|
آخرالزمان: دورة پاياني دنيا |
|
|
|
۱۳ تير ۱۳۸۵ |
|
آخرالزمان: دورة پاياني دنيا
«آخر» به بخش پاياني هر مجموعه گفته،1 و «زمان» در لغت بر وقت كم يا زياد اطلاق ميشود.2 و مقصود از آن در اينجا روزگار و عمر جهان است. «آخرالزمان» تركيبي اضافي و به معناي بخش پاياني حيات دنيا است. واژة آخرالزمان در قرآن به كار نرفته؛ امّا مطالب گوناگوني درباره اين موضوع از آيات قابل استفاده است. قرآن به طور كلّي، جهانيان را به دو بخش پيشينيان (الأوّلين، المستقدمين) و پسينيان (الأخرين، المستئخرين) قسمت كرده است3 افزون بر آن، آياتي در قرآن از ميراثبري زمين به وسيلة صالحان و مستضعفان، پيروزي نهايي حق بر باطل و گسترش اسلام در سرتاسر جهان سخن ميگويد كه پس از وقوع بلاها و فتنههاي بسيار محقّق ميشود.4 اين آيات با دورة پاياني دنيا ارتباط دارند5 و برخي از نشانههاي قيامت كه از آن به «اشراط الساعة» تعبير شده6 نيز در اين بخش واقعند. در روايات و تفاسير، بسياري از نشانههاي آخرالزمان از اشراط الساعة نيز شمرده شده است؛7 از اين رو براي جدايي اين دو موضوع مقالة آخرالزمان به حوادث و تحوّلات اجتماعي در واپسين دورة حيات بشري اختصاص يافته كه معمولاً در كتابهايي تحت عنوان الملاحم والفتن8 و كتابهاي مربوط به غيبت امام زمان(عج)9 بررسي ميشوند و «اشراط الساعة» به حوادث طبعي و دگرگونيهاي كيهاني در آستانة قيامت، مانند: طلوع خورشيد از مغرب، پوشيده شدن آسمان از دود، تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان، متلاشي شدن كوهها و... محدود شده است.10 تعبير «اليوم الأخر» كه در قرآن فراوان به كار رفته، با جهان آخرت مرادف و ناظر به اين واقعيت است كه زندگاني آن جهان، در پي حيات دنيايي، سرانجام نهايي آن است؛11 در نتيجه، اين اصطلاح نيز به بحث «آخرالزمان» مربوط نميشود. از آنجا كه مفهوم «آخر» نسبي است و در تاريخ انقراض دنيا اختلاف فراواني وجود دارد12 و قرآن نيز از تعيين وقتي مشخّص براي آن پرهيز كرده13 محدودة آخرالزمان به دقّت قابل اندازهگيري نيست؛ با اين حال، با استفاده از روايات14 ميتوان بعثت پيامبر خاتم را سرآغاز دورة «آخرالزمان» دانست15؛ البتّه در بيشتر روايات، آخرالزمان به دورة پاياني كه با ظهور مهدي(عج) مقارن است، اطلاق شده است.
پينوشتها: بخشي از مقالة دايرةالمعارف قرآن كريم، از انتشارات مركز فرهنگ و معارف قرآن 1. الكلّيات، ج1، ص 83. 2. لسان العرب، ج 6، ص 86، «زمن». 3. سورة واقعه(56)، آية 13 و 39 و 49؛ سورة حجر(15)، آية 24. 4. سورة اعراف (7)، آية 128؛ سورة نور (24)، آية 55؛ سورة قصص(28)، آية 5؛ سورة فتح(48)، آية 28. 5. قيام و انقلاب مهدي، ص 5و6. 6. سورة محمد(47)، آية 18. 7. روح المعاني، مج14، ج 26، ص 80ـ82؛ نمونه، ج 21، ص 449ـ 451 8. الفتن و الملاحم في آخرالزمان، ابن كثير ابن طاووس؛ الملاحم و الفتن. 9. طوسي، الغيبه. 10. الكشّاف الموضوعي، ج 1، ص 97ـ 102. 11. التحقيق، ج 1، ص 46، «آخر». 12. هزارهگرايي، ص 21. 13. سورة لقمان(31)، آية 34؛ سورة احزاب(33) آية 66؛ سورة زخرف(43)، آية 85. 14. بحارالأنوار، ج 40، ص 177؛ ج 2، ص 87؛ ج 9، ص 319؛ ج 12، ص 282؛ ج 14، ص 83و 184؛ ج 15، ص 203؛ ج 16، ص 18ـ21؛ ج 20، ص 222؛ ج 21، ص 317 و 351. 15. التحرير و التنوير، ج 26، ص 104. ماهنامه موعود شماره 56 |