از اولين روزهاي نشر موعود، مشي ما در برخورد با مديريت كلان و خرد كشور و همه آنچه كه در پهنة مناسبات سياسي و اجتماعي ميگذشت مبني بر دو اصل روشن بود: پرهيز از بزرگ كردن تضادهاي داخلي و ديگر اتخاذ سياست مشورتي، ارشادي، تذكر و نقد در وقت مشاهده مسايل مختلف. چه، از سويي انقلاب و نظام اسلامي را چنان در تيررس تهديد و تصميم خصمانه غرب استكباري و بويژه يهوديت صهيونيستي ميشناسيم كه شايسته بود نه تنها حتي براي يك لحظه غفلت از مواضع خصمانه و جدي غرب اتفاق نيفتد بلكه در مقابل، به طور لحظهاي آخرين مواضع و اطلاعات حاصله، مورد مطالعه و نظر مردان امضاء و تصميم قرار گيرد. مباد كه غفلت و بيخبري موجب بروز ضربهاي ناخواسته به كليت نظام اسلامي شود. امّا در مقابل، هيچ يك از اعضاء گروه گردانندگان و مديران و تصميمات آنان را كامل و عاري از عيب و اشكال و مستغني از نقد نميشناختيم تا از تذكر، ارشاد و راهنمايي صميمانه دريغ بورزيم و در شرايط مختلف براي گذار از نقاط عطفهاي مهم در حد توان و تشخيص ارائه طريق ننمائيم. و اين همه بيچشمداشت به خوش آمد، تكريم، قدرداني، اعطاء جايزه و حتي توجه به آن نكات ارائه شده و امثالهم بوده و هست. چه اساساً خود را به دليل توجه و تذكر دربارة ساحت مقدس حضرت ولي عصر،(ع) مستغني از اين معني ميشناسيم. چنانكه در بسياري مواقع مايحتاج خود و از جمله كاغذ موردنياز مجله را هم خارج از نظام سهميهبندي و اعطائي سازمانهاي موظف تدارك ديده و نسخههاي فراواني را هم در تمامي دورههاي نشر خدمت عموم مسئولان و مديران اهداء كردهايم تا مبادا از اداء تكليف خود در برابر حضرت حجت، عليه السلام غفلت ورزيده باشيم و در اين باره نيز در انتظار اعلام وصول حتي يك نسخه از مجله هم نبوديم. چنانكه، حسب رفعت مقام و مناعت جايگاه و ميز هيچ يك از دريافتكنندگان نشريات اهدايي خود را موظف به اعلام وصول نيز نشناختند.
بيگمان، در دورة جديد و رياست جناب آقاي احمدينژاد نيز همين خطمشي را دنبال خواهيم نمود. اميد كه مقبول طبع لطيف حضرت صاحب الامر(ع) واقع شود. ضمناً اين گفتگو را هم به هيچ روي خارج از موضوع اصلي مجله نميشناسيم، چنانكه قبلاً ذكر آن رفته، در فرهنگ مهدوي، هوشيار زيستن، بيوضع نبودن، امر به معروف و نهي از منكر و عمل تا سرحد امكان و مقدورات در زمرة اصول ثابت ولايتغيرند.
در سرمقالة شمارة قبل از مثلث شوم سوداگري، سكولاريزيم و تساهل و تسامح به عنوان سه معبر كه منجر به دور شدن مناسبات و معاملات عمومي مردم از دريافتهاي «ولايي، مهدوي و معنوي» ميشود، ياد كرديم. مبحث كلي و مجمل بود امّا به عبارت «العاقل يكفيك الاشاره» همه معاني را در خود داشت.
٭ ٭ ٭
تجربة حضور مداوم مردم در مناسبات سياسي، اجتماعي يك ربع قرن گذشته باعث بوده تا امروز هركدام از اعضاي عاقل و بالغ اين جمعيت شصت و پنج ميليون نفري آمادگي اين را داشته باشد كه براي اين سؤال «چه توصيهاي به مديران صاحب امضاء و تصميم داريد؟» پاسخهاي فراواني ارائه نمايد و ترديدي نداريم كه عموم مديران نيز دربارة جملة اين مباحث متذكر و هوشيارند.
در اولين هفته از آغاز كار رسمي جناب آقاي رئيس جمهور جديد و حسب تكليف امّا صميمانه موارد زير را متذكر ميشويم. مواردي كه توجه به آنها ميتواند عموم مديران را از لغزش در امان نگه دارد.
1. حفظ اعتماد مردم دربارة كارگزاران
حفظ اعتماد مردم به كارگزاران مقدم بر تامين نان و حتي امنيت مردم است. چه در آن هنگام كه مردم در فقر و ناامني بسر ميبرند به دليل اعتماد به اميران در كنار آنان و با آنان ميمانند و به عكس... اين اعتماد بويي و رنگي دارد كه مردم بينياز از هر بلندگو و رسانهاي آنرا با جان خود حس ميكنند.
هيچ سفرة رنگيني جايگزين اعتماد مردم نميشود.
2. جلوگيري از شكلگيري مواضع و قواي تصميمگيرنده متعدد
در طول تاريخ تعدد منابع تصميمگير و اعمال كننده قدرت در نظام اجتماعي و حكومتي موجب بروز ناهماهنگي امور، ضعف قوا، پراكندگي نيروها و نفوذ عوامل دشمن بوده است. معمولاً مديران ضعيف، فاقد استراتژي و برنامه، متأثر از عوامل زير دست مبتلاي عارضه و باعث تولد قواي تصميمگير متعدد ميشوند. عارضهاي مهلك كه هر نظامي را از درون متزلزل ميسازد.
