|
صفحه 4 از 5 اما اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه رادارهاي دفاع هوايي منطقه پنتاگون، با دريافت رمز عبور، فقط به هواپيماها و سلاحهاي دولتي اجازه ورود به حريم هوايي منطقه را مي دهند. به عبارت ديگر هيچ هواپيمايي بدون ارسال كد رمز به پايگاه ضد هوايي نمي تواند از ديوار آتش ضد هوايي ها بگذرد. پس مي توان گفت كه اين حمله احتمالا از سوي گروهي از ماموران ارتش امريكا بر عليه گروهي ديگر از ارتشيان تدارك و اجرا شده است. و حالا آيا سرپوش گذاشتن بر حقايق پشت پرده حادثه پنتاگون، به قصد پنهان نگهداشتن اختلافات داخلي، محدود به حادثه پنتاگون است يا اين كه بوش و دولت او حقايق و موارد ديگري در رابطه با حوادث 11 سپتامبر را همچنان پنهان نگاه داشته اند؟ موشك يا هواپيما؟ بد نيست يكبار ديگر گزارش هاي خبري حمله به نيويورك را مرور كنيم. روز يازدهم سپتامبر 2001، ساعت 50/8 دقيقه صبح، شبكه خبري CNN، با قطع برنامه عادي خود، گزارش داد كه يك هواپيماي مسافربري با برج شمالي تجارت جهاني برخورد كرده است. از آنجا كه هنوز فيلمي از محل حادثه گزارش نشده بود، تصوير ثابتي از برج منهتن در حالي كه دود از آن بيرون مي زد نشان داده شد. سال 2001 را شايد بتوان بدترين دوران تاريخ خطوط هوايي امريكا دانست. قبل از يازدهم سپتامبر شركتهاي هواپيمايي ورشكستگي را در چند قدمي خود احساس مي كردند. خدمات فني هواپيماها در ارزان ترين و سطحي ترين صورت رفع و رجوع مي شدن و برجهاي مراقبت فرودگاه ها خدمات مطمئني ارائه نمي كردند و تراكم هوايي بيش از حدي كه در اطراف فرودگاه و شهر نيويورك وجود داشت، باعث بي نظمي گسترده اي شده بود. لذا پس از اولين گزارش CNN، آنچه ذهن مخاطب را به خود مشغول مي كرد، تاسف بر اين شاهكار خطوط هواپيمايي امريكا بود. اگرچه امكان هر حادثه اي غير از تصادف هوايي وجود داشت، اما CNN در خبر بعدي گزارش داد كه: اين حادثه مي تواند حمله اي تروريستي باشد. در گذشته اي نه چندان دور، يعني در 26 فوريه 1993، يكبار برج تجارت جهاني مورد حمله قرار گرفته بود. در آن زمان با انفجار يك وانت استيشن پر از مواد منفجره در پاركينگ زيرزمين ساختمان، شش نفر كشته و هزاران تن ديگر زخمي شدند. حمله سال 1993 به گروههاي مسلح اسلامي نيويورك به رهبري شيخ عمر عبدالرحمان نسبت داده شد. مفسر خبري CNN معتقد بود در صورت عمدي بودن حادثه كار، احتمالا كار گروههاي بنيادگراي اسلامي به رهبري اسامه بن لادن ، ميليونر سعودي است. بن لادن كه از او به عنوان پشتيباني كننده مالي اين عمليات ياد مي كنند، در تاريخ 23 اوت 1996 از پناهگاهش در افغانستان، فتوايي مبني بر يك جهاد مقدس عليه امريكا و اسرائيل صادر كرده بود. حملاتي كه در هفتم اوت 1998 بر عليه سفارتخانه هاي امريكا در نايروبي (كنيا) و دارالسلام (تانزانيا) تدارك شده بود را هم به وي و گروه او نسبت مي دهند. لذا، درچند سال اخير، بن لادن به دشمن شماره يك امريكا شهرت يافت و پليس فدرال امريكا براي كله او پنج ميليون دلار جايزه تعيين كرد و شوراي امنيت سازمان ملل از دولت طالبان