spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
راهنماي مسجد مبارك الاقصي چاپ پست الكترونيكي
۱۳ تير ۱۳۸۵
تاريخچة قدس1
به لحاظ تاريخي، قدس از كهن‌ترين شهرهاي جهان به شمار مي‌رود به‌طوري كه عمر آن از 45 قرن فراتر است، مهد سه آيين آسماني: يهود، مسيحيت، اسلام.
قدس در ادوار و اعصار به نام‌هاي متعددي شناخته شده و معروف‌ترين آن، يبوس، ايليا، كابتولينا، بيت‌المقدس، القدس، القدس الشريف.
«يبوس» همان نامي است كه قدس، قريب به 4500 سال پيش بدان شناخته شد و منسوب به يبوسي‌هايي بوده كه از تبار عرب‌هاي اولية جزيرةالعرب هستند، يبوسي‌ها ساكنان اصلي قدس به شمار مي‌روند، آنان نخستين ساكنان قدس هستند كه در حدود 2500 ق.م به همراه قبايل عرب كنعاني به اين منطقه آمدند و با تپه‌هاي مشرف به شهر قديمي قلعه‌اي را بر فراز تپة جنوب شرقي يبوس ساختند كه به «دژ يبوس» معروف گشت. (اين دژ از قديمي‌ترين بناهاي قدس به شمار مي‌رود.) هدف از ساخت اين دژ، دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبراني‌ها و مصري‌ها (فراعنه) بوده است.
يبوسي‌ها همچنين نسبت به تأمين آب دژ و شهر خود همت گماشتند. آنان قناتي را حفر كردند تا آب چشمة جيحون (نبع العذرا) واقع در درة قدرون (امروزه به چشمة سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.
قدس به نام «اورشالم» نسبت به شالم (خداوند صلح كنعاني‌ها) نيز معروف بود. اين نام در كتب مصري معروف به لوح‌هاي «تل‌العمارنه» كه تاريخ آن به قرن‌هاي 18 و 19 قبل از ميلاد باز مي‌گردد، ذكر شده است.
يبوس در دست يبوسي‌ها و كنعاني‌ها بود تا اينكه در سال 1409ق.م به تصرف داوود پيامبر(ع) درآمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت. داوود نبي اين شهر را به پايتختي برگزيد. اين شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سليمان(ع) رسيد و در عهد ايشان به اوج شكوفايي معماري رسيد. در همين مقطع دين يهود رواج يافت. در سال 586 ق.م قدس به حكمروايي فارسيان درآمد، اين شهر پيشتر توسط بخت‌النصر اشغال و كاملاً ويران شده و ساكنان يهودي‌اش به بابل انتقال يافته بودند. شهر قدس در حكمراني فارس‌ها بود تا اينكه به سال 332 ق.م توسط اسكندر مقدوني به اشغال درآمد.
قدس در عصر يوناني دورة بي‌ثباتي را سپري كرد. به ويژه پس از مرگ اسكندر مقدوني كه بحران‌ها و اختلافات ميان بطلميان (پيروان بطلميوس كه مصر را تصرف كرده و دولت بطلميان را تأسيس كرد) و سلوكيان (منسوب به فرمانده سلوكس كه با تصرف سوريه حكومت سلوكيان را بر پا نمود) بود، اين دو سعي در تصرف و حكمراني بر اين شهر داشتند.
در سال 63 ق. م روميان به فرماندهي «بومبي» قدس را اشغال كردند، در سال 135 م. هادريانوس امپراطور روم شهر قدس را كاملاً ويران ساخت و به جاي آن مستعمره‌اي جديد بنام (ايليا كابتولينا) داير نمود.
قدس در دوران بيزانسي (330ـ636) به «ايلياء» ناميده مي‌شد، در اين برهه با گرويدن «قسطنطين» امپراطور به دين مسيحيت، آيين مسيحيت دين رسمي امپراطوري بيزانسي گشت. در اين دوره همچنين «هيلانا» ملكة مادر، كليساي قيامت را در سال 335 م. بنا نهاد.
