|
صفحه 2 از 2 سالهاي تحول و دگرگوني ـ بوش و تولدي دوباره استيفن مانسفيلد در كتاب خود چنين مينويسد: ”مبدا تغيير بنيادي و دگرگوني ريشهي بوش به ديدار وي با يك كشيش مسيحي باز ميگردد. او در ين ديدار كه در سال 1984 و در كليسي شهر ميدلاند صورت گرفت كشيش آرتور بليسيت كه هميشه با صليب ”دعوت و تبليغ مسيحيت” به نقاط مختلف جهان سفر ميكرد، ملاقات كرد.“ ماجراي ين ديدار به شرح زير است: هزاران تن از اهالي شهر ميدلند در سخنراني كشيش آرتور شركت كردند و بعد از اتمام مراسم سخنراني، بوش خواستار ملاقات با وي شد. در اين ديدار، كشيش خطاب به بوش گفت:” نسبت به اخلاص شما به دين مسيح شك و ترديد دارم.“ در پيان ملاقات، بوش پسر تميل زيادي به توبه پيدا كرده بود و از كشيش خواست كه برايش دعا كند. بعد از گذشت مدتي از ين ديدار بوش پسر نماز خواندن را شروع كرد و همه روزه بخشي از انجيل را قرائت ميكرد و به همراه برخي از دوستانش در جلسات آموزش انجيل شركت و ديگر از خوردن شراب خودداري كرد ؛ به گونهي كه خيليها عامل ين تغيير بنيادين در وجود بوش را آن ملاقات ميدانند. در اين دوره نيز جرج دبليو بوش فعاليتهي خود را در زمينه استخراج نفت ادامه داد و شركت “اربوستو” كه مالكيت آن متعلق به بوش بود، رتبه 993 را در ميان شركتهي فعال در زمينه كشف و استخراج نفت يالت تگزاس به خود اختصاص داد. در سال 1984 شركت اربوستو در شركت ديگري به نام سبكتروم 7 ادغام شد، ولي شركت سهام سبكتروم نتوانست موفقيتي به دست آورد، از همين رو شركت ديگري به نام ”هارگن انرژي“ شركت سبكتروم را خريد و قرار شد كه ساليانه مبلغ 120 هزار دلار به بوش پسر داده شود و ميزان سهم وي نيز از ين شركت نيم ميليون دلار اعلام گرديد. بوش پسر در ديدار خود با كشيش رابينسون اظهار داشت: ”خدا از من خواسته است كه نامزد انتخابات رياست جمهوري شوم.“ در سال 1988 جرج دبليو بوش به منظور مساعدت و ياري پدرش در تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري وارد واشنگتن شد و توانست تجاربي ارزنده كسب كند و نقش بارزي را در ايجاد پيوند و ارتباط عميق ميان گروههي ديني مسيحي و پدرش كه خود نيز يكي از اعضي فعال آنها بود، ايفا كند. بعد از آن كه بوش پدر توانست در انتخابات پيروز شود، بوش پسر به تگزاس بازگشت و باشگاه محلي بيس بال را خريداري كرد. در سال 1993 جرج دبليو بوش تصميم گرفت كه نامزد انتخابات فرمانداري يالت تگزاس شود كه ين مساله با مخالفت همه اعضا و دوستان خانوادهاش روبهرو شد ؛ چرا كه نميخواستند بعد از شكست بوش پدر در مقابل رقيب خود در انتخابات رياست جمهوري سال 1992 شكست ديگري در پرونده خانواده بوش به ثبت برسد، ولي بوش پسر بدون هيچ توجهي كانديدي انتخابات شد و در نهايت نيز توانست پيروزي را از آن خود كند. مولف كتاب عقيد و باورهي ديني بوش مينويسد: چهره دينيي كه بوش از خود ارائه داده بود، عامل اصلي پيروزي وي در برابر رقيب دموكراتش يعني ”آن ريچاردز“ بود. آن ريچاردز رقيب انتخاباتي بوش در تبليغات خود قصد داشت، چهرهي منفي از طرف مقابل بسازد و بوش را فردي ثروتمند، مرفه و لاابالي معرفي كند كه ين مساله باعث شد بوش با ارائه تصويري مذهبي از خود با انتقادات رقيب دموكراتش مقابله كند. خداوند از من خواسته است كه نامزد انتخابات رياست جمهوري شوم استيون مانسفيلد در ادامه خاطر نشان ميكند كه ايده كانديداتوري بوش در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در هنگام مشاركت در مراسم نماز در يكي از كليساهي تگزاس به فكر وي خطور كرد. كشيش مارك كريج در آن مراسم داستان موسي را تعريف ميكند و ميگويد:”حضرت موسي در پذيرش دعوت الهي مبني بر رهبري و پيشويي مردم ترديد به خرج مي داد. در حالي كه مردم آرزو داشتند مردي به شجاعت، ايمان و اخلاق حضرت موسي سكان دار كشتي رهبري شود.“ بوش در طول مراسم و پيش از آن كه مادرش به او بگويد:” گويي كشيش در ارتباط با تو صحبت ميكند.