تعارض ميان اين عوامل امروزه بسياري از سازمانها و وزارتخانهها را دچار بحران ساخته است.
جلوگيري از اين واقعه شرط ضروري حفظ سلامت امور است.
3. حذف و يا ادغام سازمانهاي موازي
سازمانهاي موازي باعث بروز برنامهها، طرحها و تاكتيكهاي مختلف دربارة يك موضوع واحد ميشوند. در همان حال سرمايههاي مادي را ميبلعند و عوامل انساني را در ميان كشمكشها ضايع ميسازند. بهويژه در وضعگيريهاي مختلف در برابر مسايل داخلي و بينالمللي، از اعتبار كل سيستم ميكاهند. اين موضوع امروزه در دستگاههاي فرهنگي كشور بيداد ميكند.
اين وضع در برخي از اين سازمانها به دليل عدم نظارت جدي و مستمر، بسياري از فرصتها و اموال را ضايع ميسازد. چنانچه كاركنان برخي از اين سازمانهاي موازي فرهنگي در خانه بنشينند و حقوق كامل هم دريافت كنند خسارتشان كمتر از حضورشان است.
4. دوري از چشمپوشي بر اشتباهات و خطاياي اقران، دوستان و خويشان
بزرگترين لطمة اين خطمشي در ادارة سيستمها در وقت تصميمگيري و انتخاب، موجب بياعتباري مجموعه و از بين رفتن اعتماد مردم به مديران ميشود. ضمن آنكه اشخاص خاطي را آرام در يك دايره امنيتي ويژه قرار داده و مبدل به طلبكار و رانتخوار ميسازد.در حاليكه ضرورتاً ميبايست دربارة افراد خودي سختگيري بسيار جدي، همه جانبه و بدون وقفه اتفاق بيفتد و از طرح و اعلام آن نيز خودداري ورزيده نشود تا پايههاي اعتماد عمومي دربارة مديران همواره، مستحكم بماند.
اين امر بزرگترين شرط حفظ اعتماد رعايا دربارة اميران است.
5. جلوگيري از بكارگيري افراد خام، بيتجربه و سفارش شده در امور مهم كه نيازمند آگاهي و تجربه است.
تجربة عمومي همه ملل در طول تاريخ اين است كه سپردن افراد شايسته و كارآمد به دست مردان رهنرفته موجب بروز فساد ميشود، به آن ميماند كه رياست يك بيمارستان فوق تخصصي با حضور جمعي از پزشكان و متخصصان، به يك خانم خانهدار و يا يك ليسانسية مامايي سپرده شود. عاقبت كار معلوم است. در چنين موقعيتي هر سادهلوحي ميتواند از عدم آگاهي و تجربه مدير مربوطه سوء استفاده كند، مردان كارآمد ميدان خالي ميسازند و زمام امور از هم ميپاشد.
ميادين جدي كه «دين و مال و اعتبار» نظام و مردم را ضامن است ميدان تجربه و تمرين و ممارست نيست. كه هر نورستهاي بدون طي مراتب و مدارج و آموزش و كسب تجربه بلافاصله بر يكي از مراتب مهمش تكيه زند، كارآموزي كند، و هزينه كسب تجربه را از بيتالمال تعديه نمايد. چنانكه طي سالهاي گذشته افرادي با داشتن مدرك ديپلم صاحب منصب شدند و در پايان مدت رياست با مدرك دكتري مرحمتي فارغالتحصيل شدند.
6. جلوگيري از مديريتهاي حزبي و جناحي.
اگر هريك از مديران متوجه اين معنا باشند كه تاوان ذرة المثقال مال و آبرو و فرصت تك تك احاد مردم را ميبايست در قيامت و در پيشگاه امام عصر(ع) پاسخگو باشند براي خوش آمد هيچ حزب و گروه و تشكل و جرياني ميان دو مرد حتي براي يك دقيقه فردي ناكارآمد را بكار نميگمارد و يا در وقت انتخاب براي تصدي اداره امور يك واحد كوچك رابطه خويشي و حزبي را ملاك انتخاب قرار نميدهد.
انتخاب حزبي طي هشت سال گذشته بسياري از فرصتها، سرمايهها و مردان كارآمد را از ما گرفت.
7. جلوگيري از غفلت دربارة خصم در وقت توانايي و قدرت
اين مصرع شاعرانه را بايد در بلنداي ديوار اتاق كار همه مديران نظام جمهوري اسلامي نوشت و نصب كرد: «دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد».
رويكرد نگارنده متوجه دشمن غربي، يهوديت صهيونييستي و نظام استكباري است كه طي همة قرون گذشته حتي براي يك لحظه چشم از عمل و نظر ساكنين شرق اسلامي و مخصوصاً شيعيان برنداشته است. اين غفلت در وقت قدرت و احساس امنيت و برخورداري به ناگاه بزرگترين ضربه را وارد ميسازد.
تا پاي شيعه بودن، مسلمان زيستن، ايراني بودن و صاحب ثروت كلان بودن آنهم در منطقه مهم و حساس خاورميانه و در حاشيه خليج فارس در ميان باشد، آماده باش. براي جلوگيري از رخنة نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي و ضربه زدن خصم صددرصد است.