|
۱۴ تير ۱۳۸۵ |
|
بحران در پزشكي مدرن قسمت هشتم / باري ام. چارلز1
اشاره: شايد در هيچ دوره از دورانهاي بيشماري كه كرة خاك در عمر طولاني خود شاهد آنها بوده، چون عصر ما، جهان اينگونه دستخوش بحرانها و التهابهاي گوناگون و فراگير نبوده است؛ بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي، زيستمحيطي و ... . فقط كافي است يكي از روزنامههاي صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاي مختلفي از اين بحرانهاي فزاينده روبهرو شويد. جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسلكشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني، آدمربايي، شكنجه، روسپيگري، همجنسبازي، سقط جنين، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشكسالي، زلزله، بيماريهاي كشنده و ... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره ميشود. راستي چه اتفاقي افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساختهاي گرفتار آمده كه هرچه بيشتر دست و پا ميزند بيشتر در آن فرو ميرود؟ آيا براي اين بحرانهاي فراگير جهاني ميتوان پاياني تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهي براي برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بيعدالتي، اين همه فساد و تباهي، اينهمه ... براي بازگشت انسان از راهي كه براي اراده جهان در پيش گرفته كافي نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرمودة پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه: ظهرالفساد في البّر و البحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الّذي عملوا لعلّهم يرجعون. به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [سزاي] بعضي از آنچه را كه كردهاند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. آري، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتواني خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيماني از پشت كردن به «وليّ خدا» ـ كه تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهي است ـ سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه: خداوندا! به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، پس وليّ خود و پسر دختر پيامبرت را ـ كه همنام رسول توست ـ بر ما آشكار ساز، تا آنكه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند. در سلسله مقالاتي كه تاكنون با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز شده، نمادهاي مختلف بحرانهايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسي قرار ميگيرد تا عمق و گستردگي اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همة ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگيها، سرگردانيها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همة وجود از خداوند متعال خواستار شويم. در هشتمين قسمت از اين مقالات، بحران درپزشكي مدرن مورد بررسي قرار ميگيرد. پزشكي مدرن علاوه بر دستاوردهايي كه همراه داشته، حامل آسيبها و عوارض سنگيني نيز بوده است. دور شدن پزشكي جديد از درمانهاي طبيعي و گياهي و محور قرار دادن درمانهاي شيميايي و صناعي، عامل اصلي بروز اين آسيبها و عوارض به شمار ميرود. امروز بيماريهاي ياتروژنيك يا «پزشكزاد» خود، حجم عظيمي از بيماريهاي مبتلا به مردم را تشكيل ميدهد. مقالة زير به بررسي ابعاد اين موضوع پرداخته است.
روي شوراتز، عضو انجمن پزشكي آمريكا ميگويد: ما بايد مردم را نسبت به بيثباتي و عدم قطعيت پزشكي جديد آگاه نماييم. در پناه چنين پزشكياي است كه بسياري از مردم نه تنها درمان نميشوند، بلكه در مواردي با مشكلاتي نيز روبرو ميشوند. اين يك واقعيت است كه پزشكي امروز، بر پاية آزمايش و خطا بنيان نهاده شده است. امروزه، بيماري «پزشكزاد»2 و يا به عبارتي ديگر بيماريي كه محصول پزشكي مدرن است، به مثابة خطري براي سلامت مردم كشورهاي مختلف شناخته ميشود. هم اينك در پايگاه اطلاعاتي «مدلاين» آمريكا، هفت هزار مقاله، گزارش و پژوهش علمي كه از سال 1966 به بعد نوشته شده است، نگهداري ميشود كه بيانگر آن است كه تعداد قابل توجهي از بيماران با مشكلاتي كه محصول معالجات و يا تأثيرات نامطلوب داروها ميباشد، مواجه شدهاند. واقعيت آن است كه اين تأثيرات زيانآور و حتي مرگبار با هر جنبهاي از پزشكي نوين، از داروها گرفته تا تشخيص، درمان و اَعمال جراحي، ملازم و همراه شده است.
فشار اقتصادي مشكلات و نابسامانيهاي حاصله از درمانهاي پزشكي جديد با خلق فشارهاي اقتصادي جدّيي همراه شده است. به عنوان نمونه، بر طبق آمار ارائه شده در آمريكا تنها در سال 1995 بالغ بر 76 ميليارد دلار بر اقتصاد اين كشور، فشار اقتصادي حاصل از اين پديده تحميل شده است كه اين رقم تقريباً دو برابر هزينة درمان ديابت در آمريكا و همسان هزينههاي مصروف شده براي درمان بيماران قلبي و عروق است. بهطور كلي، بيماريهاي پزشكزاد ميتواند محصول عواملي از جمله اشتباهات در تجويز و يا استفاده از داروهاي نامناسب، سوانح ناخواسته، استفادة نامناسب از شيوههاي تشخيص و درمان، آسيبها و پيامدهاي جانبي، بالقوه و ذاتي پزشكي مدرن، اَعمال جراحي و مواردي از اين دست باشد.
