|
۱۳ تير ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 4 آيا اساس غيبت حضرت مهدي (عج) با جريان يهود رابطهاي دارد؟ اجمالاً وقتي بحث امامت در جامعة اسلامي از مسير خود منحرف ميشود؛ بحث امامتي كه قابل ترديد نيست با توجه به اينكه پيامبر(ص) در غدير خم فرمود: من كنت مولاه فهذا عليٌّ مولاه. و ميفرمايد: عليٌ أقضاكم. يعني بهترين كسي كه قضاوت ميكند حضرت علي(ع) است. مبناي قضاوت، علم است؛ يعني حضرت علي(ع) از همه عالمتر است. اولين موردي كه براي حكومت اسلامي لازم است علم مطلق است؛ كه ابتدا نزد پيغمبر اكرم(ص) بود. و بعد فرمود كه نزد علي(ع) است. اينچنين حضرت علي(ع) كنار گذاشته ميشود و به دنبال ايشان، امام حسن(ع) نيز كنار گذاشته ميشوند. يهود در اين مسائل بي تأثير نبودهاند چون دشمني ديگران با امامت و امامان دشمني قبيلهاي و فردي است ولي دشمني يهود، دشمني نظاممند است. چون امامان(ع) داعيه دار توسعة نظام پيامبر(ص) هستند. بنابراين اگر ديگران با امامان دشمني دارند، دشمني درجة دو و سه است. دشمن درجة يك ايشان كه نظاممند و هوشمند است و با هدف كار ميكند يهود هستند. ما بايد بعد از پيامبر اكرم(ص) دست پنهان يهود را در كنار زده شدن امامان(ع) دنبال كنيم. خداوند متعال ميفرمايد: لتجدنّ أشدّ النّاس عداوةً للّذين آمنوا اليهود.7 قطعاً، به تأكيد دشمنترين مردمان را نسبت به مؤمنين، يهود مييابي. ولي بعد از پيامبر(ص) يهود كاملاً مخفي شدهاند. نكتة قابل توجهي در ائمه وجود دارد؛ ظاهراً بعد از امام صادق(ع) هيچ كدام از ايشان پدربزرگ خود را نديدهاند و دليل اين امر، سرعت به شهادت رساندن ايشان است در عمر كوتاه. بايد بررسي كنيم چرا تهاجم دشمن به ايشان اينقدر سريع ميشود. بايد دست پنهان يهود را مشاهده كنيم كه موجب ميشود امامان را شهيد كنند. يهود در تاريخ ائمه(ع) حركت علني ندارد. با توجه به شناختي كه از خلفا داريم، آنها در پي حكومت خودشان بودهاند. پس چه دليلي دارد خلفا از جانب امامان(ع) تا اين اندازه احساس تهديد كنند. براي مثال، چه كسي غربيها را نسبت به ما حساس ميكند. غربيها در پي حكومت خود هستند. حال، حكومتي نيز با نام «جمهوري اسلامي» تشكيل شده است كه ميخواهد راه خود را طي كند. در واقع اين يهود هستند كه باتحريك غربيها باعث ميشوند غربيها از جانب ما احساس خطر كنند. ما جايي اعلام نكردهايم كه در پي نابود ساختن آنها هستيم. حضرت امام خميني (ره) فرمودند: «ما صدور انقلاب داريم ولي صدور فرهنگي.» اما امروزه آنها در هر صورتي ما را دشمن خود ميدانند. وقتي دقت ميكنيم ميبينيم لابي صهيونيستها اين افكار را در آنها القا ميكنند؛ كه همان جريان يهود است. چون يهود ذاتاً از طرف ما احساس خطر ميكند. در مورد امام زمان (عج) نيز همين يهود جامعترين اطلاعات را در اخيتار دارند همان طور كه قرآن ميفرمايد: الذّين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم. اطلاعات در مورد امام زمان(عج) به حضرت موسي(ع) و دانيال(ع) داده شده است، و يهود همة اين اطلاعات را در اختيار دارند. يهود از پشت پرده درحال مبارزه با امامان(ع) است و عوامل خود را بسيج كرده است تا آخرين امام را نيز نابود كند. يهود از تجربة