spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
جهان امروز و پيشگوييهاى آخرالزمان چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
جهان امروز و پيشگوييهاى آخرالزمان
صفحه 2
صفحه 3

    نمى‏بايست از اين نكته غفلت كرد كه سياستمداران امروز دو كشور مدعى؛ يعنى «آمريكا و انگليس» عموماً همپا با سازمانهاى جهانى مجرى طرحها و خواست سرمايه‏داران يهودى و محافل صهيونيستى هستند. جريانى كه بيش و پيش از ساير اقوام دست در كار پيشگويى و طراحى توطئه دارند.
    شايد بتوان پيشگوييها و روايات و اخبار قديسان و مكاشفات موجود در منابع علماى مسيحى و پيشگوييهاى طالع‏بينانى چون نوسترآداموس را ناديده انگاشت و با لبخندى از كنار اخبار علماى مستقل يهودى گذشت؛ اما آيا مى‏توان پذيرفت كه گردانندگان پشت پرده سياست جهانى هم، چون ما به اين منابع و اخبار مى‏نگرند؟!
    آيا مى‏توان اخبار و روايات و احاديث مربوط به آخرالزمان را كه عموماً از قول ائمه معصومين(ع) نقل شده و در ميان منابع و مصادر مطمئن اسلامى نيز موجود است ناديده انگاشت و آنها را با ايجاد ترديد و ابهام به تمامى كنار گذاشت؟! بى‏گمان اين اخبار براى مسلمين سالهاى اوليه بسط اسلام و ايام امامت ائمه معصومين(ع) ذكر نشده؛ بلكه مخاطب اين اخبار ما و مسلمانان و شيعيان بعد از ما هستند.
    مطالعه آنچه در اين باره در ميان شبكه‏هاى جهانى اينترنت، مقالات منتشر در ميان مطبوعات غربى و آثار ارائه شده توسط مبلغان كليساى انجيلى و همچنين فيلمهاى سينمايى فراوانى كه توسط كمپانيهاى غربى ساخته شده دو فرض را فراروى ما قرار داده است:
    1. فرض اول اين است كه مستقل از سياستمداران، جماعتى با پيگيرى اخبار و مطالعات جدى و مستمر حاصل تأمل و خلوت خود را فرا روى پيروان خود قرار داده‏اند. چنانكه امروزه كليساى كاتوليك به نحوى سازمان يافته و به كمك ابزار دقيق نجومى، اخبار و مكاشفات پيشينيان درباره آخرالزمان را بررسى مى‏كنند و سعى در كشف موارد قابل تطبيق در وضع كنونى سيارات و كواكب با آنچه كه در منابع آمده دارند.× و اين وقايع به‏طور مستقل بروز و ظهور همان چيزى است كه قبلاً پيشگويى شده است.
    در ايامى كه جنگ متحدين غرب عليه عراق شدت يافت؛ پاپ، اين واقعه را امرى مختوم و مقدر اعلام كرد.1 و نويسندگان بسيارى، از جمع پيروان كليسا از «جرج دبليو بوش» به عنوان آنتى كريست يا ضد مسيح سوم ياد كردند كه قبل از ظهور حضرت مسيح عامل بسيارى از جنگها و ويرانيهاست.2
    2. فرض دوم اين است كه مراكز عمده مطالعاتى و گردانندگان پشت پرده سياست در آمريكا و انگليس با آگاهى از اين اخبار و با مشاهده قراين نزديك شدن ايام سقوط و ركود خود سعى در سوار شدن بر موج حوادث دارند.
    در واقع غرب كه امروزه فاقد عنصر قوى نظرى و مراتب عالى فرهنگى است «بسط قدرت» و سلطه‏جويى از طريق «نظاميگرى» صرف را، راه خلاص خويش فرض مى‏كند و با درك مجموعه عوامل و شواهدى كه سقوط غرب و ظهور تاريخى جديد به نام دين و معنويت را در حوزه جغرافياى سرزمينهاى اسلامى ممكن مى‏سازد؛ سعى در تدوين يك استراتژى و برنامه‏ريزى براى اجراى آن در كوتاه‏ترين زمان كرده است.
    حركت سريع و در عين حال مزورانه حكايت از اين دارد كه غرب مقاصد زير را در دستور كار خود قرار داده است:
    1. تخدير افكار ساكنان ساده‏لوح سرزمينهاى غربى - به‏ويژه آمريكا - از طريق جنگ رسانه‏ها و متأثر ساختن احساسات و اهواء آنان براى محقق ساختن اغراض سياسى، نظامى و اقتصادى ويژه؛
    مى‏بايست متذكر اين نكته بود كه دول آمريكا و انگليس با سرمايه‏هاى كلان ملت خود، دو بازوى قوى مجامع صهيونيستى و فراماسونرى جهانى‏اند.