محيط بيمارستانها محيط بيمارستانها منشأ خطرات فراواني محسوب ميشود. مطالعات انجام شده در دانشكدة پزشكي هاروارد، حكايت از آن دارد كه 36 درصد بيماراني كه در بيمارستانها پذيرش ميشوند، با آسيبهاي حاصل از بيماريهاي پزشكزاد روبهرو ميشوند كه اين مسئله در مورد 25 درصد اين جمعيت با عوارض جدي و حتي مرگبار همراه است. به علاوه، آمارها بيانگر آن است كه بيش از نيمي از اين پديده، محصول استفاده از داروهاي جديد است. نتيجة يكي از بررسيهاي به عمل آمده در يكي از بيمارستانهاي آموزشي بر روي ايستهاي قلبي حكايت از آن دارد كه 64 درصد اينگونه ايستها، قابل پيشگيري بوده كه استفادة نامناسب از داروها علت اصلي آنها محسوب ميشود. علاوه بر اختلالاتي از اين دست، محيط خود بيمارستانها هم به عفونتها و سرايت بيماريهاي خطرناك از جمله ابتلاي به بيماريهايي كه حاصل عملكرد ميكرو ارگانيسمهاي نادر و يا مقاوم در برابر داروها هستند و از اينرو درمان آنها نيز غالباً با مشكلاتي جدي همراه است، دامن ميزنند. آمارها بيانگر آن است كه 15 درصد فعاليت بيمارستانها معطوف به درمان آثار جانبي داروها شده است. واقعيت آن است كه هر نوع دارويي ولو داروهاي مرسومي كه حتي بدون تجويز پزشك ميتوان به راحتي آنها را از داروخانهها تهيه نمود، با آثاري جانبي همراهند. اين تأثيرات عمدتاً شامل كهير، حالت تهوع، سردرد، سرگيجه، خوابآلودگي، اسهال و خونريزي معده است كه شمار قابل توجهي از استفادهكنندگان را به خود مبتلا ميسازد؛ اما جداي از اين موارد، حساسيتها و پيامدهاي شديدتري كه ميتواند جديتر و وخيمتر برشمرده شوند، شامل افسردگي روحي، ضربان نامنظم قلب، گلو درد، برونشيت، نقص و اختلال سيستم ايمني بدن، اختلالات شديد خوني همچون: كمخوني، مسموميتزايي و آسيب به كبد و كليه و ... است. به رغم آشكار بودن اين گونه تأثيرات نامطلوبِ دارويي، دكتر «ديويد كسلر» رئيس سازمان غذا و داروي آمريكا بر اين باور است كه تنها يك درصد اينگونه حساسيتهاي شديد دارويي در اين كشور به مراكز پزشكي گزارش داده ميشود. اين معضل، زماني جديتر ميگردد كه امروزه شاهد آن هستيم كه شمار زيادي از مردم در معرض اينگونه شيوههاي درماني قرار گرفته و ناخواسته تأثيرات جانبي و ملازم آنرا تجربه مينمايند. نشرية پزشكي «نيوانگلند» به عنوان نمونه مينويسد: «استفادة گسترده از داروهاي ضدالتهابِ غيراستروئيدي [مانند ديكلوفناك و پروفن] همه ساله در آمريكا با 3300 مورد مرگ و 41000 بستري شدن در بيمارستانها همراه ميگردد.»