از دست دادن پيامبر(ص) براي ترور خوب استفاده كرده است. در زمان پيامبر عبدالمطلب داراي قدرت قبيلهاي بود و توانست پيامبر را پنهان سازد ولي در زمان امام حسن عسكري(ع) ايشان در ميان سپاه و لشكري بودند و ظاهراً راهي براي پنهان كردن امام زمان(عج) وجود نداشت. دليلي نداشته است كه خلفا در پي كشتن امام زمان(عج) باشند. اين كودك تا وقتي بزرگ شود و قدرت نابود كردن آنها را پيدا كند مدت زيادي به طول ميانجامد. اين يهود هستند كه خلفا را توجيه ميكنند تا به دنبال امام زمان باشند چون يهود اطلاعات دارد و يهود دشمن نظاممند ايشان است. لازم نيست به بررسي تاريخ بپردازيم، كافي است وضعيت فعلي دنيا را مورد بررسي قرار دهيم. منشأ وضعيت بحراني فعلي دنيا يهود هستند. همة بحثها و جنگها بر سر اسراييل است. حرف آمريكا با ما نيز برسر اسراييل است. آمريكا ميگويد ما با صلح اعراب و اسراييل مخالف هستيم. لبنان، سوريه و اردن نيز با اسراييل جنگ دارند. در اروپا نيز وقتي از مردم نظرسنجي ميشود، عامل بحران در دنيا را اسراييل معرفي ميكنند. بياييد اخبار را بررسي كنيد، ببيند چند بار كلمة اسراييل در اخبار ذكر ميشود و مقايسه كنيد با تعداد اسراييليهاي موجود در كل دنيا. 16 ميليون در مقابل 6 ميليارد نفر، چگونه است كه 16 ميليون نفر بيشترين اخبار را به خود اختصاص ميدهند. در مسايل اقتصادي نيز در هر كجا ردّ پاي يهود قابل رؤيت ميباشد. در كشور خود ما ايران اقليت بسيار محدودي يهودي هستند ولي در زمان شاه بسياري از ثروتهاي عظيم در دست يهوديان بوده است. اگر ثروت يهود را هم در نظر نگيريم، باز دليلي براي توجيه قدرت نظامي اين 16 ميليون يهودي نخواهيم داشت. يعني اگر در دنياي موجود يهود به اين صورت نيستند ما ميتوانيم قبول كنيم در مورد اينها بزرگنمايي شده است. اما اگر در دنياي موجود به همين صورتند پس تفاوت چنداني بين امسال و صد، دويست و پانصد سال قبل وجود ندارد. بحث بزرگنمايي نيست. يهود مانند سرطان هستند. تعداد سلولهاي سرطان و حجم اشغال شده توسط اينها در مقابل تعداد سلولهاي سالم بدن بسيار اندك است. اما همين سلولهاي اندك انسان را از پاي در خواهند آورد و اين مسئله به هيچ وجه بزرگنمايي نيست. درست است كه يهود جمعيت كمي هستند ولي چون وسيلة اينها مردم است به راحتي كار خود را انجام ميدهند. مگر شيطان چند نفر است، يك نفر، در حالي كه هزاران نفر را به فساد كشيده است. خرابكاري بسيار آسان است و سازندگي است كه مشكل است. يسعون فى الأرض فساداً.8 آنان در روي زمين به فساد ميكوشند. كار اينها ايجاد جنگ است. كلّما أوقدوا ناراً أطفأهاالله.9 هرگاه كه آتش جنگ را برافروختند، خداوند آنرا خاموش ساخت. قدرت در ايجاد جنگ اهميتي ندارد. در اطفاء آن مهم است. يهود استاد در ايجاد جنگ هستند، نه جنگيدن، اينها تفرقه مياندازند و حكومت ميكنند. اين قدرت يهود نيست بلكه شيطنت اينها است. يهود در واقع شاگرد اولهاي شيطان هستند، شيطاني كه هر چه از شيطنتش بگوييم كم گفتهايم. اما قدرت حقيقي ندارند. اگر بخواهيم قدرت حقيقي را بررسي كنيم در مييابيم كه اينها قدرتي ندارند. اين مسئله را جمهوري اسلامي ثابت كرد. لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الأعلون