در سال 614 فارس‌‌ها مجدداً قدس را اشغال كرده و بخش عمدة كليساها و ديرهاي آن‌را از ميان بردند. قدس تا سال 627 جزء قلمرو فارس‌ها بود تا اينكه «هوكول» آن‌را باز پس گرفت و اين شهر تا فتح اسلامي در حكمراني بيزانسي‌ها بود.
از آنجايي كه اسلام آييني جهاني بوده و به عرب‌ها محدود نمي‌شد، لذا عرب‌ها و مسلمان‌ها موظف شدند آن‌را در همة كشورها منتشر سازند، و نتيجة آن فتوحات اسلامي بود كه فلسطين از جملة نخستين كشورهايي است كه سپاهيان اسلامي به سوي آن رهسپار شدند. با شكست روميان در نبرد «يرموك» موضوع دستيابي مسلمانان به قدس و گشودن آن ديگر امر ساده‌اي گشت و در سال 15 ق. (636 م.) عمر بن خطاب وارد قدس شد و به واسطة امان نامه‌اي كه به اسم وي معروف گشت، براي مردمانش امنيت به ارمغان آورد.
با ورود مسلمانان به قدس دورة جديدي از تاريخ اين شهر آغاز مي‌شود و سلسلة خلافت اسلامي، حكمراني بر اين منطقه را پي‌درپي تداوم بخشيدند، به طوري كه پس از خلفاي راشدين، اموي‌ها، عباسي‌ها، اخشيديون، فاطميون و سلاجقه حكمراني كردند. در طول اين مدت و به عبارتي از زمان فتح عمري تا سال 217 ق. قدس بنام ايلياء و بيت‌المقدس ناميده مي‌شد تا اينكه كم‌كم و براي اولين بار در تاريخ اسلامي يعني دقيقاً از سال 216 هجري كه مأمون خليفه عباسي دستور انجام بازسازي لازم بر روي قبةالصخره2 را صادر كرد، اين شهر قدس نام گرفت.
در سال 217 ق. مأمون مبادرت به ضرب سكه‌هايي با نام قدس (به جاي ايلياء) نمود تا احتمالاً اين اقدام وي به منظور يادآوري سالگرد قبةالصخره بازسازي بوده است. بنابراين نامگذاري شهر قدس به همين نام برخلاف تصور برخي‌ها كه معتقدند اين نامگذاري به پايان عصر مملوكيان (قرن نهم هجري) بازمي‌گردد، از بدو قرن سوم هجري بوده است.
اين نامگذاري بعدها جا افتاد به‌طوري كه در زمان خلافت عثماني به‌نام «قدس شريف» موسوم گشت. به سال (492 ق. / 1099 م) صليبي‌ها قدس را اشغال كردند و بدون توجه به قداست و جايگاه ديني آن، دست به فساد و ويراني زدند و در اين رهگذر مرتكب قتل‌عام‌هاي وحشيانه‌اي در صحن حرم شريف شدند. صليبي‌ها به اين اعمال ددمنشانه بسنده نكرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد‌الاقصي را به كليسا و اسطبل اسب‌ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صليبي‌ها به اسطبل سليمان معروف شد. اين رفتار صليبي‌ها با روح تسامحي كه در عملكرد عمر بن خطاب به هنگام ورودش به شهر قدس بود، متناقض و مغاير بود. سرانجام سلطان صلاح‌الدين ايوبي در نبرد معروف «حطين» (سال 583 ق. / 1187 م) بر صليبي‌ها پيروز شد، و فلسطين را آزاد و قدس را از چنگال صليبي‌ها رهانيد و آن را به آغوش اسلام بازگردانيد.
