تغيير جهاني آب و هوا اشاره: شايد در هيچ دوره از دورانهاي بيشماري كه كرة خاك در عمر طولاني خود شاهد آنها بوده، چون عصر ما، جهان اينگونه دست خوش بحرانها و التهابهاي گوناگون و فراگير نبوده است؛ بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي، زيستمحيطي و... . فقط كافي است يكي از روزنامههاي صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاي مختلفي از اين بحرانهاي فزاينده روبهرو شويد. جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسلكشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني، آدمربايي، شكنجه، روسپيگري، همجنسبازي، سقط جنين، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشكسالي، زلزله، بيماريهاي كشنده و... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره ميشود. راستي چه اتفاقي افتاده است، بشر در چه باتلاق خود ساختهاي گرفتار آمده كه هرچه بيشتر دست و پا ميزند بيشتر در آن فرو ميرود؟ آيا براي اين بحرانهاي فراگير جهاني ميتوان پاياني تصور كرد، آيا بشر متمدن خواهد توانست راهي براي برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بيعدالتي، اين همه فساد و تباهي، اين همه... براي بازگشت انسان از راهي كه براي اراده جهان در پيش گرفته كافي نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرمودة پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه: به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [سزاي] بعضي از آنچه را كه كردهاند كه به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. آري، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتواني خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيماني از پشت كردن به «وليّ خدا» ـ كه تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهي است ـ سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه: خداوندا! به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، پس وليّ خود و پسر و دختر پيامبرت را ـ كه هم نام رسول توست ـ بر ما آشكار ساز، تا آن كه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند. در سلسله مقالاتي كه با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز شده، نمادهاي مختلف بحرانهايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسي قرار ميگيرد تا عمق و گستردگي اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همة ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگيها، سرگردانيها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همة وجود از خداوند متعال خواستار شويم. در نهمين قسمت از اين مقالات به بررسي بحران تغيير جهاني آب و هوا ميپردازيم؛ تغييرات شديد آب و هوايي در چند دهه گذشته، كره خاكي ما را با فجايع زيست محيطي مختلفي نظير: بالا آمدن آب اقيانوسها، طوفانها و تندبادهاي ساحلي، زير آب رفتن جزاير و جنگلهاي ساحلي و همچنين افزايش گازهاي گلخانهاي روبه رو نموده است. از سوي ديگر با افزايش تعداد سيلابها و قحطيها در نقاط مختلف گيتي، اين فجايع زيست محيطي تنها در دهة 90، بيش از 600 ميليارد دلار خسارت اقتصادي وارد نموده است. «ليونل هورست» سفير جزيرة كوچك «آنتيگو و بربودا» در سازمان ملل طي يك سخنراني به بررسي دلايل و آثار تغيير جهاني آب و هوا از لحاظ اخلاقي ميپردازد. من در نظر دارم سخنراني خود را با موضوع «جنبههاي اخلاقي تغيير آب و هواي جهاني» ارائه نمايم. با مباحث ارائه شده، شما ميتوانيد به تغييرات عظيمي كه در دنيا اتفاق افتاده و به ويژه جزيره زادگاه من را تحت تأثير قرار داده است، بيشتر آشنا شويد. در وضعيت كنوني، منافع كشورهاي كوچك بيش از ديگران ناديده گرفته ميشود. من آينده كره خاكي را با پيدايش كشمكشهايي بين كشورهاي مختلف در مورد مسائل زيست محيطي و امنيت حيات پيشبيني ميكنم. سرنوشت كشور كوچك و جزيرهاي ما (آنتيگو و بربودا) بيش از هر جا، به تصميمات كشورهاي هلند و انگليس وابسته بوده است. در حوزه «كارائيب»، 510 سال پس از آن صبح شوم ماه اكتبر كه با ورود «كريستف كلمب» همراه بود، اينك محيط زيست ما با چالشهاي زيادي رو به رو شده است. جويندگان ثروت از همه جا براي به دست آوردن طلا و منابع طبيعي به مناطق ما هجوم آوردند. در آن زمان، مباحث اخلاقي در تجارت دنياي نو جايي نداشت، تجارت برده جهت ثروتاندوزي بيشتر، قرنها مردم ما را آزار داد. گذشته به ما نشان داد كه عدالت و آزادي و اخلاق و درستكاري بايد در كنار ثروتاندوزي، مدّنظر جامعه قرار گيرد.
