|
۱۳ تير ۱۳۸۵ |
|
زندگي در دنياي خسته مارك كليتون1
اشاره: شايد در هيچ دوره از دورانهاي بيشماري كه كرة خاك در عمر طولاني خود شاهد آنها بوده، چون عصر ما، جهان اينگونه دستخوش بحرانها و التهابهاي گوناگون و فراگير نبوده است؛ بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي، زيستمحيطي و ... . فقط كافي است يكي از روزنامههاي صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاي مختلفي از اين بحرانهاي فزاينده روبهرو شويد. جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسلكشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني، آدمربايي، شكنجه، روسپيگري، همجنسبازي، سقط جنين، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشكسالي، زلزله، بيماريهاي كشنده و ... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره ميشود. راستي چه اتفاقي افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساختهاي گرفتار آمده كه هرچه بيشتر دست و پا ميزند بيشتر در آن فرو ميرود؟ آيا براي اين بحرانهاي فراگير جهاني ميتوان پاياني تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهي براي برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بيعدالتي، اين همه فساد و تباهي، اينهمه ... براي بازگشت انسان از راهي كه براي اراده جهان در پيش گرفته كافي نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرمودة پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه: ظهرالفساد في البّر و البحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الّذي عملوا لعلّهم يرجعون. به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [سزاي] بعضي از آنچه را كه كردهاند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. آري، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتواني خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيماني از پشت كردن به «وليّ خدا» ـ كه تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهي است ـ سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه: خداوندا! به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، پس وليّ خود و پسر دختر پيامبرت را ـ كه همنام رسول توست ـ بر ما آشكار ساز، تا آنكه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند. در سلسله مقالاتي كه تاكنون با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز شده، نمادهاي مختلف بحرانهايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسي قرار ميگيرد تا عمق و گستردگي اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همة ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگيها، سرگردانيها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همة وجود از خداوند متعال خواستار شويم. ديگر شكي وجود ندارد كه آدمي بزرگترين مسئول مشكلات و فجايع زيست محيطي در دهههاي اخير بوده است. بشر جديد در راستاي تأمين منافع زودگذرش به هر ابزاري متوسل ميشود تا به آسودگي و رفاه بيشتر نايل آيد و اين در حالي است كه هزينههاي غالباً نامحسوس چنين رفتاري بر محيط زيست، كمتر مورد بررسي قرار ميگيرد. از همين روست كه بشر در حال تجربة زندگي در دنيايي خسته و وارفته است كه هر روز بر دامنة آن افزوده ميشود. در اين شماره ابعاد مختلف اين بحران را كه يكي ديگر از مصاديق بحرانهاي آخرالزمان است بررسي ميكنيم. قرنها شاهد عبور دستههاي عظيم «ماهي روغن» در سواحل ناهموار نيوزيلند بوديم، اما در سال 1992 بود كه صيد گستردة اين نوع ماهي، به شدت از تعداد آنها كاست و به مشكلات بيشماري براي ساكنان اين مناطق دامن زد. هزاران نفر شغل خود را از دست دادند و مجدداً مبالغ عظيمي صرف اشتغالزايي در اين منطقه شد. سال گذشته، يك ماهوارة هواشناسي، تودة عظيم گرد و غباري را برفراز آفريقا شناسايي نمود كه گستردگي آن حدود پنجهزار مايل بود. اصولاً قطع درختان در شمال