    2. ايجاد انحراف ذهنى در تحليل و برداشت ساكنان و حاكمان ملل غير غربى - بويژه مسلمان - از عملكرد «صهيونيسم و بازوان اجرايى آنها»، در هم شكستن امكان هر نوع تصميم‏گيرى منطقى و واقعى از آنها، از طريق القاى استراتژيهاى مجعول و غير مستقل در اداره جوامع اسلامى؛
    3. به دست آوردن ابتكار عمل در جريان حوادث، مقابله با انواع موانع، سوار شدن بر جريان رخدادها به قصد كسب امكان سلطه‏گرى بلامنازع، حذف همه جريانات مزاحم به ويژه در ميان سرزمينهاى اسلامى.
    غرب، اسلام و نهضتهاى اسلامى را - كه درباره آنها گفت‏وگو شد - مهم‏ترين مانع و مزاحم فراروى خود مى‏شناسد. در عصر حاضر هيچ يك از سياستمداران جهان به اندازه مردان سياسى آمريكا و اروپاى غربى به مطالعه آثار پيشگويان و اخبار پشت‏پرده درباره آينده جهان، علاقه نشان نمى‏دهند چنانكه بيشترين هزينه را نيز صرف شناسايى همه جانبه روانى و روحى اقوام شرقى كرده‏اند.
    چه كسى مى‏پذيرد صدها كرسى شرق‏شناسى در دانشگاههاى آمريكايى و اروپايى براى ايجاد انس و تأليف قلوب ملت مسلمان و رشد و ارتقاى آنان ايجاد شده است؟!
    پس از انقلاب اسلامى، فرو پاشى شوروى و بالاخره واقعه يازدهم سپتامبر نيويورك، در جهان با حوادثى روبروييم كه در ميان اخبار موجود نزد عموم اقوام (اعم از يهودى، مسيحى، مسلمان، و حتى پيشگويان و طالع‏بينان) درباره آخرالزمان از جايگاهى ويژه برخوردار است و در اين منابع به وضوح يا تلويحاً بدان وقايع اشاره شده است.
    تنها كافى است ساعاتى را صرف مطالعه منابع و مصادر موجود در كتابخانه‏ها و يا پايگاههاى اطلاع‏رسانى در اينترنت كنيم تا حجم اين اطلاعات و مصاديق ذكر شده درباره آنهمه را دريابيم.
    به اين موضوع و آنچه كه دست كم محافل تصميم‏گير و طراحان اصلى سياست جهانى درباره آن اطلاع كافى دارند از چند منظر مى‏توان نگريست:
    1. طراحان «نظم نوين جهانى»، «جنگ صليبى دوم»3 و «عدالت بى‏پايان(؟!)»4 با رويكردى مزورانه به اخبار موجود و پيشگوييها سعى در القاى اين معنا دارند كه اين حوادث و از جمله جنگ در عراق و هر آنچه كه بعد از آن واقع مى‏شود امورى مقدر و محتوم‏اند و همگان چاره‏اى جز تسليم در برابر آن ندارند.
    2. طراحان و عاملان ياد شده با اطلاع كامل از اين منابع و اخبار و تذكر درباره آنچه آنها را تهديد مى‏كند استراتژى ويژه سياسى، نظامى و اقتصادى خود را طراحى كرده و مرحله به مرحله آن را به اجرا درمى‏آورند و در پى‏آنند تا با اتخاذ «استراتژى بازدارندگى» پيش از واقعه بزرگ ابتكار عمل را به دست گيرند و با كنترل شرايط و پيشدستى امكان ايجاد انحراف در سير حوادث و تسلطيافتن بر اوضاع را حاصل آورند كه در اين صورت چنانكه مسلمين منفعل و ايستا عمل كنند؛ ناگزير به تحمل خسارات و شدايد بسيارند و چنانكه خام و نادانسته، عكس‏العمل بروز دهند پيشاپيش بر سر راه خود چاله هلاك كنده‏اند.
    3. فرض ديگر اين است كه غرب بى‏اعتنا به اين منابع و اخبار و واهى پنداشتن آنها درگيرودار با تقديرى مقدر پيش مى‏رود و انگيزه‏هايى چون تسلط بر حوزه‏هاى نفتى و سرمايه‏هاى كشورهاى اسلامى دانه‏هايى هستند كه طراح تقدير براى درافكندن آنان در دام ابتلا و هلاكت افشانده است.
