spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
يهود دشمن ديرينة اسلام چاپ پست الكترونيكي
۱۳ تير ۱۳۸۵
رفتن به
يهود دشمن ديرينة اسلام
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
گفت‌وگو با حجت الاسلام مهدي طائب
انجيل در زمان حيات حضرت عيسي(ع) نازل شده است و عيسي بشارت به ظهور مي‏دهد؛ آيا او بشارت به ظهور خودش مي‏دهد. حال انجيل تحريف شده و بشارت به خود عيسي(ع)  است. قرآن اين مطلب را به يهوديان نسبت مي‏دهد. و اگر قرار بود تحريف راجع به تورات باشد ديگر قرآن نمي‏گفت «يحرّفون» به معناي تحريف مي‏كنند، يعني اين صفت اين قوم است و لذا يكي از مسائلي كه بسيار بايد آنرا مورد متوجه قرار داد، صفت تحريف‌گري قوم صهيونيست است

 اشاره:
حجت‌الاسلام والمسلمين «مهدي طائب»، محقق، مدرس و پژوهشگر درد آشنايي است كه پس از تحصيلات و مطالعات گسترده در حوزه‌هاي مختلف علوم حوزوي، جمع كثيري از طلاب و دانشجويان اين ديار را از شرب علم و آگاهي خود سيراب مي‌سازد. «مطالعات ژرف ايشان دربارة تاريخ و بيشينة يهود و بني‌اسراييل» موجب بود تا گفت‌وگوي صميمانه در اين باب گشوده شود. در شمارة 53 مجله، مقطع اول تاريخ يهود را تا زمان ظهور اسلام پاي صحبت‌هاي ايشان نشستيم. در اين بخش نگاهي به رويارويي ديرينة و ريشه‌دار يهود با اسلام و معصومين(ع) مي‌اندازيم اميد كه مقبول طبع لطيفشان گردد. ان‌شاءالله

 دربارة قوم يهود و امكاناتي كه خداوند به واسطة حضرت موسي(ع) به اين قوم عطا كرده است، آيا با اين كار، به قول معروف، تيغ به دست زنگي مست داده نشده است؟
 اين قوم، در آغاز، زنگي مست نبوده‏اند، بلكه در آغاز قوم متديني هستند كه طي 400 سال فشار فرعون براي بي دين سازيشان در مجموع خود را حفظ كرده‏اند و ديندار مانده‏اند و به نداي خروج حضرت موسي(ع) نيز پاسخ مثبت داده‏اند. نارسايي‏هايي كه در ميان ايشان هنگام خروج رخ مي‏دهد، به خاطر وجود شيطان در اين دنيا طبيعي است. فشار فرعون براي بي دين كردن اينها در آن زمان بر اين قوم بسيار سخت و سنگين بوده است و در اين شرايط اينها مقاومت كرده‌اند. حتي نارسايي‏هايي كه در دوران آموزش پيش مي‏آيد طبيعي است و ارتدادي كه رخ مي‏دهد نيز ارتدادي طبيعي به واسطة سنگيني مأموريت و برابري نيروهاست. در واقع ورود اينها به قدس ايمان بسياري قوي و مستحكمي مي‏طلبيد.
و علي الله فليتوكّل المؤمنون.1
پس مؤمنان بايد كه بر خداي توكل كنند.
مانند اين اتفاق در ميان مسلمان‏ها هنگام جنگ احد نيز مشاهده مي‏شود، در جنگ احد وقتي بحث شهادت پيامبر اكرم (ص) مطرح مي‏شود، بعضي از مسلمانان كه ضعيف الايمان هستند فرار مي‏كنند. در مجموع، تلاش بني اسراييل براي دينشان تلاش ممدوحي است. جريان يهود انحرافي است كه در اين مجموعه رخ مي‏دهد و اين قبيل انحرافات در طول تاريخ ناگريز است. آيا بر روي زمين نبايد چاقو ساخت، چون امكان دارد عده‏اي استفاده نادرست از چاقو كنند و اگر چاقو ساخته شد مطمئناً انسان‏هايي كه صالح نيستند نيز از آن استفاده خواهند كرد. خداوند متعال تيغ را به دست زنگي مست نداده است. بلكه به دستان انسان خوب هم داده است ولي انسان بد از اين تيغ استفاده كرده است. كساني كه سركشي مي‏كنند از بني آدم هستند و بني آدم قرار نبوده است سركش باشند. بلكه بعداً بد شده‏اند و راه كج را انتخاب كرده‏اند. ما چون به دنبال بيان سازمان يهود هستيم، بيشتر نقاط منفي اين مجموعه را ذكر مي‏كنيم و اگر بخواهيم نقاط مثبتشان را ذكر كنيم در قالب انبياء و كارهاي مثبتي كه همراهان ايشان انجام داده‏اند اين‌كار را انجام مي‏دهيم. خداوند متعال وقتي از حضرت داوود(ع) بحث مي‏كند، حركت ايشان به سمت دشمن را به عنوان نقاط مثبت ذكر مي‏كنند و نقاط منفي كه رخ داده است را نيز ذكر مي‏كند؛
و ما ءآمن معه إلّا قليلٌ.2
جز اندكي، به او ايمان نياوردند.
ولي نقاط مثبت نيز ذكر شده است.
كم من فئة قليلةٍ غلبت فئةً كثيرةً بإذن الله.3
چه بسا، گروه اندكي، به خواست خدا، برگروه بسياري غلبه كنند.
    ما در اينجا به دنبال انحرافي هستيم كه ميان اينها رخ داده و اين نتيجة تاريخي را به بار آورده است. در حقيقت، خداوند متعال وقتي به حضرت آدم(ع) فرزند عطا مي‏كند، هر دو فرزندانشان، هابيل و قابيل، تحت تعليم حضرت آدم بودند. حضرت آدم به قابل تعليم نداده است تا منحرف شود ولي قابيل منحرف مي‏شود. قابيل از تعليمات پدر خود بهره مي‏جست، ولي آنها را در قالب منفي استفاده مي‏كرد.

