وَ إذِ ابْتَلي إبْراهيِمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأتمَّهُنَّ قالَ إنّي جاعِلُكَ لِلنّاس إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتيِ قَال لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِميِنَ؛1
بياد آور آن هنگامي را كه خداي ابراهيم او را با وسايل گوناگوني مورد آزمايش قرار داد و او به خوبي از عهدة آزمايش برآمد. خدا به او فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم. [ابراهيم(ع)] عرض كرد: از ذرّيّة من نيز! خدا فرمود: عهد و پيمان من به ستمكاران نميرسد.
مقام امامت رفيعترين مقام معنوياين آية شريفه از جمله آياتي است كه در مسئلة «امامت» مورد استدلال قرار گرفته؛ هم از جهت اثبات لزوم امام در ميان بشر و هم از جهت اثبات عصمت براي امام؛ و نشان ميدهد عاليترين و رفيعترين مقام از مقامات معنوي كه نصيب برخي از اولياي خدا ميشود، مقام امامت است كه پس از طيّ مراحل متعدّد از مقامات معنوي، شايستگي نيل به آن مقام را پيدا ميكند و هادي الي الله ميشوند.
اقسام هدايتهدايت دو قسم است:
1. ارائة الطّريق؛ يعني: راهنمايي كردن و راه را نشان دادن. 2. ايصال به مطلوب؛ يعني: به مقصد رساندن. راه نشان دادن، غير از به مقصد رساندن است! از باب مثال شما در خيابان در اتومبيل خود نشستهايد. كسي ميآيد و از شما آدرس منزلي را ميپرسد. شما راهنمايي ميكنيد و ميگوييد: تا انتهاي اين خيابان برو. بعد دست راست اولين كوچه و سومين خانه است. اين ارائة الطريق و راهنمايي كردن است. اما اگر او را در ماشين خود نشانديد و برديد و به مقصد رسانديد؛ اين «ايصال به مطلوب» است. مقام نبوت مقام ارائة الطريق است كه با ابلاغ احكام آسماني دين، راه حركت به سوي خدا را نشان بندگان خدا ميدهد اما مقام امامت مقام ايصال به مطلوب است كه جان و روح انسان را در مسير اعتقادات حقّه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه با اشراق شمس ولايت خويش حركت ميدهد و او را به مقصد اعلاي معرفة الله و محبّة الله و لقاء الله ميرساند آنگونه كه آفتاب با اشراق اشعّة خود بذر را حركت ميدهد و آن را درختي بارور ميسازد.
رسول اكرم(ص) واجد سه مقام نبوّت، رسالت و امامتاز ميان اولياي خدا(ع) بعضي به مقام نبوت ميرسند و از ميان انبيا برخي به مقام رسالت نائل ميشوند و از ميان رسولان نيز افراد معدودي حائز مقام امامت ميگردند، البتّه اقليّتي هم داراي هر سه مقام از نبوت و رسالت و امامت ميباشند چنانكه حضرت رسول الله اعظم(ص) واجد تمام مقامات، آن هم در رتبة اعلا و ارفع آنها بودهاند، چون همة انبيا و رسل(ع) در يك رتبه نيستند و فاصل و افضل دارند. اين گفتار خداست كه ميفرمايد:
... و لقد فضّلنا بعض النبييّن علي بعض...؛2
... ما بعضي از پيامبران را بر بعضي تفضيل دادهايم...
امامان(ع) پس از پيامبر اكرم(ص) اگرچه داراي نبوت و شريعت جديد نميباشند، اما مقام امامتشان كه حركت دادن روح و جان بشر و رساندن آن به مقصد اعلا ميباشد تا روز قيامت ثابت و باقي است و در عين حال كه تمام مقامات معنوي جميع انبياء و رسل(ع) را دارند؛ ولي چون بعداز نبوت ختميّه، نبيّ و شريعتي نبايد باشد آن مقرّبان درگاه خدا، پيامبر و مبعوث براي تأسيس شريعت نميباشند و معالوصف از جهت وصايتشان براي پيامبر خاتم(ص) افضل از همة انبيا و رسل(ع) ميباشند. حال آية شريفه نشان ميدهد كه مقام امامت، مقام ارفع و اعلايي است كه ولي خدا پس از طي مراحلي به آنجا ميرسد.
