spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
غيبت و ظهور ثقلين چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵
ابراهيم شفيعي سروستاني
يكي از نكاتي كه رسول گرامي اسلام(ص) همواره بر آن تأكيد كرده و مسلمانان را نسبت به آن هشدار مي‏دادند، لزوم تمسك به قرآن و عترت و جدايي‏ناپذيري اين دو از يكديگر بود.
آن حضرت بر اساس روايت شريفي كه به صورت متواتر از شيعه و اهل سنت نقل شده است، مي‏فرمايد:
من دو چير گرانبها را در ميان شما به يادگار مي‏گذارم و تا زماني كه بدانها تمسك جوييد هرگز گمراه نمي‏شويد: يكي كتاب خدا و ديگري خاندان و اهل بيت من. اين دو از يكديگر جدا نمي‏شوند تا زماني كه در [كنار] حوض [كوثر] بر من وارد شوند.1
    امام علي(ع) نيز در روايتي، مضمون حديث ثقلين را به صورت ديگري يبان كرده‏اند. آن حضرت مي‏فرمايد:
خداوند ما را پاكيزه داشته و از خطا حفظ كرده است. او ما را گواه بر آفريدگان خويش و حجت خود در سرزمين ساخته و ما را با قرآن و قرآن را ما قرار داده است؛ نه ما از قرآن جدا مي‏شويم و نه قرآن از ما.2
بر اساس اين حقيقت انكارناپذير مي‏توان گفت: عزلت و غيبت خاندان پيامبر اكرم(ص) موجب مهجوريت قرآن و غيبت آن از متن جامعه مي‏شود، همچنانكه اقبال و رويكرد مردم به اين خاندان و حضور فعال آنان در عرصه اجتماع، موجب ظهور و بروز قرآن و جاري شدن آن در بستر جامعه مي‏گردد.
بررسي رواياتي كه به جايگاه و نقش قرآن در پيش و پس از ظهور اشاره دارند، اين موضوع را بر ما روشن ساخته و حقانيت كلام نبي مكرم اسلام(ص) را بيش از پيش روشن مي‏سازد.
با توجه به آنچه گفته شد، در اين مقاله مروري اجمالي بر روايات ياد شده خواهيم داشت؛ باشد تا با ظهور امام مهدي(ع) و تجلي كامل ولايت، شاهد ظهور و تجلي كامل قرآن كريم و بهره‏وري تام و تمام جهانيان از اين مائده آسماني باشيم.
 
1. قرآن در پيش از ظهور
 در تصويري كه روايات معصومان(ع) از جايگاه قرآن در پيش از ظهور امام عصر(ع) ارائه مي‏دهند، قرآن كتابي مهجور و متروك است كه تنها خطي و رسمي از آن باقي مانده است و مردم تنها به تلاوت آن اكتفا مي‏كنند.

1ـ1. پيامبر گرامي اسلام(ص) در اين زمينه مي‏فرمايد:
بر امت من زماني پيش مي‏آيد كه از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقي نباشد، به ظاهر مسلمان ناميده مي‏شوند در حالي كه بيش از همه مردمان از آن دورند. مسجدهايشان آباد ولي خالي از هدايت است.3
1ـ2. آن حضرت در روايت ديگري وضعيت اسلام و قرآن در قبل از ظهور را چنين توصيف مي‏كنند:
... زماني براي امت من فرا رسيد كه از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشي باقي نمي‏ماند. در اين هنگام خداوند بزرگ مرتبه به او اجازه قيام مي‏دهد و اسلام را با وي آشكار و تجديد مي‏كند.4
1ـ3. حضرت ختمي مرتبت(ص) همچنين در بخشي از خطبه‏اي كه در آن به بيان حوادث آينده و احوال مردمان پس از خود مي‏پردازند، درباره جايگاه قرآن در آن زمان مي‏فرمايند:
مسجدهايشان با اذان آباد ولي دل‏هايشان خالي از ايمان است، قرآن را سبك مي‏شمارند و مؤمن از آنها به هر خواري دچار مي‏شود.5
 1ـ4. امام صادق(ع) نيز در ضمن روايات مفصلي، يكي از ويژگي‏هاي جهان پيش از ظهور را كهنه و مهجور شدن قرآن دانسته، مي‏فرمايد:
هنگامي كه ببيني حق از بين رفته و اهل آن رخت بر بسته‏اند و ببيني كه ستم همه شهرها را فرا گرفته است و ببيني كه قرآن كهنه شده و آنچه در آن نيست احداث شده و بر طبق خواسته‏ها توجيه و تفسير شده است؛ و ببيني كه دين دگرگون شده آنچنان كه آب در ظرف دگرگون مي‏شود.6
 آنچه گذشت بخشي از روايات فراواني است كه در آنها به توصيف وضعيت قرآن و دين در پيش از ظهور و استقرار حكومت اهل بيت(ع) پرداخته شده است. چنانكه ملاحظه مي‏شود در نگاه پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت(ع) در اين دوران، قرآن از جايگاه شايسته‏اي برخوردار نيست و با آرا و اهواي مردم توجيه و تفسير مي‏شود.