قدس، پس از ايوبي‌ها همچنان در دست مسلمانان باقي بود و عاقبت در سال 1917 م خلافت عثماني بر قدس توسط انگليسي‌ها سرنگون شد.

قداست و اسلاميت حرم شريف

قداست مسجدالاقصي به باورهاي اسلامي پيوند خورد. اين مسجد نخستين قبله‌گاه مسلمانان است و مسلمانان پيش از آنكه رو به كعبه نماز بگذارند مدت 17 ماه به سوي قدس نماز مي‌خواندند و به همين دليل مسجدي كه امر الهي مبني بر تغيير قبله در آن نازل گرديد، مسجد «ذوقبلتين»3 (دو قبله‌اي) لقب گرفت.
اسلاميت مسجدالاقصي با واقعة اسرا و معراج نبي اكرم(ص) سنديت يافت؛ معجزه‌اي كه مخصوص رسول مكرم اسلام حضرت محمد(ص) است.
اين فرمودة حق تعالي است:
سبحان الّذى أسري بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلي المسجد الأقصي الّذى باركنا حوله لنريه من آياتنا إنّه هو السّميع البصير.4
منزه است آن (خدايي) كه بندة خود را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصي، كه گرداگردش را بركت داده‌ايم، سير داد تا بعضي از نشانه‌هاي خود را به او بنمايانايم؛ هرآينه او شنوا و بيناست.
پيامبر گرامي اسلام(ص) در شب 27 رجب (يك سال قبل از هجرت) از مسجدالحرام به مسجدالاقصي، در بيت‌المقدس سير نموده، و از آنجا به آسمان عروج نمودند.
رسول اكرم(ص) در بيان ارتباط تنگاتنگ و جايگاه مسجدالاقصي از مسجد الحرام (مكه) و مسجد النبي (مدينه) مي‌فرمايند:
لاتشدّ الرّحال إلّا إلي ثلاث مساجد: المسجدالحرام و مسجدى هذا و المسجد الأقصي.5
بار و بنه به قصد سفر و زيارت بسته نشود مگر به اين سه مسجد: مسجدالحرام، مسجد من و مسجدالاقصي.
مسلمانان، كه به اهميت و جايگاه رفيع مسجدالاقصي و بيت‌المقدس و همچنين ارتباط متين آن با باورهاي اسلامي واقف شدند، درصدد ايجاد تحول به سوي اسلاميت آن برآمدند.
فتح قدس به دست عمر ابن خطاب در سال 15 هجري روي داد. او با ورود مسالمت‌آميز خود و از خلال امان‌نامه‌اي كه به امان‌نامة عمري6 موسوم گشت، امنيت را براي مردم اين شهر به ارمغان آورد. اين سند بيانگر ارتباط سياسي و حقانيت قانوني اسلام نسبت به قدس و فلسطين بود. پس از آنكه خليفة مسلمانان كليدهاي شهر قدس را از «صفرنيوس» اسقف اعظم روم دريافت كرد، به منطقة حرم شريف كه در آن هنگام به ويرانه‌اي بدل شده بود، رفت و جايگاه صخرة مباركه (محل آغاز معراج پيامبر(ص)) را زيارت نمود و دستور پاكسازي كامل داد. وي، همچنين دستور داد تا مسجدي در بخش جنوبي حرم شريف احداث شود. و در گام بعدي، به نم و ساماندهي امور شهر پرداخت و محضرهايي را داير كرد كه به پست و ارتباطات سامان بخشيد و يزيد بن ابي‌سفيان را به ولايت اين شهر گمارد و عبادة بن الصامت را در مسند قضاوت نشاند.