آفريقا و نابودي جنگلها، يكي از دلايل تشكيل چنين تودههايي است كه از اين نواحي برميخيزد و با عبور از اقيانوس اطلس، در نواحي ساحلي ايالات متحده فرود ميآيد و البته مشكلات متعددي را براي آمريكاييان به همراه دارد كه معمولترين آن، گسترش مشكلات تنفسي در بين ساكنان اين نواحي است. اگرچه بين اين پديدهها يعني كاهش ميزان ماهيها و شكلگيري تودههاي گرد و غبار هيچ ارتباطي وجود ندارد، اما همراهي مواردي از اين دست در مناطق مختلف، پيامدهاي گستردهاي بر اكوسيستم داشته كه حداقل ميزان اينگونه پيامدها در پنجاه سال اخير، در طول تاريخ حيات بشر بيسابقه بوده است. افزايش نياز آدمي به آب، سوخت، غذا، الوار، الياف و غيره، همه و همه بخشي از گسترش اقتصاد جهاني است كه به مشكلات متعددي در عرصة محيط زيست دامن زده است. اگرچه نتايج كوتاه مدت چنين توسعة اقتصادياي، افزايش منافع كوتاه مدت بشر، كاهش گرسنگي و افزايش ثروت بوده است، امّا از سويي ديگر، با نابودي گسترده تنوع حيات در عرصة گيتي همراه شده است. كريستن سمپر، مدير مؤسسة موزة ملي تاريخ آمريكا، در اين باره ميگويد: «امروزه گزارشهاي متعددي بيانگر نابودي محيطزيست است و اين براي نخستين بار است كه ميتوانيم بر پاية اين گزارشها، به رابطة رفاه بشري و شرايط اكوسيستم موجود پي ببريم.» طبق نظر وي، خشك شدن نواحي شمال آفريقا و شكلگيري چنين تودههايي و نيز خالي شدن آبهاي ساحلي نيوزيلند از ماهيهاي بومي اين منطقه، تنها دو نمونه از موارد بيشماري است كه بيانگر نابودي شصت درصدي اكوسيستمهاي سراسر جهان است. امروزه از جمله اكوسيستمهايي كه ميتوان گسترة نابودياش را با رفاه بشري مرتبط دانست، در اين موارد خلاصه ميشود: زمين: از سال 1945 به بعد، شاهد تبديل زمينهاي باير به زمينهاي كشاورزي بودهايم، به طوري كه روز به روز از حجم اينگونه زمينها كاسته ميشود. امروزه حدود يك چهارم سطح زمين را زمين زراعي فراگرفته است. صخرههاي مرجاني: حدود 20% صخرههاي مرجاني زمين به طور كامل نابود شده است و حدود 20% ديگر، در دهههاي گذشته در معرض نابودي قرار گرفتهاند. رودخانهها و درياچهها: به رغم اين واقعيت كه ميزان آب پشت سدها از سال 1960 تاكنون چهار برابر شده، اما استفاده از اين آبها در عرصة كشاورزي، به همين ميزان افزوده شده است. مناطق ساحلي: استفادة فزاينده كشاورزان از كودهاي نيتروژني از سال 1905، مجاري آبها و اكوسيستم سواحل را در سراسر زمين آلوده ساخته است. به علاوه، حدود 35% باتلاقها در آمريكا، در راستاي تصفية آب، با خاك يكسان شدهاند. اقيانوسها: افزايش فزايندة صيد ماهي در اقيانوسها سبب شده است كه ميزان ذخيرة ماهيهاي جهان در مقايسه با پيش از آغاز ماهيگيري صنعتي بهطور متوسط بين 90 تا 99 درصد كاهش يابد. تنها در مورد همين صيد ماهي، براي نخستين بار، توندي آگاردي، مدير گروه سياستگذاري طرحهاي ساحلي آمريكا ميگويد: «همواره تصورمان برآن بود كه صيد فزايندة ماهي و كم شدن ميزان آنها، پس از چندي قابل جبران است، اما واقعيت آن است كه در بسياري از موارد، به واسطة وجود برخي مسائل ديگر همچون آلودگي، تخريب زيستگاهها و تغييرات جوّي، ديگر چنين بازگشتي امكانپذير نيست.» به عنوان نمونه، نابودي مرجانها غالباً به واسطة تغيير شرايط آبهاي ساحلي است كه به مرور زمان آلوده شدهاند. تخريب باتلاقها كه به مثابة فيلترهاي زيستي عمل ميكنند و آلودگيهاي آبهاي سواحل را تصفيه ميكنند، نتيجة گسترش شهرسازي بوده است. مضاف بر آنكه در دهههاي اخير، برميزان اسكان در سواحل نيز روز به روز افزوده شده است و همين موضوع نيز با مشكلاتي براي اكوسيستمهاي سواحل همراه بوده است. تنها افزايش ميزان جلبكها در برخي مناطق، صرفاً به واسطة صيد فزايندة ماهيهايي بوده است كه غذاي اصليشان جلبك است.
پينوشتها: منبع: Christian Science Monitor به نقل از: سياحت غرب، ش 23، خرداد 1384. 1. « Mark Clayton » روزنامهنگار آمريكايي عضو هيأت تحريرية نشرية «Christian Science Monitor»
ماهنامه موعود شماره 55 |