    طى چند سال اخير، سياستمداران كشورهاى اسلامى با روشهاى معمول تجزيه و تحليل مسائل سياسى و به مدد اطلاعات دست دوم - و گاه انحرافى - از آنچه در جهان مى‏گذرد؛ تنها ظاهر حوادث و وقايع را بررسى كرده‏اند. چنانكه كليه مفسران داخلى (اعم از سياستمداران و يا نظاميها) تنها با بررسى پاره‏اى شواهد و قراين انگيزه اصلى غرب را از لشكركشى به عراق دستيابى به منافع نفتى و تغيير جغرافياى سياسى منطقه اعلام كرده‏اند.
    حضور اسپانيا به‏عنوان نماينده استعمار كهنه در كنار انگلستان و آمريكا به‏عنوان نمايندگان اصلى استعمار نو و هم قسم شدن آنها در ميدان عمل، حكايت از ظهور احساس «خطرى بزرگ و فراگير» در غرب دارد. خطرى به مراتب مهم‏تر از، از دست دادن چند ميليون بشكه نفت. وگرنه، عربستان صاحب بزرگ‏ترين ذخاير نفتى جهان و تمامى چاههاى نفت آن در اختيار غرب است.
    گوئيا واقعه‏اى تماميت فرهنگ و تمدن غربى را به خطر انداخته كه آنان بدون ملاحظه خط مشى سازمانهاى به اصطلاح جهانى، و به قيمت از دست رفتن تماميت حيثيت غرب (به دليل اتكاء به مشى دمكراتيك در مناسبات سياسى و فرهنگى) و بروز انزجار جهانى با سرعت تمام، گام در ميدان خطرناك جنگ در بين‏النهرين و بابل (عراق امروزى) نهاده‏اند.
    در تمامى فيلمهاى سينمايى ساخته شده براساس اخبار آخرالزمان، آمريكا به عنوان ناجى تمدن جهانى معرفى مى‏شود. چنانكه در فيلم «روز استقلال» وقتى سفينه‏اى بزرگ جهان را تهديد مى‏كند اولين بار اين سفينه در عراق ديده مى‏شود و پس از آن آمريكا به مدد تكنولوژى فوق مدرن خود، جهان را از مهلكه‏اى بزرگ نجات مى‏دهد.
    همين مضمون در شكلى ديگر در فيلم «آرماگدون» تكرار مى‏شود، اما اين‏بار مهندسان و كارگران نفتى آمريكايى هستند كه با همراهى رئيس جمهور آمريكا، جهان را از بلايى بزرگ مى‏رهانند و عالم را دعاگوى خود مى‏سازند.
    انتشار كتابها و مقالاتى با مضامين ياد شده و، ساخت دهها فيلم سينمايى چون: آرماگدون، روز استقلال، طالع نحس، نوسترآداموس، ترميناتور و...، ايجاد صدها پايگاه اطلاع‏رسانى مستقل و وابسته، طرح مباحثى چون «عدالت بى‏پايان»، «جنگ صليبى دوم» از زبان رئيس جمهور آمريكا، ارائه نظرياتى مشخص درباره  «پايان تاريخ»، «جنگ تمدنها» و مرتبط دانستن هر واقعه كوچك و بزرگى در جهان با مسلمين و به ويژه شيعيان ايران حكايت از آگاهى و اطلاع كامل مراكز اصلى تدبيرگر غربى از اين اخبار مى‏كند.
    در واقع غرب متذكر اين نكته است كه «تاريخ غرب» به سر آمده و دير يا زود ناگزير به قبول مرگ فرهنگ و تمدن استكبارى خود است.
    چه، به صدا درآمدن زنگ رهايى به نام دين، خدا، معنا و معنويت، تماميت اين فرهنگ و تمدن را در چالشى سخت به خطر افكنده است. اين‏همه مراكز مطالعاتى و استراتژيك غربى و به‏ويژه يهوديان صهيونيست را بيش از مسلمين متوجه جايگاه و نقش مسلمين و سرزمينهاى اسلامى در تاريخ آينده اضمحلال يهوديت صهيونيستى ساخته است. دريافتى كه آنان را واداشته تا به مدد نخبگان و نظريه‏پردازان، دست به طراحى يك استراتژى پر قدرت و همه جانبه تهاجمى بزنند.
    امام خمينى(ره) در جمله كوتاهى باطن و ذات غربى را - كه طى دهه‏هاى اخير در سيماى امپرياليسم آمريكا نمودار شده بود - بيان فرمودند:
 آمريكا شيطان بزرگ است.
    امام را به عنوان مردى اهل نظر، پيرى ره‏رفته و ره‏يافته بايد ديد كه به مدد «معرفت قدسى» و عنايات آسمانى واقف به علم‏الاسماء، نسبت ميان اسم و مسمى است و هيچ لفظى را بى‏جا و هيچ اسمى را بى‏ملاحظه مسمى بر زبان جارى نمى‏سازد.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.