خلفا و امراي اموي نيز اقداماتي در اين خصوص انجام دادند. شكست دو ابرقدرت فارس و روم در برابر دولت نوپاي اسلامي نيز زمينه‌هايي را ايجاد كرده بود. از اين‌رو تثبيت و تحكيم نماد تمدن اسلامي در بيت‌المقدس متبلور در مسجدالاقصي ضروري مي‌نمود و نتيجه آن، بازسازي منطقه مسجدالاقصي به شكلي متناسب با عظمت و رفاه خلافت نوپاي اسلامي بود. طرح بازسازي در زمان عبدالملك بن مروان و فرزندش وليد صورت گرفت كه ساخت قبةالصخره و گنبد سلسله و ساخت مسجدالاقصي و دارالعماره، درب‌ها و آثار عديدة ديگري را شامل مي‌شد.
بسياري از اين آثار در عهد وليد و بر اثر زمين‌لرزه‌هاي شديدي كه در بيت‌المقدس و فلسطين روي داد، تخريب شده و از بين رفتند. در جاي ديگري به شرح اين موضوع خواهيم پرداخت.
به نظر ضروري مي‌رسيد تا مسجدالاقصي بتواند در برابر بناها و معماري بيزانسي در منطقه كه شامل كليساي قيامت در قدس و كليساي مهد در بيت لحم بود، صبغه و نماد معماري برجستة اسلامي به خود گيرد.
گفته مي‌شود، به رغم انجام مرمت‌هاي متعدد، به ويژه بازسازي قبه‌الصخره در عهد «مأمون»7 و نيز بازسازي مسجدالاقصي در دورة زمامداري «مهدي»8 عباسي تا حدودي از عمارت مسجدالاقصي محافظت شد، و به نظر مي‌رسد اين كار، بدون آنكه تغيير محسوسي در شكل و شمايل و معماري اموي‌ها ايجاد شود، انجام شده باشد.
در دوران خلفاي فاطمي (الحاكم بأمرالله و فرزندش ظاهر لإعزاز دين الله)9 نيز به سان دورة عباسي‌ها با انجام بازسازي‌هايي بر روي قبةالصخره و مسجدالاقصي، اين دو مكان مرمت شد.
اين صبغة معماري مسجدالاقصي در عهد ايوبي‌ها رشد و گسترش يافت؛ به‌طوري كه ايوبي‌ها پس از آزادي و پاكسازي مسجدالاقصي از لوث صليبي‌هايي كه به آن آسيب سرانده و ظاهرش را تغيير داده بودند، مسجد را به وضعيت پيش از تهاجم درآورده و ضمن انجام مرمت‌هايي، پاره‌اي تأسيسات را در آن به‌وجود آوردند. اين اقدامات جهشي در تحول معماري به حساب آمد.
مملوكيان نيز در اظهار و نماياندن چهرة معماري اسلامي مسجدالاقصي سهيم بودند و دومين جهش در رشد و پيشرفت معماري به دست آنان صورت گرفت، و در واقع متمم طرح‌هاي اموي‌ها بود. در اين دوره چهرة معماري حرم شريف، كه بيانگر اسلاميت مسجدالاقصي در طول اين دوران‌ها است، تكميل شد.
مملوكيان علاوه بر احداث راهروها، مدارس ديني، مناره‌ها و درب‌ها، نسبت به مرمت گنبدها، سقاخانه‌ها و نيمكت‌ها و محراب‌هاي كنوني و منتشره در صحن حرم شريف اقدام كردند.
هم‌زمان با شكل‌گيري معماري مسجدالاقصي، جايگاه ديني آن در نزد مسلمانان، كه از قرآن كريم و احداث شريف نشات گرفته است، تبلور و عينيت يافت. يقيناً اگر اين جايگاه نبود، قدس امروزه شاهد اين معماري و آباداني در مسجدالاقصي نبود.
