spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
يهود در دوران معاصر چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵
رفتن به
يهود در دوران معاصر
صفحه 2
صفحه 3
 گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي طائب / (قسمت پاياني)

 اشاره:
حجت‌الاسلام والمسلمين «مهدي طائب»، محقق، مدرس و پژوهشگر درد آشنايي است كه پس از تحصيلات و مطالعات گسترده در حوزه‌هاي مختلف علوم حوزوي، جمع كثيري از طلاب و دانشجويان اين ديار را از مشرب علم و آگاهي خود سيراب مي‌سازد. مطالعات ژرف ايشان دربارة تاريخ و پيشينة يهود و بني‌اسراييل موجب بود تا گفت‌وگويي صميمانه در اين باب گشوده شود.
در دو قسمت پيشين دربارة «يهود در طول تاريخ» و نيز «يهود در برابر اسلام» با ايشان گفت‌وگو كرديم.
قسمت پاياني اين گفت‌وگو را با موضوع «يهود در دوران معاصر» تقديم شما مي‌كنيم.

 نقش يهود را در دوران رنسانس چه مي‏دانيد؟

 يهود يك صفت آموزشي و تجربي بسيار مهم دارند و آن صفت «پنهان‏كاري»  است. در نتيجه، حضور يهود در صحنه‏هاي سياسي بين‏الملل و اثرگذاري‌هايشان هميشه پنهان مي‏ماند. شكل علني حضور يهود تنها از زمان اقدام آنها براي ايجاد كشور «اسراييل» در منطقه فلسطين قابل مشاهده است و روابط آشكار آنها در سطح بين‌المللي، تنها پس از اين اقدام قابل مشاهده است. به دليل اين صفت، دستيابي به تأثير اين سازمان در سياست بين‏الملل نياز به دقت فراوان و مطالعة دقيق بر روي آثار دارد.
حضرت علي(ع) مي‏فرمايد:
إنّ الفتن إذا أقبلت شبهّت و إذا أدبرت نبهّت.1
[هنگامي كه فتنه‌ها رومي‌آورند حق و باطل درهم آميخته و چون از ميان روند حقيقت آشكار شود.]
فتنه وقتي عبور مي‌كند شناخته مي‌شود. فتنه اصولاً يك فعاليت پنهاني است و فعاليت پنهاني تا زماني كه تأثير نگذارده است پنهاني باقي مي‏ماند و هنگامي كه اثر خود را گذاشت علني مي‏شود. «اِدبار فتنه» يعني انجام فتنه، اثرگذاري آن و رفتن.
بنابراين دربارة اثرگذاري يهود در تاريخ معاصر ـ اگر تاريخ معاصر را تاريخ چهارصد سال اخير بدانيم ـ بايد گفت: چند گزينه وجود دارد كه براي بررسي نقش يهود در تاريخ معاصر آن‌را بايد مورد توجه قرار دهيم. نخست جمعيت و تعداد آنها؛ دوم ميزان اخباري كه از اين مجموعه در رخدادها وجود دارد؛ سوم تأثير اين رخدادها بر تحولات سياسي دنيا؛ چهارم توجه به ميزان دارايي‏هاي اين مجموعه و پنجم حضورشان در تجارت بين‏الملل.
اگر اين گزينه‏ها را در كنار يكديگر قرار دهيم، مي‏توانيم نقش پنهاني يهود را تا حدي علني كنيم.
آمار فعلي جمعيت يهود حدود 5/16 ميليون نفر در كل دنيا است، با توجه به اينكه جمعيت جهان در چهارصد سال پيش بسيار كمتر از جمعيت فعلي بوده است، جمعيت يهود نيز چندان چشمگير نبوده است.2 يك جمعيت قليل بايد به همين نسبت اخبار (جهاني) را به خود اختصاص دهد ولي وقتي وارد صحنه اخبار مي‏شويم با كمال تعجب مشاهده مي‏كنيم بيش از اين مقدار اخبار به آنها اختصاص دارد. اخبار كتك خوردن و شكنجه شدن آنها، سوزانيده شدن و تبعيد آنها، برخوردهاي ناروا با اين قوم و... در حالي كه طبق ادعاي خودشان كه مي‏گويند ما مجموعه‏اي آرام و بي  دردسر و به دور از هياهوهاي اجتماعي هستيم و كاري به كار ديگران نداريم، چه دليلي دارد كه اين مقدار اخبار درگيري‌ها با نام آنها آميخته شده است. هرگاه نام درگيري به ميان مي‏آيد يك طرف و يا هر دو طرف در صدد گرفتن منافع طرف متقابل است. يا هر دو بر باطل هستند و يا يك طرف باطل و طرف ديگر برحق است، دو طرف نمي‏توانند برحق باشند. ما ابتداءاً نمي‏گوييم آنها بر باطلند، ولي به هر حال منفعتي وجود دارد كه يا در دست اينهاست و ديگران در صدد گرفتن آن هستند و يا در دست ديگران است و آنها مي‏خواهند آن را تصاحب كنند. حال اين قوم گوشه‏گير و آرام چه چيزي دارد كه ديگران بخواهند از آنها بگيرند. آنها در پي توسعه دين خود به ساير ملل هم نيستند. دين آنها نژادي است و درون همين مجموعه در حال چرخش است.
