نوشته شده توسط : sepehrdanesh
خاورميانه به جهت اهميت فوق العاده و جهاني آن در ارتباط با تجارت ، كشاورزي ، توليد علم ، خاستگاه اديان مهم جهانشمول ، منابع متنوع و غني زيرزميني ، تأمين سوخت و ... ، طي چند قرن گذشته كانون توجه جهانيان خصوصا قدرت هاي استعمارگر بوده است به طوري كه بسياري از اين حكومت ها در رقابتي فشرده براي به سيطره درآوردن يا بهتر بگوئيم به توبره كشيدن خاك ممالك اين ناحيه از كره ي خاكي تلاش زيادي را داشته اند .
اين موضوع با سقوط امپراطوري گسترده و قدرتمند عثماني و حضور قوي بريتانياي كبير در اكثر نقاط اين منطقه ، شكل جدي تري به خود گرفت به گونه اي كه نه تنها اكثر كشورهاي غرب آسيا خاطرات تلخ و زخم هاي دردناكي را از آن دوران به يادگار دارند كه اكنون نيز بزرگترين مشكل امنيتي و خطرناك خاورميانه كه همانا حكومت صهيونيستي تل آويو مي باشد محصول همان دوره ي استعمار و جعل حكومت هاي بي هويت و خلق الساعه است . بالفور در اعلاميه ننگين و سلطه جويانه خويش بنيان حكومتي را گذاشت كه از سال 1948م تا كنون بزرگترين مصداق استعمار نوين در سطح جهان مي باشد . علاوه بر آن اختلافات مرزي و سرزميني مهمي مانند آنچه بين ايران و امارات و برخي ديگر از كشورهاي خليج فارس در جريان است نيز به همان زمان برمي گردد . پس از جنگ دوم جهاني و به دنبال رو به ضعف گذاشتن امپراطوري استعمارگر انگليس ، به تدريج آمريكا جاي خود را در خاورميانه باز كرد اما نه به شيوه ي استعمار كهنه بلكه به شيوه اي جديد . آمريكائيان با بهره گيري از تجربيات انگليسي ها و با كمك برخي از قدرت هاي رو به رشد منطقه همچون رژيم اشغالگر قدس به تسلط بلامنازع در خاورميانه پرداختند . در اين شيوه ، حكومتهاي دست نشانده و سرسپرده جاي فرمانداران و حاكمان منصوب را گرفتند و يك به يك حكومت هاي منطقه تغيير يافته و حاكماني صد در صد فرمان بردار از واشنگتن بر سركار آمدند . در ايران ، كودتاي 28 مرداد آنچنان جاي پاي آمريكا را در منطقه محكم ساخت كه در اندك زماني حكومت شاهنشاهي ايران به ژاندارم پرقدرت و تحت فرمان ايالات متحده در خاورميانه بدل گشت . آمريكائي ها با داشتن نوكراني همچون محمد رضا پهلوي و برخي ديگر از عمال درجه دو در رأس حكومت هاي منطقه ، خود را از حضور مستقيم در خاورميانه بي نياز مي ديدند و ماه عسل طولاني اي را با دست نشانده هايشان در اين نقطه استراتژيك از جهان برگزار كردند ليكن در عين خوشي و سرمستي شان ، طوفان انقلاب اسلامي ايران همه چيز را برهم زد و آمريكائي هاي مغرور از پيروزي را براي چند سال به اغماء برد . مردم ايران به رهبري بزرگ مرد تاريخ ايران اسلامي حضرت امام خميني(ره) ، انقلابي را بنيان نهادند كه نه تنها ژاندارم آمريكا در منطقه را ساقط ساخت كه با ايجاد جنبش بيداري اسلامي و آزادي خواهي ، پايه هاي حكومت هاي مستبد منطقه را به لرزه درآورد . حاكمان آمريكا كه منافع حياتي خويش در خاورميانه را در معرض خطر جدي مي ديدند دست به كار شدند تا با سرنگوني جمهوري نوپاي اسلامي بار ديگر سلطه ي خويش را بر اين سرزمين زرخيز و ژئوپولوتيك حاكم نمايند اما ايران 1357 با ايران 1332 تفاوت هاي بسياري داشت . توطئه هاي متعددي همچون كودتا ، غائله هاي جدايي طلبانه ، جنگ هاي داخلي ، ترورهاي وسيع و ... نتوانست خللي در اراده ي اين ملت براي كسب استقلال و آزادي ايجاد نمايد لذا حاكم بعثي عراق با تشويق و پشتيباني آمريكا و عمده ي كشورهاي قدرتمند جهان خصوصا اروپا جنگي را به منظور پايان دادن به حركت عظيم و احياگر اسلامي به راه انداخت كه داعيه ي آن فتح سه روزه ي تهران بود! اما اين جنگ طولاني و نابرابر عرصه ي قدرت نمايي ملتي شد كه تمام اقتدار