مسلمانان از زمان فتح عمري، به قصد زيارت و برگزاري مناسك در مسجدالاقصي و تبليغ دعوت اسلامي بار سفر مي‌بستند. حتي خليفة دوم تعدادي از صحابة خود را كه در ركاب او وارد قدس شده بودند10، مكلف ساخت تا در بيت‌المقدس سكني گزيده و علاوه بر وظايف اداري به امر تعليم در مسجدالاقصي بپردازند. از جملة اين صحابيون عبادة بن الصامت (م 34 ق.) نخستين قاضي فلسطين و شداد بن أوس (م 58 ق) كه هر دوي آنها در بيت‌المقدس درگذشتند و در مقبرة باب الرحمة، در بيرون از حصار شرقي مسجدالاقصي، به خاك سپرده شدند.11
علماي اعلام از گوشه و كنار و به منظور فراگيري علوم به قصد مسجدالاقصي عزيمت كردند كه از آن جمله مقاتل بن سليمان مفسر (م 150 ق.) و اوزاعي بن عبدالرحمن بن عمرو فقيه اهل شام (م 157 ق.) و سفيان الثوري پيشواي اهل عراق (م 161 ق.) و ليث بن سعد عالم مصر (م 175 ق.) و محمد بن ادريس شافعي از پيشوايان چهارگانه اهل سنت (م 204 ق.) بودند.12
زاهدان و شيوخ صوفي نيز طي قرن‌هاي سوم و چهارم هجري با قصد تقرب، انجام مناسك، زيارت و اعتكاف در مسجدالاقصي بار سفر بستند، به عنوان نمونه: بكر بن سهل الدمياطي محدث (م 289 ق.) و احمد بن يحياي بغدادي، كه تا زمان رحلت در قدس مقيم بود.13
به دليل عزيمت فزايندة عالمان مسلمان كه به منظور تدريس به اين منقطه سفر كرده بودند، مسجدالاقصي در قرن پنجم هجري حركت شتابندة علمي به خود ديد و از آن حوزة علميه‌اي مترقي در علوم فقه و حديث ساخت.
غزالي از سرشناس‌ترين شخصيت‌هايي بود كه به اين منظور در سال 488 ق. به قدس سفر كرد و به تدريس پرداخت.14 وي متذكر شده است كه 360 مدرس در مسجد حضور داشتند و اين، خود گوياي جايگاه رفيع مسجدالاقصي نزد مسلمان مي‌باشد. متعاقب فتح بيت‌المقدس توسط سردار صلاح الدين ايوبي، چرخة علمي و ديني در مسجدالاقصي پس از وقفه‌اي قريب به يك قرن، بر اثر اشغالگري صليبي‌ها، مجدداً به حركت درآمد و مسلمانان از هر قشر و طايفه‌اي بار ديگر براي زيارت، انجام مناسب و اعتكاف از يك‌سو، و كسب علم، تدريس و اقامت از سوي ديگر، بار سفر بستند كه نتيجة آن تأليفاتي چند در خصوص فضايل قدس و مسجدالاقصي بود كه در عهد ايوبي‌‌ها و مملوكيان شهرت خاصي يافت. در اينجا به ذكر چند مورد بسنده مي‌كنيم:15
الجامع المستقصي في فضائل المسجدالأقصي، تأليف حافظ بهاءالدين ابي القسم بن عساكر (م 600 ق.)؛ فضايل بيت‌المقدس، ابي‌المعالم المشرف بن المرجي بن ابراهيم المقدسي از انديشمنداني كه قرن پنجم هجري در قدس مي‌زيست؛ باعث النّفوس الي زيارة القدس المحروس، شيخ برهان الدين الفرازي (ابن الفركاح) (م 729 ق.)؛ مثير الغرام إلي زيارة القدس و الشّام،  شهاب‌الدين أبي محمود أحمد بن محمد المقدسي (م 765 ق.)؛ إتحاف الأخصا بفضائل المسجد، أبي عبدالله محمد شمس الدين سيوطي (م 880 ق.).