بنابراين بحث ديگران با اينها بحث دين نيست. مي‌ماند بحث دنيايي. يك جمعيت 16 ميليوني در كل جهان چهار ميلياردي چه منافعي دارد كه اينقدر بر سرش دعوا و جنگ مي‏شود. پس توجه به مقدار دعواها مخصوصاً به مقدار تبعيدهايي كه در كشورهاي اروپايي داشته‏اند؛ در لهستان، مجارستان، اسپانيا، منطقه بين‏النهرين يعني بابل و عراق، جاي دقت فراواني دارد كه چه اتفاقي باعث مي‏شود آنها را از منطقه قبلي‌شان برانند. آنها به جاي ديگر مي‏رفتند و يكباره همه اخبار آن منطقه تحت الشعاع آنها قرار مي‏گرفت. بنابراين رابطة جمعيت و اخبار نشان مي‏دهد آنها اقدامات پنهاني وسيعي داشته‏اند كه آن حكومت اطلاع پيدا مي‏كرده؛ يا با آنها درگير مي‌شده است و يا حكومت در اختيارشان بوده است و درگيري‌ها صوري بوده است.
مسئله سوم دارايي و ثروت يهود است. طي اين چهارصد سال يهود بر امكانات مالي دنيا سلطه داشته‏اند. ما نسبت به دارايي يهود بخل نداريم ولي انگيزة يهود از جمع‏آوري اين دارايي چه بوده است. در حالي كه ادعا مي‏كنند ما يك مجموعة آخرت‌گرا هستيم. يك مجموعة آخرت‌گرا طبيعتاً نسبت به دنيا بي‌ميل است. اگر يهود ادعاي حكومت و سلطه نداشتند پس نياز به اين مقدار ثروت نيز نداشتند. جمع‏آوري اين مقدار ثروت و امكانات طبيعتاً با آرام و كناره‏گير بودن يهود سازگاري ندارد. در نتيجه بحث سكوت و آرامش يهود تنها ريا و تظاهر است. من توصيه مي‏كنم كتاب زرسالاران يهودي و پارسي (اثر آثاي دكتر شهبازي) را مطالعه كنيد. در اين كتاب بحث پول‌گرايي يهود طي چهارصد سال اخير مورد بررسي قرار گرفته است. در واقع توجه به ثروت و قدرت بيش از اندازه يهود، از اقداماتشان خبر مي‏دهد.
 اگر بخواهيم اقدامات اثرگذار يهود بر سياست‏هاي چهارصد ساله اخير را درك كنيم بايد شخصيت اثرگذاران بر سياست چهارصد ساله را بشناسيم. بايد بررسي كنيم چند درصد  از اين افراد از سازمان يهود بوده‏اند. شخصيت‏هايي كه در كشف قاره‏ها مؤثر بوده‏اند مانند «كريستف كلمب» و شخصيت‏هايي كه در ايجاد مكتب‏هاي سياسي پايه و اصولي تأثيرگذار بوده‏اند كه منجر به تشكيل حاكميت‏هاي جديد شد، مانند «هگل»، «فويور باخ» و «كانت» حتي شخصيت افرادي مانند «لوتر» و «كالوين» بايد بررسي شود. تا مشخص شود، اين مجموعه در خط دهي سياست جهاني تا چه حد تأثيرگذار هستند. و آخرين بحث كه مطالعه در آن بسيار ضروري مي‏باشد بحث جمعيت «فراماسونري» و «روتاري» است كه يكي از حساس‏ترين اقدامات اين سازمان است.