داروهاي سمّي بسياري از داروها با آثار جانبيي همراهند كه خود براي به وجود آوردن يك بيماري ثانوي كفايت ميكنند كه نمونه آن بيماري «پاركينسون» است. اين بيماري در واقع محصول تأثيرات جانبي داروهاي ضد روانپريشي و يا داروهاي ضد افسردگي است. برطبق يكي از مطالعات انجام شده توسط دانشكدة پزشكي «هاروارد» داروهايي از اين دست در 37 درصد بيماران مسن كه تحت درمان قرار گرفتهاند، عامل اصلي ابتلاي آنها به بيماري پاركينسون است. به عنوان نمونه داروي «ال ـ دوپا»3 كه براي درمان اين بيماران مورد استفاده قرار ميگيرد، با تأثيرات شديد جانبيي همراه است كه كنترل اين تأثيرات خود مستلزم استفاده از داروهاي ديگر است. از موارد ديگر ميتوان به بيماري عروقي «كلاژن» كه محصول استفاده از داروهاي ضد فشار خون است و يا به «نشانگان كاشينگ»4 كه محصول استفادة طولاني مدت از «كورتيك استروئيد»5 است، اشاره نمود. نشرية پزشكي نيوانگلند نيز تاكنون نتيجة مطالعات متعددي را منتشر نموده كه شيمي درماني را با ظهور غدد بدخيم سرطاني جديدي مرتبط ميسازد. همچنين بررسيها بيانگر آن است كه استفاده از بسياري از داروها در دوران حاملگي، جدا از ايجاد نقصهايي در جنين يا نوزاد، با عوارض و پيامدهايي در دوران كودكي و حتي بزرگسالي همراه است. متأسفانه از آنجا كه بسياري از زنان، خود مشتاقانه به استقبال داروها ميروند، آثار آنها كمتر مورد توجه قرار ميگيرد كه نمونة بارز آنرا ميتوان به گسترش اسفانگيز اختلالات در زاد و ولد كودكان در اروپا، در نتيجة استفاده از «ثاليدوميد»6 و يا بروز سرطان در كودكان و يا مادراني كه در دوران بارداري خود از داروي «دايت هيليتل بسترل»7 استفاده كردهاند، اشاره كرد. غير از اين موارد، استفادة بيش از حد از آنتيبيوتيكها به خلق نژادهايي مقاوم در ميكروارگانيسمها انجاميده است كه پيشتر در برابر اين نوع داروها آسيبپذير بودهاند. البته تاكنون نيز نگرانيهايي جدي در قبال بروز بيماريهايي شايع كه در برابر داروهاي موجود مقاوم هستند، ابراز شده است كه نمونهاي از آن ظهور ميكروارگانيسم «تيوبركلوسيس»8 است كه در برابر همة داروهاي موجود مقاوم است.
اعمال جراحي غيرضروري بررسيها و پژوهشهاي به عمل آمده، بيانگر آن است كه هماكنون استفادة نامناسب و يا بهكارگيري بيش از حد اعمال جراحي و نيز استفادة مستمر از شيوههاي جراحي موسوم، خود به يك معضل جدي تبديل شده است. يكي از كميتههاي فرعي كنگرة آمريكا به دنبال يكي از بررسيهاي خود اعلام نمود كه در اين كشور تنها در عرض يك سال، تقريباً دو ميليون عمل جراحي غيرضروري صورت ميپذيرد كه اين ميزان اعمال جراحي با 12 هزار مرگ و به هدر رفتن 10 ميليارد دلار همراه بوده است.
تكنولوژيهاي زيانآور اتكا و وابستگي به تكنولوژيهاي پيشرفته هم در مرحلة تشخيص و هم در مرحلة درمان، به عنوان يكي از منابع آسيبهاي موجود محسوب ميشود كه مبيّن قصور و خطاهاي موجود در اينگونه ابزار و ماشينهاي جديد و يا استفادة نادرست از تكنولوژي است. به عنوان مثال، بررسيها حكايت از آن دارد كه 26 درصد بيماريهاي پزشكزاد در بخشهاي مراقبت ويژه، با نقص در تجهيزات به كار گرفته شده، مرتبط است.
مراقبتهاي بهداشتي غيرقابل اطمينان علاوه بر موارد ياد شده، مراقبتهاي بهداشتي، كمتر برپاية شواهد و مدارك علمي اعمال ميگردد. سردبير نشرية «برتيش مديكال» طي مطلبي، افشا نمود كه تنها 15 درصد معالجات پزشكي مبناي علمي دارند و از همينرو است كه بيماران همواره با آسيبهاي جدي، دست به گريبان هستند. نمونة بارز اين مطلب را ميتوان به استفادة رايج از تشعشات پزشكي در سالهاي پيش با هدف بزرگتر كردن غدة «تيموس» در دوران نوزادي اشاره كرد كه هماكنون مشخص شده اندازة اين غده كه پيشتر اندازهاي غيرطبيعي خوانده ميشد، كاملاً طبيعي است و تنها نتيجة استفاده از اين پرتوها چيزي جز بروز سرطان در دوران بزرگسالي اين افراد نيست.
