صفحه نخست arrow مقالات arrow آخرالزمان arrow جهان امروز و پيشگوييهاى آخرالزمان
spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
جهان امروز و پيشگوييهاى آخرالزمان چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
جهان امروز و پيشگوييهاى آخرالزمان
صفحه 2
صفحه 3

برگرفته از كتاب پيشگويي‌ها و آخرالزمان
دستبه‏همان‏سان كه انتظار دستيابى به «مدينه فاضله» و وضعى بهتر و متفاوت با وضع موجود و گريز از ناملايمات، از ابتداى خلقت يار قرين و رفيق دائمى انسان بوده و وعده فرارسيدن روزگار رهايى توسط انبيا، اوليا و حكما نيز اين تمنا و انتظار را قوت بخشيده، تلاش براى كسب آگاهى از امكان و زمان وقوع وعده رهايى و فصل بهار حقيقى نيز او را رها نساخته است. شايد اين تلاش مرهمى بر زخمهاى آدمى بوده و آن را انگيزه‏اى براى تاب آوردن ناملايمات و مبارزه با همه آنچه كه نامطلوب بوده مى‏شناخته؛ تا آنجا كه اين «تمنا» و «مجاهده» فصل قابل توجهى از فرهنگ و ادبيات اقوام را به‏خود اختصاص داده است.

فقدان ادوات مناسب براى گشودن اين راز سر به مفهر و عدم توانايى عموم مردم در دسترسى به آنچه در پس پرده نهان مانده، موجب بوده تا عموم اقوام، پرده‏بردارى از اين راز را از قديسان، راهبان، كاهنان، منجمان، طالع‏بينان و بالاخره پيشگويان بخواهند. چه، دست يازيدن به اين اسرار نهان را از توان انسانهاى معمولى خارج مى‏دانستند و تنها اين توان را در كسانى جست‏وجو مى‏كردند كه قادر به خرق عادت و شكستن محدوديتهاى عالم محسوس بودند و يا با ايجاد نوعى رابطه با نيروهاى ماورايى و قدسى امكان كسب خبر از آينده را در اختيار داشتند. از همين روست كه بخشى از آثارى كه سخن از آينده به ميان آورده‏اند؛ منسوب به طالع‏بينان و منجمان و كاهنان است...


اين تلاش در ميان همه ملل و نحل در هيأت مجموعه‏اى از «پيشگوييها» رخ نموده است. چنانكه هيچ دوره و قومى را نمى‏توان سراغ گرفت كه در آثار فرهنگى خود فصلى ويژه در اين باره نگشوده باشند.
    آثار اساطيرى، ادبى و مذهبى عموم اقوام، مشحون از «پيشگويى» درباره آينده وفرجام تاريخ، جهان و انسان است. به دلايل مختلفى كه در اينجا مجال گفت‏وگو درباره آن نيست زبان عموم اين آثار تمثيلى، رمزگونه و استعارى است.
    اگر چه علوم جديد كه جملگى مبتنى بر دريافتهاى تجربه‏گرايانه و كمّى از عالم و آدم است نافى هرگونه سخن در اين‏باره است اما، مى‏بايست متذكر اين نكته شد كه نسبت با مبدأ هستى و علم لدّنى انبيا و اولياى الهى، مكاشفات پيران طريقت و قديسان، رؤياهاى صادقه، رياضتهاى نفسانى و بالاخره علوم غريبه در گذشته امكان كشف زمان و مكان وقوع بسيارى از حوادث و وقايع مربوط به حيات فردى و جمعى در كره خاك و در آينده دور را فراهم آورده است. چنانكه اين اطلاعات به نسبتهاى مختلف در ميان عموم موجود بوده و عرضه آثارى را نيز موجب گشته است.
    مراجعه به اين آثار و توسل به برخى از طرق (حتى ناپسند و مذموم مثل فالگيرى و رمالى) براى آگاهى از آينده خود، با وجود انكار ظاهرى آن، جزء لاينفك حيات انسان غربى و از جمله سياستمداران و روشنفكران است.
    زبان تمثيلى و گاه شاعرانه اين آثار موجب بوده تا اين آگاهى، همواره قرين با ترديد در كشف مصاديق و تشخيص دقيق زمان و مكان وقوع حوادث باشد.