آيا ما ميتوانيم زمين را نجات دهيم؟ آيا خانواده انسانها ميتوانند به گونهاي سيستم توليد ثروت جامعه را سازماندهي نمايند كه نه تنها توسعهاي متوازن و برابر را براي امروز رقم زند بلكه دنيايي را براي نسلهاي آينده به ارث گذاريم كه از دنياي به ارث رسيده به ما بهتر باشد؟ آيا ما ميتوانيم از سخاوت امروز زمين بهره گيريم، بدون اينكه در فرداها، توانايي نسلهاي آينده در بهرهمندي مشابه با ما، به خطر افتد؟ به نظر ميرسد، گناهي متوجه رفتارهاي انساني كه به تغييرات جهاني آب و هوا منجر ميشود، نباشد. چه چيزي ميتواند معصومانهتر از پخت غذا، دوش گرفتن، گرم كردن خود در زمستان، رفتن به محل كار با قطار شهري و روشن كردن كامپيوتر ما باشد؟ اما همه اين كارهاي ما، به نوعي تخريب محيط زيست را به ارمغان ميآورد. ما فقدان اصولي اخلاقي را در ميان رهبران جوامع صنعتي ميبينيم كه عليرغم مشاهده نتايج كارهاي گذشته و فعلي خود، حاضر به رها كردن رفتارهاي خود نيستند؛ آسمان آبي متعلق به ايالات متحده يا كانادا يا اروپا نيست. آسمان متعلق به همه موجودات زنده است، اما حيات ما به دليل خودداري كشورهاي ثروتمند از يافتن جايگزينهايي غيرآلوده كننده در بخش انرژي و رد نسنجيده «پروتكل كيوتو» از سوي آمريكا، در معرض تهديد و خطر قرار گرفته است. نگاهي به چالشهاي فراروي جهان بسياري از جزيرهها و مناطق ساحلي دنيا به دليل گرماي آب و هواي جهاني و افزايش سطح آب اقيانوسها، در معرض نابودي قرار گرفتهاند. به دليل توليد روزافزون گازهاي گلخانهاي و مواد منتشره در اتمسفر زمين، دماي زمين رو به فزوني نهاده است. شوراي بينالمللي تغيير آب و هوا «آي، پي، سي، سي» (IPCC) هشدار داده است كه جزيرهها و سواحل، به سرعت در معرض قرباني شدن تمدنها قرار گرفتهاند. همچنين اين شورا هشدار داده كه نيمي از جنگلهاي ساحلي كه نقش مهمي در مقابله با طوفانهاي اقيانوسي داشته، نابود گرديده است. همچنين نرخ نابودي گونههاي جانوري و پرندگان كره خاكي به 100 تا 1000 برابر نرخ طبيعي آن بالغ گرديده است. جزاير كارائيب بيش از همه جا قرباني تغييرات آب و هوا شدهاند. در سالهاي 1920 تا 1940 و در يك دوره 20 ساله، جزاير كارائيب با 70 مورد طوفان و تندباد و يا 3/5 مورد در هر سال روبهرو بوده است، اما بين سالهاي 1944 تا 1980 و در دورهاي 3 ساله، اين جزاير با 196 طوفان و تندباد روبهرو گرديده كه معادل 5/5 واقعه در سال است و در دهه 90 جزاير كارائيب به طور متوسط با 13 طوفان و تندباد سالانه روبهرو بوده است. اين طوفانها و تندبادها، به همراه سيلها و قحطيها، افزايش دماي محيطي و ساير اتفاقات مربوط به آب و هوا را به وجود آورده است. IPCC هشدار داده است كه همه اين وقايع، در صورت عدم تغيير در شيوههاي مصرف سوخت و عادات توليد زبالههايي كه بازيافت نميشوند، اتفاق ميافتد؛ اما عليرغم همه اين هشدارها، اين روندها تغيير ننموده و حتي بدتر شده است. همان طور كه ميدانيم، اين بلايا به منطقه كارائيب محدود نشده