إن كنتم مؤمنين.10 سستي مكنيد و اندوهگين مباشيد، زيرا اگر ايمان آورده باشيد، شما برتري خواهيد جست. چون ظاهراً قدرت كل دنيا در دستشان بود و ظاهراً هم ما هيچ قدرتي نداشتيم ولي تا الان كه ما باقي ماندهايم. به كوري چشم رضاخان، مدرس هنوز هم زنده است، و همين مسئلة جمهوري اسلامي نشان ميدهد اينها در فاسد كردن استاد هستند و نه در قدرت حقيقي، مانند بيماري و ويروس هستند كه اگر رها شوند انسان را ميكشند ولي قرص كوچكي ميتواند اينها را از پاي در آورد و اين قرص كوچك و ساده، مقاومت و بصيرت است. كم من فئةٍ قليلةٍ غلبت فئةً كثيرةً بإذن الله. بنابراين خداوند نميگويد اينها عده زيادي نيستند، بلكه ميگويد: عدة زيادي هستند، راز و رمز هم دارند ولي شما اينها را از بين ميبريد. مگر مدت كمي است كه شيطان بر روي زمين ميباشد. اسلام 1400 سال سابقه دارد. دين حضرت ابراهيم(ع) هم مدت زيادي است كه وجود دارد، بايد گفت. كلّاً نُمِدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك.11 همه را، چه آن گروه، و چه اين گروه را، از عطاي پروردگارت پيدرپي خواهيم داد. مسيحيت هم سابقة زيادي دارد ولي بحث اين است كه اسلام ميگويد: مسيحيها انحراف و اعوجاج دارند، ولي استكبار ندارند؛ يعني به دنبال حاكميت جهاني نيستند بلكه دنبال موعودي هستند كه تحريف شده است. زرتشتيها هم ادعا ميكنند مدت زيادي است كه حضور دارند گرچه سند محكمي براي اثبات ندارند. اصل بقاء اينها دليل نميشود. چون ديگران هم مدت زيادي است كه هستند. اما اينكه بگوييم اينها بودهاند و مفسد هم بودهاند درست است. قرآن هم همين مطلب را بيان ميفرمايد. عليه عيسي(ع) فساد كردند، عليه پيامبر اكرم(ص) فساد كردند و اين جريان باقي است. در قرآن ميفرمايد: ذلك بأنّ منهم قسّيسين و رهباناً و أنّهم لا يستكبرون.12 زيرا بعضي از آنان، كشيشان و راهبان هستند و آنان سروري (استكبار) نميورزند. در ذات مسيحيها استكباري، كه در يهود وجود دارد، نيست و اين استكبار همان حكومت جهاني است كه اينها به دنبال آن هستند و ميگويند ما برتريم و اين نژاد ماست كه لياقت حاكميت دارد.
با توجه به اينكه صحبتهاي شما به نوعي نامتعارف است و چه در كتابها و مقالات و چه در سخنرانيها چنين صحبتهايي متداول نيست، لطفاً در مورد منبع صحبتهاي خودتان راهنمايي بفرماييد؟ منبع تمام حرفهاي بنده قرآن است. ولي بايد به سمت قرآن برويم تا اين مطالب را از قرآن بگيريم. بايد روي آية لتجدنّ أشدّ النّاس عداوةً للّذين آمنوا اليهود. كار شود. چرا قرآن ميفرمايد، اينها شديدترين دشمنان هستند. شدت دشمني علت دارد و بايد اين دشمن در آموزش، امكانات، انگيزه و اهداف، درجة يك باشد تا دشمن درجة يك به حساب بيايد. بايد اين چهار مورد را، يعني: آموزش، امكانات، انگيزه و اهداف را در قرآن بررسي كنيم. قرآن تلاش بسياري براي معرفي يهود داشته است و بسيار در مورد اينها سخن گفته است. به طور كلي اگر بخواهيم اهميت مطلبي را در ذهن نويسندهاي كه كتابي نوشته است بررسي كنيم، بايد ببينيم در كتابش چقدر به اين مطلب پرداخته است. در قرآن به قومي بيش از قوم يهود نپرداخته است و قرآن ميخواهد توجه ما را به اين مطلب جلب كند.