 
 2. قرآن پس از ظهور
 بر خلاف تصويري كه از جايگاه قرآن در پيش از ظهور ارائه شده است، در جهان پس از ظهور قرآن از جايگاه برجسته‏اي برخوردار بوده و در زندگي فردي و اجتماعي مردم نقش مهمي دارد.
بر اساس رواياتي كه در آنها به توصيف حوادث پس از ظهور پرداخته شده است، مي‏توان گفت در عصر ظهور دو اقدام اساسي در جهت احياي قرآن صورت مي‏گيرد:
2ـ1. بيان معارف قرآن: نخستين اقدامي كه حضرت مهدي(ع) در اين زمينه انجام مي‏دهد، توسعه و ترويج آموزش قرآن و بيان علوم و معارف ـ به گونه‌اي كه بر پيامبر(ص) نازل شده بود ـ است.
براي روشن شدن اين موضوع، در اينجا به برخي از رواياتي كه به بيان جايگاه قرآن پس از ظهور پرداخته شده، اشاره مي‌كنيم:
2ـ1ـ1. امير مؤمنان(ع) در اين زمينه مي‏فرمايد:
گويي با چشم خود مي‏بينم كه شيعيانم در مسجد كوفه خيمه زده، براي مردم قرآن را آنچنان كه نازل شده آموزش مي‏دهند.7
2ـ1ـ2. امام باقر(ع) نيز در اين باره مي‏فرمايد:
هنگامي كه قائم ال محمد(ع) برپا خيزد، براي كساني كه قرآن را بر طبق نزول آموزش دهند، چادر مي‏زند.8
2ـ1ـ3. امام صادق(ع) نيز در همين زمينه بيان زيبايي دارند، آن حضرت مي‏فرمايد:
چون قائم(ع) قيام كند، كتاب خداي عزّوجلّ را آنچنان كه هست تلاوت مي‏كند و قرآني را كه امير مؤمنان(ع) نوشته بيرون مي‏آورد.9
آن حضرت در ادامه روايت درباره مصحف امام علي(ع) مي‏فرمايد:
هنگامي كه علي(ع) از نوشتن قرآن كريم فارغ شد، آن را بر مردم عرضه كرد و فرمود: اين كتاب خداي عزّوجلّ است، آن گونه كه خدا بر محمد(ص) نازل كرد، و من آن را از دو لوح گرد آورده‏ام. مردم گفتند: ما مصحفي داريم كه همة آيات قرآن را در بر دارد، ديگر نيازي به اين نداريم. پس آن حضرت فرمود: به خدا سوگند، ديگر بعد از امروز آن را نخواهيد ديد! من وظيفه داشتم هنگامي كه از نوشتن آن فارغ شدم آن را بر شما عرضه كنم تا شما آن را بخوانيد.10
2ـ2. اقامه احكام قرآن: دومين قدم اساسي امام مهدي(ع) براي احياي قرآن در جامعه بر پا داشتن احكام قرآن و بناي جامعه عادلانه بر اساس آموزه‏هاي قرآني است.
