|
۰۹ خرداد ۱۳۸۵ |
|
به نام حضرت حق، به نام دادار، دادارحق و به نام صادق در وعده، آمر و عامل به وعده و به نام مهرباني كه از سرلطف هرگز برنگردد، او خالي از هرصفتي است كه بوي بدي دهد. به نام حكيمي كه حكمتش همه از بهر كمال است و در اين كمال همه سعادت و با درود بر محمد و آل او كه اينان پيام آوران حقند و هاديان به سوي حق تا تو حق را باوركني ورنه آنان از سوي حق آمدهاند وحق را باور كردهاند و پرده در بين نبينند و هميشه چشم در جمال حق دارند و در معيت جلالش در پي هدايت و خود هيچگاه بي ياد او نبودند كه كمال را همه در او ديدند، آنقدر محو كمال كه خود الگوي اكملند از بهركمال و به نام علي مرتضي آن شه يگانه و دردانهي بحر آفرينش كه هيچ غواصي دستش به او نرسد و آنچنان بر بلندا كه هيچ طاير انديشهاي بر آن بلندا ننشيند، زين روست كه چهرهاش هنوز طي قرون ناشناخته مانده و اينان را دوستانيست دركسوت غريبه كه كار راست ميگردانند به فرمان آنان از براي كمال...
در كلام حق آمده ( اذا وقعت الواقعه ) واقع شدني است آن واقعه، كدام واقعه، كدام حركت؟ دراتصال آيات صحبت از قيامت است، آري بي گمان راست گفت، در تداوم اين آيات فرمايد: فاصحاب الميمنه ما اصحاب الميمنه فاصحاب المشمئه ما اصحاب المشمئه و السابقون السابقون اولئك المقربون؛ (ياران راست چه راستي و ياران شوم چه شوماني و سابقون، سابقون آنان مقربونند.) حق راست گفت و راست ميگويد ولي اشارت است. آري روز واقعه كه واقع خواهد شد قيامتي به پا شود چون يار از پرده درآيد، چون درآمد، يارانش سابقونندكه مقربونند وچون آيد راست و چپ جدا شوند، آنهايي كه سعادتمندند و آنهايي كه شقاوت پيشه؛ وه! كه سعادت پيشگان چه اندكند. يار چون برآمد از پرده برون آيد از پي او حادثهها آمد و ز قبل او حادثه ها آيد. اينجاست كه قيامت به پا، بيرق عدل و راستي بر زمين كوبد و اين بيرق نشان ميدهد و فرقان است كه چه گروهي ميمنه اند و چه گروهي مشمئه وخود ايستاده، سابقون السابقون از پسش صف كشيده. آري دوست چون نقاب از چهره برافكند آه از نهاد همه برآيد و چون آوازكند پراكنده كند لشگر بدي ها را و نيست وقوع و آمدنش دروغ؛ پست ميگرداند آنهايي را كه به ظاهر در درجاتند در دنيا و خاضع كند همه را به پيش قدمش. سابقون السابقون يارانش كه خود اول مقرب حق است و از دولت او ديگران مقرب، آري تاويل اول آيات همه در رابطه با امام راستي و درستي است و ظهورش. ظهورش همه بر عدالت، ولي اين واقعه را آغازيست از روز نخست و ياراني سابقون از روز نخست، گوش به فرمان تا كنون، هر دم به شكلي بت عيار درآمد. كس چه ميدانست كه اذا وقعت الواقعه، ظهور دلبر است در آخر زمان بعد از ساليان هجران. آري واقعه اي عظيم است از براي اكثرهم كه در فساد غرقند، براي آنان ظهورش همه عذاب است، آري مي لرزد كوه ها به زير قدومش كه فرياد برآورد كه منم، فريادي است از براي شومان و بشارتي از براي خوبان. آري زمان واقعه نزديك است هرچند شما منكر شويد، آن زمان پايمردان دنيا، صبوران بدنام، عاشقان بي نام و دوستان گمنام همه به گردش لباس عزت پوشند. همه انگشت حيرت به دهان چه شد، چه پيش آمد، او ازكجا آمد؟ آري زمان بدر را ماند، زمان جنگ بدر را ماند كه دشمن وقعي نمي نهاد ولي ديديد و ديدند كه چه پيش آمد. قبل از آمدنش ابرار احسان كنند، ابدال حركت كنند، اوتاد محكم كنند، بسازند و آماده كنند تا دلبر رونمايي كند، در مسند عزت نشيند و حكومت كند برجانها تا حكومت كند، آن حكومتي كه خدا خواهد و خدا كند. آري دوستان چه در زمانه مهجور افتاده اند و آنها هم منتظر روز واقعه هستند كه باز خورشيد عدالت بدمد و نواي والفجر آيد. هيچ ليال عشر خواندهاي، شبهاي دهگانه و در روز دهم خورشيد دو تا شد، دومي كه آمد نويد آمدن يار داد. آنهايي كه در روز واقعهي طف بودند كشندگان مشمئه، شومان و كشتهشدگان ميمنه بودند؛ مقربون سابقون كجا بودند كه اميرشان به زير تيغ دشمن، هيچ كس سوال نكرد و هيچ كس نپرسيد؛ سابقون در اقصي نقاط دنيا نواي عاشوراها داشتند و نواي شيدايي از پس عاشورائيها در پيدا ئيها و ناپيدائيها. سابقون لطيفند تا آن زمان كه برتن نشينند و فرمان بردار امام السابقونند. هر زمان كه عاشقي بر زمين افتد روز واقعه اي است و اشكي كه از ديدهي دوست حق بچكد، پيامد روز واقعه است تا كه نازنين بيايد تا واقعه را به نامردمان بچشاند و انتقام كشته شدگان و خون به دل شدگان بگيرد، آنچنان گرفتني كه آنان، يعني انتقام شوندگان به عينه ببينند افعال و صفات خويش. يار اينك پس پرده است و اوتادش بر اريكه و ابدالش در عمل، پيران به عشق و توصيه و شيوخ به موعظه؛ اينان عوامل هدايتند تا روز واقعه، روزي كه از بهر دوستان بهشت است و از بهر دشمنان و بدكرداران قيامت و دوزخ، براي دوستان زنده شدن در هواي آزادي، تولد دوباره و براي شومان مردن. حال كه دوستان خدا در بين شومان و اكثراً بي اعتبار چون مردهاند و اين خودپسندان خود را زنده بينند و ديگران را مرده، او كه بيايد، ببينند كه زندگان كيانند و مردگان كيان. آنهايي كه در راه دوست پست شدند، رفيع شوند در آن روز و پست شوند پست كنندگان، واي برآنان كه در روز واقعه ستمگر بوده باشند كه پست شوند، نيست شوند. چون او بيايد دست نوازشش آرام دل و جان است و ما هم اين كار كنيم براي آن لحظه كه دستش بر سر خويش بينيم از سرمحبت، دمي فارغ بنشينيم، زانو به زانو غم دل واگوئيم، هرچند كه غم از دل برود. با درود و سلام بر محمد و آل او كه امام السابقونند و هاديانند ازبراي مردمان كه شوم نباشند و خود امام المقربونند يا بهتر سيدالمقربونند و با درود بر علي مرتضي كه اقرب المقربون است، آنچنان كه اين از آن تميز ندهيم و با درود بر اولياي حق كه در كنار ابدالند و اوتاد كه مفتخرند به لباس فقر و خون دل خوردن.
********************************************************* با سلام و تبريك به مناسبت ميلاد يگانه منجي عالم بشريت و وارث مستضعفين
در صورت تمايل جهت مكاتبه با بنده ميتوانيد با ميل زير ارتباط برقرار كنيد:
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
به اميد ظهور حاضر و من الله التوفيق
|