spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
نشانه‌هاي بحران چاپ پست الكترونيكي
۱۳ تير ۱۳۸۵
گفت‌وگو با مهدي نصيري

اشاره:
جناب آقاي مهدي نصيري را عموم كساني كه طي دهه‌هاي شصت و هفتاد با دقت و وسواس مباحث سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران را دنبال مي‌كردند مي‌شناسند. از آن زمان كه سردبيري روزنامة كيهان را در اوج هجوم فرهنگي غرب و روشنفكران در عهده داشتند تا زماني كه هفته نامة مستقل، امّا پرخوانندة «صبح» را منتشر ساختند؛ هفته‌نامه‌اي كه در زمان خودش بسياري از جوانان و به ويژه دانشجويان را شيفتة خود ساخته بود و ذهن و زبان آنها را درگير معضلات و مسايل جاري كشور مي‌ساخت.
اگرچه امروز از مهدي نصيري در عرصة مطبوعات خبر چنداني نيست و كمتر تن به گفت و گو مي‌دهد اما چاپ كتاب اسلام و تجدد ديگر بار بسياري را متوجه مواضع او دربارة جهان امروز و بحران آخرالزمان و تمدن غربي ساخت.
براي گفت و گويي كوتاه، اما صميمي در همين بارة، «نشانه‌هاي بحران» به سراغ مهدي نصيري رفتيم و اينك حاصل اين نشت را تقديم خوانندگان موعود مي‌كنيم.
احياناً برخي از نكات مطرح شده در اين گفت‌وگو با نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي رايج هم‌خواني نداشته باشد كه در اينجا ضمن احترام نظرات صاحب‌نظر گفت‌وگو شونده از همة صاحب‌نظران دعوت مي‌كنيم نقدهاي خود بر اين گفت‌وگو را براي ما ارسال دارد.

چرا شرايط «آخرالزمان» در همه جا و در ميان همة منابع ديني و غيرديني قرين با «بحران» فرض شده و بر آن پاي مي‌فشارند. اين بحران حاصل چيست
؟
 از روايات و نيز واقعيات ملموس چنين بر مي‌آيد كه در «آخرالزمان» بيشترين و قوي‌ترين حجاب‌ها بين افراد و جوامع با حقيقت دين و وحي حائل مي‌شود و بيش از هر مقطع زماني ديگر، ساحت نفس امارة فردي و جمعي، عرصه را بر ساحت دين و آموزه‌هاي وحياني تنگ مي‌كند. جوامع فاصله گرفته از دين ممكن است در يكي از سه وضعيت زير باشند:

الف) بي‌اعتنايي به ارزش‌ها؛ ب) مقابله با ارزش‌ها؛ ج) وارونگي ارزش‌ها؛
تقسيم‌بندي فوق را از روايتي از رسول گرامي اسلام(ص) مي‌توان فهميد كه روزي به اصحاب فرمودند:
زماني خواهد آمد كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك خواهيد نمود [وضعيت اول]، اصحاب با تعجب پرسيدند، آيا واقعاً چنين خواهد شد؟ حضرت(ص) فرمود، بله و بدتر از اين خواهد شد، و آن روزي است كه امر به منكر و نهي از معروف كنيد [وضعيت دوم]، باز اصحاب با ناباوري پرسيدند، آيا چنين خواهد شد؟ حضرت(ص) فرمود، بله و بدتر از اين خواهد شد، و آن روزي است كه معروف را منكر و منكر را معروف مي‌پنداريد [وضعيت سوم].
آخرالزمان، وضعيت سوم است كه به مراتب بدتر از دو وضعيت ديگر است. خواص و عوام اغلب در چنين وضعيتي، احساس رضايت از وضع موجود دارند:
خواجه پندارد كه طاعت مي‌كند            ليكن او از معصيت جان مي‌كند
با اينكه در وضعيت غلبة منكرات و انزواي معروف‌ها هستند، ولي چون معيارها وارونه شده است، احساسشان بر اين است كه آنچه جاري است معروف است و مطلوب، بنابراين هيچ نيازي به اصلاح و بازنگري و تغيير نمي‌بينند.
شما اگر به شرايط كنوني عالم بنگريد به وضوح مي‌توانيد نشانه‌هاي وضعيت سوم را مشاهده كنيد. مفهوم بسياري از واژه‌ها تغيير و تحريف يافته، و معنايي وارونه پيدا كرده‌‌اند. در دنياي امروز، بر جهل نام علم، بر طغيان و فزون‌خواهي و ويرانگري نام عقل، بر اسارت نام آزادي، بر انحطاط نام پيشرفت، بر خرابي نام توسعه و آباداني، بر غفلت نام بيداري، بر لهو و لعب و پرده‌دري نام هنر و خلاصه بر توحش نام تمدن نهاده‌اند.