    تنوع نشانه‏ها، نمادها و پيچيدگى زبانى را وجه مشترك عموم اين آثار مى‏توان دانست. با اينهمه هيچ‏گاه از جذابيت پيشگويى و رونق بازار پيشگويان كاسته نشده است؛ چرا كه «نگاه به آينده» و تلاش براى آگاهى درباره آينده جزء لاينفك حيات انسان و به عبارتى ذاتى وجود او بوده است. امرى كه انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و انگيزه لازم براى تاب آوردن جهان و گذار از فراز و نشيبهاى آن را در وى ايجاد كرده است.
    از وجهى ديگر، اگر چه ملل گوناگون از «جهان‏بينى» و «جهان‏شناسى» متفاوتى برخوردارند و هر يك تعريفى ويژه از مبدأ و انتهاى جهان و جايگاه و نقش انسان در ميانه عالم ارائه مى‏دهند اما، جملگى در منتهى شدن عمر جهان و حيات كلى انسان به «عصرى طلايى» و عارى از هرگونه عيب و رنج و الم مشتركند؛ هر يك نيز اين عصر را به نامى و عنوانى خوانده‏اند و فرارسيدنش را نيز نويدبخش انسان مانده در رنج و ظلم و تباهى ساخته‏اند.
    در ميان همه ملل، «يهوديت» به دليل قدمت تاريخى از يك سو و تذكر درباره ظهور مسيح موعود، بيشترين آثار با موضوع و مضمون «پيشگوئى آينده» را عرضه داشته چنانكه، علقه ويژه اقوام يهودى به «كاهنان» نيز بر دامنه اين آثار افزوده است. تاريخ حيات اين قوم هيچ‏گاه منفك از حضور و رأى «كاهنان» نبوده است. از سوى ديگر «مكاشفات قديسان و رهبانان» مسيحى نيز از جايگاه قابل توجهى برخوردار است. آنان نيز واسپس آخرين گفت‏وگوى مسيح(ع) با حواريون - كه خبر از آينده و ظهور مجددش مى‏داد - در انتظارى بزرگ فرو رفتند تا از آن پس عارفان و رهبانان مسيحى مصاديق بارز حوادث و پيشگوييهاى مسيح(ع) و قديسين پس از وى را شناسايى، تفسير و اعلام كنند. شايد كه منتظران مؤمن از حوادث سوء ماقبل از ظهور حضرت مسيح(ع) در امان مانند و توفيق ديدار دوباره «موعود» را حاصل آورند.
    از همين روست كه على‏رغم وقوع تحريف در دو كتاب مقدس تورات و انجيل بخشهاى قابل تأملى از اين دو كتاب را «پيشگوييهاى مربوط به آخرالزمان» و ظهور دوباره موعود منجى تشكيل مى‏دهد.
    در ميان ملل و نحل مختلف و از جمله برهمنان هندى، كاهنان معابد تبت، عالمان بودايى و غيره نيز آثارى از اين دست موجود است. بخشى از آثار و منابع كتبى و شفاهى مسلمين نيز دربردارنده اخبار آخرالزمان، ملاحم و فتن و بالاخره ظهور موعود(ع) است. قدمت اين اخبار به روزهاى آغازين بعثت نبى‏اكرم(ص) مى‏رسد. چنانكه حديث معراج، خطبه غدير و بسيارى از احاديث و روايات منقول از زبان حضرت دربردارنده اين اخبار و تذكر حوادث سالهاى پايانى و ماقبل الظهور است.
    پس از نبى اكرم(ص) نيز ساير ائمه دين(ع) به گونه‏هاى مختلف از اين اخبار و حوادث سخن گفته‏اند چنانكه على(ع) در نهج‏البلاغه در ميان خطبه‏ها و كلمات و حكمتها بارها متذكر وقايع و اخبار اين فصل مهم از حيات مسلمين شده‏اند.
    سپرى شدن ايام حيات هر يك از ائمه(ع) و فراهم شدن زمينه‏هاى غيبت صغرى و كبراى حضرت ولى‏عصر(ع) به صورت طبيعى بر حجم اين اخبار و روايات افزوده است. سؤالات اصحاب و ياران، ضرورت آماده‏سازى شيعيان براى تاب آوردن ايام دورى و فترت و بالاخره درامان نگه داشتن شيعيان از گرداب «ترديد» و شبهه و بلاياى سخت آخرالزمان موجب افزايش حجم اين اخبار و روايات بوده است.