خواست او را جهت محاكمه تسليم كند. دولت امريكا نيز همواره در پي محاكمه غيابي بن لادن در دادگاه نيويورك بوده و هست. بعد از حادثه، شبكه هاي تلويزيوني امريكا، يكي بعد از ديگري پخش زنده و مستقيم از حادثه نيويورك را آغاز كردند و بينندگان تلويزيون برخورد دومين هواپيما به برج جنوبي مركز تجارت بين المللي را به طور زنده از شبكه هاي تلويزيوني امريكا مشاهده كردند. تصويربرداران شبكه هاي تلويزيوني كه تا لحظاتي قبل از 9و 3و دقيقه صبح ، مشغول تهيه گوياترين تصوير از آتش سوزي برج شمالي بودند، به يكباره دوربين ها را به طرف هواپيمايي متمركز كردند كه با سرعت زياد به برج جنوبي نزديك شد. لحظه اصابت اين هواپيما به برج دوم را ميليون ها نفر به طور زنده از گيرنده هاي خود ديدند. در آن لحظه هيچ كس ترديد نكرد كه امريكا در خاك خود مورد حمله تروريست ها قرار گرفته است. پس از دو حمله هوايي نزديك به هم، وحشت از حملات تكميلي زميني و كماندويي تروريست ها باعث شد كه تمام بندرها، پل ها و تونل ها بسته اعلام شود. پليس نيويورك در ساعت 9 و 40 دقيقه طي اطلاعيه اي، حمله هوايي به ساير برجها را هم محتمل دانست و بيست دقيقه بعد يعني راس ساعت 10 صبح، همزمان با اعلام خبر حمله به پنتاگون، مردم دنيا مستقيما شاهد فروريختن برج جنوبي بر صفحه تلويزيون ها بودند. ساعت 10 و 29 دقيقه نوبت به سقوط دومين برج (برج شمالي) رسيد و منهتن در زير چادري از دود و غبار پنهان شد. احتمال آن مي رفت كه دهها هزار نفر در اين حادثه كشته و زخمي شده باشند. بعدها معلوم شد كه حرارت حاصل از برخورد و انفجار بسيار شديد هواپيماها، سازه هاي فلزي ساختمان را ذوب كرده و ستونها تحمل بار فوقاني را از دست دادند. جرج پاتاكي فرماندار نيويورك، با بسيج تمامي دفاتر ايالتي از گارد ملي خواست كه به نجات مصدومان حادثه بشتابند. او گفت: من هيچ فكري جز نجات كساني كه در آن دو برج گرفتار شده اند ندارم. انگار همه آنها دوستان و بستگان من هستند براي نجات آنها از هيچ كوششي فروگذار نكنيم. ساعت 11و2 دقيقه صبح راديو نيويورك وان خطاب به اهالي نيويورك، اطلاعيه اي را پخش كرد. مفاد اين اطلاعيه كه رودولف گيلياني، شهردار وقت نيويورك در يك تماس تلفني آن را براي شنوندگان راديو خواند، از اين قرار بود: از تمام كساني كه خارج منطقه منهتن قرار دارند درخواست مي كنم كه از منزل و محل كار خود خارج نشوند. اگر در منطقه تجاري شهر قرار داريد، براي تسهيل در عمليات نجات از منطقه حادثه ديده گرفته به آرامي به سمت شمال شهر حركت كنيد، تا ما بتوانيم عمليات نجات را هرچه سريعتر و بهتر انجام دهيم. پس از پخش اين اطلاعيه، جمعيتي بالغ بر دهها هزار نفر، با پاي پياده از روي پلها، به خارج از منهتن گريختند (پلها قبلا به روي اتومبيل ها بسته شده بود) ساعت 20/5 عصر، برج شماره هفت مركز تجارت بين المللي هم، بي آن كه هواپيمايي به آن برخورد كند، فرو ريخت. اين برج قبل از حادثه كاملا تخليه شده بود مركز خدمات امدادي نيويورك، علت ريزش برج هفتم را ناشي از اثر جانبي فروريختن دو برج شمالي و جنوبي تشخيص