است. در سراسر دنيا، بلاياي طبيعي دهه 90 منجر به 600 ميليارد دلار آمريكا خسارت اقتصادي شده است. نكته مهم اين كه، اين رقم، 5 برابر خسارات وارده در دهه 70 و بيش از 15 برابر خسارات وارده در دهه 50 ميلادي است. در دهه 50، ما شاهد 20 فاجعه بزرگ بوديم و اين رقم در دهه 70 به 47 مورد رسيد؛ اين فجايع بزرگ در دهه 90 به 86 مورد افزايش يافت. همچنين بين سالهاي 1985 تا 1999 بيش از 560000 نفر در فجايع طبيعي جان سپردهاند. اگر چه همه اين تلفات در بلاياي مرتبط با جريانهاي آبي نبوده است. روابط انرژي در ميان كشورها آيا كشورهاي كوچك ميتوانند در سايه اتحاد خود، كشورهاي بزرگ را از روند فعلي آلوده نمودن كره خاكي و به مخاطره انداختن حيات در آن، منصرف نمايند؟ روشن است كه كشورهاي كوچك نميتوانند؛ زيرا كشورهاي توسعه يافته و بزرگ چنان درهم تنيده و متحد گرديدهاند كه اعتراضات كشورهاي كوچك اثر محسوسي بر آنها ندارد. صنعت نفت امروزه يك تجارت روزانه 4 ميلياردي دلار است. فروش محصولات نفتي در سال 2000 به عنوان درصدي از كل فعاليتهاي اقتصادي در آن سال، از درصد ارزش فروش بردگان و توليدات آنان، به نسبت كل فعاليتهاي اقتصادي در سال 1800 فراتر رفته است. در سال 2000، اقتصاد بر مبناي سوختهاي فسيلي در اوج خود بود. در سال 1800 نيز اقتصاد جهاني بر پايه بردهداري، در اوج خود بود. دلايل ضداخلاقي بودن بردهداري روشن است، اما در همان زمان، ثروتمندان قدرتمند با مبارزههايي كه عليه بردهداري به وقوع ميپيوست، مخالف بودند. هماينك نيز در سال 2002، سوزاندن سوختهاي فسيلي چندان غيراخلاقي به حساب نميآيد. امروزه نيز دارندگان سوختهاي فسيلي و صنايع نفتي، ثروتمندتر از اسلاف بردهدار خود و همچنين قدرتمندتر و مرتبطتر به هم گرديدهاند، اما اين وضعيت هم تغيير خواهد يافت و روزي آيندگان، اعمال و كارهاي ما را تحقير مينمايند. ايمان به آينده بله، تغييرات بزرگي در حال وقوع هستند. ما ايمان داريم كه انسانهاي مطلع و آگاه كشورهاي توسعه يافته، در ترغيب رهبران، قانونگذاران، نمايندگان پارلمان و هموطنانشان جهت ايجاد تغيير در وضعيت كنوني و جستجو جهت دستيابي به انرژيهاي نو فعاليت خواهند نمود. امروزه يكي از مهمترين اولويتها، كاهش وابستگي به سوختهاي فسيلي و افزايش اتكا بر منابع غيرآلاينده انرژي است. زماني براي تغيير شرايط تمدن انساني تنها 000/10 سال قدمت دارد، اما همه اين تغييرات آب و هوايي، در چند دهه اخير به وجود آمده است. در قرن بيستم، كشورهاي توسعه يافته، علاوه بر پيشرفتهاي مختلف صنعتي خود، به تجارب خطرناكي نيز دست زدند. چرا ما بايد آسماني را كه پس از ميليونها سال به دست ما رسيده است، اين چنين با تركيبات كربن و ذرات گرد و غبار آلوده نماييم؟ بيشك بايد مسير زندگي كنوني ما تغيير يابد.
پينوشت: * برگرفته از سياحت غرب (مجله مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما)، ش28، صص159ـ155. به نقل از: WWW.Opendemocracy.net
ماهنامه موعود شماره 60 |