|
نگاهي به تاريخچهي نئومحافظهكاري و جايگاه آن در سياست آمريكا |
|
|
|
۰۹ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2 اما بزرگترين خانواده نئومحافظهكاري در چارچوب پروژهي قرن آمريكايي جديد بنيان گذاشته شده است. اين پروژه در 1997 براي ماموريت تمدنسازي ”آمريكاي جهان گشا“ ايجاد شد. اين پروژه با همكاري ويليام كريستول، ربرت كاگان، دونالد رامسفلد، پل ولوفوويتز، دان كوايل، ديك چني، نورمن پودهورتز، فرانسيس فوكوياما، توماس دونلي، ريوئل مارك گركت، يوشوا موراوكيك و بسياري ديگر هدايت ميشود. (9) وقتي به تركيب دولت بوش نگاه ميكنيم با توجه به فرهنگ آمريكايي كه مبتني بر مسيحيت سرمايه و اسلحه ميباشد،دولت وي را يك دولت تمام عيار آمريكايي به معني خاص آن كه پيش از اين توضيح داده شد؛ مييابيم؛ از يك بعد عناصري چون جان اشكرافت، دادستان كل كشور، تامي تامپسون، وزير بهداشت كونداليزا رايس (كسي كه ميگويند نقش اصلي را در نگارش نطق جنگهاي صليبي بوش در ژانويه 2002 داشته است) در دولت بوش ميباشند كه مسيحيان افراط گرايي هستند كه ميشود آنها رابا طالبان مقايسه كرد؛ چرا كه در عرصه سياست خارجي جهان را به دو دسته ”يا بر ما يا عليه ما“ تقسيم ميكنند معتقد به اين هستند كه آمريكا بر كرسي حق نشسته است و به دنبال صدور فرهنگ آمريكايي از هر طريقي به تمام جهان هستند. از بلوك مسيحي كابينه بوش كه بگذريم در بلوكهاي ديگر نيز عناصر تشكيل دهنده يك دولت آمريكايي تمام عيار به چشم ميخورد. در بلوك سرمايه ديك چني نماينده سرمايهداران آمريكا ميباشد كسي كه برخي اورا پدر خوانده جورج دبليو بوش ميدانند. وي بازمانده كابينه بوش اول و جرالد فورد، صاحب يك شركت بزرگ نفتي در دالاس و تصحيح كننده خطاهاي فاحش بوش در اطلاعات عمومي سياسي است. دان ايوانز، وزير بازرگاني نيزيك سياستمدار نفتي است، وي مدير كمپاني نفتي هوستون ميباشد كه صد ميليون دلار به بوش در انتخابات رياست جمهوري كمك كرد و از سوي او ”دوست مادام العمر من “ نام گرفت. بلوك بعدي فرهنگ آمريكايي همانگونه كه گفته شد؛ اسلحه است كه نقش مهمي در كابينه بوش ايفا ميكند. آمريكاييها چنان به اسلحه علاقمندند كه در قانون اساسي مختصر و مفيد خود، بندي را به صورت اختصاصي به عنوان حق مسلح بودن ملت در نظر گرفتهاند. جورج بوش دوم مانند همه جمهوري خواهان برخلاف همه دموكراتها عاشق اسلحه است؛ چرا كه به كمك آنها ميتواند نوع زندگي آمريكايي را صادر كند. به همين دليل است كه كالين پاول، رييس سابق ستاد ارتش آمريكا كه در سال 1990 به فرمان بوش پدر جنگ خليج فارس را رهبري كرد؛ با وجود رنگ پوستش وزير خارجه شد. در واقع گرچه عرف حاكم بر دولت آمريكا عملا از حاكميت ژنرالها بر وزارت دفاع جلويگري ميكند، اما مانع از سلطه آنان بر ديپلماسي نميشود؛ چنان كه ژنرال پاول وزير خارجه است و دونالد رامسفلد غيرنظامي وزير دفاع. البته رامسفلد سخنگوي كاخ سفيد در دوره نيكسون و وزير دفاع كابينه فورد آن قدر طرفدار ميليتاريسم هست كه جاي خالي ژنرالها را پر كند. (10) ميتوان با توجه به مطالب عنوان شده به اين نتيجه رسيد كه بنيادگرايي مختص دين و فرهنگ خاصي نيست؛ بلكه در همه اديان و فرهنگ ها ميتواند نمود داشته باشد؛ چرا كه بنيادگرايي لفظي عام است كه بر صفات مشخصي در هر زمان و مكاني ميتواند اطلاق شود. حاكميت نئومحافظه كاران و راستگرايان افراطي بر آمريكا نيز نوعي بنيادگرايي آمريكايي قرن بيست و يكمي است كه ريشه در فرهنگ پيوريتني اين كشور دارد كه خود را ملت برگزيده براي هدايت جهانيان به سمت تمدن اعلي ميدانند و كشور خود را ارضي موعود تلقي ميكنند. منابع: 1- سكولارهاي صليبي، همشهري ماه، سال اول، اسفند 1380. 2- همان. 3- آندرين، چارلز.اف، زندگي سياسي و تحولات اجتماعي، ترجمه مهدي تقوي. تهران: انتشارات موسسه عالي علوم سياسي و امور حزبي، 1351، ص 108-106. 4- خروج راست گرايان افراطي بر دولت فدرال آمريكا: دجال ولوياتان، همشهري ماه، سال اول، آذر 1380. 5- بشيريه، حسين، تاريخ انديشهها و جنبشهاي سياسي در قرن بيستم، محافظه كاري در قرن بيستم، مجله اطلاعات سياسي- اقتصادي، سال يازدهم، فروردين- ارديبهشت1376. 6- همان. 7- همان. 8- www.repid.com 9- IbId 10- سكولارهاي صليبي، همان.
|