در عصر ظهور، بر خلاف عصر غيبت كه برخي مردم قرآن را بازيچه هوا و هوس‏هاي خود ساخته و براي تحقق ايده‏ها و آمال‏هاي خود آن را به هر گونه كه بخواهند تأويل و تفسير مي‏كنند، قرآن و آموزه‏هاي آن بر اميال و هواهاي نفساني مقدم شده و محور برنامه‌ريزي‏هاي اجتماعي قرار مي‏گيرد.
اميرمؤمنان علي(ع) در بيان بسيار زيبايي اقدام امام مهدي(ع) در زمينة حاكم كردن احكام قرآن بر هواجس و اميال نفساني انسان‌ها را، به عنوان مقدمه برپايي عدالت، چنين توصيف مي‌كنند:
هواهاي نفساني را به متابعت هدايت الهي باز مي‌گرداند، آن زمان كه مردم هدايت الهي را به متابعت هواهاي نفساني درآورده باشند. آراء و انديشه‌ها را تابع قرآن گرداند وقتي كه قرآن را تابع آراء و انديشه‌هاي خود ساخته باشند [...] و او به شما نشان خواهد داد كه دادگري چگونه است و كتاب خدا و سنت را كه متروك شده زنده گرداند.11
به دليل همين پيوند ناگسستني احياي احكام كتاب و سنت و برقراري عدالت است كه در دعاي ندبه ناله سر مي‌دهيم كه:
كجاست آنكه براي زنده كردن كتاب (قرآن) و حدود آن، اميدها به اوست.12
و در دعاي عهد از خداوند متعال چنين درخواست مي‌كنيم:
خداوند! او را پناهگاه بندگان ستمديده‌ات و ياري دهنده كسي كه جز تو ياوري ندارد، قرار ده و به وسيلة او احكام قرآن را كه تعطيل گرديده برقرار ساز و او را برپا دارندة آنچه از نشانه‌هاي دينت و سنت‌هاي پيامبرت، كه درود خدا بر او و خاندانش باد.13
در پايان اين مقاله لازم است نكاتي را يادآور شويم:
1. آنچه در مورد غيبت و مهجوريت قرآن در عصر غيبت امام عصر(ع) گفته شد، قطعاً نسبت به همه زمان‌ها يكسان نبوده و در هر زمان كه مردم به اهل بيت(ع) توجه بيشتري داشته و در تحقق خواسته‌هاي آنها تلاش فزون‌تري از خود بروز داده‌اند، قرآن نيز در جامعه ظهور و بروز بيشتري يافته و تا حدي از مهجوريت خارج شده است؛ همچنانكه در پي استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران ـ كه به بيان امام راحل(ره) زمينه‌ساز حكومت امام عصر(ع) است ـ شاهد توسعه و ترويج علوم قرآني و توجه روزافزون مردم به قرآن بوده‌ايم. اگرچه هنوز تا تحقق جايگاه مطلوب قرآن در جامعه فاصله زيادي داريم.
2. نكتة مهمي كه در مورد ظهور و حضور قرآن در جامعه مطرح است، عمل به احكام قرآن و بهره‌گيري از آن براي سامان‌دهي زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان و ادارة جامعه است؛ يعني چيزي كه در حال حاضر كمتر به آن توجه مي‌شود و حتي در ميان اهل علم نيز قرآن جايگاه شايسته‌اي در زمينه استنباط احكام نداشته و تنها به تعداد محدودي آيه كه به عنوان «آيات الاحكام» شناخته شده اكتفا مي‌شود. و اين همان موضوعي است كه در حكومت امام عصر(ع) به طور كامل به آن توجه شده و قرآن به عنوان منشور حكومت مهدوي و پايه‌هاي عدالت موعود مطرح مي‌شود.