ايدة احداث مدارس علوم ديني در عهد مملوكيان تبلور يافته و به اوج خود رسيد و همة مملوكيان، از سلاطين و امرا گرفته تا قاضيان و دولتمردان و متمولان، كه به قدس عشق مي‌ورزيدند، به ساخت و بازسازي مدارس ديني، ايوان‌ها و كنج‌هاي16 دالان‌هاي حرم شريف و اضلاع شمالي و غربي آن همت گماشتند و ضمن تنظيم وظايف، تأسيساتي را وقف مسجد كردند تا درآمدهاي حاصله از آن صرف مسجد گردد.
مملوكيان در ابراز اين عشق و علاقه تا آن حد اغراق مي‌كردند كه تعدادي از بنيانگذاران و وقف‌كنندگان اين تأسيسات وصيت كردند پس از مرگ، آنان را در جايي كه ساخته و يا مرمت كرده‌اند به خاك بسپارند و لذا در بسياري از اين تأسيسات و ابنيه، اتاقي مخصوص بارگاه و مزار صاحب وقف ديده مي‌شود كه براي جاودانه ساخته ياد خويش، نام ساختمان و يا مدرسه‌اي را به خود منسوب ساخته است.
بدين ترتيب مسجدالاقصي به دانشگاه اسلامي معتبري تبديل شد كه گوياي اقتدار مسلمانان در نوآوري و آباداني و پايه‌ريزي تمدني بي‌نظير بود. مسجدالاقصي در طول حكومت عثماني‌ها تا به امروز رسالت علمي و ديني خود را ايفا كرده امّا نه تا حدي كه در دوران‌هاي پيشين سود مي‌جست.
و بدين‌گونه ايده و فكر تقديس حرم شريف در ميان مسلمانان شكل و تبلور يافت و به آنجا رسيد كه برخي از حجاج شام، زيارت مسجدالاقصي و قبةالصخره را مبدأ مناسب حج (عمره و تمتع) و عزيمت به حجاز17 قرار دادند. اين تلقي تنها به حجاج بلاد شام محدود نمي‌شد بلكه حجاج ساير كشورهاي اسلامي را نيز شامل مي‌گرديد. همين موضوع، ايدة سفر و زيستن در قدس18 را به دنبال داشت، مهاجرت مسلمانان شمال آفريقا به قدس كه با اقامت و برپايي نماز در مسجدالاقصي انجام گرفت، خود بهترين گواه اين ماجراست.
روايتي نيز از طريق اهل سنت از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرموده‌اند:
لاتزال طائفةٌ من أمّتي ظاهرين علي الحقّ، لعدوّهم قاهرين، لايضرّهم من خالفهم حتّي يأتيهم أمرالله عزّوجلّ و هم كذلك.19
طايفه‌اي از امت من دائماً به ياري حق شتابانند، دشمن خود را مقهور مي‌سازند، مخالفانشان نمي‌توانند به آنان آسيب برسانند و منتظر امر الهي هستند.
سؤال شد، يا رسول‌الله اين طايفه كجايند؟ ايشان پاسخ فرمودند:
ببيت المقدّس و أكناب بيت‌المقدّس.
در بيت‌المقدس و اطراف آن.

حرم شريف
مقصود از حرم شريف، منطقة قرار گرفته بر روي تپة كوچك و يا سكوي مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقي بخش قديمي قدس مي‌باشد.
حريم مسجد دربرگيرندة صخرة مباركه‌اي است كه پيامبرگرامي اسلام(ص) از فراز آن به سماوات عروج كردند و گنبدي، كه در حال حاضر سبز رنگ مي‌باشد، بر بالاي آن بنا شده است.
همة مجموعة مسجدالاقصي كه دربرگيرندة گلدسته‌ها، رواق‌ها، مدارس علوم ديني، گنبد‌ها، سقاخانه‌ها، ايوان‌ها و محراب‌ها بوده براي مسلمانان با بركت است و اين فرمودة حق تعالي است:
مسجدالاقصي، همان مسجدي كه پيرامونش را با علايم و آيات خويش خجسته گردانيده‌ايم.