در هرحالي مورد امتحان خداييمربّ ابراهيم، ابراهيم را در معرض ابتلا قرار داد؛
يعني: خداي ابراهيم(ع) از آن نظر كه ربّ است و ميخواهد تدبير و تكميل كند و از نقص به كمال برساند متصدّي تكميل ابراهيم شد. ابتلا يعني: آزمايش و امتحان. قبلاً بيان شده كه امتحان الهي از سنخ امتحانات ما نيست! امتحان خدا يعني موجودي را در آغوش حوادث و وقايع گوناگون قرار ميدهد تا استعدادهايي كه در كمون ذات آن موجود هست بارز شود و از قوّه به فعليّت برسد. مثل اينكه باغبان بذر را تحت عواملي از تابش آفتاب و بارش باران و وزش بادها قرار ميدهد تا رشد و نموّ كرده و تبديل به درخت يا بوتة گلي گردد اين سنت هميشگي و همگاني پروردگار عالميان است و هيچ موجودي از اين سنّت الهي مستثني نميباشد. دربارة انسان فرموده است:
إنّا خلقنا الإنسان من نطفة أمشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيراً؛3
ما انسان را از نطفة مختلط [سرشار از استعدادهاي فراوان] آفريديم كه او را در معرض ابتلا و آزمايش قرار دهيم و سرانجام او را شنوا و بينا گردانيديم.
در آية ديگر خطاب به تمام انسانها ميفرمايد:
و لنبلونّكم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثّمرات...؛4
به طور قطع و مسلّم ما شما را با [پيش آوردن صحنههاي گوناگون از] ترس و گرسنگي و فقر و بيماري، از دست دادن اموال و عزيزان و ... ميآزماييم...
ما هماكنون در هر حال و هركاري كه هستيم مبتلا ميباشيم! يعني: مورد امتحان خدا قرار گرفتهايم با افكار و اخلاق و اعمال و حركات و سكناتمان در حال پس دادن امتحان هستيم. فكري كه ميكنيم، سخني كه ميگوييم و چشمي كه به جايي ميافكنيم در حال حركت و سير امتحاني خدا ميباشيم:
إذ يتلقّي المتلقّيان عن اليمين و عن الشّمال قعيد٭ ما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد؛5
دو گيرندة حرف و عمل از سمت راست و چپ نشستهاند و كوچكترين كلمهاي از زباني صادر نميشود مگر اينكه نگهبان آمادة ضبط آن را ميگيرد در محفظة جان نگه ميدارد و آنرا طريق امتحان انسان قرار ميدهد.
سنگيني ابتلاي اولياي خدا
آري؛ همة ما در همه حال در مسير امتحاني خاص حركت ميكنيم و مبتلا به ابتلاي خدا ميباشيم. جوانان مبتلا به شهوتند! ثروتمندان مبتلا به ثروت! قدرتمندان مبتلا به قدرت! دانشمندان مبتلا به علم و دانش و همچنين اصناف و گروههاي ديگر از انسانها همه مبتلا به ابتلاي مناسب با شرايط ويژة خود ميباشند در اين ميان انبياء و اولياي مقرّب در پيشگاه خدا صحنههاي ابتلاي سنگينتري دارند.
و إذ ابتلي إبراهيم ربّه بكلمات فأتمّهّن؛
خداي ابراهيم او را با كلماتي مبتلايش ساخت و او آنها را به اتمام رسانيد و از صحنة امتحان و آزمايش خدا با مقبوليّت كامل بيرون آمد. مفسّران ميفرمايند: مقصود از (كلمات) كه ابراهيم(ع) به وسيلة آنها مبتلا و آزمايش شد همان وقايع طاقتفرسايي بود كه در زندگي آن حضرت پيش آمد و او را در آغوش خود فشرد و به نهايت درجة پختگيش رسانيد.