 

پي‌نوشت‌ها:
1. محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج 1، ص 233؛ ح 3؛ شيخ صدوق، الخصال، ج 1، ص 65 و 97؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص 124؛ الترمذي، سنن، ج 5، ص 663، ح 3788، احمد بن حنبل، مسند، ج 3، ص 17 14 و 26: «إنّي تارك فيكم الثقلين ما إن تمسكتم بهما لن تضلّوا: كتاب الله و عترتي أهل بيتي و إنّهما لن‏يفترقا حتّي يردا عليّ الحوض».
2. محمد بن يعقوب كليني، همان، ص 191، ح 5 : «إنّ الله طهّرنا و عصمنا و جعلنا شهداء علي خلقه و حجته في أرضه و جعلنا مع القرآن و جعل القرآن معنا لا نفارقه و لا يفارقنا.»
3. محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 190، ج 21، به نقل از: كامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه علي‏اكبر مهدي‏پور، ج 2، ص 793 : «يأتي علي أمّتي زمان لا يبقي من القرآن إلاّ رسمه و لامن الإسلام إلاّ إسمه. يسمّون به وهم أبعد الناس عنه. مساجدهم عامرة و هي خراب من الهدي».
4. سليمان بن ابراهيم القندوزي، ينابيع المودة، ج 3، ص 100. به نقل از همان: «... و يأتي علي أمّتي زمان، لا يبقي من إلاسلام إلاّ إسمه و لا من القرآن إِلاّ رسمه فحينئذ يأذن الله تعالي بالخروج، فيظهر الله الإسلام و يجدّده».
5. محمد باقر مجلسي، همان، ص 264 - 263، ج 148: «مساجدهم معمورة بالأذان و قلوبهم خالية من إلايمان و استخفّوا بالقرآن و بلغ المؤمن عنهم كلّ هوان».
6. همان، ص 256، ح 147 : «فإذا رأيت الحق قد مات و ذهب أهله، و رأيت الجور قد شمل البلاد، و رأيت القران قد خلق و أحدث فيه ما ليس فيه، و وجّه علي الأهواء، و رأيت الدين قد انكفأ كما ينكفي‏ء الماء في الإناء».
7. همان، ص 364، ج 139: «كأنّي أنظر إلي شيعتنا بمسجد الكوفة و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون الناس القرآن كما أنزل».
8. همان، ص 339، ج 85 : «و إذا قام قائم ال محمد(ع) ضرب فساطيط لمن يعلّم الناس القرآن، علي ما أنزل الله جلّ جلاله».
9. محمد بن يعقوب كليني، همان، ج 3، ص 633، ح 23 :« إذا قام القائم، عليه السلام، قرأ كتاب الله عزّوجلّ علي حدّه و أخرج المصحف الذي كتبه عليّ»
10. همان: «أخرجه عليّ، عليه السلام، إلي الناس حين فرغ منه و كتبه فقال لهم: هذا كتاب الله عزّوجلّ كما أنزله [الله] علي محمد، صلي‌الله عليه و آله، و قد جمعته من اللّوحين فقالوا: هو ذا عندنا مصحف جامع فيما القرآن لا حاجة لنا فيه. فقال: أما والله ما ترونه بعد يومكم هذا أبداً، إنّما كان عليّ أن أخبركم حين جمعته لتقرؤوه».
11. نهج‌البلاغه، خطبه 138، ص 173ـ174؛ محمدباقر مجلسي، همان، ج 51، ص 120، ح 25 : «يعطف الهوي علي الهدي إذا عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرّاي علي القرآن إذا عطفوا القرآن علي الرّأي [...] فيريكم كيف عدل السّيرة و يحيي ميّت الكتاب و السّنّة».
12. أين المؤمّل لإحياء الكتاب و حدوده.
12. محمدباقر مجلسي، همان، ج 102، ص 111؛ قمي، شيخ عباس، مفاتيح‌الجنان، دعاي عهد:«واجعله اللّهمّ مفزعاً لمظلوم عبادك و ناصراً لمن لايجد له ناصراً غيرك و مجدّداً لما عطّل من أحكام كتابك و مشيّداً لما ورد من أعلام دينك و سنن نبيّك، صلي‌الله عليه و آله
 
ماهنامه موعود شماره 59».
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.