|
۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 4 پروتستانها و صهيونيسم مسيحى همانگونه كه پيشتر نيز اشاره شد مسيحيت صهيونيستى در ميان پروتستانها پديدار شد و از جانب آنان تلاش زيادى براى بازگردانيدن يهوديان به سرزمينهاى مقدس انجام پذيرفت.20 به زعم بعضى از منابع، از جمله منابع يهودى حركت پروتستانتيسم و آغازگر آن، مارتين لوتر، حركتى يهودىگرايانه توسط فردى يهودى بود. افراد يهودىاى مثل »آبراهام فاريسول«21 لوتر را يهودى پنهانكار متجددى معرفى مىنمود كه تلاش داشت تا حقيقت دين و عدالت را استوار سازد و نوآوريهاى او را اقدامى در راستاى بازگشت به يهوديت اعلام دارد.22 به همين جهت نيز حركت اصلاحى آغاز شده توسط لوتر از سوى يهوديان، خدمتى در راستاى تئولوژى (الهيات) يهود مبنى بر آمادهسازى زمينه تحقق بهشت زمينى كه لازمه آمدن مسيح بود تلقى نموده و او را فردى مىانگاشتند كه ضمن متمايل نمودن مسيحيان به ترك انديشههاى (به اصطلاح) غلط خويش آنها را نجات داده و در راستاى آمدن مسيح اقدام به پيراستن راه مىنمود.23 ضربه ويرانگرى كه توسط لوتر به كليساى كاتوليك وارد شد از سوى يهوديان مورد حمايت قرار گرفت؛24 چرا كه بنا به گفته »خاخام كابالائيست آبراهام ب. اليزرها - لوى«25 »لوتر در پنهان، يهودىاى بود كه تلاش مىكرد تا آرام آرام مسيحيان را به انعطاف وادارد«26 و اين تلقيات بود كه موجب شد تا مارتين لوتر از سوى كليساى كاتوليك فردى نيمه يهودى اعلام شود. پروتستانها با وابستگى به عهد عتيق (تورات)، اعتقاد به بازگشت مسيح و حق حكومت يهوديان بر دنيا را پذيرفتند. براساس اعتقاد پروتستانى، پس از تحقق شروط پيشبينى شده در كتاب مقدس؛ يعنى تشكيل دولت يهود در سرزمينهاى مقدس و در اختيار گرفتن قدس و ساخت معبد مقدس، عيساى موعود باز خواهد گشت و اين بار يهوديان به وى ايمان خواهند آورد و تحت رهبرى عيسى مسيح از قدس بر جهان و ديگر ملتها حكومت خواهند نمود27 و در اثناى حكومت يهوديان، پروتستانها نيز مورد مهر و محبت قرار خواهند گرفت و به ثروتهاى چشمگيرى دست خواهند يافت؛ اما واقعيت امر اين بود كه مسيح موردنظر يهوديان با مسيح مسيحيان متفاوت بود. آنها به حضرت عيسى (موعود مسيحيان) باور نداشتند و به همين جهت نيز اقدام به قتل او نمودند و بر اين باور خود نيز باقى بوده و هستند. اما برخلاف اين واقعيت، يهوديان و شخصيتهاى سرشناس آنها بهطور ضمنى اين اعتقاد مسيحيان را پذيرفته و هيچ عكسالعملى در خصوص اين باور و اعتقاد پروتستانها كه خلاف نظر و اعتقاد يهوديان است از خود نشان ندادند و با خوشحالى و شعف نظارهگر حمايت پروتستانها از طرح و نظريه بازگشت مسيح شدند.28 انديشه بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس (ارض موعود) نيز بر مبناى پيشگوييهاى كتابمقدس (عهد عتيق) در دوران پسين اصلاحات از سوى دينمداران پروتستان و خصوصاً پيوريتنهاى انگليسى مقبوليت قابل توجهى يافت. اين تلقى از بازگشت، از قرن 16 از انگلستان به ساير نقاط اروپا نيز تسرى پيدا كرد و به ويژه پس از قرن 17 در امريكا بسيار قدرتمند شد. كسانى كه در رأس اين سلفىگرى مسيحى بودند از رؤساى دولتها خواستار اقدامات سياسى در خصوص بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس شدند. البته اين اقدامات تا قرن 19 هيچ نتيجه علمىاى بهبار نياورد؛ اما در اين سده در ساختار اين حركت تغييراتى بهوجود آمد و فعاليت و تحركات مسيحيان ياد شده در ارتباط با بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس بيش از پيش افزايش يافت.29 در اواخر قرن 19 مسيحيان پروتستان جهت تحقق پيشگويى ياد شده پيشنهادهايى را مطرح نمودند.30 همچنين بعضى از مذاهب پروتستان - كه در اين قرن بهوجود آمدند - ايده بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس را - كه برگرفته از پيشگوييهاى عهد عتيق بود - به صورت پايه و بنيان انديشههاى خداشناسى خود درآوردند؛ از جمله فرق و مذاهب پروتستان قابل ذكر در اين رابطه عبارتند از:
1. مذهب برادرى پليموس:31 اين مذهب توسط جان.ن.داربى32 بنيانگذارى شد و دكترين مبتنى بر كهانتهاى كتاب مقدس در خصوص بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس را پذيرفت. بر مبناى اين دكترين متعاقب بازگشت و رجعت عيسى مسيح(ع) او و يهوديان وابسته به او از قدس بر كل جهان حكومت خواهند كرد. بسيارى از كليساهاى پروتستان بنيادگرا اين نظريه را پذيرفته و از آن پاسدارى نمودهاند.33
2. ادونتيستها: اين فرقه در سال 1830م. در آمريكا پايهگذارى و به مرور زمان خود به فرقههاى مختلفى تقسيم شد. بسيارى از اقليتهاى مذهبى (وابسته به آن) از بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس حمايت نموده و مىنمايند.34 نهضت ادونتيسم مشابه نهضتهايى مثل ايروينگ35 و داربى36 بود و بهعنوان مشابه آمريكايى آنها سربرداشت. مؤسس آن ويليام ميلر37 (1782-1894م.) كشاورزى انگليسى بود. او تحصيلات رسمى نداشت، اما كليه نوشتههايى را كه به آنها دسترسى داشت خواند. او مطالعه مشتاقانهاى بر روى كتاب مقدس به ويژه كتاب دانيال و مكاشفه، انجام داد و به بازگشت حتمى مسيح قانع شد. او بازگشت مسيح را طبق فرازهايى از كتاب مقدس مانند رساله دوم پطرس 10-8:3 و دانيال 14:8 و 27-24:9 براى سال 1843م. پيشبينى نمود و در سال 1841م. اين نظريه خود را منتشر نمود. با عدم تحقق پيشگويى، انشعاب در اين جريان كليسايى آغاز گرديد. از جمله اين جريانهاى كليسايى مىتوان به شاخههاى ادونتيستهاى تبشيرى، كليساى مسيحى ادونت، كليساى خدا و عيسى مسيح اشاره كرد. بزرگترين گروه به ظهور رسيده از اين نهضت ادونتيستهاى روز هفتماند. علت اينكه آنها را ادونتيستهاى روز هفتم مىنامند اينكه، آنها روز هفتم مراسم دينى خود را در روز شنبه برگزار مىكنند و مىكوشند كه در آن روز از كارها دست بكشند ويژگيهاى خاص اين نهضت از جمله اعتقاد به سلطنت هزارساله مسيح، نگهدارى سبت و قوانين مربوط به رژيم غذايى و دقت در عشريه، مسيحيت اوليهاى را كه رنگ يهوديت داشته است بهخاطر مىآورد.38
3. مورمونها: اين فرقه در سال 1830م. در آمريكا و توسط فردى به نام جوزف اسميت39 (1805-1844م.) پايهگذارى شد. وى در بخش »ويندسور«40 واقع در ايالت »ورمونت«41 بهدنيا آمد. وى سواد و معلومات چندانى نداشت. هر چند كه وى از سوى پيروان خود يك پيامبر قلمداد مىشد، اما رقباى او وى را غالباً كلاهبردار و نيرنگباز معرفى مىكردند. وجه تسميه اين فرقه از نام (به اصطلاح) فرشتهاى بهنام »مورونى«42 كه اسميت ادعا مىكرد در مقابل او ظاهر شده و به او مأموريت تأسيس مجدد كليساى مسيح در آخرين روزهاى جهان را داده برگرفته شده است. اين فرقه نيز به بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس و ضرورت اين امر به عنوان يكى از شروط بازگشت مسيح معتقد بود و از آن دفاع مىكرد. در سال 1841 »اورسون هايد«43 مبلغ مورمون به قدس اعزام شد. وى در آنجا ضمن نيايش صهيونيستى تعلق كليه سرزمينهاى مقدس به يهوديان را با فرياد در كوه زيتون اعلام داشت.44
|