 آيا مصاديق و نشانه‌هاي بحران آخرالزمان را در شرايط كنوني حيات بشر، يعني قرن 21 مي‌بينيد و مي‌شود مصاديق آن را مطرح كرد؟
 فكر مي‌كنم ما در اوج بحران آخرالزمان قرار داريم و بشر قرن 21 بحران‌زده‌ترين بشر تاريخ است. مهم‌ترين بحران بشر معاصر، «بحران معنا» است. «آندره مالرو» گفته است:
تمدن ما (تمدن جديد) نخستين تمدني، در تاريخ، است كه به پرسش «معني زندگي چيست؟» پاسخ داده است.
بشر قرن 21 كه به او «بشر مدرن» نيز گفته مي‌شود، از حيث معنوي، تهي‌ترين بشر تاريخ است و به همين دليل هم سرگردان‌ترين و مضطرب‌ترين. بشر مدرن ارتباطش را با خداوند قطع كرده است و خود، به جاي خدا، نشسته است. «ظلمت» عقلِ خود بنياد بشر مدرن جاي «نور» عقلِ خدا بنياد بشر ديني را گرفته است و در عرصه‌هاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و... فرمان مي‌راند. بشر جديد مصداق بارز اين آية قرآن است كه:
أفرأيت من اتّخد إلهه هواه.1
آيا آنكه هواي نفسش را معبود خويش گرفته، مشاهده كردي؟
و نيز مصداق اين آيه كه:
ولاتكونوا كالذين نسوا الله فأنسيهم أنفسهم.2
مانند كساني كه خدا را فراموش كردند، پس خداوند آنها را به خود فراموشي دچار كرد، نباشيد.
بشر مدرن، كه مولود رنسانس و تمدن جديد غرب است، بدجوري دچار مكر خداوند شده است و از خداوند در حال بازي خوردن است. بشر مدرن يعني همين انسان‌هاي موجود با معيارهاي حاكم بر ذهنشان، كه ما هم البته كم و بيش جزء آنها هستيم، مثلاً فكر مي‌كند كه تسلطش بر طبيعت و جهان و درياها و كوه‌ها و فضا و ژن‌ها و امواج و... نشانة خوشبختي و تكامل و ترقي‌اش است و لذا بسي به خود مي‌بالد و مي‌نازد و دربارة بشر اعصار پيشين كه از چنين قدرتي برخوردار نبود، احساس ترحم مي‌كند، اما بيچاره غافل از اين است كه اين همه فتوحات مادي و تكنيكي، به خاطر تنبيه و مجازات اوست كه از «ذكر» رويگردان شده است:
فلمّا نسوا ما ذكّروا به فتحنا عليهم أبواب كلّ شيء حتيّ إذا  فرحوا بما اُوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسون.3
آنگاه چون پند و هشدارها را فراموش كردند، همة درها [ي قدرت] را بر آنها گشوديم و چون بدانچه دست يافتند، سرمست شدند، ناگهان فروگرفتيمشان و آنگاه بود كه نوميد شدند.
بشر مدرن، سخت، گرفتار سنت الهي امهال و استدراج شده است و وقتي به اوج غرور و تفاخر رسيد (حتيّ إذا فرحوا) آنگاه نوبت عذاب فرا مي‌رسد (أخذنا هم بغتة). جالب است بدانيد كه مصداق اصلي و نهايي اين آية آخرالزمان است و امام معصوم(ع) درتفسير آيه مي‌فرمايد:
 مقصود از أخذناهم بغتة ظهور قائم (عج) ما است.
 كه چون صاعقه و طوفاني بر تمدن مقتدر و سلطه‌جوي كفر و مدرن فرود مي‌آيد و همه چيز را ويران مي‌كند تا زمينه را براي استقرار تمدن باشكوه الهي و انساني مهدوي(عج) فراهم نمايد.4
بحران معنا كه اساسي‌ترين بحران آخرالزمان است منجر به بحران‌هاي ديگري چون بحران اخلاق، بحران اجتماعي، بحران اقتصادي، بحران اطلاعات و آگاهي، بحران محيط‌زيست، بحران سلامتي و بحران امنيت شده است كه هر روز مي‌توانيم مصاديق آن را در اخبار رسانه‌ها و بلكه دور و برمان مشاهده كنيم.