از مجموعه مطالعات دربارة اين سازمان به دست مي‏آيد كه يهود براي جهاني شدن دو خط را دنبال كرده‏اند؛ يكي خط «سلطة پنهان» و ديگري خط «سلطه آشكار» كه خط سلطه آشكار، بعد از خط سلطه پنهان و پس از آن است. سلطه پنهان به اين معنا كه مجموعه حكومت‏هاي دنيا كه در جغرافيايي سياسي جزء جزء شكل مي‏گيرد. در اين جغرافياي سياسي حاكم علني، منطقه‏اي و مربوط به همان كشور است اما به شكل پنهان متأثر از سازمان يهود است. ايران (زمان شاه)، عراق، عربستان، تركيه، بلغارستان، انگلستان و فرانسه همگي كشورهاي جداگانه و مستقلي هستند اما به شكل پنهان به دست اينها اداره مي‏شود، تا در راستاي منافعشان حركت كند. آخرين مدل اين سلطه پنهان كه تا حدي پس از آن افشا نشد، جمعيت فراماسونري است. جمعيت فراماسونري جمعيتي است كه از يك ايده و مكتب و تفكر سياسي شكل مي‏گيرد و در اين جمعيت به دين اهميتي داده نمي‏شود. كسي كه در اين جمعيت است، لازم نيست دين مشخص داشته باشد، بلكه وقتي وارد اين جمعيت مي‏شود از لحاظ سياسي بايد تابع «لژ مركزي» باشد. شاه ايران نيز ايراني و مسلمان است ولي جزو مكتب فراماسونري است. يعني از نظر اجرايي تابع اينهاست. اين جمعيت، جمعيت روتاري به معني چرخ دنده را تشكيل مي‏دهد. يعني هر يك از اين حاكم‏ها يك چرخ دنده است كه به يكديگر متصلند و به وسيله موتور مركزي فراماسونري به چرخش در مي‏آيند. آري دنيا تحت سلطه يهود مي‏چرخد اما به شكل پنهان و نه آشكارا. شناسايي سازمان يهود در پيدايش جمعيت فراماسونري و اداره آن، دخالت اين مجموعه را در سياست‏هاي چهارصد سال اخير  به خوبي نمايان مي‏كند. و بالاخره در جنگ جهاني دوم براي دريافت اثرگذاري اين مجموعه بر سياست بين‏المللي بايد در پيدايش جنگ جهاني دوم دقت كنيم.
مطالعه مجدد بر روي شخصيت «هيتلر» و اين موضوع بسيار مهم كه نتيجه نهايي جنگ جهاني دوم چه بود و چه كسي از اين جنگ سود برد. اگر بخواهيم براي اين جنگ يك نتيجه ملموس ارائه دهيم مي‏توانيم به پيدايش كشور اسراييل اشاره كنيم و مشاهده مي‏كنيم، هيتلر بهترين خدمت را به جمعيت يهود كرد، ولي در اين ميان ناسزاهاي زيادي را به جان خريد كه براي يك مأمور درون سازماني عادي به شمار مي‏آيد. در حقيقت با ايجاد كوره‏هاي آدم سوزي در اخبار و اطلاعات، و نه بر روي زمين، چون بر روي زمين كوره آدم سوزي وجود ندارد و اگر وجود هم داشته است، يهودي در آن سوخته نشده است.
در سازمان يهود اكثريت يك مجموعه‏اند، تنها يك اقليت مؤمن هستند كه به اين قضيه تن ندادند. ما ادلة فراواني بر دروغ بودن كوره‏هاي آدم سوزي وجود دارد. اولاً كوره‏هاي آدم سوزي شاهدي ندارند هر چه هست از عكس‏ها و فيلم‏هايي است كه نشان داده مي‏شود. آنچه هم از عكس‏ها ديده مي‏شود دروغ است. چون آنطور كه مي‏گويند، آنقدر در اين كوره‏ها آتش ريخته مي‏شود كه چيزي جز خاكستر باقي نمي‏ماند. در حالي كه در عكس‏ها اين كوره‏ها مملو از استخوان و جمجمه انسان است كه به شكل بچه‌گانه‏اي روي هم چيده شده است. در اينچنين كوره‏هايي كه آدم مي‏سوزانند ديگر نظمي وجود نخواهد داشت، در حالي كه در تصاوير جمجمه‏ها روي هم چيده شده است. با يك نگاه به اين تصاوير مي‏توان فهميد كه اين قضيه يك بازي اطلاعاتي و خبري است. اصولاً در كشوري به بزرگي آلمان اقدام به سوزاندان يهودي‏ها نيازي را از هيتلر برطرف نمي‏ساخته است. هيتلر بحث نژاد را براي حكومت مطرح مي‏كند. مي‏گويد ما نژاد برتر هستيم و ديگران بايد به ما خدمت كنند، او مي‏توانسته يهود را مانند ديگران نگاه دارد تا به آنها خدمت كنند. به طور كلي هيتلر يكي از هنرمندترين فردها در پوشش دادن به اهداف در كل جنگ جهاني دوم است.