و ابهت دنياي زورمند غرب را به چالش كشيده بود . آمريكاييان كه از اجراي توطئه هاي متعدد بهره اي نبردند چاره را در تغيير استراتژي پرسابقه خويش و حضور مستقيم در خاورميانه خصوصا در اطراف مرزهاي ايران يافتند . عراق تحت حكومت صدام كه در آن زمان جدي ترين هم پيمان آمريكا در منطقه بود در سال 1984م با حمله ي به كشتي هاي نفتي و باري در خليج فارس آغازگر نبردي شد كه به جنگ نفتكش ها شهرت يافت ( خوشبختانه رأي اخير ديوان بين المللي بر اين امر مهر تأييد نهاده است . ) و همين امر بهانه ي اصلي براي اولين حضور جدي و قوي ارتش آمريكا در خليج فارس شد . اين امر تا به آنجا پيش رفت كه نيروي دريايي آمريكا در سال هاي 1987 و 1988 ميلادي اقدام به انهدام سكوهاي نفتي ايران در خليج فارس نمود . اما به نظر مي رسد اين مقدار ، آمريكائي ها را راضي نمي كرد خصوصا آنكه با پايان يافتن جنگ هشت ساله ي ايران و عراق خطر جمهوري اسلامي براي منافع سلطه طلبانه ي آمريكا همچنان باقي بود لذا بار ديگر صدام به ايفاي نقش پرداخت و پس از دريافت چراغ سبز از آمريكا ، به حمله ي گسترده و اشغال نظامي سراسر خاك كويت و اردو زدن در پشت مرزهاي عربستان اقدام نمود . بار ديگر بهانه ي حضور براي آمريكا پديد آمد و اين بارهم آنها به دعوت حكام دست نشانده ي عرب و با مشروعيت نسبي جهاني راهي خاورميانه شدند . آمريكاي تحت سيطره ي بازهاي جنگ طلب كابينه ي بوش پدر ، در عربستان ، شيخ نشين هاي خليج و تركيه پايگاه زد و پس از حمله ي به ارتش عراق و آزادسازي كويت در آنجا نيز مستقر شد و به اين ترتيب عملا در بسياري از مناطق ، همسايه ي ديوار به ديوار جمهوري اسلامي شد اما با روي كار آمدن دولت آرام تر بيل كلينتون چند سالي در اين پروژه خلل ايجاد گرديد . با روي كار آمدن مجدد جمهوري خواهان و اين بار طيف افراطي آن يعني نومحافظه كاران ، بار ديگر سناريوي حضور در خاورميانه كليد خورد . وقايع يازده سپتامبر و اتهام نقش القاعده ( متحد قبلي پنتاگون ) در اين انفجارها سبب لشگركشي آمريكا به افغانستان شد و پس از آن ، اتهامات واهي كه خود آمريكائيان نيز به دروغ بودن آن واقف بودند بهانه ي تجاوز و اشغال نا مشروع عراق گرديد . تا اينجاي كار ايالات متحده در شرق ، جنوب و غرب ايران حضوري هم مرز يافته و فقط مي ماند شمال . در كشورهاي شمال ايران كه روزي قلمرو حكومت ديوار آهنين يعني اتحاد جماهير شوروي بود گرچه آمريكائي ها داراي نفوذي قوي هستند اما فاقد پايگاه نظامي و حضور فيزيكي جدي بوده و گويا اين امر خيلي راضي شان نمي كند . اكنون خبرها حاكي است كه چارلز والد ، معاون فرماندهي نيروهاي اروپايي آمريكا طي ديداري در باكو با الهام علي اف رييس جمهور تازه و جوان جمهوري آذربايجان اعلام نموده : آمريكا به عنوان بخشي از نظارت بر بخش هاي تحت مالكيت آذربايجان در درياي خزر، به باكو كمك نظامي خواهد كرد . برخي كارشناسان اين كمك را در قالب حضور نظاميان آمريكايي در آذربايجان و درياي خزر تحليل و ارزيابي كرده اند . اكنون جداي از اينكه اين اتفاق چقدر مقرون به صحت است و كي به وقوع خواهد پيوست و در صورت اتفاق با چه واكنشي از سوي ديگر كشورهاي حاشيه خزر خصوصا روسيه روبرو خواهد شد اين نكته ي مهم را اثبات مي نمايد كه آمريكاي تحت تسلط تيم بازهاي نئومحافظه كار ، عزم خود را جزم نموده است تا در تمامي مرزهاي آبي و خاكي جمهوري اسلامي ايران به حضور مستقيم نظامي مبادرت ورزد و اين چيزي است كه بايست تئوريسين ها و سياست مداران نظام در راستاي تدوين استراتژي هاي امنيت ملي به آن بيانديشند . اينكه راه مقابله با اين توطئه و وظيفه ي متقابل مردم و حكومت در راستاي آن چيست نياز به بحث جداگانه اي دارد . |