 در اين ميانه «مسلمين در چه وضعي هستند» بحران‌زده؟ بحران‌زا؟ و يا...
 بحران آخرالزمان بحراني فراگير است و كمتر كسي از آن در امان است و تنها ممكن است در شدت و ضعف بحران‌زدگي تفاوت‌هايي وجود داشته باشد. براساس روايت معروف «يملأ الله الأرض عدلاً و قسطاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» آخرالزمان لبريز از بي‌تعادلي و بي‌توازني و بحران است، و جالب اينكه حتي معدود كساني كه به فهم اين بحران نائل مي‌آيند و از آن تبري مي‌جويند نيز به نحوي گرفتار بحران‌اند. بنابراين ما شيعيان نيز بحران زده‌ايم . ما به ميزاني كه غرب‌زده و علم‌زده و تكنيك‌زده و مغروق در مناسبات و ساختارهاي تمدن غيرالهي مدرن هستيم، به همان ميزان بحران‌زده‌ايم و البته بحران‌زا هم مي‌توانيم باشيم. اصولاً هر بحران‌زده‌اي اگر بر بحران‌زدگي خويش وقوف نداشته باشد، بحران‌زا خواهد شد. ما به ميزاني كه امروز تمناي مدرنيته را (اعم از علم و تكنيك و دموكراسي و رسانه و هنر و فرهنگ‌اش) داريم بحران‌زده و بحران‌زا هستيم و حتي اگر به لحاظ نظري به رد مدرنتيه بپردازيم و غيرالهي بودن اين تمدن را درك كنيم، چون در ميدان زندگي و عمل، مفرّي از ابزار و ساز و كارهاي مدرن نداريم، پس باز بحران‌زده‌ايم و اگر خيلي هنر داشته باشيم مي‌توانيم از بحران‌زايي‌مان بكاهيم.

 آيا مي‌توان وضع ديگري را برايشان فرض كرد و گفت اي كاش مسلمين چنين يا چنان بودند
؟
بهترين وضعيت اين است كه در گام اول، ظلمت آخرالزمان و به‌ويژه دورة ظلماني كنوني را درك نمايند كه شرط آن فهم بحران‌زده و بحران‌زا بودن تمدن مدرن است و خلاصه اينكه از «وضع موجود» بيزار شده و تمناي «وضع موعود» را پيدا كنند، اگر گام اول به نحو مطلوبي محقق شود و خواص و عوام بر سر آن اجماع نسبي و مؤثري پيدا كنند آنگاه نوبت به گام بعدي مي‌رسد و آن اصلاح وضعيت در حد توان است كه البته پيوسته همراه با تمناي وضع موعود است كه همان حادثة عظيم ظهور است و اين تعبيري ديگر از همان استراتژي و راهبرد انتظار است كه در ماهنامة ارجمند موعود نيز از آن بسيار سخن گفته مي‌شود.
 در چنين موقعيتي با دو جبهة بحران‌زا و بحران‌زده چه بايد كرد؟ همراه شد؟ طرد كرد؟ يا اصلاح كرد؟
 به پاسخ اين سؤال، تا حدي در پاسخ به سؤال پيش پرداختم، اجمالاً اينكه گام اول فهم بحران موجود است، گام بعدي تسري و گسترش اين فهم در ميان خواص و عوام است و گام بعدي اقدام در حد وسع و توان است كه البته با ويرانگري‌هاي ايجاد شده توسط تمدن مدرن اين وسع و توان محدود است و اين سه گام البته بايد در پرتو يك آرمان والا دنبال شود  كه همان انتظار فرج است و معني «أفضل الأعمال إنتظار الفرج» نيز به نظر حقير همين است.