بنابراين مي‏توان گفت كه يهود در برابر اسلام نقش افسادي وسيعي را بر عهده داشتند در جهان معاصر نيز همان نقش را ادامه داده‏اند كه نقش افساد و تبهكاري است.
مردم دنيا هميشه جهود و يهودي‏ها را آتش‏بيار معركه‏ها مي‏دانسته‏اند، در حالي كه مردم كوچه و بازار تا وقتي كه دردي را با تمام وجود حسي نكنند نسبت به آن مسئله اعلان درد نمي‏كنند. پس چرا اين مجموعة آرام و بي سر و صداي بين المللي داد ملت‏ها را درآورده است. مشخص مي‏شود فساد و تبهكاري اينها براي مردم روشن گرديده است. چون مردم فتنه‏ها را بعد از گذشتن مي‏فهميده‏اند و امروز به دليل وجود دولت اسراييل، همه مي‏توانند اين قضيه را درك كنند.
شبكه‏هاي ضد انقلاب ايراني كه در لس‏آنجلس و واشنگتن و كاليفرنيا پخش مي‏شود، هيچ‌كدام اعلام نمي‏كنند وابسته به سازمان صهيونيسم هستند. بلكه اعلام مي‏كنند مستقل هستند در حالي كه از آثارشان مي‏توان فهميد همگي از جانب اسراييل حمايت مي‏شوند. گاهي بعضي اتفاقات ماهيت آنها را افشا مي‏كند. اخيراً فيلم يك دختر فلسطيني كه يهود مي‏خواسته چشم او را از بدنش جدا كند تابه فرد ديگر پيوند بزنند در آمريكا پخش شد. اين فيلم عليه جريان صهيونيست‏ها بود. صهيونيست‏ها جمعيتي حدود چهار ميليون در اسراييل و در كل آمريكا حدود دو ميليون نفر دارند. در آمريكا اصطلاحي وجود دارد به معني «درياي فيلم آزاد» يعني فيلم عليه خدا، عليه آقاي بوش و... آزادانه پخش مي‏شود. اما به محض اينكه اين فيلم پخش شد وزارت امور خارجه امريكا موضع گرفت. از اين موضع‏گيري مي‏توان نتيجه گرفت اسراييل در هيئت حاكمه آمريكا حضور پنهان دارد. بلافاصله شبكه‏هاي فارسي زبان ضد انقلاب شروع به پخش فيلم‏هاي تبليغاتي در مورد آقاي «رون آرود» كردند؛ خلباني كه 18 سال پيش در حالي كه مأموريت بمباران مردم لبنان راداشته است سقوط كرده است. و جالب اينكه «مونشه امير» در مصاحبه با اين تلويزيون‏ها مي‏گويد: اين هواپيما در حالي كه خاك لبنان براي دفاع از اسراييل پرواز مي‏كرده است سقوط مي‏كند. در حالي كه اين گونه سخن گفتن را هيچ منطقي قبول نمي‏كند. هواپيما براي دفاع از اسراييل چه كاري به لبنان داشته است. اين تلويزيون‏ها خط سير زندگي او را بيان مي‏كنند و بعد به سراغ خانواده اين خلبان مي‏روند و مي‏گويند، آقاي رون آرود در آن زمان دختري يك ساله داشته است كه در اين زمان 19 ساله شده است و اين دختر به دنبال پدر خود مي‏گردد. فيلم اين دختر را در سنين مختلف نشان مي‏دهند، در حالي كه اشك مي‌ريزد و... مطرح مي‏كنند كه مادر رون آرود از غم او از دنيا رفته است. در حالي كه مادر او هنگام سقوط هواپيما 60 سال داشته و حال كه با سني حدود 80 سال مرده، مي‏گويد از غم پسرش مرده است. به هر صورت با ساخت فيلمي در مورد مظلوميت آقاي رون آرود و دخترش سعي بر مقابله تبليغاتي عليه فيلم دختري فلسطيني مي‏كنند كه مي‏خواهند چشم او را جدا كنند و پيوند بزنند. اين موضوع نشان مي‏دهد اين تلويزيون‏ها توسط يهود اداره مي‏شود.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.