 رويكرد و عملكرد قوم يهود در رابطه با ظهور اسلام چگونه است در آن دوران چه نظراتي داشتند و چه فعاليت‏هايي انجام مي‌دادند
؟
 بيان حالت يهود در هنگام ظهور اسلام، مستلزم اين بررسي است كه اسلام با اميال و اهداف آنها چقدر در تعارض است و آنها چقدر اين تعارض را درك مي‏كردند. طبيعتاً اگر بپذيريم كه يهود در قالب نژاد خود به دنبال حاكميت جهاني بوده و اگر بپذيريم گسترش و سيطرة حق بر جهان، آرزو و هدف تمامي انبياء الهي بوده است و اديان الهي بشارت اين سيطرة حق را بر روي زمين داده‏اند و در تورات نيز بيان شده است كه سلطة نهايي به دست پيامبر آخرالزمان و جانشينان او انجام مي‏پذيرد، نتيجه مي‏گيريم كه يهود، اسلام را منهدم كنندة ذات خود مي‏داند و اسلام را بر چينندة بساط خودشان مي‏ديده‏اند و اين مطلب در بيان بعضي از اينها به طور آشكار آمده است و نشان مي‏دهد، اين تصوير در ميان اينها وجود داشته است. از جمله در بيان يكي از بزرگان يهود هست كه روز ميلاد پيامبر اكرم(ص) تقاضا كرد كه او را ببرند تا كودك تازه متولد شده را ببيند و وقتي او كودك را ديد، به حالت غش افتاد وقتي به هوش آمد از او سئوال كردند، دليل رخ دادن اين حالت براي تو چه بود؟ پاسخ داد اين كودك همان كسي است كه مي‏خواهد سفرة ما را از روي زمين برچيند و در جاهاي ديگري نيز شبيه اين مطلب آمده است.
وقتي اينها اسلام را منهدم كنندة خودشان مي‏بينند و نفي كنندة ذات خود و اهدافشان به حساب مي‏آورند، مي‏توانيم نتيجه بگيريم كه تمام دغدغه و تشويش خاطر يهود از ظهور و بروز اسلام بوده است. يعني ساير تهديدها براي يهود فرعي به شمار مي‏آيد و ظهور اسلام تهديد اصلي ايشان است.
بر اين اساس اگر اينها را در امر مبارزه و مقابله، با تجربه بدانيم و اگر اينها را در رابطه با دين اسلام صاحب اطلاعات بدانيم و آية:
 الذّين آتيناهم الكتاب، يعرفونه كما يعرفون أبنائهم؛4
اهل كتاب، همچنان كه فرزندان خود را مي‌شناسند، او (پيامبر گرامي) را مي‌شناسند.
كه در دو مورد آمده است يك جا در مورد قبله و تغيير آن و جاي ديگر در مورد وجود مبارك پيامبر اكرم(ص) كه يكي در فروع است و ديگري در مورد خود پيامبر، حاكي از اين مطلب است كه اينها تمام مطالب را در مورد اسلام مي‏دانند.
 فرض كنيد كسي مي‏داند در نقطه‏اي دشمني دارد و مي‏داند او چگونه است و براي مقابلة با او هم تجربة كافي دارد، يهود اينچنين است.
بنابراين اصلي‏ترين عمليات يهود در جهت مقابلة با اسلام است. پس يهود در آستانة ظهور اسلام عملياتش به اوج خود مي‏رسد، و بهره‏گيري از برنامه‏ريزي‏هاي قبلي يهود به حداكثر خود مي‏رسد؛ نه اينكه آغاز كار يهود مقابله با اسلام باشد بلكه آغاز مقابلة يهود حداقل به 300 ـ 200 سال قبل از ظهور پيامبر اكرم(ص) برمي‌گردد. اساساً حضور يهود در مدينه براساس اين عداوت تعريف مي‌شود و نه براساس يافتن پيامبراكرم(ص) و ايمان به ايشان، گرچه ظاهراً اين ادعا را داشتند. و دليلش اين است كه قرآن مي‏فرمايد:
و ما آمن معه إلّا قليلٌ.
 وقتي پيامبر اكرم(ص) آمدند، تنها تعداد كمي از اينها ايمان آوردند.
    امكان ندارد گروهي به جايي بروند و بدون اينكه تغيير محتوا بدهند، تغيير نظر بدهند. يهود در مدينه تحت تأثير اعراب آن منطقه نبود، بلكه اعراب آنجا تحت تأثير يهود بودند. در مدينه گروه‏هاي فكري اثر گذار بر قبايل يهودي وجود ندارد. يعني يهود مدينه از 300 سال قبل كه به آنجا آمده بود تا آن زمان تفاوتي نكرده بودند. سازمان اثرگذاري داشت كه تأثيرپذير نبود. پس چرا عمل آنها با حرفشان تفاوت دارد. از اينجا معلوم مي‏شود كه حرفشان دروغي براي پوشش راز عملياتيشان بوده است. بنابراين يهود در آستانة ظهور به بهره گرفتن از ابزاري پرداخت كه از ساليان قبل مهيا كرده بود.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.