 وضع شيعيان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
 همانگونه كه گفتم ما شيعيان نيز بحران زده‌ايم و بسياري از علائم و نشانه‌هاي انحطاط آخرالزمان كه در روايات و احاديث شريف ما مطرح شده است، بيانگر وضع شيعيان است كه البته تكليف غيرشيعيان هم معلوم است كه چيست. ردّ پاي بحران و وضعيت وارونگي ارزش‌ها را در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي و سياسي و اجتماعي و اقتصادي خودمان مي‌توانيم بيابيم. من چند نمونه را ذكر مي‌كنم . مثلاً:
ـ نظام تعليم و تربيت مدرن (مدارس جديد و دانشگاه)، محصول رنسانس و مبتني بر مباني فلسفي و معرفت‌شناسي مدرن است و در تقابل با مباني ديني، اما همة ما اين نظام را كم و بيش همان نظام تعليم و تربيت مطلوب مي‌دانيم و مي‌خواهيم در اين ظرف، نخبه‌پروري كنيم و انسان مؤمن و مسلمان تربيت كنيم. حالا البته اگر واقعيت‌هاي عيني هم بيانگر اين باشد كه خروجي اين نظام و تعليم و تربيت به شدت آسيب‌ديده و تا حد زيادي سكولار و لاييك است، تغييري در ديدگاهمان نمي‌دهيم و باز هم بحران را نمي‌فهميم.
ـ علم جديد و تكنولوژي جديد به دلايل بسياري كه اين مقال جاي شرح آنها نيست، از مصاديق علم مطلوب دين و كتاب و عترت نيست و بر آيند نهايي اين علم و تكنولوژي از خدا و خودبيگانگي است اما ما اصرار داريم كه بگوييم رواياتي چون «طلب العلم فريضة علي كل مسلم» و «أطلبوا العلم من المهد إلي اللحد» و «أطلبوا العلم و لو بالصين» ناظر به همين علم است.
ـ از نظر آموزه‌هاي اسلامي، مقدس‌ترين جايگاه براي زن مسلمان خانه و خانواده است و زن به ميزاني كه مستور و محجوب باشد، ارزش والاتري مي‌يابد و بيشتر مرضيّ خداوند است اما اكنون ما شيعيان و محبان حضرت فاطمة زهرا(س) در كار بيرون كشاندن زن از كانون خانواده و همدوشي او با مردان و حضور همه جانبه و مختلط او با مردان در دانشگاه و اداره و خيابان و ورزشگاه و مجلس و دولت هستيم و اين منكر آشكار را معروف مي‌پنداريم و با ادله‌اي واهي، آن را رسالت اسلامي و شيعي خويش مي‌پنداريم و البته چون كبك هم سر در برف مي‌كنيم و مفاسد حضور همه جانبة بانوان در همة عرصه‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را كه عبارت است از بي‌بند و باري و فساد و طلاق و فرار از ازدواج  و... را ناديده مي‌گيريم و از سير روزافزون اين مفاسد، لرزه بر انداممان نمي‌افتد.
ـ بدتر از همه اين معضل فكري و نظري است كه شديداً بر ضد وظيفة انتظار و منتظر بودن است و آن اينكه، عصر جديد را مظهر تكامل و پيشرفت تاريخ بشري مي‌دانيم و في‌المثل نظامات سياسي جديد مثل دموكراسي را تكامل نظامات سياسي گذشته حتي نظام ولايي مي‌دانيم و يا اينكه رسانه‌هاي غفلت‌زا و تكثر‌زده و لهو و لعب مدار جديد را تكامل مي‌دانيم و نيز معماري و شهرهاي بي‌قواره و زشت و اضطراب‌آفرين افريت مدرن را تكامل معماري و شهرهاي موزون و آرامش‌بخش سنتي مي‌دانيم و بدتر از همه، فضاي علمي و فرهنگي پر از تعارض و تكثر و اختلاف نظر و التقاط‌زدة جديد را تكامل فضاي علمي و فرهنگي نسبتاً واحد و منسجم و راه‌گشاي سنتي مي‌دانيم و... اين نگاه به عصر جديد و اين نوع زمان‌شناسيِ وارونه، بدترين آفت و گرفتاري بشر مدرن و نيز ما مسلمانان و شيعيان مدرنيته‌زده است. اين ديدگاه غلط در مسير بسط و توسعة خودش به بدترين بحران و زشتي آخرالزمان مي‌انجامد كه عبارت است از تغيير دين خداوند و دگرگوني در احكام الهي كه از آن با عنوان تكامل فهم معرفت ديني همپاي با تكامل تمدن بشري، ياد ‌مي‌شود، پناه بر خدا. و البته برخي از فقها در چنين مداري قرار مي‌گيرند. شما هم لابد اين روايت تكان‌دهنده را شنيده‌ايد كه آخرين مقاومت در برابر حضرت حجت(ع) از ناحية گروهي از فقها انجام مي‌پذيرد. از روايات ديگر چنين مي‌شود كه اين فقها، فقهاي نوگرا و تحول‌خواه هستند كه با ديدن دوران جديد و تمدن جديد و عدم وصول به باطن غيرديني آن، در صدد انطباق دين با مشتهيات و تمنّيات بشر مدرن بر مي‌آيند و پوستين وارونه بر تن اسلام مي‌پوشانند.