قرآن 1400 سال در اختيار مبتكران و انديشمندان مختلف قرار داشته است. پس چرا بقية افراد به اينچنين مطالبي نپرداختهاند؟ اين مطالب، در گذشته هم بوده است، ولي شرايط علني شدنش وجود نداشته است. هر گاه در طول تاريخ كسي خواسته است عليه يهود حرفي بزند، مورد تهاجم قرار گرفته است. بالاترين موضوعي كه در قرآن است در مورد يهود است؛ طبيعتاً در كتابهايي كه در مورد قرآن نوشته ميشود بايد اين موضوع نمود پيدا كند؛ ولي در ميان كتابهايي كه در مورد قرآن نوشته شده است، كتابي در مورد يهود پيدا نميكنيم. نه اينكه اين كتابها را ننوشته باشند. بلكه اگر اين موضوع از اهميت نميافتاد كه كشور اسراييل به وجود نميآمد و مسلمانها اجازه نميدادند اينچنين غدهاي در ميانشان به وجود آيد. اينها قبل از اينكه از غلتك نظامي براي اسراييل استفاده كنند از غلتك فرهنگي استفاده كردند. اگر هم در منطقة ما نتوانستند اينگونه عمل كنند چون در منطقة ما به طور ذاتي و دروني حساسيت نسبت به اينها زياد بوده است اگر چه گاهي به شكل غلط رشد ميكرد. بدترين صفت براي يك فرد متهم كردن او به «يهودي بودن» بوده است. سخنراني كه شهيد مطهري(ره) در ايران انجام داد عليه اسراييل باعث شد او را دستگير كنند. در كشوري شيعه بر ضد اسراييل كسي سخنراني ميكند و دستگير ميشود. در گذشته، سخنراني عليه اسراييل ممنوع بود ولي در اين زمان، با لطف خدا چنين موقعيتي ايجاد شده است.
آيا يهود، پس از هجرت، استراتژي خاصي را برگزيده است؟ يهود بسيار پنهاني عمل ميكرده و اگر بخواهيم حركت خاصي را دنبال كنيم، بايد تاريخ هزار و چند ساله را دقيق و جزء به جزء بررسي كنيم مانند نقطههاي جغرافيايي مختلف، تحركاتي كه در نقاط مختلف به وجود آمده، حاكميتهاي منطقهاي و...؛ حركت مقابله با اينها هم به صورت پنهاني بوده است بنابراين شناخت مقابله با اينها بسيار سخت است. ولي به طور كلي، اينها يك جريان آماده سازي را براي ظهور خودشان دنبال ميكردهاند. يعني از يك طرف ضعيف كردن طرف مقابل و از طرف ديگر آماده سازي خود براي ظهور. چون ظهور اينها بايد در منطقة بيت المقدس باشد. اما اگر بخواهيم به طور خاص به بررسي قضايا بپردازيم نياز به كار تحقيقي بسيار وسيعي داريم. و محققين بايد با اين ديد مسايل را يك بازنگري كنند، مسلماً به راحتي نتايج خود را به دست خواهند آورد؛ فقط نياز به بازنگري دارد، ولي هنوز ما زمينة نرمافزاري اينگونه تحقيقها را نداريم. ما عادت كردهايم تاريخ نوشته شدهاي رامطالعه كنيم و گاهي در سطح بالا خوب حفظ كنيم. بازنگري جديدي انجام نميشود تا تركيبهاي تاريخ را مجدداً به دست بياوريم. ان شاءا... در حركت نرمافزاري جديد ما بايد تاريخ را مجدداً شخم بزنيم وبعد از غيبت مسايل منطقهاي را بررسي كنيم تا بسياري از مطالب به دست بيايد.
|