عرضه و تبليغ داروهاي سمّي توسل به شيوههاي بازاريابي براي عرضة محصولات و فرآوردههاي دارويي، به فشاري جدي به پزشكان براي استفاده از اينگونه فرآوردههاي جديد تبديل شده است. نشرية پزشكي «هاسپيتال پركتيس» در مطلبي بدين نكته اشاره نموده كه رقابت شركتهاي دارويي، به ترويج و هجوم شديد اطلاعاتي كه مبلّغ استفاده از داروهاي جديد توسط پزشكان ميباشد، تبديل شده است. در واقع، توسل به اين گونه بازاريابيهاست كه ميتواند اطلاعات علمي مبيّن آسيبهاي اين داروها را كه عموم مردم هم از كم و كيف آنها اطلاعاتي ندارند، به تضعيف كشاند. اگرچه ممكن است كه نهايتاً برخي از اين داروها از صحنه خارج شوند، اما به هرحال، خطراتي جدّي را در طول رواج خود بر جامعه تحميل نمودهاند. به عنوان مثال «بنوكسا پروفن»9 كه به عنوان يك داروي ضدالتهاب غيراستروئيدي شناخته ميشود، در سال 1982 براي نخستين بار به بازار عرضه شد و شديداً مورد تبليغ و خريد و فروش قرار گرفت و بالاخره پس از بروز موارد زيادي از مسموميتهاي مرگبار كبدي در بريتانيا بود كه بالاخره اين دارو از صحنه خارج شد. و يا در مورد «زومپيراك سديم»10 كه اگرچه با عنوان دارويي مسكن، به شدت به بازار سرازير شد، اما پس از يك سال و پس از ارائة گزارشهاي متعددي مبني بر ابتلاي مصرفكنندگان به عارضة «آنافلاكسيس»11 از بازار جمعآوري شد. در مورد دو داروي قلبي «فلساينايد»12 و «انساينايد»13 كه در حجمي عظيم و با توسل به اين ادعا كه به كنترل ضربان قلب كمك ميكند، پس از سالها مصرف توسط بيماران، پژوهشها نشان داد كه اين دارو با بينظميهايي مهلك همراه بوده تا آنجا كه درصد مرگ و مير كسانيكه از اين داروها در درمان خود استفاده نمودند، 5/2 برابر كساني بود كه صرفاً از دارونماها براي درمان آنها استفاده شده بود. از سوي ديگر كشورهاي در حال توسعه كه از ابزار نظارتي كمتر و ضعيفتري برخوردارند، با مشكلات و معضلاتي خاص كه محصول بازاريابي غيرمنطقي شركتهاي چند مليتي و شركتهاي دارويي داخلي است، مواجه هستند. مطابق نظر دكتر «لي» و همكارانش، ادعاهاي غيرمنطقي و نابجا مبني بر كارآيي و سلامت اين گونه داروها، نه تنها ادامه يافتند، بلكه هماينك بر حجم آنها نيز افزوده شده است. گذشته از عوارض جانبي اين داروها، هزينة سنگين آنها به عنوان خطري جدّي براي اقتصاد اينگونه كشورها محسوب ميگردد.
نياز مبرم دانش جديد پزشكان و بيماران هم اينك خطرات پزشكي جديد را به استناد ضرورت روي آوردن به آن، پذيرفتهاند كه اين مسأله در مورد خطاهاي پزشكي نيز صادق است. مطالعات و پژوهشهاي به عمل آمده، حكايت از آن دارد كه اين گونه خطاها به حدّي است كه ديگر به عنوان بخش اجتنابناپذير پزشكي جديد پذيرفته شدهاند تا آنجا كه با عنوان «خطاپذيري ضروري» شناخته ميشوند؛ اما حقيقت آن است كه پذيرش اسفناك بيماري يا خطاي پزشكي به عنوان پيامد درمان، بيانگر انحرافي از مهمترين اصل اخلاقيات پزشكي يعني «درمان با آسيب همراه نباشد» است. گنجينة اطلاعاتِ مستند و جمعآوري شده در مورد ماهيت واقعي و دامنه خطراتي كه ملازم پزشكي جديد است، اين نكته را آشكار ساخته كه نارساييهاي اساسي موجود در اين رويكرد پزشكي و اين دانش جديد، به حدّي است كه بايستي بيدرنگ و به نحوي جدّي و مؤثر در مقابل آن اقدام نمود.
پينوشتها: ٭ سياحت غرب، ش 6، ص 82؛ به نقل از سايت: www.maharishi-india.org 1. Barry M.Charles. 2. Iatrogenic. 3. L-dopa. 4. Cushing’s syndrome. 5. Cortico-steroid. 6. thalidomide. 7. diethy lstibestrol. 8. tuberculosis. 9. benoxaprofen. 10. Zompirac sodium. 11. anaphulaxis. 12. Flecainide. 13. encainide.
ماهنامه موعود شماره 59 |