“ احساس ميكرد كه مخاطب اين آيات و عبارات كسي جز او نيست. بعد از مدتي كوتاه از اين مساله جرج دبليو در ديدار خود با جيمز روبينسون اظهار داشت: “احساس ميكنم خداوند از من ميخواهد كه نامزد انتخابات رياست جمهوري شوم.” در قسمت ديگر كتاب باورهاي ديني بوش آمده است كه مذهب محوري در كابينه بوش تنها محدود به وي نيست. به عنوان نمونه كونداليزا ريس مشاور امنيت ملي آمريكا دختر يك كشيش، جان اشكرافت وزير دادگستري از اعضي فعال انجمن هاي مشهور ديني و مذهبي و اندرو كارد از مقامات بلندپيه كاخ سفيد با يك زن راهبه ازدواج كرده و دون يوانز وزير بازرگاني همدرس بوش در كلاسهي آموزشي انجيل در تگزاس بوده است. از نكات شيان توجه ين كه اعضي كابينه جرج بوش هر روز در كاخ سفيد نماز به جاي ميآورد و بوش خود هر روز انجيل را قرائت ميكند و هميشه نماز به جاي ميآورد ؛ به گونه ي كه حتي در هنگام سفر با هواپيما نيز نمازش را ادا ميكند. سياستهي بوش نيز رنگ و بويي ديني و مذهبي دارد و اين ويژگي چه در سخنانش، چه در تنظيم قوانين نمود پيدا ميكند. يازده سپتامبر و موضع بوش در قبال اسلام بوش پس از يازده سپتامبر موضعي خصمانه عليه اسلام اتخاذ كرد و در يك سخنراني از شروع جنگ صليبي خبر داد. از رهبران راستگراي آمريكا و دوستان بوش كه موضعگيري تندي در قبال اسلام و مسلمانان دارند ميتوان به فرانكلين گرام اشاره كرد. وي در ديداري كه در شانزده نوامبر سال 2001 با شبكه NBC آمريكا داشت: طي سخناني درباره اسلام اعلام كرد:” من معتقدم كه دين اسلام، دين جالب و صلح دوستي نيست. وقتي كه شما قرآن را ميخوانيد همه جا حرف از كشتن كفار و غير مسلمانان است... بنده به ين مساله ايمان دارم كه عاملان حوادث يازده سپتامبر و كساني كه هواپيما را به سوي برجهي دوقلو هدايت كردند، مسيحي نبوده و تنها كساني كه در ين امر دست داشتند پيروان دين اسلام بودهاند.” در حال حاضر محافظهكاران آمريكا با سه چالش مهم و اساسي رو به رو هستند: 1ـ ناتواني در ارائه يك راه حل اخلاقي بري مشكلات اخلاقي جامعه و سياست آمريكا 2ـ رويارويي با تغييراتي كه بر اثر مهاجرت اقوام ديگر به آمريكا در ساختار ديني ين كشور روي داده است. 3ـ رويارويي با تهديد عقيدتي القاعده مانسفيلد معتقد است كه بنيانگذاران دولت آمريكا انسانهايي متدين و دين محور بودند و به هيچ وجه نميخواستند كه جدايي ميان دين و سياست در جامعه آمريكا پيش آيد و حتي برخي از آنان فعاليت گروههي تبليغاتي مسيحي در ميان سرخ پوستان را مورد حمايت دولت قرار ميدادند و با هزينه دولت، انجيل را چاپ ميكردند و ساختمانهاي ويژه نهادهي دولتي را در روز يك شنبه براي برگزاري مراسم ديني و مذهبي مسيحيان مورد استفاده قرار ميگرفت. ولي بعد از تنها يك قرن از تاسيس دولت آمريكا، ما شاهد يك روند معكوس در اين دولت هستيم كه ين مساله خود به دو عامل اساسي باز ميگردد: نخست: موج گسترده مهاجرتهاي مختلف از كشورهي گوناگون به آمريكا، در اين مهاجرتها كه بعد از اتمام جنگهاي داخلي در آمريكا رخ داد، مهاجران با خود اديان جديد را به اين كشور وارد كردند. دوم: مصوبات ديوان عالي كشور آمريكا كه در راستي جدايي دين از سياست تنظيم شده است.. با تغييراتي كه در قوانين آمريكا صورت گرفت، فرهنگ سياسي جامعه آمريكا نيز متحول شد و سياستمداران بلافاصله پس از به قدرت رسيدن، تلاشهاي خود را وقف جدايي دين از زندگي روزمره و گسترههي كاري و عملي كردند. در دهههاي اخير و به طور مشخص از زمان زمامداري جيمي كارتر كه خود شخصيتي ديني و عاشق تدريس در كليسا بود، دوباره جي پي دين در گستره حيات سياسي آمريكا باز شد ؛ به گونهي كه بعدها كارتر، رونالد ريگان و بيل كلينتون نيز از اين وضع تاثير پذيرفتند و هم اكنون قدرت سياسي راستگرايان در جامعه آمريكا روز به روز بيشتر ميشد. با روي كار آمدن جرج دبليو بوش در سال 2001 راستيهاي افراطي آمريكا بري رسيدن به اهدافشان در جهان به خصوص جهان اسلام وعرب اميدوارتر شدند و پس از يازده سپتامبر از هيچ تلاشي بري دستيابي به اهداف شومشان فروگذار نكردهاند. منبع:مجله پيام فلسطين ، شماره 44
|