تمامي منطقة مسجدالاقصي، مبارك، خوانده شده است و اين تسميه از عهد پيامبر تا دورة مملوكيان معمول بود و از همان زمان حرم شريف لقب گرفت، و بدين ترتيب از عهد نبوي تا دورة مملوكيان بر كل اين منطقه نام مبارك مسجدالاقصي اطلاع داده شد.
لازم به يادآوري است كه در طول تاريخ اسلامي و تا به امروز، هيچ‌گونه تغييري در مساحت حرم شريف روي نداده است. حرم شريف داراي چهارده دروازه بوده است كه چهار دروازه پس از فتح قدس به دست صلاح‌الدين و به عنوان تدبيري امنيتي براي حمايت از اين جايگاه، مسدود شدند.


پي‌نوشت‌ها:
1. دايرةالمعارف فلسطين، ج 3، ص 508ـ514.
2. سمير شما، مسكوكات اسلامي ضرب شده در فلسطين ـ دمشق 1980 ص 38 و 39.
3. سيوطي (1984) ق21، صص 185ـ183.
4. سورة اسراء(17)، آية 1.
5. صيحي بخاري.
6. متن امان‌نامة عمري: ر.ك. العارف (1961) صص 98ـ91.
7. ر.ك. مبحث قبةالصخره / عباسي‌ها در همين راهنما.
8. ر.ك. مبحث مسجدالاقصي / عباسي‌ها در همين راهنما.
9. ر.ك. مبحث قبةالصخره / فاطميون در همين راهنما.
10. سيوطي (1984) ق2، صص 34ـ20.
11. براي اطلاعات بيشتر به دو بحث و پژوهش استاد فهمي الانصار به نام‌هاي عبادة بن الصامت (زندگي و آرامگاه وي) و شداد بن اوس (زندگي و آرامگاه وي) منتشره از سوي بخش احياء ميراث اسلامي (1986) رجوع شود.
12. العسلي (1981)، ص 27 و 28.
13. العسلي (1981)، ص 28.
14. مجيرالدين (1973)، ج 2، ص 28 آورده است كه (غزالي در كنج ناصريه واقع بر روي باب الرحمه كه در دورة وي به غزاليه معروف گشت، اقامت داشت).
15. براي اطلاعات بيشتر به كتاب خطي فضايل بيت‌المقدس نوشتة دكتر كامل العسلي، امام 1981 رجوع شود.
16. الرباط و الزاويه، بناهايي است كه به عنوان دارالعباده و صوفي‌گري و نيز در قالب پناهگاه فقرا و مساكين بلاد شام بكار رفته‌اند، گفتني است كه رباط‌ها در شمال آفريقا عبارت بودند از دژهاي نظامي كه سپاهيان در آنها استقرار مي‌يافته و با امور ديني و علوم اسلامي آشنا و آموزش داده مي‌شدند.
17. سيوطي (1084) ق1، صص 152 ـ 151.
18. براي آشنايي بيشتر با تاريخ مغربي‌هايي كه همزمان با فتح بيت‌المقدس از سوي صلاح‌الدين به اين منطقه آمده و تا به امروز در آن ماندگار شده‌اند، ر.ك. پژوهش‌ها (1984)، 248ـ193 و همچنين به منظور آشنايي با مسلمانان آفريقايي موجود در قدس ر.ك. پژوهشي كه در سال 1984 توسط بخش احياء ميراث اسلامي به قلم حسني شاهين منتشر شد و طي آن محقق گفته است: «آن گروهي از مردم كه در اواخر دوران ترك و پس از آن در بيت‌المقدس مستقر شدند از يك كشور آفريقايي نبوده بلكه از كشورهاي گوناگون آفريقايي بودند كه امروزه به كشورهاي سودان، چاد، نيجيريه، سنگال و ... معروف هستند.»
19. واسطي(1979) حديث شمارة 34 ، ص 26.
 
ماهنامه موعود شماره 57 
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.