    وجه بارز و مميز اين اخبار در مقايسه با پيشگوييهاى قديسان و طالع‏بينان ساير اقوام در موارد زير است:
    1. وضوح و روشنى مصاديق؛
    2. ذكر علائم و نشانه‏هاى وقايع طبيعى و غير طبيعى كه در سالهاى پايانى (ماقبل از ظهور) آشكار مى‏شود؛
    3. بيان تكليف فردى و اجتماعى مسلمين (و به ويژه شيعيان) در هنگام مواجه شدن با اين مصاديق و وقايع.
    اطمينان از صحت اقوال و اخبار صادره از سوى ائمه معصومين(ع) به دليل نسبت حقيقى آنان با منبع وحى و الهام و جايگاه ويژه آنان به عنوان ولى و سرپرست مسلمين و حجج الهى در گستره زمين، موجبات توجه جدى و تذكر مسلمين و شيعيان به اين اخبار را در سالهاى سخت و طاقت‏فرساى قبل از ظهور فراهم آورده است.
    حتمى‏الوقوع بودن برخى از اين حوادث، بحرانهاى نفس‏گير طبيعى و غيرطبيعى - كه جان ميليونها نفر را در آخرين سالهاى قبل از ظهور به خطر مى‏اندازد - و بالاخره آشكار شدن علائم بسيارى كه حكايت از نزديك شدن فصل رهايى مى‏كند در اين منابع مورد توجه و تأكيد واقع شده است.   غلبه علوم تجربى كه حاصل تاريخ غربى است و غربزدگى مسلمين طى دويست سال اخير متأسفانه موجب بى‏اعتنايى شيعيان به اين وجه از حيات و تأمل درباره حوادث آينده و اخبار رسيده در اين باره گرديده است. چنانكه بلافاصله گوينده را متهم به نشر خرافات و اوهام و بسط ترس و رعب و ناامنى در ميان جامعه مى‏كنند و خود رها از اين همه به تنظيم مناسبات و معاملات مبتنى بر عقل جزوى، حال‏نگر، كمّى و غافل از گذشته و آينده مشغول مى‏شوند.
    بايد پرسيد: آيا به همان اندازه كه امروزه مسلمين درگير و دار با ظاهر دين و دنيا روزگار مى‏گذرانند و همه امور را متكى به عالم محسوس و تجربه‏گرايى صرف مى‏شناسند؛ يهوديان، مسيحيان و حتى برهمنان هندو نيز از اين امور غافلند؟ تمامى قراين و شواهد حكايتى ديگر را بيان مى‏دارند.
    در هيچ دوره‏اى نظريه‏پردازان، سياستمداران و عموم مردم ساكن سرزمينهاى غربى به اندازه دوره‏اى كه در آن به سر مى‏بريم درباره آينده جهان، جنگ پايانى، پايان تاريخ، ظهور مسيح، ضد مسيح(دجال) و همه آنچه غرب و تمدن مادى آن را به خطر مى‏افكند؛ گفت‏وگو نكرده و براساس پژوهشهاى انجام شده اقدام به توليد آثار فرهنگى و تدوين استراتژيها و تنظيم سياستهاى منطقه‏اى و بين‏المللى خود ننموده‏اند.
    توليد و توزيع گسترده فيلمهاى سينمايى - كه عمدتاً محصول كمپانيهاى امريكايى‏اند - تأسيس سايتهاى اطلاع‏رسانى در شبكه جهانى اينترنت، انتشار مجموعه گسترده‏اى از كتابها و مقالات مرتبط با موضوعات ياد شده و... تنها در زمره بخش آشكار اين رويكرد عمومى غرب به موضوع آخرالزمان و آينده‏نگرى در اين‏باره است.
    بسيارى از شما درباره «نوسترآداموس» و پيشگوييهاى او كه چهارصد سال پيش صورت گرفته، شنيده‏ايد. اولين بار حدود سالهاى 60 و 61 بطور اتفاقى نسخه‏اى از فيلم نيمه مستند «نوسترآداموس» برادران وارنر را ديدم.
    تأكيد بازيگر راوى داستان فيلم مبنى بر به واقعيت پيوستن صدها پيشگويى اين پيشگوى يهودى‏الاصل فرانسوى و نمايش فيلم ورود امام خمينى به ايران، همراه با قرائت قطعه‏اى از پيشگوييهاى وى در اين باره و ارائه عباراتى كه حكايت از وقايع شگرف و مهم در آينده و حتى تا وقت ظهور منجى موعود داشت توجه هر بيننده‏اى را جلب مى‏كرد.
