|
۰۹ خرداد ۱۳۸۵ |
نوشته شده توسط : BEHNAM
او غايب نيست، پرده بر چشمهاى ماست. چه كس صادقانه دست به دعا برآورده است، مخلصانه امام خويش را طلب كرده است، و پاسخ نگرفته است؟ برخى امام را طلب مى كنند و ديگران را هم. اينان تا آن زمان كه چشم به ابواب چند گانه دارند، دستشان به دامان امام نمى رسد. بعضى امام را طلب مىكنند ، اما نه به خاطر امام كه براى وصول به حاجات خويش. مىبينى كه امام را صدا مىكند - با تضرعى جانسوز و جگرخراش - اما آنچه مى طلبد، ديدار حيات بخش امام نيست، حل مشكلات و وصول به حاجات خويش است. اين سخن نه بدان معناست كه در تلاطم مشكلات، به سراغ امام نبايد رفت و قضاء حوائح و استجابت دعا و رفع موانع را از او نبايد خواست. بلكه به عكس، همه چيز از نزول باران، تا شفاى بيماران را از امام بايد طلب كرد كه تقدير و مشيت همه چيز در عالم به دست اوست و هيچ كار، بىاشارت مژگان او به سرانجام نمىرسد. سخن اين است كه شوق ديدار امام چيزى است و عريضه و عرضه حاجات دنيوى، چيز ديگر. سخن اين است كه ساقى اين بارگاه، به ظرفيت و جام همت مهمان مىنگرد، محبوب، به ظرفيت دل محب نگاه مىكند. افنّهذه القلوب اوعية و خيرها اوعاها. يكى به هواى بهشت در مصيبتحسين (ع) اشك مىريزد. يكى در مجلس حسين (ع)، بر مصيبتخويش مىگريد. و يكى را معرفتحسين و معرفتبه مصيبتحسين (ع) مىگرياند. هركس به قدر جام معرفتخويش، از دستهاى امام نوش مىكند. امام دست نيافتنى نيست، دستهاى ما بسته است. امام در پرده غيبت نيست، پرده بر چشمهاى ماست. و آنچه ما را از زيارت امام محروم مىكند، غيبت امام نيست، غفلت ماست.
|