|
صفحه 5 از 5 موضوعي كه در افكار قالبي جامعه امريكا نسبت به عربها، نيازي به اثبات ندارد. هواپيما براي اين كه برج و هدف را به خوبي ببينيد و نشانه رود، بايستي ارتفاع خود را به مقدار قابل توجهي كاهش مي داد تا درست رودرروي هدف قرار بگيرد. نماي شهر از ارتفاع بالا چيزي شبيه نقشه راهنماي شهري است. علايم و نشانه ها ناپيداست و برج از نماي فوقاني، اصلا مناسب هدف گيري نيست. براي اصابت به نقطه موثر، هواپيما بايستي در ارتفاع بسيار پايين، هر لحظه تغيير موقعيت دهد و مانور بسيار ظريفي را به نمايش گذارد. تنظيم ارتفاع هواپيما از زمين و ساختمان هاي اطراف و همچنين هدايت مستقيم به طرف نقطه موثر برج، كاري بسيار دقيق و حرفه اي را مي طلبيد. عرض برج حدود 75 متر و طول بالهاي بوئينگ 767، حدود 55 متر است و فيلمهاي ويدئويي از حادثه نشان مي دهد كه هواپيما درست در وسط برج فرو مي رود. در حالي كه اگر در هدايت هواپيما فقط 65 متر (در محل هدف و نه از لحظات اول هدفگيري) خطا پيش مي آمد، هواپيما با همان سرعت، بدون برخورد با هدف، از كنار برج مي گذشت. دشواري هدف گيري زماني ملموس تر مي شود كه بدانيم اين فاصله (65 متر) در سرعت 460 كيلومتر بر ساعت در زماني حدود 3/0 ثانيه طي مي شود. با توجه به قدرت مانور اندك بوئينگ 767، اين هدف گيري براي خلبانان پرتجربه هم باورنكردني است؛ چه رسد به خلبان هاي آماتور و در مرحله آموزش! براي هواپيماي اول باد در جهت موافق مي وزيد و اين حالت حفظ تعادل هواپيما را براي خلبان آسان مي كرد. اما باد مخالف، با فشارهاي چرخشي خود از روبه رو، هدايت دومين هواپيما را براي خلبان، پيچيده و مشكل كرده بود. با اين حال اين خلبان هم هواپيما را به نقطه اي حساس تر از پيش و در ارتفاع پايين تر و در وسط برج دوم كوبيد. در نظرخواهي از خلبانان پرتجربه در مورد كيفيت و دقت عمل هواپيماربايان در اين ماجرا، اغلب معتقد بودند در اين حرفه كمتر كسي پيدا مي شود كه بتواند مدعي چنين پرواز دقيقي باشد؛ چه رسد به خلبانهاي تازه كار و آماتور. البته براي انجام چنين پرواز دقيقي، روش مطمئني وجود دارد: استفاده از امواج راديويي هدايت گر هواپيما. امواجي كه از محل هدف منتشر شده و هواپيما را بصورت خودكار به سمت خود هدايت مي كند. به منظور جلوگيري از كشف محل استقرار فرستنده هدايتگر امواج، اين امكان وجود دارد كه فرستنده ها فقط در لحظه مورد نياز روشن و فعال شده باشند. به هر حال از گروه هواپيماربايان، بايستي كسي يا كساني هم از روي زمين، بخشي از عمليات را هدايت مي كردند. اگر چنين باشد و بخشي از هدايت، از طريق فرستنده هاي راديويي انجام شده باشد، ديگر چه نيازي است به افراد متعددي از خلبانان كارآموز در داخل هواپيما؟ فقط كافي است كه، 1 الي 2 نفر از هواپيماربايان پس از در دست گرفتن كنترل هواپيما، هواپيما را بحالت پرواز اتوماتيك درآوردند. در واقع براي هدايت چنين پرواز دقيقي، در اصل، هيچ نيازي به ربودن هواپيما و گروگانگيري نيست. كافي است، قبل از پرواز، با دستكاري سيستم كامپيوتري هواپيما، قصد طراحان عمليات عملي شود و حتي با تكنولوژي جديد گلوبال هاوس نيازي به عمليات نامطمئن دستكاري كامپيوتري هواپيما در روي زمين هم نيست! اين سلاح جديد وزارت دفاع امريكا قادر است كه هواپيماي در حال پرواز را تحت كنترل مركز هدايتگر زميني يا هوايي خود درآورد. هواپيماي بوئينگ نيز احتمالا تحت چنين شرايطي بصورت كنترل از راه دور و شبيه هواپيماهاي بدون خلبان، به سمت هدف هدايت شده است. شاهكار خطوط هوايي آمريكا پس از فروريختن برج ها، آژانس مديريت حوادث غيرمترقبه امريكا (FEMA) هياتي مركب از اعضاي انجمن مهندسان عمران امريكا را مامور تحقيق تفحص پيرامون حادثه كرد. در گزارش اوليه اين انجمن، چنين آمده بود كه: حرارت بسيار شديد حاصل از انفجار سوخت هواپيما، ساختار فلزي مركز ساختمان را تا جايي تضعيف كرد كه قادر به تحمل بار فوقاني طبقات بالا نبود. اما اين فرضيه، از طرف انجمن آتش نشانان نيويورك، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و نشريه Fire Engineeing با ارائه جداول و محاسبات نشان داد
|