    سازندگان فيلم با نوعى شيطنت اين موضوع را به بيننده القا مى‏كردند كه حسب پيشگوييهاى نوسترآداموس پس از نبردهاى طولانى و جنگ جهانى سوم، جهان صلحى هزار ساله را زير پرچمى در بيت‏المقدس تجربه خواهد كرد.
    طى چندين دهه اخير، مضامين اين پيشگوييها با چاشنى تحليل سياستمداران غربى و جهت‏گيرى ويژه گردانندگان پشت پرده مدينه ليبرال سرمايه‏دارى، دستمايه ساخت دهها فيلم با موضوع و مضمون آخرالزمان و موجودى ماورائى كه از فضايى خارج از كره زمين جهان را تهديد مى‏كند، شده است.
    اين موضوعات و انتشار آراء اشخاصى چون هانتينگتون، تافلر، فوكوياما و امثالهم كه به‏عنوان نظريه‏پرداز سخنانشان درباره «پايان تاريخ»، «جنگ تمدنها» و... تبديل به استراتژى سياسى، نظامى سياستمداران حاكم بر آمريكا و انگلستان شده بيش از پيش نگارنده را متوجه جريانى كرد كه در ميان مسلمين مغفول مانده است.
    «نوسترآداموس» پيشگويى بود كه در عباراتى پيچيده و الفاظى نمادين و سمبليك از آينده سخن مى‏گفت، اما بسيارى از حوادث و اتفاقات طى همين يكى دو دهه در كنار بن‏بستهاى نظرى، ابتذال فرهنگى و بحرانهاى مدنى دلواپسى درباره آينده و انتظار رهايى بزرگ را مبدل به دغدغه فكرى بخش بزرگى از مردم جهان كرد. چنانكه امروزه تنها بيش از پنجاه پايگاه اطلاع‏رسانى در شبكه جهانى اينترنت وظيفه گفت‏وگو و تفسير پيشگوييهاى نوسترآداموس را عهده دارند و قريب به يكصد و بيست پايگاه نيز آراء عرضه شده درباره گذشته و آينده جهان در ميان ساكنان ربع مسكون را مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار مى‏دهند.
    اين همه  حكايت از «واقعه‏اى شگرف» يا جريانى پيوسته و سازمان‏يافته در لايه‏هاى پنهانى سياست، فرهنگ و اقتصاد جهان استكبار مى‏كند.
    بسيارى از منابع و مصادر مذهبى (يهودى، مسيحى و اسلامى) و پيشگوييهاى پراكنده در ميان ملل مختلف از اين «واقعه شگرف» و مقدمات و نشانه‏هاى آن خبر مى‏دهند و در وجه ديگر عملكرد عوامل استكبار و استعمار (آمريكا، انگليس، پرتغال و اسپانيا) خبر از «جريانى پيوسته» و سازمان يافته دارد كه مى‏تواند از سويى ديگر حاكى از اطلاعات آنان از اين واقعه شگرف هم باشد و يا...
    جناب «شيخ على كورانى» محقق مباحث مهدوى و مؤلف مجموعه پنج جلدى معجم احاديث الامام المهدى(ع) در كتاب عصر ظهور مى‏نويسد:
 بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نشانه‏هاى اعتقاد به حضرت مهدى منتظر(ع) در ميان ملل جهان اسلام و حتى غير اسلام... يعنى پرسش از او و سخن گفتن پيرامون او و مطالعه و تأليف درباره او به اوج خود رسيد.
    تا جائيكه اين لطيفه شايع شده كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده‏اى از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدى(ع) تهيه و تنظيم نموده كه تنها نقص آن تصوير آن حضرت است5.
    تفاسير مختلفى از اين اطلاعات و آنچه در جغرافياى سرزمينهاى اسلامى مى‏گذرد مى‏توان ارائه نمود.
    غرب به مدد «مراكز مطالعاتى و استراتژيك» خود، همه آنچه را كه درباره «آينده جهان» و «جهان آينده» بيان شده گردآورى و بررسى كرده است و حسب خوى ذاتى (استكبارورزى) خود نيز سر در پى ترسيم نقشه‏اى براى «آينده جهان» و «جهان آينده» گذارده است. چيزى كه از آن با عنوان «نظم نوين جهانى» ياد مى‏شود. در اين مراكز بى‏گمان آثارى كه محصول خلوت، مكاشفه، اخبار و روايات و حتى رياضت راهبان و قديسان عالى‏مقام‏اند نيز از نظر دور داشته نشده است.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.