داد. از آنجا كه فروريختن ساير برجها نيز محتمل به نظر مي رسيد و امكان داشت تلفات، لحظه به لحظه بيشتر و بيشتر شود، اين مركز سفارش حمل سي هزار كيسه ملحفه پلاستيكي براي حمل اجساد احتمالي را داد. پس از گذشت يك شبانه روز بود كه ويرايش دوم داستان 11 سپتامبر اين گونه تنظيم شد: گروه هاي نظامي اسلامگراي وابسته به شبكه بن لادن، در گروههاي پنج نفره و مسلح به تيغهاي موكت بري، هواپيماها را در اختيار گرفته بودند. آنها با قرباني كردن خود هواپيماها را به سبك خلبانان انتحاري ژاپني (Kamikaze) به برجها كوبيدند. در نگاه اول همه چيز كاملا روشن و انكارناپذير مي نمود، اما هرچه در شرح وقايع منتشره عميق تر مي شديم، تناقض هاي بيشتري آشكار مي شد. اف.بي.آي، 2 هواپيماي ياد شده را از نوع بوئينگ 767 شناسايي كرد. يكي از آنها پرواز شماره 11 شركت هواپيماي امريكن ايرلاين بود كه در مسير بوستن- لوس آنجلس پرواز مي كرد و ديگري پرواز شماره 175 شركت يونايتد ايرلاين بود كه او هم در همان مسير بوستن- لوس آنجلس در پرواز بود. هر دو شركت هوايي هم گم شدن هواپيماهاي خود را تاييد كردند. برخي از مسافران هواپيما توانستند لحظه هايي از ماجراي عمليات را براي بستگان و دوستان خود به وسيله تلفنهاي همراه گزارش كنند. از ميان گفته هاي مسافران معلوم شده كه همه را در انتهاي هواپيما جمع كرده بودند. به عبارت ديگر، همه را از محل اصلي عمليات كه كابين خلبان باشد دور نگاه داشتند. تعداد مسافران به عمد و يا سهو بسيار كمتر از ظرفيت اصلي هواپيما بود. در پرواز شماره 11 امريكن ايرلاين، 81 نفر و در پرواز 175 يونايتد ايرلاين 56 نفر بودند در حالي كه ظرفيت هريك از هواپيماها 239 نفر است. بنا به اطلاعاتي كه از مسافران به دست آمده، هواپيماربايان به سلاح سرد مسلح بودند. زماني كه تمام فرودگاه ها بسته اعلام شده و تمام هواپيماهاي در حال پرواز، جهت كنترل، مجبور به فرود در نزديك ترين فرودگاه شدند، در بازرسي FBI از داخل 2 هواپيما، دو عدد تيغ كاتر در زير تشك صندلي ها كشف شد. اين هواپيما، پروازهاي شماره 43 (نيويورك- لوس آنجلس) و 1729 (نيويورك- سانفرانسيسكو) اعلام شدند. بعدها سازمان CIA، چندين كيسه تيغ كاتر در محل اقامت بن لادن در افغانستان پيدا كرد. سازمان سيا، تيغهاي كشف شده در منزل بن لادن را، شاهدي بر تمرين و آمادگي چريكهاي اسلامي در به كار گرفتن اين سلاحها دانست و حالا جالب اينجاست كه عبور دادن سلاحهاي گرم از جنس كامپيوزيت (سلاح هاي گرمي كه از آلياژ مخصوص ساخته شده و دستگاه هاي كنترل هواپيما قادر به شناسايي آن نيست). به داخل هواپيماكاري به مراتب راحتتر از عبور دادن تيغهاي فولادي است. نمي توان باور كرد كه بن لادن، مرتكب چنين بي احتياطي بزرگي شده باشد. اما واقعا چرا پاي سلاح سرد و تيغ كاتر به ميان كشيده شد؟ پاسخ روشن است: افكار عمومي مردم امريكا، چنين شكل گرفته كه عرب ها و چريكهاي اسلامي، اغلب قربانيان خود را با سلاح سرد مي كشند. آن هم به سبك بريدن گلوي قرباني! پيش كشيدن موضوع كاتر، عرب بودن تمام هواپيمارباها را القا مي كند.
|