 از نقطه نظر معصومين(ع) شيعيان در چنين شرايطي چگونه بايد باشند؟
 معصومين(ع) پيش بيني چنين روزگاري را براي ما كرده‌اند كه در روايات آخرالزمان منعكس است. اولاً هشدارهاي متعددي نسبت به دشواري‌هاي حفظ دين و اعتقاد صحيح در آخرالزمان به‌ويژه هرچه به اوج آن نزديك مي‌شويم داده‌اند و در واقع خواسته‌اند بگويند كه بايد همةهوش و حواس شيعيان نسبت به حفظ ايمانشان جمع باشد.
امام باقر(ع) در روايتي مي‌فرمايند:
(در آخرالزمان) فرد در آغاز روز، بر روش ماست و در آخر روز، از آن خارج مي‌شود و شب بر طريقت و شيوة ماست اما صبح از آن خارج شده است.3
همين طور امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
واي بر شما، امروز صبح كتاب «جفر» را مطالعه مي‌كردم و در زندگي مولودي مي‌انديشيدم كه از ديده‌ها نهان مي‌شود، غيبتش به درازا مي‌انجامد و عمرش طولاني مي‌شود و مؤمنين در آن زمان به سختي آزموده مي‌شوند و از غيبت طولاني‌اش دچار ترديد شده و بيشتر آنها از دينشان دست مي‌شويند و طوق اسلام را از گردن خود، بر مي‌دارند.4
و نيز امام رضا(ع) فرموده‌اند:
به خدا سوگند آنچه را انتظار مي‌بريد [ظهور قائم (عج)] به وقوع نخواهد پيوست مگر آن كه به سختي آزمايش شويد تا جايي كه جز عده اندكي از شما [بر ايمان و عقيده خود] استوار نماند.5
همچنين در باب تنگناهايي كه براي عمل به احكام خداوند و شريعت براي مؤمنين در آخرالزمان ايجاد مي‌شود، كه به نظر بنده اوج اين تنگناها در دوران كنوني حاكميت مدرنيته بر جوامع و جامعه ماست، پيش‌گويي كرده‌اند و به نوعي نيز به خاطر سختي شرايط، نحوي تساهل و تسامح در عمل را قائل شده‌اند. رسول گرامي اسلام(ص) روزي خطاب به گروهي از اصحاب خود فرمودند:
در روزگار شما اگر كسي يك دهم وظايف ديني‌اش را ترك كند هلاك مي‌شود اما روزگاري خواهد آمد كه اگر كسي به يك دهم از تكاليفش عمل كند، نجات خواهد يافت.6
از مجموعة روايات چنين فهميده مي‌شود كه در چنين شرايطي شيعيان بايد همة تلاش خود را براي حفظ عقيده و ايمان صحيح، كه همان معارف كتاب و عترت(ع) است به‌كارگرفته و دچار ارتداد و نفي اصول و احكام ديني نشوند و در حد وسع و توان عملي‌اي كه دارند، به احكام خدا عمل كنند و در شرايط اضطراري هم حرجي بر آنها نيست. به عبارت ديگر در آخرالزمان حفظ عقيده و نظر صحيح مقدم بر عمل است، چرا كه ممكن است روز به روز شرايط عملي سخت‌تر شود و خداوند هم به خاطر اين شرايط سخت با ديدة اغماض به برخي اعمال ما بنگرد اما اعتقادات صحيح داشتن چون امري قلبي است در سخت‌ترين شرايط هم قابل حفظ است و هيچ عذري براي دست برداشتن از آن پذيرفتني نيست. رسول گرامي(ص) اسلام در روايتي فرمودند:
اعتقاد نيك در آخرالزمان بهتر از پاره‌اي از كردار است.7
