|
|
|
صفحه 3 از 4 ● كوه موسى (عليه السلام) در صحراى سينا
يهوديان بر اين باورند كوهى كه در طور سينا واقع است و 320 كيلومتر از منطقه «عيون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن به 7600 پا مى رسد همان كوهى است كه خداى تعالى با موسى(عليه السلام) در آن سخن گفت و الواح مقدس را بر او فروفرستاد. از اين رو يهود كوه سينا را طى قرن ها تقديس كرده و آهنگ زيارت آن نموده و آن را از مقدسات خود شمرده است.
«منشه حاريل» استاد جغرافياى دينى و تاريخ اديان در دانشگاه هاى عبرى مى گويد: «يهود همه ساله حج مى گزارند. از قرن هفتم ميلادى تا به امروز آهنگ زيارت كوه موسى را مى كنند و براى رسيدن به اين مكان، مشقت زيادى را متحمل مى شوند و 3800 متر كوه پيمايى مى كنند تا به قلّه آن برسند. آنها معتقدند كه خداوند از بالاى اين كوه با موسى(عليه السلام) تكلم كرده و همو رسالت و وصايايى را دريافت نموده است.
اين كوه براى آنان به مثابه كعبه براى مسلمانان است. عدد كسانى كه از بيست ميليون يهودى مشقت حج اين كوه را تحمل مى كنند، كم نيست اين كوه به صورت يكى از اماكن مقدس يهود درآمده است.»
نامبرده سپس به بيان بطلان اين باور يهوديان پرداخته و در مقاله اى كه در مجله المختار آلمان سال 1974 به چاپ رسيده، تصريح مى كند: آنچه در گزارش هيأت اعزامى آمريكايى آمده درست است و نتايج حاصله با نتيجه تحقيق مركزى وى هماهنگى دارد و مى افزايد: كوهى كه يهوديان به حج آن مى روند، كوهى نيست كه در آن جا خداوند با موسى سخن گفته است و هنگامى كه دليل عدم موافقت او را با انتشار رسمى اين تحقيق مى پرسند، پاسخ مى دهد: اعلام اينگونه مباحث و ديگر حقايق تاريخى به احساسات دينى و باورهاى آنها نسبت به اسطوره اى كه به صورت يك عقيده درآمده است، لطمه خواهد زد.
حقيقت اين است كه آنچه تورات در مشخصات و علائم كوه موسى(عليه السلام) ذكر مى كند با آنچه در كوهِ مورد توجهِ يهود در حج سالانه ديده مى شود، تفاوت دارد؛ مثلا فاصله اين كوه با «عيون موسى» و ارتفاع آن و ديگر علائم و نشانه ها و توصيف آن منطقه به عنوان معادن فيروزه و مس، كه يهوديان در آن تاريخ به صنعت و تجارت آن شهرت داشته اند.
در حالى كه كوه مورد توجه يهود در حجّ سالانه، از «عيون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن از كوه مذكور در تورات بيشتر است و مطالعات هيأت آمريكايى درباره آثار منطقه با آن وفق نمى دهد و معدن فيروزه و مس در آن جا وجود ندارد.
بنابراين اعتقاد اسطوره اى يهود درباره اين كوه، يك بدعت آشكار است كه هفت قرن پس از ميلاد مسيح(عليه السلام) به وجود آمده، مانند آداب و تعاليم يهودى و تدوين تورات و نظائر آن. اما مناسك حج يهود به اين كوه را از مقايسه اى كه (هوتسما = Houtsma) ميان وقوف مسلمانان به عرفات و كوچ بنى اسرائيل به كوه سينا نموده است، مى توان بيان كرد.
آنها از معاشرات با زنان خوددارى مى كنند. (سفر خروج، فصل 19، آيه 15) آنها لباس هاى خود را براى اين مراسم شست و شو مى دهند (سفر خروج 19/10/14) و در برابر خدا مى ايستند همانگونه كه مسلمانان از زن اجتناب نموده و با جامه احرام دربرابر خالق وقوف مى كنند.
از جمله مناسك اين كوه، نوشيدن آب از چشمه موسوم به «شيلوة مقدس) است كه دعاى خاصى دارد و روشن كردن عبادتگاه و قربانى و آداب ديگر. به علاوه موسم آن كه معمولا «عيد سايبان بندى» يا «روز استغفار» است.
طبيعى است كه هنگام بحث از معناى حقيقى اين موسم، آن را با «عيد پاييز» يهوديان سامى شمال مقايسه كنيم. عيد سايبان بندى يا روز استغفار چيزى است كه در تورات آمده و غالباً با عبارت اختصارى بر آن اطلاق «حج» مى شود (سفر القضات، فصل 21، فقره 19 و...) و (سفر شاهان نخستين، فصل هشتم، فقره 2 و 65).
● بئرالحىّ، چاه مقدس
فرقه ديگرى از يهود، منطقه اى را كه چاه مقدس قرار دارد تقديس مى كنند و به سوى آن حج مى گزارند. اين فرقه، عقيده دارند كه اينجا سرزمين جد اعلايشان اسحاق فرزند ابراهيم خليل(عليه السلام)است كه در آن شهر مى زيسته و بدرود حيات گفته است.
در تورات آمده است: پس از مرگ ابراهيم(عليه السلام) خداوند مقام نبوت را به پسرش استحاق داد و اسحاق در كنار «بئرالحىّ الرائى» اقامت گزيد(6) و نيز در تورات است كه اسحاق در حيات پدر با مردم اين سرزمين وصلت كرد و مادر وى ساره نام داشت. در خصوص ازدواج اسحاق با ساره، تورات داستانى را آورده كه اين مكان و آب چاه حىّ را در نگاه يهود قداست خاصى بخشيده است.
منطقه «چاه حىّ» در نزديكى شهر الخليل واقع است و الخليل در 44 كيلومترى بيت المقدس قرار دارد كه همان شهر «حبرون» قديم است و قبر ابراهيم خليل(عليه السلام) و همسرش ساره و اسحاق و يعقوب و «رفقه» همسر اسحاق در آن است و مسجد و معبد بزرگى اين قبرها را دربرگرفته است.
اين پنج تن جايگاه خاصى در نظر برخى يهوديان دارند و لذا قبرهايشان را تقديس نموده و به زيارتشان مى آيند و همچنين محلّى است براى آهنگ حج و وسيله تقرب به خدا و تقديم قربانى و نذورات و هدايا و خواندن دعا و گريه و زارى براى برآمدن حوائج و نعيم بهشت و تحصيل رضاى خداوند.
دكتر حسن ظاطا، در باره حجّ اين منطقه مى نويسد: چاه «حىّ رائى» در نزديكى الخليل است كه بسيارى از پارسايان يهود به حج آن مى آيند و تا به امروز ادامه دارد؛ زيرا در تورات آمده است:
«پس از مرگ ابراهيم، خداوند اسحاق را مشمول كرامت خود قرار داد و اسحاق در كنار چاه حىّ رائى اقامت گزيد و همانجا قبل از مرگ پدرش ابراهيم و مادرش ساره با رفقه ازدواج كرد».
|