اين نكته را هم اضافه كنم كه در روزگار ما يكي از مهم‌ترين عوامل حفظ ايمان، فهم عميق و دقيق مدرنيته و رسوخ به باطن شيطاني و بحران‌زدة تمدن جديد غرب (اعم از علم و تكنولوژي و ساختارهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي مدرن) است و اينكه به قول اقبال لاهوري دريابيم كه:
فساد عصر حاضر آشكار است         سپهر از زشتي او شرمسار است
اگر پيدا كني ذوق نگاهي            دو صد شيطان تو را خدمتگزار است
همة كساني كه اين موضوع مهم را در نيابند و فكر كنند كه در عصر پيشرفت و ترقي و تكامل هستندـ حتي اگر اين پيشرفت را فقط در علم و تكنولوژي و ساختارهاي مادي غرب ببينند و فرضاً در بعد فرهنگي قائل به فساد غرب باشند ـ بالاخره در مقابل اين دجال كوچك به نحوي كم و بيش به زانو در مي‌آيند و يا حكم به كهنگي شريعت و دين ـ حداقل در پاره‌اي از احكام ـ مي‌دهند و يا آنكه در صدد تغيير احكام الله و ارائة قرائت‌هاي امروزپسند از دين بر مي‌آيند تا به زعم خود طراوت دين را حفظ كنند كه هر دو از مصاديق ارتداد خواهد بود.
نكتة ديگر اينكه شيعه در آخرالزمان در كنار تلاش براي اصلاح امور در حد وسع و توانش، بايد پيوسته حالت انتظار و تمناي وضع موعود را در انديشه و جان خويش زنده نگهدارد و پيوسته متذكر اين نكته باشد كه حيات طيبة ديني و جامعة مطلوب ايماني، تنها با ظهور محقق خواهد شد، لذا بايد شب و روز در فراق آن محبوب غايب از انظار ناله كند:
اللّهمّ إنّا نشكو إليك فقد نبيّنا و غيبة وليّنا و شدّة الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا.
نكتة ديگر در ارتباط با اين سؤال اين است كه براساس روايات، پيش از ظهور گروه‌هايي از شيعيان از آگاهي و آمادگي بيشتري نسبت به ديگران براي ظهور برخوردارند و با مشاهدة اولين نشانه‌هاي ظهور براي پيوستن به حضرت(عج) تلاش مي‌كنند مثل سپاه سيد خراساني، سپاه يمني و سپاه مغربي.
شايد بيشترين ياران حضرت از كشور ما باشند كه جاي دارد همگان تلاش كنيم با حفظ اعتقادات اصيل و صحيح و آراستگي به اعمال و رفتار صالح در حدّ توان، انشاءالله در زمرة ياران حضرتش(عج) قرار بگيريم.

 از فرصتي كه در اختيار موعود قرار داديد، سپاسگزاريم.

پي‌نوشت‌ها:
1. سورة جاثيه (45، آية 3.
2. سورة حشر(59)، آية 19.
3. سورة انعام (6)، آية 44.
4. حسيني بحراني، سيدهاشم، ترجمة سيدمهدي حائري قزويني، سيماي حضرت مهدي(ع) در قرآن، صص 122ـ121.
5. محمد بن ابراهيم، نعماني، الغيبة، ص 206.
4. همان، ص 169.
6. همان، ص 208.
7. محمد بن علي الكراجكي، كنزالفوائد، ص 97.
8. الآداب المفرد، ص 771.

 

ماهنامه موعود شماره 56 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.